13-12-2017@22:39:21 GMT
  • تعیین جنسیت جنین بدون سونوگرافی | تبادل نظر نی نی سایت
  • چگونه در تعيين جنسيت جنين دلخواهمان موثر باشيم؟ | مالزی: مجله اینترنتی ایرانیان مالزی: اخبار مالزی: گردشگری: پذیرش تحصیلی در مالزی: نیازمندی ها
  • یه سؤال در مورد حدس زدن جنسیت جنین | تبادل نظر نی نی سایت
  • در مورد تععین جنسیت جنین | تبادل نظر نی نی سایت
  • چگونه جنسیت فرزند خود را انتخاب کنیم - زیباکده
  • تجربه خودم درباره تعیین جنسیت قبل از بارداری و نتیجه گرفتن | تبادل نظر نی نی سایت
  • ۷ نکته‌ی ضروری در تعیین جنسیت جنین قبل از بارداری به روش شتلز
  • برترین زنگ ها و تصاویرآیفون HD - Android Apps on Google Play
  • دانلود سری اول آهنگ های زنگ خور موبایل + پخش آنلاین
  • اس ام اس خنده دار – Android Apps on Google Play
  • 23 آهنگ کوتاه و با کيفيت براي زنگ اس ام اس گوشي هاي موبايل SMS Ringtones
  • علل پایین بودن کیفیت صدا در مکالمات تلفن همراه و راه های بهبود آن | آونگ
  • دانلود آهنگ جدید حسین تهی به نام با مرام با کیفیت عالی و لینک مستقیم
  • دانلود ویدیو موزیک با مرام از حسین تهی (نسخه اصلی ویدیو)
  • فیلم تهی آهنگ بامرام +( آپارات ) پخش - سرزه
  • دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
  • دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده عشقم این روزا
  • دانلود آهنگ محمد علیزاده عشقم این روزا
  • دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده عشقم این روزا
  • دانلود آهنگ محمد علیزاده به نام عشقم این روزا با کیفیت عالی
  • کد پیشواز آهنگ عشقم این روزا محمد علیزاده
  • دانلود آهنگ عشقم این روزا از محمد علیزاده آلبوم گفتم نرو | ویکی صدا
  • دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی به نام کنارتم با کیفیت بالا و متن آهنگ کنارتم
  • نوشتن نام با آتش - Android Apps on Google Play
  • دانلود ویدیو جبر و احتمال پایه-اثبات روابط جبری ( تیپ اول )-قسمت اول
  • سیستم حمل و نقل درون كارخانه ای بایگانی - گروه بازرگانی ایران و آلمان | بی هاو کو
  • پاورپوینت پروژه حمل و نقل درون کارخانه ای به روش SHA
  • شرکت هرم علم ، فن و اندیشه سهند آذربایجان - بخش حمل و نقل
  • مقدمه اي درباره مهندسي حمل و نقل
  • معنی قشر - دیکشنری آنلاین آبادیس
  • دانلود Opera NEXT با لينك مستقيم • آرشیو دانلود نرم افزار و بازی - ایرانیان دانلود
  • دانلود Opera Mini web browser 31.0.2254.121811 اوپرا مینی اندروید
  • دانلود اپرا Opera 49.0 Build 2725.56 Final x86/x64 + Portable
  • دانلودرمان لجبازی اقابزرگ1برای موبایل وکامپیوتر Archives - نگاه دانلود
  • لج و لجبازي | هفیان - دانلود آهنگ فیلم رمان عاشقانه
  • رمان نگاهش دنیام بود - Android Apps on Google Play
  • لج و لجبازی - دانلود فیلم لج و لجبازی با لینک مستقیم و به صورت رایگان
  • فیلم MLG جانی سینز!!!!!!! +( آپارات ) پخش - سرزه
  • دانلود سریال کره ای سیندرلا و چهار شوالیه Cinderella and Four Knights
  • سریال کره ای سیندرلا و چهار شوالیه - نقد و معرفی سریال خارجی - انجمن نودهشتیا
  • انشا درباره حس وحال صدای لالایی مادر
  • متن انشا درمورد صدای لالایی مادر پایه هشتم - دانلود نوحه
  • انشایی درباره صدای قارقار کلاغ با مقدمه - فان نیوز
  • حکمرانی مردگان بر نانوایی های تهران/ حاشیه های یک گشت تعزیراتی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • زندگی مشقت بار کارگران نانوایی
  • نان در اصفهان گران شد/ مقاومت نانوایان برای آزاد پزی - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • پخت نان سنتی راهکاری برای در آمد اقتصادی در شوند - جامعه مجازی روستای شوند
  • همکاری در فروش محصولات پخت نان ،دستگاه پخت سنگک،بربری،نان روغنی،لواش،تافتون،پیتزا،فطیر
  • از خوردن نان های بسته بندی با نام لواش تهران پر هیز کنید
  • پخت روزانه 520 هزار سنگک در سطح شهر - پایگاه اطلاع رسانی و فرهنگی شهریار
  • سرخ کن چندکاره دلونگی مدل FH1394 | فروشگاه اینترنتی لوازم خانگی کانت کالا
  • آموزش درست کردن قهوه لاته بدون نیاز به دستگاه | ::Boofeh:: بوفه:: مرجع کامل آشپزی و تغذیه::
  • فیلم های آموزش آشپزی - بورک گوشت و پنیر
  • اگه اتو بخار دیگه بخار نمیده این کارها رو انجام بدین! | وبلاگ شیپور
  • جيم فالن: بررسي مغز قاتل‌ها | TED Talk
  • دانلود کتاب فیزیولوژی مغز انسان
  • پرده های مغز و نخاع Meninges | سایت پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم
  • دیابت نوع ۳ و آلزایمر - ساعت24
  • طب سنتی و بیماری‌های مغز و اعصاب (1)
  • دانلود پاورپوینت “فیزیولوژی مغز و اعصاب” رایگان - پرشین فایلز
  • دانلود کتاب فیزیولوژی مغز انسان
  • 10 راه پنهانی برای افزایش كلسیم
  • کدام يک از مواد غذايي کلسيم بيشتري دارند؟
  • میوه های غنی از کلسیم کدامند ؟ - تغذیه و سلامت
  • آشنایی با مواد غذایی کلسیم‌دار برای جلوگیری از پوکی استخوان | چطور
  • مواد غذایی کلسیم دار مفید برای کودکان | دنیاتو تغییر بده
  • 10 مواد غذایی گیاهی حاوی کلسیم - غذاهای دارای منابع کلسیم
  • درمان پوکی استخوان با این مواد غذایی کلسیم دار 5 - مجله خبری ایشومر
  • مواد غذایی حاوی کلسیم در بارداری - سلامت بانوان اوما
  • الکس استفان آینده ای پایدار را مشاهده می کند | TED Talk
  • بزرگ ترین برج تقطیر ساخت داخل آماده حمل به پالایشگاه ستاره خلیج فارس است » اهواز اینفو
  • بهره‌برداری از پتروشیمی مرجان در شهریور 95
  • دوره آموزشی برج های تقطیر پارس جنوبی » منبع مهندسی شیمی
  • آموزش هایسیس HYSYS برای شبیه سازی فرایندهای شیمیایی - فرادرس
  • کانال تلگرام فروش لوازم دكوري و اشپزخانه | تلگرام سنتر
  • دکوری های ساده و کاردستی با وسایل دور ریختنی | دکوراسیون داخلی دکوبوم
  • وسایل کاربردی و جالب برای آشپزخانه (61 عکس) - تاپ ناپ
  • آشنایی با جدیدترین لوازم دکوری مدرن مناسب تمام اتاق های منزل
  • راهنمایی میخوام برای خرید وسایل تزیینی در تهران | تبادل نظر نی نی سایت
  • نمونه دکوری های ارزان و ساده برای تزیین دکوراسیون خانه
  • جدیدترین وسایل دکوری خانه های لوکس و مدرن + عکس
  • دبرا گوردن به کاوش مورچه ها می پردازد | TED Talk
  • اندرو سالمون: افسردگی، راز مشترک ما | TED Talk
  • تاثیرات عجیب موسیقی روی عملکرد شما | چطور
  • روایت شهادت تک تک یاران امام حسین در دشت کربلا - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
  • دوره آموزشی برج های تقطیر پارس جنوبی » منبع مهندسی شیمی
  • آموزش هایسیس HYSYS برای شبیه سازی فرایندهای شیمیایی - فرادرس
  • معنی تقطیر - دیکشنری آنلاین آبادیس
  • بعد از پیلینگ چطور از پوست خود مراقبت کنیم - پوست - زیبایی - سلامت نیوز
  • هر آنچه بايد درباره لايه‌برداري پوست بدانيد
  • اسکراب برای پاک سازی و لایه برداری پوست صورت - محصولات مراقبت از زیبایی Laction Paris
  • لایه برداری پوست صورت | نسل زیبا
  • لایه برداری شیمیایی پوست - مدیکال آف
  • لایه‌ برداری پوست و خطرات آن - نبض ما
  • کلیپ فیلم میکس اهنگ ترکی گتمه دایان قال یانمدا - اپارات - سرزه
  • آدرس اتوماسیون اداری مناطق آموزش و پرورش اصفهان - گفتگو آزاد - انجمن تخصصی اصفهان کامپیوتر
  • شماره تلفن و پیامک ارتباط با آموزش و پرورش
  • انتقاد از برکناری رئیس آموزش و پرورش کیش/ کسب رتبه برتر در طرح پرسش مهر - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • انجام موفقیت آمیز تعمیرات سرد در واحد گندله سازی
  • پردیس فارابی دانشگاه تهران - ناهید نادری بنی
  • تبریک تولد خواهر ( اس ام اس و متن های زیبا خواهرم تولدت مبارک ) - شهر مطلب
  • متن های زیبا برای تبریک تولد خواهر
  • عکس نوشته تبریک تولد ( 150 متن و عکس زیبا برای تولدت مبارک ) - شهر مطلب
  • عکس نوشته در مورد خواهر |جملات زیبا در باره خواهر|سایت عاشقانه لاوفور|Love4.IR
  • اس ام اس تبریک تولد خواهر بهمراه متن های زیبا
  • جدیدترین اس ام اس های زیبا و ناب تبریک تولد مادر و خواهر با کارت تبریک
  • دیوار - خرید و فروش بی واسطه در ایران on the App Store
  • دیوار - خرید و فروش بی واسطه در ایران App Ranking and Store Data | App Annie
  • املاک کرج | خريد خانه و فروش آپارتمان کرج | دودوتا
  • املاک تبریز | خريد خانه و فروش آپارتمان تبریز | دودوتا
  • نحوه گذاشتن آگهی فروش در دیوار به همراه آموزش تصویری - کارمند کنترل
  • املاک مشهد | خريد خانه و فروش آپارتمان مشهد | دودوتا
  • عفونت ادرار در بارداری چیکار کنم؟؟؟؟؟؟ | تبادل نظر نی نی سایت
  • درمان های خانگی شگفت انگیز عفونت ادراری و سوزش ادرار - digiweeb.com
  • رفلاکس ادرار در نی نی ها! | تبادل نظر نی نی سایت
  • زكي اردم هس لا تتكلمي | Music Jinni
  • Lebanon News, Breaking News - مكسيم خليل إلى السوريين: أردت لهم الهزيمة فاعذروا خيانتي!
  • من نور الهدي زكي إلي زينب البحراني : الجدار انخفض يا زينب .. فقفز الكلاب - جريدة جود نيوز الكندية
  • کارگردان ترکیه ای برنده جایزه برتر سینمای ترک در آمریکا
  • متن آهنگ بید بی مجنون محسن چاوشی + پخش آنلاین | ترانه یاب
  • دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بید بی مجنون
  • دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام بید بی مجنون
  • آهنگ جدید - دانلود آهنگ بید مجنون با حضور محمود رامتین فرشاد ماندگار
  • دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام بید بی مجنون
  • دانلود آهنگ بید بی مجنون با صدای محسن چاوشی ( لامپ صد )
  • دانلود آهنگ محسن چاوشی بنام بید بی مجنون - دانلود آهنگ جدید
  • دانلود رایگان مقدمات مدیریت آموزشی
  • دانلود رایگان نمونه سوالات رشته علوم تربیتی با جواب نیمسال اول 94-93 - اخبار پیام نور
  • منابع پیشنهادی 3گام در کارشناسی ارشد علوم تربيتی1 | 3گام
  • جزوات و خلاصه دروس رشته علوم تربیتی | پروژه یاب
  • کانال تلگرام دانلود فیلم و سریال ها | دایرکتوری سایت ها
  • برترین فیلم‌های معرفی شده در زومجی: از بین ستاره‌ای نولان تا هابیت پیتر جکسون - زومیت
  • دانلود ویدیو تکه ای از فیلم قدیمی یاماکاسی ( پارکور و فری رانینگ )
  • این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:

