14-12-2017@06:19:30 GMT
  • زوج‌های نابارور جهت درمان به این مراکز مراجعه کنند+ آدرس مراکز دولتی - ایسنا
  • مرکز ناباروری شهید بهشتی اصفهان
  • مرکز نازایی بهشتی اصفهان | تبادل نظر نی نی سایت
  • مراکز درمان ناباروری | آدرس مراکز دولتی، برای درمان ناباروری|مجله روزنو
  • پارسی پو | مرکز تخصصی بازنشر اخبار ایران و جهان
  • تولد 5 هزار کودک به روش IVF در یزد/ امیدهایی که دیگر ناامید نمی‌شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • مدرسه کلوب - مدارس دولتی پسرانه منطقه 1 دبیرستان دولتی پسرانه منطقه 1
  • مدارس منطقه یک مشهد – لیست کامل و جامع کلیه مدارس مشهد بر اساس منطقه
  • دبستان پسرانه منطقه 1 | تبادل نظر نی نی سایت
  • لیست مدارس ابتدایی اهواز » اهواز اینفو
  • آدرس و تلفن مدارس مناطق تهران | آویژه دانش
  • جعبه - صلح‌بانان جهان قسمت ۵ (نجات) - دوبله به فارسی
  • جعبه - کارتون فوتبال رباتی - دوبله فارسی - قسمت 41 (قسمت نهم فصل 2)
  • دانلود انیمیشن سریالی Transformers Rescue Bots
  • رستم قاسمی:سرهنگ نیستم، سربازم
  • دلم براش تنگ شده.ولی حیف که سربازم....
  • پاسخ ارسلان کاظمی به فدراسیون بسکتبال: سربازم و نمی‎توانم بیایم - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • برزای: قهر کدام است؟من سربازم - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
  • دانلود آهنگ رباب | هفیان - دانلود آهنگ فیلم رمان عاشقانه
  • دانلود آهنگ لری محسن احمدی به نام رُباب رُباب | سایت آهنگ لری
  • دانلود آهنگ رباب رباب محسن احمدی لری | Movie-teacher
  • لیست جدید مراجع دادگستری شیراز - موسسه حقوقی اریکه عدل
  • رييس کل دادگستري فارس:در انتخابات مجلس مطابق قانون، فضاي مشارکت پرشور مردم را فراهم کنيم - ایسنا
  • برخورداری از یک دادرسی عادلانه حق مردم است | موسسه فرهنگی و انتشاراتی طرح نوین اندیشه
  • تقی زاده کلید دار قضاوت بی طرفانه در فراشبند شدخبرگزاری آبپا | خبرگزاری آبپا
  • حمایت بیش از 300 تن از وکلای دادگستری از «محمود صادقی»
  • مجموعه کتاب های تیزهوشان گل واژه - گل پلاس
  • کتاب کار و تمرین عربی نهم انتشارات گل واژه - درسیتو
  • کتاب کار و تمرین ریاضی نهم نشر گل واژه - درسیتو
  • آموزش پیشرفته ریاضی نهم تیزهوشان (گل واژه )
  • کتاب کار و تمرین ریاضی چهارم ابتدایی انتشارات گل واژه - درسیتو
  • بهترین کتاب های کمک درسی سال یازدهم کدام اند؟ | مکتب جو
  • کتاب پیام های آسمان هفتم گلبرگ انتشارات گل واژه - درسیتو
  • کلیه فرمولهای محاسبه حقوق و دستمزد - پویان پردازش
  • اکسل حقوق 96 و نحوه محاسبه حقوق و دستمزد پرداختنی به پرسنل در سال 96
  • آشنایی با نحوه محاسبات حقوق و دستمزد
  • نحوه محاسبه حقوق و دستمزد - آموزش فرمول محاسبه حقوق | آرین سیستم
  • کارایان نیک فکر | روش محاسبه حقوق ودستمزد و روش تعدیل ماهانه
  • اصلاح الگوی مصرف را از خانه آغاز کنیم
  • مدیریت صحیح مصرف آب ، از مصادیق اقتصاد مقاومتی است | مهرآب
  • نشست هم‌اندیشی مدیریت مصرف آب و برق با حضور امامان جمعه برگزار شد | خبرگزاری ایلنا
  • روزی که آب و برق مجانی شد - ایسنا
  • نگرانی از نحوه مصرف آب و برق نقطه آغاز حل مسئله - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • درخواست «نیرو» برای کاهش مصرف آب و برق
  • چگونه طرح درس مبتنی بر برنامه ی درسی ملی بنویسیم ؟ - کارآفرینی آینده پژوهان فکور
  • مراحل نوشتن طرح درس روزانه - بازیگوش-Bazigosh
  • محتوای درس ملی - دبیرستان دوره اول رهبران
  • محتوای درس ملی - دبیرستان دوره اول رهبران
  • سازمان امداد و نجات هلال احمر کشور - دوره بازآموزی طرح ملی نوروز 96
  • نمونه طرح درس برای جشنواره درس پژوهی | ابتدایی ها
  • زینب صلبی: زنان، زمان جنگ و رویای صلح | TED Talk
  • مکلف شدن دختران نه ساله مرکز فرهنگی هنری یل آباد در روز دختر - کانون
  • شعر جشن تکلیف دخترانه و پسرانه با متن های بسیار زیبا و دلنشین
  • کتاب مقدس، عهد قدیم و عهد جدید
  • طی سه سال گذشته به ازای هر 110 روز یک مرکز فرهنگی هنری در استان راه اندازی شده است - کانون
  • جشنواره بین المللی شعر در لندن برگزار می‌شود؛ از فروغ فرخزاد تا شاعران زن افغان - روزنامه افغانستان
  • جعبه - دابسمش فوق العاده خنده دار و جدید ایرانی
  • آینت | دابسمش باحال این دو سرباز ایرانی
  • آریا ویدئو | دابسمش جدید ایرانی خنده دار Dubsmash jadid Irani
  • فیلم اکیا(نیهان وقتی میفهمه داداشش فوت شده) ( اپارات ) - سرزه
  • سریال اکیا عشق بی پایان خلاصه و قسمت آخر فیلم اُکیا + عکس
  • عکس بازیگران سریال اکیا | زمان پخش و خلاصه داستان سریال ترکی اکیا
  • سریال اکیا،کیا دیدن | تبادل نظر نی نی سایت
  • صحبت های خواندنی سحر قریشی درمورد قد و وزن و تزریق ژل به لب هایش!
  • سریال اکیا خلاصه قسمت آخر اکیا و داستان قسمت های سریال اکیا - تاپ ناز | دمادم
  • عکس نوشته ساز عکس و متن – Android Apps on Google Play
  • اکیا نیهان وقتی میفهمه داداشش مرده واقعا زیبا - جستجو - خوب خوان
  • املاک نجف‌آباد | خريد خانه و فروش آپارتمان نجف‌آباد | دودوتا
  • معاوضه باغ و ویلا 1550 متری اصفهان-جاده آتشگاه به نجف آباد-کهریزسنگ-جاده کهریزسنگ به قهدر|
  • فروش ویلا مسکونی 19 سال ساخت اصفهان - 6129330
  • فروش خانه مسکونی 36 سال ساخت بازسازی شده اصفهان - 6109292
  • معضل سگهای ولگرد در نجف‌آباد ادامه دارد - ایسنا
  • املاک اصفهان | خريد خانه و فروش آپارتمان اصفهان | دودوتا
  • زندگی در سنندج چگونه است؟ - کجارو
  • دانلود آهنگ جدید فرشید ادهمی عاشقم
  • دانلود آهنگ فرشید ادهمی عاشقم - دانلود آهنگ جدید
  • دانلود آهنگ فرشید ادهمی عاشقم
  • آهنگ جدید - دانلود آهنگ عاشقم فرشید ادهمی
  • دانلود آهنگ جدید فرشید ادهمی به نام عاشقم - دانلود آهنگ جدید
  • دانلود آهنگ جدید عمران طاهری تو
  • دانلود آهنگ جدید اشوان بنام بهت مریضم
  • نمونه سوالات کتبی مسابقات قرآن ، نماز و عترت دوره متوسطه اول و دوم به همراه پاسخنامه
  • مسابقات قرآن ،عترت و نماز ایران پرورش
  • دانلود محتواي سي و چهارمين دوره مسابقات قرآن ، عترت و نماز دانش آموزان خراسان رضوي94-95
  • نمونه سوالات احکام ایران پرورش
  • كسب رتبه هاي برتر مسابقات قران و عترت
  • صحیفه سجادیه ایران پرورش
  • تودی فا | شیوه مسابقات قرآن عترت ونماز در سال تحصیلی 95-94
  • سی‌وسومین دوره مسابقات قرآن و عترت دانش‌آموزان خراسان رضوی برگزار می‌شود - قدس آنلاین | پایگاه خبری - تحلیلی
  • نرم افزار مدیریت حمل و نقل سوخت و فرآورده های نفتی | شرکت سازه های اطلاعاتی و ارتباطی سامان
  • خطوط انتقال فرآورده‌های نفتی کشور به کمک افزایش صادرات می‌آید
  • جزئیات 3 بخشنامه جدید نفتی گمرک/ تهیه گزارش محرمانه ماهیت فرآورده‌های نفتی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • لغو بخشنامه افزایش قیمت فرآورده‌های ویژه
  • واریز 30 درصد از درآمدهای صادرات نفت، گاز و فرآورده های نفتی به صندوق توسعه ملی :: خبرگزاری خانه ملت
  • دانلود Divar 9.1.2 برنامه دیوار برای اندروید
  • فيلم/ خرید و فروش دختران در محفل داعش
  • تجاوز وحشیانه به دختر ۷ ساله در نیشابور+ عکس کیانا - حوادث
  • املاک مشهد | خريد خانه و فروش آپارتمان مشهد | دودوتا
  • املاک بهارستان | خريد خانه و فروش آپارتمان بهارستان | دودوتا
  • جزئیات آزار و اذیت و قتل دختر 7 ساله در نیشابور/ رسیدگی خارج از نوبت به اتهامات قاتل کیانا +عکس | رکنا
  • بیمارستان قائم قائمشهر | عکس تلگرام
  • پیدا شدن جسد متعفن در صندوق عقب یک خودرو در قائم شهر - ایسنا
  • ماجرای بی خانمانی با بدن سوخته در قائم شهر! - ایسنا
  • جزئیات مصدومیت مامور راهنمایی و رانندگی قائم شهر در برخورد با راننده خاطی - ایسنا
  • بیمارستان ولیعصر(عج)قائمشهر - شرکت بازرگانی بین المللی تامین اجتماعی
  • سوابق شرکت - شرکت مهندسی تاسیسات و انرژی تامین
  • مرکز فوق تخصصی جراحی قلب باز بیمارستان تأمین اجتماعی منطقه ای ولی عصر(عج) قائمشهر افتتاح شد
  • راه اندازی مرکز نوروآنژیوگرافی و آنژیو پلاستی مغزی در بیمارستان فوق تخصصی ولیعصر (عج) قائمشهر - شرکت بازرگانی بین المللی تامین اجتماعی
  • عکسها و بیوگرافی علی شادمان بازیگر جوان +ازدواج و گفتگو با او
  • این همه سوتی در سریال «کیمیا»
  • بیوگرافی امیرحسین آرمان و همسرش +ماجرای ازدواج و عکسها
  • مصائب «امیرحسین آرمان» و کیوان در سریال پریا
  • عکس های جدید علی شادمان بازیگر نقش کیوان در سریال کیمیا + بیوگرافی - فرهنگ و هنر
  • مهراوه شریفی نیا: بازی در سریال کیمیا، خیلی بیشتر از این حرف ها می ارزید | تی وی پلاس اولین مجله ویدئویی ایران
  • معرفی و مشخصات فنی بوگاتی شیرون ، یک ابرخودروی 3 میلیون دلاری - تکراتو
  • اطلاعات فنی بوگاتی Chiron رسما منتشر شد؛ سرعت: ۴۴۲ کیلومتر بر ساعت! - چرخان
  • بــوگاتی ویــرون16.4 | مجله پدال
  • بررسی بازی Forza Motorsport 6 - زومجی
  • شیرون چگونه ساخته شد؟ داستان یک بوگاتی - زومیت
  • نقد سریال Game of Thrones: قسمت نهم، فصل ششم - زومجی
  • نگاهی عمیق به پیشرانه 16 سیلندری بوگاتی شیرون - زومیت
  • دانلود قسمت 22 سریال عشق اجاره ای با زیرنویس در تلگرام @Tasvirfa - دانلود فیلم و سریال
  • دانلود قسمت 22 سریال عشق اجاره ای دوبله در تلگرام @Tasvirfa - دانلود فیلم و سریال
  • دانلود سریال سریال عشق اجاره ای قسمت 19
  • دانلود قسمت 22 سریال عشق اجاره ای با زیرنویس با لینک مستقیم - دانلود فیلم و سریال
  • سریال کره ای متشکرم - Thank You - کره فا
  • سریال کره‌ای متشکرم بینالکو بلاگ
  • mp4.ir - میکس گرگ و میش بااهنگ دستمو ول نکن
  • میکس گرگ و میش با اهنگ خودش - جستجو - خوب خوان
  • mp4.ir - میکس هوارانگ با آهنگ مشکوکم مشکوکم به تو
  • دانلود آهنگ جدید میلاد محسنی و پوریا گودرزی بنام هوای گرگ و میش
  • mp4.ir - میکس زیبای وقتی تو خواب بودی
  • دانلود آهنگ جدید محسن یگانه به نام گرگ و ميش | به موزیک
  • بازیگران پرطرفدار «گرگ و میش» قبل از معروف شدن!! (+عکس)
  • دختر «سام درخشانی» به دنیا آمد؟! +عکس
  • زمان به دنیا آمدن دختر سام درخشانی از زبان خودش - ساعت24
  • حرف‌های سام درخشان درباره زندگی خصوصی و به دنیا آمدن دخترش
  • فرزند سام درخشانی به دنیا آمد؟/ عکس
  • برکه دختر سام درخشانی به دنیا آمد؟ عکس
  • برکه دختر سام درخشانی کی به دنیا می آید؟!
  • سام درخشانی:دلمان می خواست بچه مان تیرماه به دنیا بیاید اما خدا نخواست/خوب، بد، جلف گیشه سینماهای ایران را تکان می دهد/قسمت آخر گفتگو با شبکه تی وی پلاس | تی وی پلاس اولین مجله ویدئویی ایران
  • هدیه لاکچری سام درخشانی به همسرش عسل امیرپور برای تولد و مادر شدنش
  • ترک انفاق: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین
  • ترک انفاق(نمونه پرونده ترک انفاق،ضرب و شتم) | گروه وکلای دادشید
  • آیا در دوران عقد هم می توان شکایت کیفری ترک انفاق کرد؟ - گروه وکلای پارسای
  • جایگاه تمکین در تحقق جرم ترک انفاق
  • چگونه فایل‌ها را میان کامپیوتر و گوشی موبایل تبادل کنیم؟ | شبکه
  • واتس آپ برای گوشی های لمسی جاوا | دانلود های
  • عکس پروفایل گل ( زیباترین تصاویر گل برای پروفایل های شما ) - شهر مطلب
  • عکس پروفایل اسم دخترانه ایرانی - سری اول
  • گالری عکس های گل نرگس زیبا | تصاویر گل نرگس سفید و نرگس زرد
  • عکس نوشته های عاشقانه رمانتیک - Android Apps on Google Play
  • آزمون پیشرفت تحصیلی هشتم مرحله اول و دوم | جدید دانلود
  • اعلام نتایج آزمون تیزهوشان ۹۵-۹۶ - درسیتو
  • نتایج آزمون مدارس استعداد های درخشان سال تحصیلی 96 - 95
  • اطلاعیه:جهت دریافت کارنامه آزمون پیشرفت تحصیلی سمپاد به سایت http://www.sanad.medu.ir مراجعه نمایید
  • سامانه اعلام نتایج آزمون ورودی مدارس نمونه دولتی دوره اول و دوره دوم سراسر کشور- ورودی 96_97
  • نتایج آزمون سنجش پیشرفت تحصیلی اسفند ماه استان خوزستان
  • هدایت تحصیلی دانش آموزان پس از اعلام نتایج خرداد/ ابلاغ دستورالعمل جدید به استان‌ها - ایسنا
  • این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:

    از دست مادرشوهرم خیلی دلخورم . چه کار کنم ؟ | تبادل نظر نی نی سایت

    برای مشاهده مطلب فوق، از لینک مقابل استفاده نمایید: از دست مادرشوهرم خیلی دلخورم . چه کار کنم ؟ | تبادل نظر نی نی سایت
    عنوان فوق به صورت خودکار و توسط نرم‌افزار جستجوگر تولید شده‌است، لطفاً در صورتی‌که درخواست حذف این عنوان را دارید، کد ٢٠٢۵۵۶٨۵٨ را به همراه موضوع به ایمیل info@porsyar.com ارسال نمایید. متن و محتوای مربوط به عنوان فوق در وبسایت www.ninisite.com منتشر شده است و ‌«مجله ایرانی» در قبال آن هیچ مسئولیتی ندارد. بیشتر بدانید
    با عنایت به اینکه سایت «مجله فارسی» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است. (قانون تجارت الکترونیک)
    14-12-2017@06:19:30 GMT
    از دست مادرشوهرم خیلی دلخورم . چه کار کنم ؟ | تبادل نظر نی نی سایت | ورود کاربر | 30 آبان 1396 تبـادل نـظر تاپیک جدید نظرسنجی جدید تاپیک نظرسنجی مدیر سایت پیش از بارداری سال اول پس از تولد مشاورین نی نی سایت بارداری و زایمان سال دوم (1 تا 2 سالگی) سبک زندگی کودک دو ساله و بزرگتر ازدواج و شروع زندگی خانواده کانون متولدین (از سال 1381) دوران بارداری والدین و کودکان (بدو تولد تا 8 سالگی) ادبیات، فرهنگ و هنر کانون ساکنین مناطق مختلف و همسایگان فلسفه-عرفان-مذهب کانون گروههای قومی و مذهبی متفرقه فروشگاههای نی نی سایت فروشگاه های برگزیده تبادل نظر موضوع جدید موضوع متن شما دسته بندی انتخاب ... تالار انتخاب ... موضوع نیمه خصوصی در صورت انتخاب این گزینه : کاربران عضو می توانند در این موضوع پست ثبت کنند . کاربران غیر عضو فقط می توانند پست هارا مشاهده کنند

    * لطفا در مورد ایجاد موضوع و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد

    ثبت انصراف نظرسنجی جدید موضوع متن شما دسته بندی انتخاب ... تالار انتخاب ... سوال مورد نظر مدت زمان اجرای نظر سنجی گزینه ها 1 2 3 4

    * لطفا در مورد ایجاد موضوع و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد

    ثبت انصراف  تبادل نظر  متفرقه  عمومی  از دست مادرشوهرم خیلی دلخورم . چه کار کنم ؟ لاریسا#13 استارتر عضویت: 1389/11/20 تعداد پست: 1304 موضوع بحث 13582 بازدید | 52 پست سلام دوستان . پستی که می خوام در مورد مادرشوهرم بذارم خیلی طولانیه . ولی خواهش می کنم بخونید و بهم راهکار نشون بدید . واقعا خسته شدم . دیگه حوصله زندگیو ندارم . گزارش موضوع نامناسب انتخاب ... غیر مرتبط غیر اخلاقی تبلیغاتی ارسال لغو 1393/05/31 | 23:41 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش موضوع نامناسب انتخاب ... غیر مرتبط غیر اخلاقی تبلیغاتی ارسال لغو گزارش موضوع نامناسب برو اظهار نظر لاریسا#13 استارتر عضویت: 1389/11/20 تعداد پست: 1304
    من یه مادرشوهر دارم که در کل خیلی زن خوب و مهربونیه و تا حالا کوچکترین دخالتی توی زندگی ما نداشته . ولی یه مشکل داره و اونم اینه که آدم بی ذوقیه و اصلا ابراز احساسات نمی کنه . حالا من با این چیزاش کار ندارم . ولی اون طور که من فهمیدم آدمیه که همه چیزو راحت می گیره . البته شاید اینم تا حدی خصلت خوبی باشه . اما نه این که دیگه آداب و رسوم رو هم بذاره کنار .
    مثلا مادرشوهرم منو اصلا پاگشا نکرد یا برام مراسم شب چله نگرفتند . از طرف دیگه ما توی خونوادمون رسمه که اولین سالگرد عقد مادر عروس مهمونی می گیره و فامیلارو دعوت می کنه و خونواده داماد رو هم دعوت می کنه . بعدش هم پدر و مادر عروس به داماد کادو میدن و هم پدر و مادر داماد به عروس کادو میدن . مامان منم چون من تک دخترش بودم دوست داشت از این جور مراسم برام بگیره . خلاصه مهمونی گرفت و خاله ها و دایی هامو دعوت کرد و خونواده شوهرمم دعوت کرد . ولی به اونا نگفت این مهمونی برای چیه . اما من به شوهرم گفتم که در جریان باشه و بعد نگه چرا بهمون نگفته بودید . شوهرمم به پدر و مادرش گفته بود . ولی اونا پاشدن اومدن مهمونی و اصلا به روی مبارکشونم نیاوردند . بعدش شوهرم بهم گفت که وقتی می خواستیم بیایم خونتون مامانم بهم گفته نکنه اونا برای تو کادو گرفته باشن و ما هیچی نگرفتیم . یعنی حتی احتمالش رو هم میدادند و باز هم به روی خودشون نیاوردن . البته منم نذاشتم مامانم اون کادویی رو که برای شوهرم گرفته بود بهش بده . در ضمن شوهرم گفت که ما رسم داریم اولین سالگرد ازدواج رو مهمونی می گیریم ، نه سالگرد عقد رو . منم برای این که جلوی مامانمو خاله هامو زندایی هام زشت نشه گفتم که اینا رسمشون این جوریه و خلاصه منتظر بودم تا ببینم سالگرد ازدواجمون می خوان چه کار کنند که اون رو هم انگار نه انگار . البته پدر و مادر من برای من یه دستبند گرفتند و برای شوهرمم سکه . ولی اونا طبق معمول بازم همه چیز رو راحت گرفتن .چند وقت بعدشم دایی پدرشوهرم عروس جدیدش رو پاگشا کرد و ما رو هم دعوت کرد . اگه بدونید چه مهمونی مفصلی تدارک دیده بودند . باور کنید بچه ها اون قدر اون جا دلم شکست که همش افسوس خوردم کاش من عروس اونا بودم .
    یا مثلا دو سال پیش مادرشوهرم اینا رفتن کربلا ، مامانم به من اصرار کرد که وقتی میان براشون جاخالی بگیر . منم گوش کردم و رفتم براشون یه سکه گرفتم . حالا امسال ما رفتیم کربلا . ولی مادرشوهرم به روی خودش نیاورد . البته من دیدم که برای دیگران که از سفر زیارتی میان جاخالی می گیره . ولی نمی دونم چرا با ما این جوریه ؟ البته منم یه جورایی تلافی کردم . وقتی که از راه رسیدیم سر ظهر بود و ناهار رفتیم خونه اونا . همونجا هم چند تا تکه سوغاتی که براشون گرفته بودیم بهشون دادم و اصلا هم تعارف نکردم که بیان خونمون . آخه به هر حال هر پدر و مادری دوست اره وقتی بچش از سفر میاد برای دیدن بره خونش . ولی منم مثل خودشون خودمو زدم به بی خیالی . .
    برای خرید عروسی هم که من و شوهرم با هم رفتیم خرید ، ولی مادرشوهرم حتی یه تعارف کوچولو هم نکرد که مثلا برای مامانم یه چیزی برداریم . در حالی که مامان من به عنوان خلعتی برای مادرشوهرم پارچه کت و دامنی گرفت و برای پدرشوهرم پارچه کت و شلواری و برای خواهر شوهرم بلوز و البته می خواست برای دو تا برادرشوهرامم بگیره که من دیگه نذاشتم . آخه مامان من همش برای اونا این کارا رو می کنه و اونا انگار نه انگار . تا جایی که حتی برای آرایشگاه ، چون مامانم اینا شهرستانن تهران جایی رو نمی شناخت که بخواد بره . مادرشوهرمم که الحمدلله از این چیزا کمترین اطلاعاتی نداره . به همین خاطر مامانم گفت من با تو میام آرایشگاه ، ولی نمی خوام پولشو شوهرت بده . خودم حساب می کنم . خلاصه مامانم با من اومد آرایشگاه و پولش رو هم خودش داد ، ولی من قبول نکردم و خودم پولشو دادم . البته به مامانم گفتم که شوهرم داده . ( چون شوهرم بهم پول داده بود و من از اون پول دادم . ) ولی مادرشوهرم حتی در این مورد یه تعارف کوچیک نکرد .
    ولی من خیلی اینا برام سخت بود . آخه توی خونواده ما این آداب و رسوم رو همه انجام میدن . باور کنید خیلی دلم شکست وقتی دیدم دختر خالم یا دخترداییم که تقریبا همزمان ازدواج کردیم براشون مراسم پاگشا گرفتن و من هیچی یا براشون مراسم شب چله گرفتن و من هیچی یا مثلا دخترخالم برای خرید عروسیش علاوه بر خرید خودش برای مامان و زن داداشو مادربزرگاشم خرید کردن و مادرشوهر من برای این کار حتی یه تعارف هم نکرد .
    اما من از کنار همه این مسائل گذشتم و اگرچه اون موقع ناراحت شدم ، اما دیگه یادم رفت و بعد از اون واقعا هر جا نشستم همش از خونواده شوهرم تعریف کردم و خوبیشونو گفتم .
    ولی واقعا آدم تا یه جایی میتونه صبر کنه .
    باور کنید پارسال ما اثاث کشی داشتیم و مامانمم مکه بود و منم دو ماه بعدش کنکور فوق لیسانس داشتم . خلاصه دست تنها بودم . پدرم دراومد ، ولی یک کلام مادرشوهرم نگفت بیام کمکت . ولی بازم من به دل نگرفتم . وقتی هم که خونمونو عوض کردیم اومدیم نزدیک اونا خونه خریدیم . اولش خوشحال بودم از این که نزدیکشون هستیم و حتی خیلیا به من می گفتن نزدیک مادرشوهرت نرو ، ولی من بهشون می گفتم مادرشوهر من با بقیه مادرشوهرا فرق داره . ولی الان واقعا پشیمونم . یه اتفاقی هم افتاد بیشتر از دستشون حرصم گرفت . یه روز جمعه بود . من توی خونه بودم و برای اون روزم کلی کار برنامه ریزی کرده بودم که انجام بدم . پدرشوهر و مادرشوهرم می خواستن برن بهشت زهرا ، شوهرمم گفت من باهاشون میرم .
    قرار بود اون روز کتلت درست کنم . منم یه بسته گوشت چرخ کرده گذاشتم بیرون و رفتم که به کارام برسم . همین موقع بود که شوهرم زنگ زد . گفت دو تا بسته گوشت بذار بیرون ، ظهر مامانم اینا هم میان اونجا . بهش گفتم من خیلی کار دارم . نمی رسم این همه کتلت درست کنم . گفت عیبی نداره ، درست کن دیگه .