    10 جمله ای که هرگز نباید به مادرشوهر گفت

    برای مشاهده مطلب فوق، از لینک مقابل استفاده نمایید: 10 جمله ای که هرگز نباید به مادرشوهر گفت
    عنوان فوق به صورت خودکار و توسط نرم‌افزار جستجوگر تولید شده‌است، لطفاً در صورتی‌که درخواست حذف این عنوان را دارید، کد ٢٠٢۵۵۶٨۵٨ را به همراه موضوع به ایمیل info@porsyar.com ارسال نمایید. متن و محتوای مربوط به عنوان فوق در وبسایت www.bartarinha.ir منتشر شده است و ‌«مجله ایرانی» در قبال آن هیچ مسئولیتی ندارد. بیشتر بدانید
    با عنایت به اینکه سایت «مجله فارسی» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است. (قانون تجارت الکترونیک)
    13-12-2017@22:39:21 GMT
    10 جمله ای که هرگز نباید به مادرشوهر گفت سه‌شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ منوی سایت Toggle navigation ۵۲۱۸۲ ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۶ ۱۸۱۴۴۶  بازدید برای اجتناب از استرس خانوادگی، ما از مادرشوهرها (و البته از چند عروس) درباره حرف هایی که برایشان سنگین می آید سوال کردیم و از کارشناسان پرسیدیم چطور می توان با آرامش با این مسائل رسیدگی کرد. امتیاز خبر: 96 از 100 تعداد رای دهندگان 181446




    تعجبی ندارد که عروس ها و مادرشوهرها روابط پیچیده ای دارند. به گفته دکتر دیانا بران، روانپزشک و مؤلف، هر دوی آنها احساس تهدید می کنند. عروس ها می خواهند در فامیل شوهر جا باز کنند، در حالیکه مادرشوهرها می خواهند مطمئن شوند که از زندگی فرزندشان خارج نشده اند. حتی وقتی هم که هر دوی این خانم ها همدیگر را دوست داشته باشند، مشخص کردن نقش هر یک سخت است. برای اجتناب از استرس خانوادگی، ما از مادرشوهرها (و البته از چند عروس) درباره حرف هایی که برایشان سنگین می آید سوال کردیم و از کارشناسان پرسیدیم چطور می توان با آرامش با این مسائل رسیدگی کرد.

    1. "هر وقت خواستید بیایید قدمتون رو چشم ماست. همیشه رو کمک ما حساب کنید."

    همیشه سیاست در باز نتیجه معکوس می دهد. مثال: عروس جودی به او گفت که اگر به چیزی نیاز داشت بگوید. ولی وقتی شوهر جودی آلزایمر گرفت، عروسش اصلاً سری به او نزد و قلبش را شکست. دکتر روانپزشک تینا تسینا می گوید: «وقتی قول هایی می دهید که به آنها وفا نمی کنید بیزاری ایجاد می کنید.» بجای قول دادن سعی خود را بکنید تا زمانی را برای دیدن یکدیگر تنظیم کنید که برای هر دوی شما مناسب باشد. اگر مجبور شدید در لحظه برنامه ریزی کنید، بگویید که باید قبلش با شوهرتان هماهنگ کنید.

    2. "من نظر شما را نخواستم."

    کاتلین می گوید: «وقتی به عروسم گفتم که بین کار و خانواده اش تعادل ایجاد کند، خیلی خشمگین شد.» شاید توصیه های مادرشوهر به شما حس تحکم بدهد، ولی فرض کنید که او نیتش خوب است و از او تشکر کنید و کار خودتان را بکنید. اگر به تحمیل نظراتش ادامه داد، برای مثال اینطور جواب بدهید: «متشکرم. ولی ما تصمیم گرفتیم نظر پزشک اطفال را پیاده کنیم.» اگر این حرف او را ساکت نکرد، از شوهرتان کمک بگیرید و با هم برای مادرشوهرتان توضیح دهید که رفتارهای او هم شما را آزار می دهد و هم به او می فهماند که بعضی موضوعات اصلاً قابل بحث نیستند.

    3. "باورم نمیشه به اون رأی دادید."

    سیاست، مذهب و موضوعات حساس دیگر باعث می شوند که شام خانوادگی تبدیل به صحنه جنگ شود. شارون می گوید: «در بحثی در مورد سیاست، عروسمان مستقیماً به ما گفت که اشتباه می کنیم و فکرمان غلط است. من شوکه شدم.» دکتر بران می گوید اگر نمی توانید در این مواقع خونسرد باشید و بگویید: «سیاست همیشه مرا ناراحت می کند. من نظری نمی دهم.» اگر وارد دعوا و مشاجره شوید، هیچکس برنده نمی شود.

    4. "چرا به پسرت یاد ندادی..."

    بسیاری از خانم ها مادرشوهرهای خود را مسئول عیوب شوهرانشان می دانند. سارا اعتراف می کند: «من یک بار در میان حرف هایم به او گفتم که کاش به شوهرم مهارت های سازمانی یاد داده بود. او ناراحت شد و به دل گرفت.» دکتر بران می گوید: «چه انتظاری دارید؟ می خواهید مادرشوهرتان گارد نگیرد و ناراحت نشود؟» این موضوع او را هم وارد مسائل شما می کند و همه چیز بدتر می شود و شوهرتان دیگر مسئولیت کارهایش را به عهده نمی گیرد. با آنکه همیشه انداختن تقصیر گردن مادرش راحت تر است، ولی این شما و شوهرتان هستید که باید مسائلتان را حل کنید.

    5. "من خانواده خودم راحت ترم."

    این شکایت در میان مادرشوهرها رایج است. عروس ها همیشه به پدر و مادر خود بیشتر اهمیت می دهند. کاتلین می گوید: «عروسم در روز تعطیل یا عید پیش خانواده خودش می رود. عکس های پدر و مادرش در همه جای خانه دیده می شوند و آنها اصلاً عکسی از من و شوهرم در خانه نگذاشته اند.» با آنکه راحت بودن با پدر و مادر خودتان کاملاً منطقی است، ولی باید بپذیرید که این دو خانواده با هم وصلت کرده اند و باید پدر و مادر همسرتان را هم بازی بدهید. قدم اول: همیشه در مورد مسائلی از این دست که برای گذراندن هر تعطیلی کجا بروید با شوهرتان صحبت کنید. سپس با هم با خانواده ها هماهنگ کنید. اگر شوهرتان می خواهد بیشتر با خانواده اش باشد، اشکالی ندارد که زمانی را با آنها تنها بگذراند و شما هم گاهی بچه ها را پیش آنها بگذارید.

    6. امیدوارم کمد لباس هایتان به من برسد."

    جودی تعریف می کند: «عروسم گفت که یک کمد لباس خریده است چون امیدوار است لباس های من به او برسد. او گفت دیگر نمی تواند بیشتر از این منتظر بماند. انگار من باید همین الان سرم را زمین بگذارم و بمیرم!» گفتگوهای مربوط به ارث باید بین شوهرتان، خواهر و برادرهایش و پدر و مادرش باشند. شما حقی بر دارایی مادرشوهرتان ندارید. اگر او بعضی چیزها را به شما می دهد خیلی خوب است، ولی یک عروس هرگز نباید این بحث ها را پیش بکشد.

    7. "ما خیلی سرمان شلوغ است و وقتی برای دیدن شما نداریم."

    سارا می گوید: «مادرشوهرم خیلی بیشتر از ما دوست دارد ما را ببیند و وقتی می گوییم تعهدات و مشغله های دیگری داریم واکنش بدی می دهد.» در این مورد هم باید با شوهرتان هماهنگ شوید و دو نفری با مادرشوهرتان حرف بزنید. با مهربانی به او بگویید که چند وقت یکبار می توانید او را ببینید تا او هم توقعاتش را درست کند و غافلگیر یا ناراحت نشود. یک تاکتیک: «ما خیلی دوست داریم بیاییم شما را ببینیم، ولی برای بچه ها بهتر است که گاهی هم با دوستانمان دیدار کنیم و برای خودمان هم وقت بگذاریم.» اگر او شما را با برنامه ای غافلگیر کرد، بگویید: «این تاریخ ما نمی توانیم بیاییم، ولی دفعه بعد که برنامه مان اجازه داد می توانیم بیاییم.»

    8. "می شود بجای من با دخترت صحبت کنی؟"

    دعواهای عروس و خواهرشوهری همیشه پرمسئله است و شما با کمک گرفتن از مادرشوهرتان به هیچ جایی نمی رسید. ملیسا می گوید: «ما خواهرشوهرم را استخدام کردیم که وقتی من سر کار می روم از بچه ها مراقبت کند، ولی همیشه کنسل می کرد، بنابراین از مادرشوهرم خواستم با او حرف بزند. مادرشوهرم طرف دخترش را گرفت و عصبانی شد.» دکتر بران می گوید: «وقتی مادرشوهرتان را درگیر ماجرا می کنید در واقع از او می خواهید طرف یک نفر را بگیرد.» این دعواها باید بین خودتان بماند.

    9. "فکر نکنید همیشه می توانید بچه ها را ببینید."

    کاتلین می گوید: «اگر عروسم می توانست کلاً ما را از زندگی نوه هایمان بیرون می انداخت.» دکتر تسینا می گوید که این کار واقعاً خجالت دارد زیرا: «دیدن اختلافات شخصیتی به بچه هایمان یاد می دهد که در شرایط و موقعیت های مختلف مذاکره کنند. اگر نگرانید که مادرشوهر و پدرشوهرتان تأثیر بدی بگذارند، برای مثال اگر پیش فرزندانتان سیگار می کشند، باید شما و شوهرتان با هم از آنها بخواهید که این کار را نکنند وگرنه دیگر نوه هایشان را نمی بینند. اگر پیامد کار را برایشان شرح دهید، طولی نمی کشد که آنها با شما همکاری می کنند.»

    10. "بهتر است پسرت با تو حرف بزند."

    سوزان می گوید: «همیشه پسرم با ما ارتباط برقرار می کند. وقتی شوهرم بیمارستان بود اصلاً خبری از عروسم نشد.» این یعنی عروسم می خواهد ما از آنها دور بمانیم. دکتر تسینا می گوید: «با آنکه این شوهرتان است که در اغلب مواقع باید به مسائل رسیدگی کند، ولی شما نباید پشت او قایم شوید و از ارتباط برقرار کردن با آنها خودداری کنید. شما هم باید با آنها ارتباط برقرار کنید تا شوهرتان از اینکه همیشه در وسط ماجرا باشد، احساس بیزاری نکند.» علاوه بر آن، وقتی فرزندانتان ببینند که شما با پدرشوهر و مادرشوهرتان خوب رفتار می کنید، آنها هم از شما تبعیت می کنند و در آینده همینطور رفتار می کنند.