    خلاصه منم یه گوشت دیگه گذاشتم و رفتم سراغ کارام . ولی خیلی حرصم گرفت . آخه کتلت درست کردن برای دو نفر کجا و برای 6-7 نفر کجا ؟
    کارام که تموم شد شروع کردم به کتلت درست کردن . اینا هم اومدن . وقتی که اومدن من پای گاز بودم ، مادرشوهرم فقط اومد تا دم در آشپزخونه ، حتی تو نیومد و گفت کاری داری ؟ منم گفتم : نه . ( آخه در کل من یه آدم تعارفی هستم ولی اونم باید خودش عقلش برسه که کتلت درست کردن برای 6-7 نفر کار آسونی نیست و خودش بیاد کمک . )
    خلاصه رفت نشست تا غذا آماده شد .کلی وقت پای گاز بودم . اون قدر خسته شده بودم که نگو . ................. غذا رو خوردیم و جمع کردیم و بلافاصله پدرشوهرم پا شد که بره خونه ، مادرشوهرمم لباس پوشید و گفت خداحافظ . منم پیش خودم فکر کردم حالا شوهرت کار داره می خوار زود بره خونه ، خودت که کاری نداری . خونتونم که نزدیکه ( 5 دقیقه راهه ) خب یه دقیقه بشین بعد برو . ولی اونا انگار اومده بودن خونه ما فقط غذا بخورن و برن . باور کنید 5 دقیقه بعد از غذا طول نکشید که پا شدن برن .
    حالا من موندم و کلی خستگیو یه عالمه ظرف .
    ولی بازم من ناراحت نشدم تا این که یه ماه بعدش فهمیدم حامله هستم . خیلی خوشحال شدم . اون قدر خوشحال بودم که دلم می خواست پدرشوهر و مادرشوهرمم هر چه زودتر بفهمن . شوهرمم زنگ زد و به مامانش جریان رو گفت . فرداشم مامانش زنگ زد و بهم تبریک گفت . ولی فقط همین بود و دیگه هیچ وقت ازم حال بچمو نپرسید . چند بار خودم بحثش رو پیش کشیدم . ولی اون در موردش خیلی حرفی نمی زد . مثلا همون اوایل حاملگیم بود که می خواستیم با مامانم اینا بریم مشهد و منم رفتم دکتر که ببینم بهم اجازه مسافرت میده یا نه . بعد از دکترم رفتیم خونه مادرشوهرم اینا . اما اون یک کلمه در مورد دکتر و مسافرتمون نپرسید . وقتی هم که از سفر برگشتیم ، مادرشوهرم اینا داشتن می رفتن شهرستان برای عروسی یکی از اقوام . فقط یه لحظه همدیگه رو دیدیم ( فقط در حد گفتن یه زیارت قبول ) البته اینو هم بگم که مادرشوهرم برامون غذا درست کرده بود آخه ما سر ظهر رسیدیم تهران .
    خلاصه اونا رفتن مسافرت ، ولی وقتی برگشتن هم نه احوال نی نی رو ازم پرسید و نه از مسافرتمون چیزی گفت و نه ...................... . بعدشم من مریض شدم . حدود سه هفته سرماخوردگی داشتم و چون حامله بودم ، خیلی نگران نی نی بودم . ولی مادرشوهرم توی این مدت فقط زنگ می زد از شوهرم احوالمو می پرسید و حتی یک بار به خودم زنگ نزد که ببینه حال و روزم چه جوریه . از اینجا به بعد بود که من دیگه خیلی از دستش عصبانی شدم و با خودم گفتم حتما نوه ش خیلی براش خواستنی نیست . از اون موقع بود که نسبت به مادرشوهرم یه کینه ای اومد توی دلم که نمی تونستم اونو نادیده بگیرم و تمام اون مسائلی که قبلا از بابتش ناراحت شده بودم ، اما هیچ وقت به دل نگرفته بودم و از کنارش گذشته بودم ، دوباره برام تداعی شد و دیگه نتونستم از کنار اون کاراشون که باعث ناراحتی من شده بود ، بگذرم . وقتی می دیدم هر بار که میرم دکتر یا آزمایش یا سونو ، مادرشوهرم در موردش با من کوچکترین صحبتی نمی کنه و فقط از شوهرم می پرسه که دکتر چی گفت ؟ جواب آزمایش چه طور بود ؟ بچتون دختره یا پسر ؟ بیشتر حرصم درمیومد . البته منم از اون موقع تصمیم گرفتم باهاشون سر و سنگین بشم . دیگه هر وقت می رفتم خونشون خیلی حرفی نمی زدم . فقط می نشستم یه گوشه و یا تلویزیون نگاه می کردم یا مجله و روزنامه می خوندم . این شد که کم کم با هم روابطمون سرد شد تا جایی که توی ماه رمضون مادرشوهر و پدرشوهر و خواهر شوهرم که 10 سالشه رفتند مشهد و وقتی برگشتن ، من وقتی رفتم خونشون فقط گفتم زیارت قبول و دیگه هیچی نپرسیدم ، از سفرشون ، از مشهد ، از جاشون و ....... . فردا شبش هم افطاری خونه دایی پدرشوهرم دعوت بودیم . دایی پدرشوهرم از پدرشوهرم پرسید : همگی با هم رفته بودید مشهد و پدرشوهرم جواب داد : نه ، من و خانمم و دخترم رو هم برده بودیم به نمایندگی از بقیه . اینجا بود که دایی پدرشوهرم گفت : شما چرا تنها میرید مسافرت ؟ همگی با هم برید . همین کاراست که محبت بین آدما رو زیاد می کنه . یعنی چی دخترم رو بردم به نمایندگی از بقیه . خب بقیه بچه ها رو هم ببرید و البته منظورش ما هم بودیم . مادر شوهرم که از اول تا آخرش سرشو انداخته بود پایین و بالا نمی آورد و پدرشوهرمم تنها حرفی که می زد این بود که : آخه امام رضا باید بطلبه و داییش هم در جوابش همش می گفت : تو دست بچه هاتو بگیر و اونا رو هم ببر ، بعد ببین امام رضا می طلبه یا نه ؟
    ولی باور کنید دوستان ، من پدر و مادرم هر وقت می خوان برن مسافرت ، همیشه به ما هم میگن و حتی به خاطر این که ما هم بتونیم با اونا بریم سفرشونو عقب و جلو می کنند یا طول سفرشونو کوتاهتر می کنند و خود ما هم تا حالا چند بار که خواستیم دو تایی بریم مشهد به پدرشوهرم اینا هم گفتیم و البته فقط پدرشوهرم باهامون اومده . البته اگرم بهم تعارف می کردن ، من باهاشون نمی رفتم . ولی از این بی خیالیشون لجم گرفت .
    خلاصه من توی دوران بارداریم همش از دست اینا حرص می خوردم و آخرشم کار دست خودم دادم و در هفته 31 زایمان زودرس کردم و نی نیم رفت پیش خدا .
    خودم فکر می کنم به خاطر مشکلات روحیم بود که کیسه آبم پاره شد و نی نی گلم رو از دست دادم . حالا نمی دونم چه کار کنم . الان سه ماه از این موضوع گذشته . ولی هنوز ازشون کینه به دل دارم . دلم می خواد یه اتفاقی بیفته و کلا رابطم باهاشون قطع بشه . دیگه اصلا حوصلشونو ندارم . در ضمن می خوام اگه خدا بخواد سه ماه دیگه دوباره برای بارداری اقدام کنم . ولی نگرانم .
    شما بگید من چه کار کنم ؟ دلم می خواد بچم یه پدربزرگ و مادربزرگ بیشتر نداشته باش و اونا هم پدر و مادر خودم باشن .
    بچه ها ، به نظرتون من خیلی متوقعم و انتظاراتم بیجاست و بهترین راه برای حل مشکل چیه ؟ البته من تصمیم گرفتم دیگه خیلی باهاشون صمیمی نشم . اینو هم بگم که الان این طور احساس می کنم که مادرشوهرم داره خیلی تلاش می کنه که رابطش با من صمیمی تر بشه . ولی من با از دست دادن بچم اون قدر غم بزرگی توی دلم هست که دیگه نمی خوام مثل قبل باهاشون صمیمی باشم . چون نتیجشو دیدم . ( همون که اومدن خونمون به صرف ناهار و بلافاصله بعد از غذا پنج دقیقه هم مهلت ندادند و پاشدن و رفتن و خیلی چیزای دیگه . به خصوص که این خواهرشوهرمم که 10 سالشه حسابی با لوس بازیاش اعصابمو خرد می کنه و به این نتیجه رسیدم که باید باهاش سروسنگین باشم تا خودم راحت باشم . ).