    برچسب ها: ، به اشتراک بگذارید: مطالب مرتبط انتشار یافته: 185 در انتظار بررسی:3 maryam 19:28 - 1392/03/27 9 25 پدر و مادر شوهر هم مثل والدین خود آدمه.خب همونطور که من ارتباط با والدینمو دوست دارم مسلما شوهرم هم دوست داره با والدینش هم رفت و آمد کنیم و اگه همسرت رو دوست داشته باشی باید به نظر ایشونم احترام بذاری.ما طوری برنامه ریزی کردیم که حداقل هفته ای یکبار خونه هر دو طرف بریم.این خیلی خوبه و خدا روشکر هم اونا راضمین هم ما به بقیه برنامه هامون و گردشهای دو نفریمون میرسیم.
    رضایت پدرومادر(هردو طرف)باعث رضایت خدای متعالم هست پاسخ ها احسان پ ۱۹:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۸ انشاالله همیشه خوشبخت باشید بدون نام ۱۰:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ مریم خانوم دقیقا با نظرت موافقم من هم تو زندگیم همین رویه رو دنبال کردم و راضیم فقط با این تفاوت که نباید صمیمتی که با مادرت داری رو سعی کنی با مادر شوهر هم داشته باشی باید ادم بفهمه هر کس جایگاه خودش رو در زندگی داره پروىز لاجورد 20:38 - 1392/03/27 8 4 با سلام . از مطالبتان استفاده ميكنم و جالب است . خسته نباشيد . با من در مورد مسابقه هم تماس گرفته شد ، پيشنهاد من اين است كه مسابقه مار و پله بچه گانه است اگر مسابقه سودوكو راه بياندازيد خيلي بهتر است و پر طرفدار و هيجان انگيز ، در هر صورت خسته نباشيد . به اميد پيروزي ايران برابر كره جنوبي . اگر ايران ببرد فردا شب تهران به ياد ماندني ميشود ، علي يارتان ، پروىز لاجورد٦٢ ساله پاسخ ها استار ۰۹:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۳۰ آقاي لاجورد شما حكم پدر رو داري واسه مجله، منم دعوت شدم، واسه منچ! نیما ریگی 15:28 - 1392/03/28 3 5 هر مادر بزرگی روزی هزار بار اینارو به نوه هاش قبل از ازدواج میگه مریم سراوانی 21:03 - 1392/03/28 22 1 پدر و مادر شوهر هم مثل والدین خود آدمه.خب همونطور که من ارتباط با والدینمو دوست دارم مسلما شوهرم هم دوست داره با والدینش هم رفت و آمد کنیم و اگه همسرت رو دوست داشته باشی باید به نظر ایشونم احترام بذاری.ما طوری برنامه ریزی کردیم که حداقل هفته ای یکبار خونه هر دو طرف بریم.این خیلی خوبه و خدا روشکر هم اونا راضمین هم ما به بقیه برنامه هامون و گردشهای دو نفریمون میرسیم. پاسخ ها بی تو ۱۹:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ لعنت بر تو ستاره ۱۸:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۳۰ خوشت مساد منفی میخوررررررررررررری
    راه افتادی کپی هم که میکنی مری maryam ۰۲:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۳ تقلید کار میمونه تو هم خوده میمونی زشت.اه اه اه آلبالو 02:33 - 1392/03/29 2 18 خیلی کلیشه ای بود
    کاش به جای مطلب ترجمه ای یه مطلب با نظر روانشناس های خودمون میذاشتید... با زبان صریح تر دنیا 16:54 - 1392/04/01 1 17 فقط یه جمله: هر کسی هر رفتاری میکنه حقش هست که جواب کارشو ببینه و بشنوه چه کار خوب و چه کار ناپسند! (در مورد مادر شوهر صدق میکنه) .......یا متلک نگه یا اگه میگه باید ظرفیت شنیدن متلک رو هم داشته باشه...... عسل 22:37 - 1392/04/01 3 4 روانشناس آشنا ندارین مریم سراوانی رو بفرستیم پیشش بنده خدا گناه داره بدادش برسیم تازه گیا مریضیش حاد شده کپی می کنه بدون نام 11:28 - 1392/04/15 1 6 مادر شوهر من زن خوبیه...خیلی تحویلم میگیره...فقط یه عیبی داره...همیشه یاد آوری میکنه که برای اینکه پسرم رو داشته باشم باید عروسمو تحویل بگیرم:))عیب دیگه اش هم اینه که منو تا وقتی دوست داره که موافق باخوش و دختراش تتضادی نداشته باشم وگرنه واویلا:)) بدی دیگشم اینه که توقعاتش از شوهرم خیلی زیاده نمیدونم با این مشکل چیکارکنم دوست داره شوهرم از لحاظ مالی و...از خودش و زن و بچه اش بگذره برای خواهر برادراش...فقط به این خاطر که وضع مالی شوهر من خیلی بهتر از خواهر برادراشه.. بدون نام 01:00 - 1393/01/15 1 13 سلام من سه ساله ازدواج كردم مادرشوهرم خيلي با حرفاش رو شوهرم تاثير ميذاره شوهرم هم توي هر مساله اي هركز طرف منو نميكيره حتي اكه حق يا من باشه به خدا ناراحتي اعصاب وروان كرفتم تورو خدا برام دعاكنيد سولماز 09:47 - 1393/03/20 0 6 سلام.من هم خیلی با خانواده شوهرم مشکل دارم.دیگه دارم دیوون میشم بدون نام 11:37 - 1393/04/14 1 5 سلام جالب بود.بعضی چیزها بنظر ساده میاد اما مثل اینکه خیلی مهم هستند. لیلا 19:41 - 1393/05/25 1 11 سلام،من کار میکنم خرج زندگی را میدم مادر شوهرم چون شوهرم بعد از ازدواج وضع مالیش خوب شده توقعش زیادیه.شوهرم هم نمی فهمه اون چیزهایی که داره مال من هم هست.بدیگه اینکه خودش دوست نداره چیزی از زندگیش را کسی بفهمه اما باید تو جزییتریترین مسائل زندگی ما کنجکاوی کنه! حالا تکلیف من با این قوم چیه؟ نازلی 14:47 - 1393/06/25 1 13 من با نظز دنیا موافقم هر کس هر کاری می کنه باید جوابشو بگیر چ خوب چ بد حقشه.مادر شوهر من خیلی دو به هم زنه همه رو بر علیه من به شور می کنه خواهر شوهر و پدر شوهر وفامیلاشونو و حتی شوهرم بعد میگه دیدی من از همه بیشتر تورو دوست دارم...خاک بر سرت عقده ای کمبود توجه. مهسا نمازی 09:16 - 1393/07/02 1 6 مادر شوهر من هم بعضی وقتا زخم زبون میزنه تحویل نمیگیره توقعش زیاده. ولی به نظرم باید هواشو داشته باشیم فقط بخاطر اینکه مادره. ازدواج پسر واسه مادر 1 جور شکسته چون پسرشو با یکی دیگه شریک میشه
    اگه زیاد بد نیستن باهاشون خوب باشید تا خدا کمکتون کنه زندگی خوبی داشته باشید شیوا 14:54 - 1393/07/03 1 7 مادر شوهر من یه عقده ای به تمام معناس.کوچیک کردن من توی جمع براش سرگرمی محسوب میشه سمیرا 21:06 - 1393/07/07 0 7 اوایل زندگی شوهر خیلی به حرف خونوادشه واین طبیعیه عروس باید با سیاست نه سادگی کم کم شوهرشو متوجه رفتارها و حرفهای زشت اونا بکنه مردها معمولا توی فهمیدن جزییات کند ذهن هستن تازه اگه بفهمن هم دوست ندارن به خودشون زحمت بدن و دخالت کنن پس بهتره اونا رو به حال خودشون گذاشت و دخالت نداد عروس باید در حین احترام گذاشتن سنگین و با ابهت رفتارکنه و به اصطلاح رو نده من 13 ساله ازدواج کردم و اوایل خیلی مشکل داشتم ولی با صبر و سیاست مشکلاتمو با مادر شوهرم کمتر کردم سمیه 16:35 - 1393/07/15 0 11 مادر شوهر یعنی حسود به تمام معنا من از هر طریقی باهاش ارتباط برقرار کردم بخاطر خدا اما هر بار پشیمان شدم به نظرم اصلا نباید بهشون محبت کرد چون پرو میشوند وبدترین توهین ها رو می کنند هر وقت اینو ادم حساب نکردم مهربون بود در غیر اینصورت ادمیکه با خنده منو شوهرم ناراحت وبا دعوا خوشحال حسود به تمام معنا راستی همه اینطوری نیستند ومن هم هنوز به خاطر خدا توهین نکردم پس مهربون باشیم ورو ندهیم زندگیتان شاد سمیرا 00:44 - 1393/07/30 0 5 مادر شوهر من یه شیطنی که4تا عروس طلاق داده وباز هم کم نمیاره میگه بازم طلاق میدم الانم که شوهرم تصادف کرده برده نگهش داشته نزدیک 3 ماهه شوهرمو ندیدم فقط شوهر منه که کسی رو قبل از من طلاق نداده که الان مادرشوهرم به فکر فراری دادن منه چه کار گنم پاسخ ها ماسلی ۱۷:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۲ خدا جایی بالاتر از مادر شوهر قرار دارد اگر به خوبی خودت ایمان داری فرشته 01:05 - 1393/08/06 0 9 مادر شوهر ن عین دیوار میمونه یعنی بودو نبودش یکییه،با اینکه شوهرم تک پسره اما اصلا تحویلش نمیگیره و عین پروانه دور داماداش و دختراش می چرخه ازمکه اومد جلو من ساکشو باز کردو کلی کادو به دختراو داماداش داد واسه تک عروسش یه کیلیپس اورده بود.... ریحانه 12:44 - 1393/09/01 0 5 منم باخانواده شوهرم مشکل دارم اما مشکلات من به خاطر تفاوت فرهنگی هست ما اینقد باهم تفاوت فرهنگی داریم که حتی توی غذا خوردن وآداب معاشرت هم باهم متفاوتیم حالا من موندم اینجا تنهای تنها احساس میکنم هویتم رو دارم ازدست میدم دارم دچار شخصیت چندگانه میشم خیلی اعصابم خورده خیلی رها م 19:48 - 1393/09/04 2 8 من از مادر شوهر و خواهر شوهرم کینه دارم نمیتونم فراموش کنم چیکار کنم مریم بانو 18:37 - 1393/09/07 0 5 مادر شوهر من وقتی میبینه من با مادر خودم یه کلمه حرف زدم سعی میکنه توی همون جمع یه چیزی بهم بگه یا ایرادی ازم بگیره تا دلش خنک بشه ومنم اون موقع با اینکه هیچ چیز نمیگم ولی خیلی دوست دارم بگم خفههههه شوووووو رها 22:01 - 1393/09/07 0 4 مریم بانو اگه پیامها رو چک میکنی لطفا راهنماییم کن