    البته وقتی این جوری در موردشون فکر می کنم احساس گناه می کنم . آخه توی دوران حاملگیم خواب دیدم که مادرشوهرم مرده و منم ناراحت بودم که اون مرده و من دیگه نمی تونم ازش حلالیت بطلبم به خاطر فکرای بدی که در موردش کردم . البته من در مورد مادرشوهرم به جز شوهرم به کسی چیزی نمی گفتم . دوست نداشتم پشت سر مادرشوهرم غیبت کنم . همشو توی خودم می ریختم . الانم احساس گناه دارم . مخصوصا که می بینم اونا دلشون می خواد باهام صمیمی بشن و واقعا هم می دونم توی دلشون چیزی نیست . ولی نمی تونم خودمو راضی کنم که باهاشون صمیمی بشم . باور کند که من تا قبل از این اتفاقات از 100 به خونواده شوهرم نمره 95 می دادم . ولی الان شاید 10 هم ندم .
    ولی به نظر من اگه من باهاشون بازم سرد برخورد می کنم ، جواب کارای خودشونه . وگرنه من که یه دفعه این قدر تغییر نمی کنم .
    تازه پارسال تابستون من توی برنامه مشاعره تلویزیون که از شبکه 7 پخش میشد ، شرکت کردم و تا سه مرحله رفتم و رتبه اول آوردم . توی فامیلای شوهرم هر کی برنامه رو دیده بود یا در موردش شنیده بود وقتی منو می دید کلی ازم تعریف می کرد . ولی مادرشوهر و پدرشوهرم یک کلمه در موردش چیزی نگفتن . فقط پرسیدن کی پخش میشه ؟