    خواهر شوهر من مارو پاگشا نکرد و چن بار حرفهای بدی بهم زده البته غیر مسقیم از طریق مادرش من جوابش ندادم الان دارم منفجر میشم به نظرتون باید چیکار کنم مهتا 03:51 - 1393/09/12 0 2 مادر شوهرو خواهرشوهر من خیلی دوروان باهام خیلی خوب رفتار میکنن همه فرشته میدوننشون اما وقتی تنهاییم یه تیکه های فوق‌العاده سنگین میندازن منم همشو به شوهر م میگم شکر خدا همش طرف منه شوهر م مادر شوهرم بهم میگه فامیلا میگن بچه هام خیلی قشنگن اما عرویو دومادت زشتن=-O ساحل 09:25 - 1393/09/18 0 4 مادر شوهر من انتظار داره ما هر روز بریم خونشون و کارای خونشو انجام بدم,منم دارم همین کارو میکنم ولی اگه ی روز نرم ناراحت میشه و میگه شما به فکر ما نیستین,دارم دیوونه میشم,من نقش کلفت رو تو اون خونه بازی میکنم پاسخ ها سارا ۱۱:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ وقتی خونشون میری وظیفه ای نداری مهناز 12:59 - 1393/10/04 0 3 مهتا جان هیچوقت از بدی خانواده همسرت پیش همسرت نگو.مادر شوهر من خیلی با من خوبه من تنها عروسشم اما همیشه از حرفاش برداشت بد میکنم چون با دیگران از هر کلمه حرفاش هزارتا منظور داره. ولی وقتی بهش میگم میزنه زیر گریه و بچه هاشو کفن میکنه که تو دخترمی چون دختر نداره و اینکه هیچ منظوری نداشته.خدا میدونه من که نتونستم از رو ببرمش ولی خدا بهتر میدونه اگه حق با منه عروس بعدیش پدرشو در بیاره که بفهمه من کی هستم. مهناز 13:46 - 1393/10/04 0 5 لطفا به جای آیین مادرشوهرداری به عروس خانومها آیین عروس داری رو به مادرشوهرها بیاموزید. این عروسها هستن که در حقشون ظلم شده.به امید روز آتش بس! هلیا 16:36 - 1394/01/29 0 2 مادر شوهر من خیلی راحت جلو جمع توهین میکنه به وضوح دروغ میگه از صبح تا شب با رفیقاش بیرونه بسیار حسود و بی شخصیته هر موقع رفتم خونشون یه چیزی بارم میکنه و منم میرم تو یه اتاق یه گوشه اشک میریزم چیزی هم نمیتونم بهش بگم پاسخ ها سحر ۱۶:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۵ به نظر من شما نباید کم بیاری ..اصلا محل نده من هروقت مادرشوهرم حرف بی ربط میزنه سر خودما به یه چیز گرم میکنم مهری 19:55 - 1394/02/07 0 4 خدا ازت نگذره مادر شوهر‌. ای مادرشوهرای بدجنس میسپارمتون به خدا. یه روز میرسه که از ما حلالیت میخواین....من شخصا نمیبخشم زجرکشیده 13:07 - 1394/02/27 0 5 مادرشوهر من شده بلای جونم مایه اختلاف بین من و شوهرم هووی من سرپیری هرلباسی که من میپوشم میخواد دستبند رژلب زنجیرپا همه چی رنگ مو زبون درازی هم که دیگه حد و حساب نداره اصلا در وجودش مادر بودن نیست حتی با پسرخودش هم بده جلاد به تمام معنا خدا به من صبر بده عاطفه 02:22 - 1394/04/05 0 1 سلام خسته نباشيدمن الان تقريبا يکسال و خوردي ميشه که عقد کردم و اوايل عقدمون خيلي ازشون خجالت ميکشيدم وهرچي ميگفتن ونظر ميدادن درباره من وخونوادم هيچي نميگفتم وخلاصه منم شدم مث خودشون ونظرميدم وباهاشون مث خودشون حرف ميزنم وکمتر ميرم خونه مادرشوهرم آخه يه اخلاق بدي مادر شوهرم داره اينه که هرکاري واسش کني آخرش ميگه بي کسه وهيچ کسي واسش کاري نميکنه بعدش منم کمترميرم خونشون،شوهرم چندشب پيش باهام بحث ميکنه ميگه چرابه مادرش کمک نميکنم وباهاش راحت نيستم منم گفتم اونکه همش ميگه بيکسه بزار بيکسي رو تجربه کنه تابفهمه ولي همش شوهرم بحرف مادرش و خواهرشه ديگه کشته منو همش بخاطراونابامن دعوا ميکنه موندم بخدا که چيکارکنم. گمنام 15:50 - 1394/04/14 5 2 اینایی که گفتید همش به نفع عروساس. انگار همه عروسا فرشته هستند و همه مادرشوهرا دیو.
    ولی تو این دوره خیلی هم برعکسه. بیشتر عروسا دیوند. گمنام 07:16 - 1394/05/01 0 1 سلام - من الان یکساله ازدواج کردم - مادرشوهرم خیلی مارموزه - هم خودش هم دختراش
    دائما بمن میگه که خیلی خوبن اخلاقشون خوبه دائما میخواد ثابت کنه همه اونا رو خیلی دوست دارن
    اونقدر هوای دختراشو داره که نگو
    در عوض با اینکه شوهره من 24 ساعته آنلاین در اختیاره اوناست اما اصلا نه اونو تحویل میگیرن نه من رو که زنشم
    شوهره منم اصلا متوجه این چیزا نیست
    وقتی ما و دختراش خونشونیم فقط میچسبه به داماد و دختراش ، با اینکه شوهره من تک پسره اما فقط ازش همشون توقع دارن اما دریغ از یکم محبت sami 13:14 - 1394/05/01 0 7 خداریشه ی همه ی مادرشوهرای بد رو بکنه که مانع خوشبختی بچه هاشون میشن یه دختر تنها 15:36 - 1394/05/05 2 2 سلام.من دختری هستم که 2سال ازدواج کردم.با کسی که خیلی همدیگرو دوست داشتیم پای این عشق 3سال جنگیدیم.نمیدونید چه روزایی رو گذروندم.اما حالا که 2سال از ازدواجمون میگذره ذره ای از اون علاقه تو وجودم نیست...باعثش هم خانوتده شوهرمن هم خوده شوهرم.از روز اولی که عقد کردیم خواهرشوهرم نشست وپاشد بهم تیکه انداخت مادر شوهرم طوری باهام رفتار میکنه که انگار کلفت خونشم.انقد داغونم که هرچی بگم کمه.این وسط شوهرم که ادعای اونهمه علاقه میکرد و با حرفاش منو خام خودش کرد الان حتی یذره هم ازم حمایت نمیکنه ومیگه باید در مقابل اونا هیچی نگم..اینارو میگم به دخترایی که مجردن..تروخدا تروخدا تروخدا وقت ازدواج چشماتونو باز کنین.به حرف خانوادتون گوش کنین..بابای من شدیدا مخالف بود حالا چون به حرفاش گوش نکردم راه برگشتی ندارم و دارم کنار شوهرم فقط روزام رو شب میکنم وتظاهر به خوشبختی... تبسم 20:25 - 1394/06/04 1 3 وقتی مادر شوهر من یه چیز کوچولو میگه که من ناراحت میشم دیگه خونششون نمیرم تا اینکه تو مهمونی ای جایی همو میبینیم اگه آدم شده بود کم کم میرم خونشون اگه نه دوباره قهر میکنم
    همینجور همینجور کلی آدمش کردم کلمه ای هم بهش نگفتم مث یه فرشته ی آروم و کوچولو میچززززونمش mahsa 22:05 - 1394/06/15 0 0 مارد شوهر من خیل بده.
    اگه منو شوهرم 1سال باهم خوب باشیم بهم سره همه چی گیر میده تا اعصابمو خورد کنه و وقتی هم که 1 بحث کوچیک میکنیم هرچی از دهنش در میاد میگه.
    شوهرمم هیچی بهش نمیگه.
    این دفعه ی اخر ک بهم توهین کرد بهش گفتم تو زندگی منو شوهرم دخالت نکن به تو ربطی نداره ک منو شوهرم بحث میکنیم یا نه.
    اوایل که دوست بودیم هی میگفت شما به درد همه نمیخورین و پسرمو ول کن.
    ولی ازدواج کردیم.
    الانم هرچی دلش میخواد فحش میده.
    دلم میخواد موهاشو دونه دونه بکنم. خسته 02:44 - 1394/06/21 0 1 من از دست مادر شوهرم اونقذر جونم به لبم رسیده که بدن دستم میکشمش ازش متنفرم اونقدر اذیتم کرده توهین کرده ازش نفرت دارم تنها امیدم شوهرمه که ازم حمایت میکنه چون مادرشو میشناسه همش نفزینش میکنم خدا خودش جواب کاراشو بده انشالله پاسخ ها عروس ۱۰:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۱ آفرین. فقط نفرینش کن تا ریشه اش دربیاد. نباید به این افراد روی خوش نشان داد. ظالمند. خسته 15:34 - 1394/06/21 0 1 عروسای عزیز دوستای هم درد من نگران نباشید ما هم اون بالا یه خدای بزرگ داریم که جواب همه کاراشو میبینن من به عدالت خدا ایمان دارم سمیه 17:38 - 1394/06/26 0 0 بعضی‌ها را هر کاریشون کنی عوض نمیشم فقط باید صبرکنیم ،مادر شوه من میگه از همه عاقل تر وبهتره، سمیه 17:45 - 1394/06/26 0 0 مادرشوهرم با اینکه فهمیده بودشوهرم مناکتک زده باکمال پررویی روز بعدش اومد خونمون خوشحال بودوبااسم بد منا صدا میزد خسته 15:18 - 1394/06/29 0 0 سمیه جان شوهرت به خاطر مادر شوهرت تو رو زده؟برا شوهرت متاسفم الان چه زمونه هست که مرد رو زن دست بلند کنه بدون نام 10:31 - 1394/06/31 0 1 مادر شوهر منم‌موذی هست . در کل این انگار خصلت همه مادرشوهرا هست . چه کنیم باید یه جوری بسازیم . ولی یه روزی میرسه که اونا هم به ما نیاز داشته باشن . بعدا تلافی میکنیم سمیه 09:14 - 1394/07/01 0 1 ن عزیزم شوهرم چند روز بود خونه نبود بعد من گفتم شاید امشب بیاد براش قرمه سبزی درس کردم ،اومد رفت حموم وگفت بعد من گفتم کار دارم ولی بعدش ک رفتم منا بیرون کرد واومد بیرون ،داشتم نماز میخوندم شروع کرد ب فوش دادن بعد طوری منا زد ک گفتم قفسه سینم شکسته نمیتونستم نفس بکشم ،تمام بدنم کبود شد ،بعد ب خاطر دکتر رفتن ا.نا فهمیدن و پدر شوهرم همون موقع تاییدش کرد ومادر شوهرم روز بعد اومد خونموندوخوشحال بود ومیگفت دندت شکسته وبا اسم بد منا صدا میزد البته همیشه اینجور نیس باید نیمه پر لیوانا دید وهمیشه خدا را شکر کرد ،خدایا دوست دار خسته 18:44 - 1394/07/01 0 0 سمیه جان واقعا ناراحت شدم با کتک کاری مخالف صد درصدم به هر دلیلی هم باشه نباید این کارو میکرد سمیه 08:40 - 1394/07/04 0 0 من هیچوقت جواب مادرشوهر ا نمیدم چون در هر شرایطی منا مقصر میدونه وطرف دختراشا میگیره،شوهرم هم خوبه ولی سالی یکی دوبار کتک میزنه اگه حقی داشته باشم هیچوقت نمیبخشمش خسته 08:02 - 1394/07/05 0 0 سمیه اهل کجایی؟ سمیه 12:05 - 1394/07/05 0 0 اصفهان لیلا 19:10 - 1394/07/07 0 1 سلام,من واقعا موندم.شما عروسا خودتون زنداداش ندارین,مادراتون عروس ندارن,گلای من عزیزانم,هر مادر ودختری هم براش از این مشکلا پیش میاد اما در مورد مادرامون خواهرامون اینهمه حساس نیستیم,خسته جان به جای نفرین دعا کن خوب بشه اخلاقش,کمی خوب باشیم دوستان خسته 20:20 - 1394/07/08 0 0 لیلا خانم من نفرین نکردم تو وقتی مادر شوهر منو نمیشناسی لطفا از طرف من نظر نده تو دنیا بگردی نامردتر از مادر شوهر من پیدا نمیکنی پسر خودش فراری هست از دستش چه برسه به من بدون نام 15:27 - 1394/07/09 0 0 عزیزم خودتون تو پیامتون گفتین فقط نفرینش میکنم,منم منظورم فقط شما نبودی پیام های شما اواخر بود اسمتونو نوشتم,با همه هستم,بله قبول دارم که بعضی مادر شوهرا بدن اما در کل میگم دعا کنیم خوب بشن,,,:-* سمیه 10:11 - 1394/07/12 0 0 مطمئن باش اگه همه خوب باشیم هیچوقت دعوا نمیشه ،پس بیاید دعا کنیم همه خوب بشیم الهه 09:28 - 1394/08/08 0 0 مادر شوهر من دوست داره ما هرروز اونجا باشیم یه وقت براخودمون نمیذاره دیگه خسته شدم مهری 11:27 - 1394/08/11 0 1 مادر شوهر من فقط دختراش براش عزیزند کلی هم دزدی در روز پاتختی من کرده خدا ازش نگذره واگذارش کردم به خدا عاطفه 21:37 - 1394/08/13 0 1 از مادر شوهرم متنفرم ماری 15:24 - 1394/08/29 0 0 خودب بود ولی کاش یه ذره هم برا مادرشوهرا مطلب میگذاشتند.فقط میگن عروسها والله به خدا مادر وخواهر شوهری که ذاتشون بده عسل هم میذاری دهنشون میگن زهر دادی ماری 15:30 - 1394/08/29 0 0 دوست عزیزی که گفتی ازدواج پسر برای مادر شکست هست اون وقت باید ازدواج دختر هم برای مادرش شکست باشه که دخترش با یکی دیگه شریک میشه این اصلا منطقی نیست اونوقت باید هر کی بمونه پیش خانوادهش ازدواج نکنه خسته 22:17 - 1394/08/29 0 2 سلام دوستان مادر شوهر من خیلی بدی کرده به من از توهین وتهمت گرفته تا حرفهای تحقیر کننده، من هر چه جوابشو دادم نشد شوهرمم ازم هرچه حمایت کرد نشد بدیهاش حد واندازه نداشت منم واگذارش کردم به خدا،قربون خدا بشم الان تک تک بدی هاشو پس میده زندگی براش زهر شده دیگه خودشم میاد به من اعتراف میکنه که نمیدونم به کی بدی کردم اینجوری شده نفرین کی گرفته منو همشونو واگذار کنین به خدا بدون نام 15:12 - 1394/08/30 2 0 عزیزان من شما همه فقط حساسید وگرنه مادر شوهر هم مثل مادر خودمون میمونه قبول کنیم که ما هم ناپخته عمل میکنیم اگه خوب رفتار کنیم اونا هم به ما حساس نمیشن یک طرفه به قاضی نرید اینجوری که همه پیروزن من که مادر شوهرمو خیلی دوست دارم چون شوهرمو دوست دارم واز این بابت خودمو تو قلب همه مخصوصا شوهرم جا کردم برام همه کاری هم میکنه زهرة 16:28 - 1394/09/06 0 3 مادرشوهرم، بدی به اون صورت نداره فقط خیلی شکمو وبی سفره ست. هروقت رفتم خونش بهترین تیکه های گوشت رو جلوی دختراش میذاره وجلوی من یه تیکه استخون نميدونم چه جوری میخواد جواب خدا رو بده هر دفه که میاد خونم من تو بدترین شرایط مالی بهترین ها روبراش تدارک دیدم و با اون مثل حبیب خدا رفتار کردم؟ یه دفه حامله بودم خونش خوابیدم صبح بیدار شدم صبحانه سرشیر ونون داغ جلوی پسر و دخترش گذاشت بعد پنیر که تو پاکتش خشک شده بود گذاشت جلوی من، آدم نخورده ای نیستم ولی هيچوقت از یادم نميره به همون برکات میسپارمش وبه خدا. شوهرم هم اینقدر نفهمه نمیگی خوردی نخوردی خودش مث گاو میخوره..................... مهرسا 23:01 - 1394/10/09 0 0 سلام مادرشوهر منم اینجوریه همش پشت سر به شوهرم یاد میده الکی اشک میریزه خوب شوهر منم دلش میسوزه اگه حرفش تو خونه گر اه نره همش خودشو میزنه از طرفیم خواهرشوهرامم باهام خوب نیستن .الان حدود یکسال عقدم چندماهه دیگه ام عروسیم قراره بریم طبقه پایینی مادر شوهرم توروخدا دعا کنین اونجا نریم خودمون مستقل باشیم آخه شوهرم هرچی درمیاره خرج اونا میکنه خوب من نمی گم خرجشون نکنه اما خوب کمتر با اینکه پدرشوهرم پولدار همش از شوهر من میکشن. مهرسا 13:45 - 1394/10/11 0 0 راستی ما چندماه قبل سرمادرشوهرم با خانواده ها دعوا کردیم اما شوهرم طرف مادر شو گرفت این هیچوقت از دلم نمی ره خداوکیلی شوهرم خوبه اما اگه مادرش بذاره حالم ازش بهم میخوره سر یه سرماخوردگیش رفته به شوهرم میگه به من زنگ زده اما خداشاهده دوبار زنگ زدم حالا من هم سرما خوردم هم تازگیا فهمیدم کسیت دارم ن تنها اینکه زنگ نزد بلکه مسخره ام گرد گفت کیست واسه پیرزنا ن کسی به سن تو خدایا شوهر مم ازم به اون صورت حمایت نمی کنه تازه یه چیز دیگه بگم خودش یه مادرشوهر پیر داره پیش اونا ان قد ازش بد میگه هرچی از ذهنش باید میگه بچه هاشم کشیده سمت خانواده خودش ان قد از مادرشوهرخودش بد گفته که بچه هام از ننه شون زده شدند خدا رو خوش نمیاد دنیا گرد امیدوارم به حق امام حسین بچه های منم اینجوری مسله خودشون رفتار کنن وقتی اون اومد سمتش نرن حالم ازش بهم میخوره همش خودشو میزنه به مریضی خودشو واسه پسرش لوس میکنه ا ه اه راحیل 02:17 - 1394/10/24 0 0 مادر شوهر من خیلی سیاست داره پسراش هم طرفش رو میگیرند از نظر خانواده شوهرم عروسا فقط کلفت اونا هستن چه پدرشوهر و مادر شوهر باشه چه خواهر شوهرو بچه هاشون باید هرجی میگن بگی چشم و الا تو بدترین عروسی مریم 22:02 - 1394/11/09 0 0 مادر شوهر من بد نبود تا وقتی که دو تا عروس دیگر آورد از آن زمان به بعد کلا رفتارش با من عوض شد تا اینکه یک تهمت بزرگ به من زد به طرفداری از یکی از جاری هام. من الان 6 ماهه خانه شان نرفتم با اینکه متوجه شد مقصره معذرت خواهی نکرد. ناشناس 00:24 - 1394/11/12 0 0 من هروقت باهمسرم صحبت میکنم اصل صحبتش اینه که مهمترین های زندگی من خانواده ام هستن.خواهرشم خیلی تو زندگیمون دخالت میکنه.ولی ظاهرشونا بی طرف نشون میدن من باید چطورباهاشون رفتار کنم؟ پریسا 07:35 - 1394/11/13 0 0 سلام مادر شوهر من ی زن پیره ک خودش حقوق داره ولی حقوقش میده ب دو تا دختراش از شوهر من انتظار مالی داره من موندم چطور بگم اینو ب خاطر این دوس ندارم تو عقد زیاد برم خونشون ولی شوهرم اصرار داره و هر روز برم پیشش براش کار کنم لطفا یکی راهنماییم کنه خسته 10:45 - 1394/11/24 0 0 سلام پریسا جان تنها راهنماییی من برات اینکه شوهرتو قانع کنی که اون وقتی حقوق داره چرا از ما خرجی میگیره فاطمه 15:39 - 1394/12/02 0 1 مادر شوهر من همش حرف دهنم ميذاره پيشه پدر شوهرم ميگه و اونو پر ميكنه،حرفايي كه من تو عمرم نزدم رو از دهن من ميره ميگه و همه رو نسبت به من بد بين ميكنه،منم اصلا بلد نيستم از خودم دفاع كنم،حرفي هم بزنم اونو بزرگش ميكنن و مادر شوهر مياد پيش شوهر اشك تمساح ميريزه و منو گناهكار جلوه ميده،حرفي هم نميشه بهش زد كه الكي خودشو ميزنه به مريضي و ميگه فشارم رفت بالا و قلبم درد گرفت،هيچ كس فكر نكنم همچين مادر شوهر فتنه اي داشته باشه شرملگون 16:57 - 1394/12/04 0 1 مادر شوهر من یه بد به تمام معناست. دهنم را سروس کرده
    ان شا الله بمیره مهری 14:32 - 1394/12/10 0 0 سلام مادرشوهر من نمیزاره جدا باشیم به خاطر خودشون فقط شوهرم به حرف اونا گوش میده انشالله هر چی مادرشوهر از زمین برشون دارن مریم 21:54 - 1394/12/15 0 0 معلومه که همه اتون ازون عروسهای زرنگ وباسیاستین.
    شما یه کلاس بذارین واسه ما.....