    البته منم حالا دیگه دارم سعی می کنم مثل خودشون باشم . مثلا وقتی اونا میرن مسافرت یک کلمه تعارف نمی کنند ، منم همین کارو بکنم . ولی مثلا چند وقت پیش خواستیم با شوهرم دوتایی بریم پارک جنگلی شیان . وقتی برگشتیم نزدیک خونه پدرشوهرمو دیدیم . پرسید : کجا بودید ؟ گفتیم : فلان جا ؟ با شوخی گفت : تنها میرید ؟ مارو تحویل نمی گیرید !
    راستش خیلی ناراحت شدم ، ولی هیچی نگفتم .
    اینم اوصاف خواهرشوهرم :
    خواهرشوهرم 10 سالشه. اصلا ازش خوشم نمیاد . راستش خیلی لوسه . البته تقصیر باباشه که لوسش کرده . خیلیم به شوهر من وابسته هست .
    هر وقت ما می ریم خونه مادرشوهرم اینا ، همش میاد و خودشو میندازه روی شوهرم یا اگه ببینه یه لحظه من و شوهرم مثلا توی اتاقیم ، میدوه میاد اونجا . یعنی اگه من با شوهرم کاری داشته باشم و صداش کنم ، می بینم که اونم اومده وایساده کنارمون یا بعضی وقتا شده من توی هال نشسته بودم و اونم توی هال بوده و شوهرم توی اتاق بوده . حالا من یه دقیقه می رم توی اون اتاقی که شوهرم هست ، می خوام از توی کیفم چیزی بردارم ، همین که می بینه من دارم می رم توی اون اتاق ، میدوه پشت سر من میاد . تازه وقتی هم که میاد خونمون هر جا که شوهرم میره ، اینم راه می افته دنبالش میره . مثلا شوهرم میره توی آشپزخونه ، اینم دنبالش میره ، شوهرم میره توی اتاق ، اینم دنبالش میره . مامانش اینا هم خیلی بهش در این مورد چیزی نمی گن . البته اگه بفهمن که من بدم میاد حتما بهش می گن ؛ ولی چون نمی دونن چیزی هم نمی گن . ( چون در کل پدرشوهر و مادرشوهرم آدمای فهمیده ای هستن . )
    خلاصه من از این خواهرشوهر خیلی بیزارم . مخصوصا اینکه قبلا خیلی وقتا به من حسودیش میشد . مثلا یه بار رفته بودیم عروسی ، اومد گفت لباست زشته ، در حالی که از همه کسایی که توی اون عروسی بودند ، لباس من شیکتر بود یا مثلا یه بار کیف خریدم ، کیقم یه رنگ خاصی داشت که هر که دید خیلی خوشش اومد ، حالا این میاد به من میگه کیفت زشته . تازه وقتی هم که توی دوران عقد بودیم باید خیلی مواظب بودم که اگه شوهرم یه چیزی برام می خره این نبینه ، وگرنه باید برای اونم می خرید .
    شما بگید من باهاش چه کار کنم . الان چند وقتی هست بهش محل نمی ذارم . این جوری روش بهم باز نیست و دیگه چیزی نمی گه . آخه اگه بهش رو بدم ، هر حرفی بهم می زنه و می خواد همش پاشه بیاد خونمون و حتی اینجا بخوابه .( آخه خونمون نزدیک خونه مادرشوهرم ایناست . ) تا حالا چند بارم اومده خونمون خوابیده . یعنی یه بار که الکی باباش انداخت توی دهنش که این می خواد امشب خونه شما بمونه . حتی یه بارم که توی دوران عقد بودیم ، توی خونه مادرشوهرم اینا ، شب که می خواستیم بخوابیم اون قدر گریه کرد که من می خوام توی اتاق شما بخوابم و آخرشم اومد .
    حالا من موندم اگه بچه دار بشم با این چه کار کنم که همش می خواد به هوای بچه پاشه بیاد خونه ما ؟ من که اصلا دوست ندارم این عمه بچم باشه ؟ شماها بگید چه کار کنم ؟
    خلاصه من از این خواهرشوهر خیلی بیزارم . مخصوصا اینکه قبلا خیلی وقتا به من حسودیش میشد . مثلا یه بار رفته بودیم عروسی ، اومد گفت لباست زشته ، در حالی که از همه کسایی که توی اون عروسی بودند ، لباس من شیکتر بود یا مثلا یه بار کیف خریدم ، کیقم یه رنگ خاصی داشت که هر که دید خیلی خوشش اومد ، حالا این میاد به من میگه کیفت زشته . تازه وقتی هم که توی دوران عقد بودیم باید خیلی مواظب بودم که اگه شوهرم یه چیزی برام می خره این نبینه ، وگرنه باید برای اونم می خرید .
    شما بگید من باهاش چه کار کنم . الان چند وقتی هست بهش محل نمی ذارم . این جوری روش بهم باز نیست و دیگه چیزی نمی گه . آخه اگه بهش رو بدم ، هر حرفی بهم می زنه و می خواد همش پاشه بیاد خونمون و حتی اینجا بخوابه .( آخه خونمون نزدیک خونه مادرشوهرم ایناست . ) تا حالا چند بارم اومده خونمون خوابیده . یعنی یه بار که الکی باباش انداخت توی دهنش که این می خواد امشب خونه شما بمونه . حتی یه بارم که توی دوران عقد بودیم ، توی خونه مادرشوهرم اینا ، شب که می خواستیم بخوابیم اون قدر گریه کرد که من می خوام توی اتاق شما بخوابم و آخرشم اومد .
    حالا من موندم اگه بچه دار بشم با این چه کار کنم که همش می خواد به هوای بچه پاشه بیاد خونه ما ؟ من که اصلا دوست ندارم این عمه بچم باشه ؟ شماها بگید چه کار کنم ؟
    1390/01/13 | 14:50 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب گارفیلد#27998 عضویت: 1389/09/12 تعداد پست: 12004 ببخشیدا لاریساجون اما معمولا یکی میاد پیش زائو که کمک دستش باشه نه بچه ۱۰ ساله که خودش یه نگهـبان میخواد خرابکاری نکنه و اسایش بهـم بزنه فکر نمیکنم بزارن بیاد هرکی از من بدش میاد بگه تا منم ازش بدم بیاد    1390/01/13 | 15:02 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب لاریسا#13 استارتر عضویت: 1389/11/20 تعداد پست: 1304 سونیا جون منظورم وقتی که زایمان کردم نبود ، کلا بود که به هوای بازی با بچه بخواد بیاد . 1390/01/13 | 15:08 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب گارفیلد#27998 عضویت: 1389/09/12 تعداد پست: 12004 خوب خانومی نی نی رو ادم دست بچه این سنی نمیده تا یه مدت طولانی که میتونی بهـونه بیاری که بچه کوچیکه و شما ام که احتیاج به استراحت داری چون نینی خودش ازت حسابی کار میکشه و انرژیت تحلیل میره..بعدم یکم خودت باهـاش سرد برخورد کن هـنوز بچه است رو نبینه طاقت نمیاره
    اینکه گفتی پیش شما خوابیده تقصیر مادرشه.باید یه برخور ی میکردی هـمون موقع باهـاش..چه معنی دارهـــ..خیلی صبوری به خدا
    مادر شوهـرتم با اینکارایی کهکر ه بالاخره بیست سال دیگه ام شده نوبت دخترش میشه..واسش سنگ تموم بذار!!! هرکی از من بدش میاد بگه تا منم ازش بدم بیاد    1390/01/13 | 15:15 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب samaneh#29719 عضویت: 1387/10/24 تعداد پست: 3364 دقیقا عیننننننننننننن مادر شوهر منه لاریسا جون ،همه چیزایی که گفتی واسه منم شده از ائن مراسم تا اخرش،من کلا بیخیال شدم، اصلا اون احترام سابق واسش نمیذارم و ........به من که ثابت شده درست بشو نیست......اصلا انگار که نیست ما هفته ایی 1 بار میریم سر میزنیم میام ولی اون نه،رابطمو کم کردم...... 1390/01/13 | 15:15 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب گارفیلد#27998 عضویت: 1389/09/12 تعداد پست: 12004 لاریساجون اصلا حرص نخور عزیزم ادمای این تیپی درست بشو نیستن.باید باهـاش اندازه ای که لیاق ت داره رفتار کنی
    شوهـر منم یه دختردایی ۹ ساله داره پارسال خونشون رفته بودیم هـی اویزونش میشد و میومد بین ما مینشست و بوسش میکرد و ازین لوس بازیا.
    من به شوهـرم گفتم ببین این یه بچه است و اهـمیتی نداره اما درست تربیت نشده چون تو جمع جای این لوسبازیا نیست..اگه مادرش تربیتش نکرده دلیل نمیشه ما به کاراش بخندیم.شوهـرمم یکم واسش سفت گرفت و کم کم رو نداد و دختره از اویزونی در اومد هرکی از من بدش میاد بگه تا منم ازش بدم بیاد    1390/01/13 | 15:22 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب کندوی_عسل عضویت: 1389/12/17 تعداد پست: 200 لاریسا جون معلومه شما تو خانواده ای بزرگ شدی که همه مودب و مبادی اداب هستن ولی خانمم انقدر با فکر کردن به کارای خانواده شوهرت دوران خوش خودت و خراب میکنی.......سعی کن اصلا ازشون انتظار نداشته باشی ........منم دقیقا شرایط تو رو دارم و خانواده شوهرم اصلا رسم و رسوم و به جا نمیارن هیچ تازه از من انتظار به جا اوردن رسم و رسوم هم دارن.........و یک برادرشوهر دارم که دخترش 10 سالشه و خیلی لوس و بیتربیته و 24 ساعته خونه مادر شوهرم وله........ وقتی پسرم و زاییدم همش با دست کثیف و گلی به سر و صورت بچه دست میزد و هیشکی هم هیچی بهش نمیگفت ..........چاره اش اینه که خیلی مودب و با مهربانی نزاری هرکار دلش میخواد بکنه و نشون بدی تو این مورد خیلی هم جدی هستی حالا هر کی هم ناراحت شه مهم نیست فقط حتما کارات و با سیاست و روی خوش پیش ببر......... از خانواده شوهرتم اصلا انتظار نداشته باش و هر کاری برات بکنن یا نکنن نه خوشحالت کنه نه ناراحت .......بالاخره هرچقدر هم خوب باشن خانواده خودت که نیستن به خدا خود خانواده مون هم تمام رسم و رسوم و ممکنه به جا نیارن.....اینجوری که پیش بری بعد چند سال هزار جور مشکلات پیدا میکنی عزیزم ........بی خیالی طی کن و بگو به خاطر سلامت خودم و بچم و شوشو این کار و میکنم..........سعی کن ذهنت و بیشتر با فکرهای خوب و قشنگ پر کنی....... 1390/01/13 | 15:34 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب سحر#30061 عضویت: 1389/05/15 تعداد پست: 122 لاریسا خانم به نظر من اونها هیچ مشکلی ندارند و این توقعات زیادی و حساس بودنته برو خدا را شکر کن که شوهر و خانواده شوهر خوبی داری
    حتما پیش مشاور برو 1390/01/13 | 15:38 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب سحر#30061 عضویت: 1389/05/15 تعداد پست: 122 لاریسا خانم به نظر من اونها هیچ مشکلی ندارند و این توقعات زیادی و حساس بودنته برو خدا را شکر کن که شوهر و خانواده شوهر خوبی داری
    حتما پیش مشاور برو 1390/01/13 | 15:38 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب مموش#15 عضویت: 1389/04/25 تعداد پست: 598 به نظرمن بهتره آدم طوری زندگی کنه که دوست داره. به این مسائل فکر نکن. دوری و دوستی. تو به شیوه خودت زندگی کن. دختر نازم، بهترین هدیه از طرف خدا، 16 مرداد 92 اومد تو بغل ما و خوشبختیمونو هزار برابر کرد. خدایا شکرت 1390/01/13 | 15:39 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب khano0omi عضویت: 1389/01/24 تعداد پست: 1117 عزیزم منم تازه عروسم و دقیقا مشکلات تورو دارم خانواده شوهرم اصلا رسم و رسوم به جا نیاوردن و تو مراسم عروسی هم خیلی آزارم دادن و الان هم که اصلا انگار نه انگار بچه شون ازدواج کرده نه زنگی می زنن نه کمکی انگار نه انگار نه پاگشای درست و حسابی به من دادن نه عیدی درستی تا حالا برای من گرفتن هیچی به هیچی ...منم مثل تو موندم چیکار کنم ولی تنها کاری که کردم اینه که رابطم رو باهاشون خیلی کم کردم و مثل خودشون باهاشون رفتار می کنم نه روز مادری نه روز پدری نه عیدی هیچی دقیقا شدم مثل خودشون گلم ولی این رو بگم که الان از مادرشوهرم کاملا احساس تنفر دارم اینقدر که ازش بی ذوقی و بی مسئولیتی و اخلاق گند دیدم 1390/01/13 | 15:55 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب *_آسمان_* عضویت: 1389/06/18 تعداد پست: 1151 سلام ....

    ___________________________________________________


    من یه مادرشوهر دارم که در کل خیلی زن خوب و مهربونیه و تا حالا کوچکترین دخالتی توی زندگی ما نداشته


    البته اینو هم بگم که مادرشوهرم برامون غذا درست کرده بود آخه ما سر ظهر رسیدیم تهران .


    مادرشوهرم توی این مدت فقط زنگ می زد از شوهرم احوالمو می پرسید


    ( چون در کل پدرشوهر و مادرشوهرم آدمای فهمیده ای هستن . )


    __________________________________________________________________


    اینها نکات مثبتی بود که من زیرش خط کشیدم ....

    هر کسی یه اخلاقی داره ....اصلا نباید مقایسه کنی ....

    اولین مقایسه رو شیطان کرد ....و به خدای بزرگ گفت :من از اینی که آفریدی یعنی آدم برترم ...و حسادت هم منشا همه بدیهاست ....

    من خیلی کلی میتونم بگم چون شما هم کلی یه چیزایی گفتی ....

    اما به نظر من شما خیلی آدم حساس و زود رنجی هستی ...

    خدای من ..............یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟

    آخه یعنی چی اینقدر به بچه 10 ساله حساسی و میگی ازش بیزارم ....مگه نظرش در مورد لباست اینقدر مهمه ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

    مگه اعتماد به نفس نداری ؟؟؟؟

    ببین من هم اگه بخوام به خونواده همسرم از نظر اخلاق و معاشرت و این حرفا نمره از 100 بدم و به خونواده خودم هم

    به خونواده خودم 100 رو میدم به اونا هم با ارفاق 10 میدم .............ببین چقدر تفاوت هست !

    اصلا خیلی از کاراشونم قبول ندارم ....ولی اینجوری خودمو اذیت نمیکنم ...

    ببین باید باید باید ...........در زندگی مشترک بی خیال خیلی از مسائل باشی ...

    این اون کارو کرد ...وای من از فلانی بدم میاد ...چرا برای من این کارو نکردن .....کاش من عروس اون یکی خونواده بودم ...

    تنفر ...حسادت ...

    جز این که به خود آدم ضربه بزنه هیچی برای آدم به ارمغان نمیاره ....

    دیدی که متاسفانه نی نی ت رو از دست دادی ...........

    ________________________________________________________

    حالا که نظر ما رو خواستی ....

    من میگم ..........سعی کن فقط خودت باشی ....

    اولا همه ناراحتی ها رو فراموش کنی .....یه زندگی جدید رو شروع کنی ....اگه دوست داری محبت کنی ...محبت کن ....ولی بی منت و بی اینکه انتظار از طرف مقابلت داشته باشی محبت کن ...مطمئن باش خیلی حس شیرینیه ...

    ولی اگر بخوای هر کاری میکنی ...توقع داشته باشی اونوقته که دوباره همین آش و همین کاسه س


    من فکر میکنم شما آدم متوقعی هم هستی .... باید باید باید ......توقعت رو بیاری پایین ...نه اینکه خودتو کم ببینی ها این که اشتباهه ...ولی در قبال کارای خوبت ...فقط توقع نداشته باش ..هر کس دیگه ای هم از خونواده خودت یا شوهرت یه محبتی کرد حتما قدر دان باش ....

    اما با این مورد موافقم که میگی نمیخوام خیلی قاتی بشم باهاشون ...نه تنها خانواده و قوم شوهر بلکه در همه موارد حد اعتدال رو داشته باش ...

    بازم اگه سوالی داشتی خوشحال میشم تبادل نظر داشته باشیم .....

    موفق باشی .........







    خطها به هم رسید و به یک جمله ختم شد" با عشق ممکن است تمام محالها " 1390/01/13 | 16:02 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب Mitra.A#29538 عضویت: 1388/02/02 تعداد پست: 265


    1390/01/13 | 16:04 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب Mitra.A#29538 عضویت: 1388/02/02 تعداد پست: 265


    1390/01/13 | 16:06 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب Mitra.A#29538 عضویت: 1388/02/02 تعداد پست: 265


    1390/01/13 | 16:08 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نجمه(مامان_ابوالفضل) عضویت: 1389/12/06 تعداد پست: 1587 لاریسا جون دنیا خیلی سخت میگیری اصلا فکر کن مادر شوهر نداری که بخوای اینقدر کاراش برات عذاب اور باشه هر وقت می بینیش فکر کن یک غریبه دیدی همین باهاش مثل خودش رفتار کن تا بفهمه یکم سیاست داشته باش به شوهرت هم اصلا شکایت نکن اروم باش وکار خودت انجام بده به قول معروف با پنبه سر ببر موفق باشی یوسفم برادرممم چطوری با نبودنت کنار بیام برای شادی روحش صلوات بفرستین ممنونم دوستان

    http://www.saminserver.com/ فروش سرور

    1390/01/13 | 16:25 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب بهار_نارنج#13 عضویت: 1389/10/11 تعداد پست: 1904 امیدوارم ناراحت نشی ولی به نظر من بیش از حد حساس و سخت گیری . من که خیلی از آداب و رسوم دست و پاگیر که چیزی جز توقع و چشم و هم چشمی و حسادت و ... به ارمغان نمیاره متنفرم . به نظرم شما بیش از حد متوقعی اگه توقعت رو بیاری پایین و خودت رو با دیگران مقایسه نکنی خیلی از مشکلاتت حل می شه . یعنی چی که چرا فلانی برای عروسش فلان کار رو کرد و برای من نکردن ؟ ! این یعنی چشم و هم چشمی که متاسفانه زندگی سیاه کنه . سعی کن عقده و کینه و حسادت و چشم و هم چشمی و توقع رو از خودت دور کنی اون وقت ببین چقدر زندگی شیرین و راحت میشه 1390/01/13 | 16:37 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب *سارا*#6 عضویت: 1389/04/03 تعداد پست: 552 خیلی سخت میگیری عزیزم
    باور کن مادرشوهر خوبی داری
    بهتر از اینه که تو زندگیت دخالت بیجا کنههه 1390/01/13 | 17:50 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب بابای_خرزوخان عضویت: 1389/05/06 تعداد پست: 97 لاریسا جان زندگی رو اگر سخت بگیری سخت هم می گذره
    اونوقت یکروزی میاد که از کلاغهای خونه مادر شوهرت اینا هم گله می کنی که چرا هروقت تو اونجایی غارغار می کنن نمی ذارن بخوابی !