    ازونایی که مادرشوهرازشون به عذابه ولی نمیتونه حرف بزنه فائزه السادات 11:14 - 1395/01/03 0 1 سلام. من از وقتی عقد کردم اصلا مادرشوهر نداشتم! ولی تقریباً هر جمعه باید بریم سر خاکش.خواهر شوهر هم که کلا ندارم. کلا با وجود مادر شوهر و خواهر شوهر سخته مستقل شدن! اما الان بعد 4 سال 2 تا جاری پیدا کردم ... فکر کنم همینا حسابمو برسن!!!!! بدون نام 01:04 - 1395/01/15 0 0 سلام مادرشوهرم 18ساله منو اذیت میکنه یکبار تا پای مرگ منو کشوندالان هم شوهرم باباباش شریک بوده همه ی مالشو بالا کشیده حتی خونشو .شوهرم دیونه شده تو خونه منو میزنه منو ازخونه انداخته بیرون باز مادرشوهرم برای حفظ ابروش همه جا پشت سرمن تهمت زده ابروی منو جلوی فامیل برده .به خاطر بچهام برگشتم حالا بگید من چیکار کنم. بدون نام 23:39 - 1395/01/20 0 1 هرجور با مادرشوهر تاکنی بی فایده اس بازهم همونه اسمش روش هست arous 10:46 - 1395/01/21 0 1 با سلام به دخترهای عروس. اول کاری که برای فرار از حیله مادرشوهر بایستی انجام دهید اینه که اصلا به هیج وجه جلوی پسرش یعنی شوهرتون بهش بها ندهید. و با رفتارتون اونو جلوی پسرش و فامیلاش بی اهمیت کنید و اینطوری دمش قیچی کنید وگرنه چاره نداره و پرو میشه. موفق باشید. arous 10:47 - 1395/01/21 0 0 با سلام به دخترهای عروس. اول کاری که برای فرار از حیله مادرشوهر بایستی انجام دهید اینه که اصلا به هیج وجه جلوی پسرش یعنی شوهرتون بهش بها ندهید. و با رفتارتون اونو جلوی پسرش و فامیلاش بی اهمیت کنید و اینطوری دمش قیچی کنید وگرنه چاره نداره و پرو میشه. موفق باشید. سارا 14:02 - 1395/02/13 0 1 هیچ مادرشوهری دیگه مثل مادرشوهرمن بدجنس نیس,من پنج سال عقدبودم,نمیذاشت شوهرم بیاخونه بابام,همش رابطمون یه طرفه,بهدکه عروسی کردیم نمیذاشت خانواده من برادیدن من بیاخونمون,بعدکه باردارشدم ,انقددعام کرد,انقدباهام دعواک چراگذاشتم باردارشدم تازه یه بارهم هولم دادکه بیفتم,الان که زایمان کردم چون اویل شیرم زیادبودانقداومدباهام دعواکردکه شیرم خشک شدهمش باعثدعوابین من شوهرم میشه ,ب شوهرم میگه طلاقش بده,بااینکه دخترای خودش خیلی زندگی خوبی دارن,من همیشه نفرینش میکنم,که نمیره ولی یه مریضی بگیره نه بتونه راه بره,نه حرف بزنه,خیلی منوزجرمیده سارا 14:11 - 1395/02/13 0 1 خواهرشوهرای من همیشه میان خونه مادرشوهرم وقتی هم میان چن روزمیمونن,خودشم همیشه میره خونه دختراش چن روزگیرمیکنه,اون روزمن رفتم خونه بابام چن ساعتی موندم وقتی اومدم انقدباهام دعواکردکه چرارفتی خونه بابات,انقدپرشوهرم کردکه باعثشدشوهرم خیلی منوبزنه ,قبل ازعروسیمون اومدخونه بابام گفت اگه عروسی کردین هیچکس حق نداره بیاخونتوتوهم حق نداری بری پسرمنم نبایدبره,انگارزندانی بودم خیلی خیلی منوزجرمیده منم همیشه بادل شکسته وچشمای پراشکم ازخدامیخام ک هرچه سریعترسزاش بده,شماهم نفرینش کمین ک هرچه سریعترب سزای اعمالش برسه,هرچه هم دعامیکنممستجاب نمیشه نمیدونم تاکی میخادب کاراش ادامه بده خسته 16:11 - 1395/02/16 0 0 سلام دوست عزیز سارا خدا کمکت کنه . اولا شوهرت با حرف مامانش نباید تو رو بزنه دوما چرا تو نمیتونی بری خونه پدرت یا اونا بیان خونه تو ؟مگه اونجا خونه توام نیست؟تو باید با شوهرت حرف بزنه و بفهمونی که ما شریک زندگی هستیم و هر قدر که تو حق داری تو این خونه منم به عنوان خانم خونه حق دارم و اونا پدر مادر مننکاملا منطقی و اروم بشین باهاش حرف بزن خسته 16:14 - 1395/02/16 0 0 خدا انصاف بده به این مادر شوهرا. مادر شوهرا باید اینو بفهمن که وقتی دوتا جوان ازدواج کردن یعنی میخوان وارد یه زندگی جدید شن و واسه خودشون تصمیم بگیرن اگه میخواستن تو واسشون تصمیم بگیری خوب ازدواج نمیکردن کنار تو مینشت پسرت اینو بفهمن همه چی حله بی نام 01:34 - 1395/02/27 0 0 من ۴/۵ساله عقدیم واسه روز عقد تو مراسم یه ابروریزی کرد که نگو هیچ وقت نمیبخشمش بهترین خاطرات و سن و سال جوونیمو نابود کرد حالام بعد از هر یکی دو ماهی که میرم خونشون میاد صبح ها به بهونه نماز پسرش در و با مشت میکوبه و باز میزاره و چراغ تو سالن که نورش مستقیم میاد تو اتاق رو روشن میزاره شما بگین من چی کار کنم ؟ حالام خودشو زده به کوچه علی چپ که من مگه چی کارتون کردم اصلا باهاتون حرف نمیزنم عروسیتونم نمیام یکی نیس بگه حالا که عقد اومدی ابرو ریزی کردی چه گلی به سر ما زدی که واسه عروسیمون بشه فقط شبانه روز کارم شده غصه و گریه فقط میسپارمشون به خدا سحر 15:02 - 1395/02/29 0 0 مادرشوهرمنم خیلی بدجنسه,به من میگه تو حالا حامله نشیا بعد جلو من به دخترش میگه بزار مامان حامله شی وهرجا میره کلی چیز برا بچه دخترش که هنوز وجودنداره میخره ولی دریغ از یه هل پوک که برا ما بیاره,خیلی دلمو میسوزونه منم نفرینش میکنم واقعا که چقدر این مادرشوهرا عقده ای ان,دخترا خودشم کلی پشت سر ادم شوهراشون حرف میزنن فقط خدا نکنه من یه چی بگم میخان جرم بدن خسته 20:48 - 1395/03/09 0 0 اخه عزیز تو به اون چی کار داری اگه خودت و شوهرت دوست داری حامله شو اونم قافلگیر شه بدون نام 17:36 - 1395/03/14 0 0 خوب بدون نام 16:19 - 1395/03/18 0 1 با سلام ، من وقتی ازدواج کردم تصمیم گرفتم با مادرشوهرم خیلی خوب باشم ، وقتی برای خرید حلقه رفتیم من حلقه انتخاب کردم که 2000 تومن با حلقه شوهرم فرق داشت ، گفت ا چرا ما 200 تومن بیشتر بدهیم ، اما من همش میزدم به بی تفاوتی ، وقتی ازدواج کردیم من سرکار میرفتم با ماهی 40 تومن و شوهرم با ماهی 20 تومن و کرایه خونه 40 تومن میدادیم و زندگی به سختی میگذشت اما نمیگم اشتم کسی بفهمه ، تا اینکه خواهر شوهرم ازدواج کرد مادرشوهرم گفت باید شما براش جهیزیه بخرید ما رسم داریم برادر بزرگ باید بخره من گفتم ما پول نداریم گفت فکرش کردم ما چندتا وام میگیریم شما قسطش بدید من خیلی ناراحت شدم که با ماهی 20 تومن چجوری وام بدیم ، از همونجا با ما بد شد همش برادر شوهر هامو بر علیه من پر میکنه که سلام ندهند ،
    اما من هیچی نمیگم چون خدایی که اون بالاست مو را از ماست میکشه ، عدالت خدا جز اصول دین است به عدالت خدا امیدوار باشید
    ما آشنایی داشتیم یکبار با بدگویی عروسش ، ابروش جلو دیگران برد ، موقع مرگش تا عروسش حلالش نکرد نمیتونست جون بده ، 1 ماه تو بستر بود تا عروسش ازش راضی شد نرگس 16:52 - 1395/04/06 0 0 سلام وقتی ما همه هم عروسو هم خواهر شوهرو هم مادرشوهر و مادرزن خواهیم شد چرا اینقدر نامربان.
    اتفاقا مامان من خیلی مهربونه وعروس مون بارداره از شهرستان اومده پیشش و داره از پخت و پز و ... کمکش میکنه ولی چون قرص خوا میخوره نمیتون شبها بیدار بمونه ولی اون بهش تیکه انداخته و مامان من ناراحت
    به نظرم عروس ها هم باید یاد بگیرن که اون جوری که با خانواده خودشون خوبن با پدر و مادر شوهرشون هم خوب باشن
    بدبخت ها که اشتباه نکردن پسرهای دسته گلشون دادن به شما ممنون مریم 13:59 - 1395/04/13 0 0 منم موافقم که هر کاری کنی تیکه رو میشنوی
    من خانواده شوهرمو مثل خانوادم دوس دارم ولی اونا اینطور نیسن اصلنم سر دعوه ندارم ولی مادر شوهرم بعضی وقتا حرفایی میزنه که واقعا ادم بهش بر میخوره و میفهنمم دوسم نداره سهیلا 18:11 - 1395/04/18 0 0 منم مثل شما مادر شوهرم ..........فقط فقط باید بسپارسد به دست توانای خدا. خانم فاطمی 00:03 - 1395/04/21 0 0 خدا نشون همه ی ظالم ها بده زهرا 00:38 - 1395/04/27 0 0 سلام مادرشوهروپدرشوهرمن حتی راضی نشدن برامون عروسی بگیرن همه اش زیرسرمادرشوهرم بودمن دوسال ازدواج اون موقعه وضع مالی شوهرم بدبودولی الان بهترشده همین مادرشوهری که حسرت لباس عروس ماشین عروس.....گذاشت رودلمون بدون نام 01:07 - 1395/04/28 0 0 سلام،همه ى شمايى كه از مادرشوهر متنفريد،به اينم فكر كنيد كه يه روز خودتونم مادرشوهر ميشيد. طاها 14:50 - 1395/04/29 0 0 حالایه سوال الان همه شماکه ازبدی مادرشوهرتون گفتین خداوکیلی مادرای شماجه مادرشوهری هستن الان همتون میگین عالی هستن خخخخخخخخ برین اززنداداشاتون بپرسین اوناهم دقیقانظری دارن که شمانسبت به مادرشوهراتوم دارین همه مادرشوهرمیشین خداروخوش نمیاد طاها 14:50 - 1395/04/29 0 0 حالایه سوال الان همه شماکه ازبدی مادرشوهرتون گفتین خداوکیلی مادرای شماجه مادرشوهری هستن الان همتون میگین عالی هستن خخخخخخخخ برین اززنداداشاتون بپرسین اوناهم دقیقانظری دارن که شمانسبت به مادرشوهراتوم دارین همه مادرشوهرمیشین خداروخوش نمیاد خسته 21:01 - 1395/05/07 0 0 اره ما هم مادر شوهر میشیم یه روزی. ولی من هیچ وقت مادر شوهر نامرد نمیشم چون اینو میفهمم که عروس هم ادمه احساس داره ارزو داره فقط یه لحظه مادر شوهرا به این فکر کنن که اگه با دختر خودشون اینجوری رفتار بشه خوششون میاد bita 06:16 - 1395/05/10 0 0 سلام انشاالله همتون هرچى از خدا ميخواييد بهتون بده من مادر شوهر ب خونم تشنه بود با شوهرم 6سال دوست بودم دوسال اول راضى به ازدواجمون نبود ولى بعدش همش زنگ ميزد حالمو ميپرسيد قربون صدقم ميرفت خونشون دعوتم ميكرد حرفاشو بهم ميزد از زندگى خواهرشوهرم برام ميگفت الانم ك عروسشونم خيلى دوسم دارن بعد اون دوسال هرچى براى خواهرشوهرم ميخره براى منم ميخره با شوهرم دوستم بودم كادو تولد واسه من طلا ميفرستاد ولى الان برادر شوهر ميخواد زن بگيره ميترسم جاريم بياد جامو بگيره توروخدا كمك كنيد ك چيكار كنم زینب 23:53 - 1395/05/26 0 1 مادر شوهر من یک حسود به تمام معناست سر حسادتش زندگی منو خراب کرده نمیدونید با رفتار های بچگونش جلو همسرم چقدر منو زجر میده
    به قدری حسود که هنوز کادوی نشده همسرم برای من بخره و برای مادرش لنگه همون نگیر
    تازگیل بقدری اذیت میکنه که زندگی من و شوهرمم خراب کرده و راضی شدیم از هم جدا زندگی کنیم