    دختر خوب شما زندگیتو داری
    200 خط هم درددل کردی و خداروشکر چیز بدی نتونستی از همسرت یا خانواده اش بنویسی
    خیلی از خانمهای اینجا از خداشونه که همسرشون انقدر از خانوادهاش مستقل باشه یا خانواده همسرشون انقدر به استقلال اونها احترام بذاره و توی هر مسافرت و هر مراسمی دخالت نکنن و اظهار نظر و دخالت نداشته باشن
    باور کن باورکن و باورکن که اینجور دور بودنها بسیار نتیجه و اثراتش مثبت تر از وقتی هست که مادرشوهر غذا که می پزی کنارت باشه ، چیدمان میز غذاتو ارنج کنه ، توی مسافرتها همراهت باشه و ...
    یک مساله دیگه هم اینکه دختر خوب شما الان دیگه همسر هستی و فردا ایشالا مادر میشی
    چطور داری خودت رو میذاری کنار یک دختر بچه 10 ساله ؟ 10 سالگی خودت رو بیاد بیار ؟ حالا نمی گم خودتم دقیقا همین شکلی بودی ولی از یه دختربچه 10 ساله انتظار نداشته باش در حد یک خانم 25-6 ساله رفتار کنه
    حرفها و حرکاتش رو در حد یک بچه 10 ساله ببین و اصلا به خودت نگیر و بگذر که اگر این گذشت رو ما بلد بودیم باور کن اغلب زندگیهامون ختم به خیر می شد

    خلاصه خواهر من ، سعی کن از زندگیت لذت ببری و خودت رو اسیر حاشیه ها نکن
    گاهی وقتا هم سایر اعضای فامیل میان یه چیزایی می گن - از روی حسادت یا ناآگاهی - که شما رو حساس کنن روی این مسائل
    ولی شما زندگیت رو بکن
    از اینکه مادرشوهر نچسبیده بیخ گلوت راضی باش و لذت ببر و به خودت و همسرت و زندگیت فکر کن
    خواهرشوهرتم هنوز مونده خواهر شوهر بشه ( که البته من با مفهوم سنتی خواهرشوهر و مادرشوهر کلا مخالفم ) اما هنوز یک بچه ی 10 ساله هست که همین رفتار بچگانه هم ازش انتظار میره
    پس سخت نگیر و زندگی کن 1390/01/13 | 18:41 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب برو به روز رسانی ارسال نظر شما ارسال نظر ویرایش ارسال نظر لغو انتخاب ... غیر مرتبط غیر اخلاقی تبلیغاتی ارسال لغو جدیدترین موضوعات 2 روز گذشته تخم كتان | 18 ثانیه پیش چای معطر خوب معرفی کنید پلیز | 42 ثانیه پیش عطاری | 1 دقیقه پیش بیشتر ببینید موضوعات به روز شده این داستان مادر شوهر بی توجه خب ارایشگاه دهات ما که باید از یه هفته ق... 0 ثانیه پیش امروز عقد کردم عههه من ندیدم 3 ثانیه پیش تونر پوست چرب خواهش میکنم عزیزم ممنون بابت راهنماییت ... 3 ثانیه پیش بیشتر ببینید پربازدیدترین موضوعات امروز توسط    |  19 ساعت پیش توسط    |  1396/07/11 توسط    |  22 ساعت پیش گزارش پست نامناسب Loading... در حال شمارش افراد آنلاین مجله تبادل نظر عکس ویدیو کلینیک قوانین و مقررات تماس با ما

    مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت بدان معناست که شما قبلاً صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه کرده و به مفاد آن واقفید. نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است

    ورود به نی نی سایت
    به یکی از روش های زیر وارد سایت شوید. ورود با شماره همراه ورود با پست الکترونیک ایمیل / نام کاربری کلمه عبور ورود مرا به خاطر بسپار کلمه عبور خود را فراموش کرده ام کاربر نی نی سایت نیستید ؟ در نی نی سایت عضو شوید شماره تلفن همراه کلمه عبور ورود مرا به خاطر بسپار کلمه عبور خود را فراموش کرده ام کاربر نی نی سایت نیستید ؟ در نی نی سایت عضو شوید تکمیل اطلاعات کاربری
    لطفا اطلاعات زیر را تکمیل نمایید نام مستعار شما نامی است که به کاربران در بخش های مختلف سایت نمایش داده میشود نام مستعار * جنسیت * انتخاب جنسیت مرد زن تلفن همراه * نام نام خانوادگی ثبت کد ارسال شده به تلفن همراه خود را وارد نمایید ثبت
    انشا در مورد نماز انشا در مورد نماز | متن زیر قسمتی از کتاب «پدر ، مادر ، ما متهمیم» نوشته ی دکتر علی شریعتی است. پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما...
    متن شب یلدا | متن مجری برای شب یلدا متن شب یلدا | نوشته زیر دلنوشته ای ادبی درمورد شب یلدا است که می تواند مورد استفاده مجری ها و معلمان و ... قرار گیرد. شب یلداست؛ شبی که در آن انار محبت دانه می شود و سرخی عشق و عاطفه، نثار کاسه های لبریز از شوق ما؛ شبی که طراوت هندوانه های تازه تابستان به...
    متن مجری : شب یلدا متن مجری : شب یلدا | متن زیر نوشته ای است در مورد شب یلدا که می توانیم در مراسم مختلف از آن بهره ببریم. امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد پاییز را فوت می کنیم. شب آغاز زمستان است، چراغ خانه ها هنوز بیدارند و خانه نشینان گرد آتش...
    زلزله در تهران | جنوب تهران تنها با 4 از بین خواهد رفت! زلزله در تهران | بررسی ها نشان می دهد که اگر زلزله ای 4 ریشتری در تهران بیاید مناطق جنوبی تهران را به تمامی از دست خواهیم داد. گسل های خطرناک تهران و ناامن ترین مناطق تهران مناطق ۱، ۲ و ۳ بیشترین آسیب را از فعال شدن احتمالی گسل های شمال شهر می بینند و مناطقی...
    درمان سرفه خشک | پیشگیری از سرفه خشک درمان سرفه خشک | سرماخوردگی و سرفه های خشک پس از آن در زمستان بسیار شایع است.در متن زیر به 11 روش برای پیشگیری از آن می پردازیم. 1.سر خود را هنگام خواب بالا بگذارید. این حالت به کاهش سرفه کمک می کند. 2.مایعات زیادی بنوشید، به ویژه آب و آب میوه ها و سبزیجات ارگانیک. 3.از...
    انشا درباره دیدن مورچه ای که باری را میکشد انشا درباره دیدن مورچه ای که باری را میکشد | متن زیر یک دلنوشته درباره مورچه است و از اشعاری هم برای تاثیرگذاری بیشتر مفهوم استفاده شده است. نمیدانم شاید غرورش از منی که یک انسانم بیشتر است و شاید هم اعتماد به نفسش بالاتر است.به هر حال انقدری به خود و خدای خودش اعتماد دارد که...
    شب یلدا کی هست ؟ | شب یلدا 1396 شب یلدا کی هست ؟ | در زیر به تاریخ دقیق شب یلدای سال 1396 اشاره کرده ایم. یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل...
    انشا درمورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر پایه هفتم انشا درمورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر پایه هفتم | انشا زیر به داستانی اشاره دارد که نتیجه اخلاقی آن همین ضرب المثل معروف است که هر که بامش بیش برفش بیشتر... نوزده سالم شده بود و تازه رفته بودم سر کار ، یکی از آشناهایمان برایم شغلی پیدا کرده بود.در یک کارخانه قالی بافی شده بودم...
    انشا در مورد عینک انشا در مورد عینک | متن زیر یک نوشته ی زیبا درمورد عینک است و ماجرای عینکی شدن یکی از دانش آموزان کلاس و اتفاقاتی که برایش می افتد. همه ما عاشق عینک خانم معلم علوممان شدیم، درست از همان روز که او برای اولین بار وارد کلاس شد. به خصوص من، از همان اول محو فرم...
    «زلزله تهران» چرا وحشتناک است؟ | احتمال میلیونها کشته در زلزله 7 ریشتری تهران «زلزله تهران» چرا وحشتناک است؟ | گسل های تهران می توانند زلزله ای به بزرگای 7.5 ریشتر ایجاد کنند، و خواب 200 ساله را از سر پایتخت بپراند! بعد، این زلزله 7.5 ریشتری، برای کشتن یک میلیون نفر از ما کافی است! این فقط شروع ماجراست؛ علمک های گاز منفجر خواهند شد، و خیل کشتگان افزایش خواهند یافت......
    از سراسر وب