    الهی خدا به راه راست هدایتش کنه ساناي 15:36 - 1395/06/03 0 0 سلام خانوما
    مادر شوهر من هم خيلي اذيتم ميكنه هر وقت يه رب ديدمش بعدش يه ساعت گريه كردم
    بخاطر اذيتاش از خونه خودمون تو بالا شهر فرار كردم اومدم پايين شهر ميشينم از شررش خلاص شم
    جالب اينجاست خودشم قبول داره اذيتم ميكنه هر وقت ميبينه ازش ناراحتم زود ميگه دختراي منم مادر شوهرشون اذيت ميكنه ديگه دختر بی گناه 11:34 - 1395/06/05 0 0 سلام مادر شوهر منم آدم با سیاستی هست همیشه به همسرم میگهتو خیلی زود ازدواج کردی من میخاستم اعصای دستم باشی برات ماشین بخرم ببری بگردونیمون پول ماشین رو دادم واس زنت طلا خریدم شوهرمم سنش کمه میاد بمن میگه اره مادرم راست میگه بخاطر مادرش منو میزنه میگه باید کارای مادرم بکنی یه بار گفتم من همیشه کارای مادرتو میکنم منو گرفت زد گفت سر مادر من منت نزار شیلا 14:30 - 1395/06/05 0 1 سلام.تقریبا همه ی نظرا رو خوندم.اما یه چیزی بگم به همتون,,روزی میزسه که باورتون نمیشه که دارید این روزا رو میبینید.روزایی که فکرشم نمیکردید.هرچی که بگن وهرکاری که بکنن حتی یه متلک کوچیک,به آیه های قرآن یا هرچی که قبول دازین تو راهشون میاد.همونایی که منع کردن به سرشون میاد.خدا گواهه.اینو من بعداز هفده سال دارم میگم.من وخواهر شوهرم هم سن بودیم.خواهره بزرگم ازدواج نکرده بود همش تیکه مینداختن ترشیده س .حالا خواهر شوهرم به همین روز افتاد.مهریه رو برام زدن زیرش وچهارده تا سکه بیشتر نکردن.حالا هرکی میاد خواستگاریه خواهر شوهرم میگه مهریه یک سکه.یا بدون مهریه.وهمه چی بهم میخوره.چون با شوهرم دوست بودم تیکه مینداختن بهم وبرام مراسم هیچی نگرفتن وخرید عروسی نکردن.حالا دختر خودشون حسرت همه ی اینا روداره.هر دستی بدی به همون دست پس میگیری.فقط باید صبور باشیم.من تاامروز یک بارم جوابشونو ندادم فقط صبر کردم.حالا همه چیز عینه پرده سینما داره جلو چشام رد میشه که بازیگرش دیگه من نیستم نقش شده مال اونا وحالا اونا دارن ذجر میکشن مریم 15:21 - 1395/06/12 0 0 سلام به دوستان عزیز
    برای همه ی عزیزان آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم
    من دوسالی هست که ازدواج کردم مادر همسرم و به اندازه ی مادر خودم دوسشون دارم ، مادر همسرم فوق العاده خانوم فهمیده و با کمالات و مهربان هستند، شاید باورتون نشه اگه دو روز نبینمشون دلم خیلی براشون تنگ میشه
    هفته ای دوبار میرم خونشون و هفته ای یکبار میرم خونه مادرم
    عاشق هر جفتشونم
    همسرم هم خیلی خیلی خیلی زندگی رو برام شیرین کردن
    خداروشاکرم
    مردی که با همسرش مثل یک شاهزاده رفتار کنه شک نکنید که زیر دست یک ملکه بزرگ شده نجلا 01:18 - 1395/06/15 0 1 سلام به بروبچ.اميدوارم هميشه خوشبخت و تندرست باشيد.من دو ساله نامزد كردم.و خداروشكر مادر شوهر منم مثل مادر شوهر مريم خانم،يه خانم خيلي فهميدي و با شخصيتي هست.و من واقعا مثل مادرم درستشون دارم.هم نامزدم و هم خانوادش خيلي بهم احترام ميزارن و أخلاقشون با هم عاليه خداراشكر.من هم أخلاقم باهاشون خوبه .از قديم گفتن خوبي بكن تا خوبي ببيني.واقعا به اين جمله رسيدم Mahsa 19:46 - 1395/07/02 0 1 مادر شوهر من در كل زن خوبيه ، تنها مشكل من اينه كه ما هر روز بايد بريم بهشون سر بزنيم ، من راضي ام شوهرم هر روز بره ديدن مادرش ولي خودم واقعا خسته شدم ، اگه هم نرم بدشون مياد ، شوهرم هم ازم ميخواد كه هر روز بايد برم ديدن خانواده ش بدون نام 00:24 - 1395/07/08 0 2 من دوست دارم مادر شوهرم یه روز ذلیل شه تا انتقام همه چیزو ازش بگیرم. البته داره کم کم ذلیل هم میشه. سه چهار سال دیگه حالشو میگیرم و جواب همه بی شعوریاشو میدم. غزل 05:31 - 1395/07/18 0 2 من خیلی از دست مادر شوهر و عم عروسم ناراحتم.. روز سوم عروسیم همسرم دماغم رو شکوند و مادر شوهرم میگفت زن باید کتک بخوره. . خیلی فتنه انداختن. تحمل کردم الان کسی جرات نمیکنه بهم از گل نازکتر بگه شوهرم پوستشان رو میکنه... واقعا خدا ناظر بر رفتارشون بود.... بخدا ی بار آه کشیدم مادر شوهرم تمام بدنش با آب جوش سوخت فقط بعد از در اوردن اشکم..و هم عروسم هم بچش مشکل کلیه پیدا کرده... امید وارم خدا بگذر من که بخشیدم نسیم 18:56 - 1395/08/06 0 0 هیییی من روزنامزدی وعروسیم شاپاش گرففتم همه رامادرشوهرم ازم گرفت وندادهیچ کادویی هم بهم ندادن هیچ وقت یادم نمیره نمیبخشمش منودم یاداست وهی هادوهی هاد کارشناس ارشد روان شناسی 08:37 - 1395/08/08 0 0 دوستان به مادرشوهرتون بگید که از دست کدوم کاراش ناراحت میشید.اگه حرف بدی زد همون موقع بیان کنید.خجالت نکشید.نترسید.پای حق وحقوقتون بایستید.اگرحتی جلوی بقیه حرف بدی زدن شما واکنش نشون بدید.همیشه منفعل نباشید.اگر درجواب خوبی،بدی کردند حتما همون موقع ابراز کنید.حتی اگر به شما ظلم شد به حکم ایه ی قران میتونید صداتونو بلند کنید.و دراخر این که ضعیف نباشید ولی ظلم هم نکنید. مینا 15:39 - 1395/08/12 0 1 بزرگترین ارزوم مرگ مادرشوهرمه ماریا 12:52 - 1395/08/16 1 0 خواهرای عزیز با دوستان مروت با دشمنان(مادر شوهر)مدارا دکتر ز راستروان 23:40 - 1395/08/19 0 1 باسلام. مهم ترین شخص در زندگی هر آدمی همسر است و خداوند با هزار حکمت این پیوند بی همتا و مقدس را ایجاد کرده است. بهترین کار برای جوانان متدین و بالغ این است که محترمانه حد و مرزهای خود را به والدین همسر و والدین خود نشان دهند . ضعیف بودن در ازدواج احساس ضعف در برابر اقوام همسر بسیار خطرناک است و هرگز نباید فراموش کنید که مومن ترین انسان ها همواره مردان و زنانی بوده اند که همسرشان از آن ها راضی تر بوده است.
    بسیاری از والدین مداخله گر خود در جوانی تحت نفوذ و دخالت دیگران بوده اند و چون کمبودهایی داشته اند دوست دارند زندگی فرزندانشان هم محل عمومی باشدو خودشان را با نفوذ بر زندگی دیگران آرام کنند. برای مومن نماهای ضعیف و سست باطن که خدا را نشناخته اند و با زور و سن و قدرت کار پیش می برند متاسفم.
    ایجاد کدورت بین زن و شوهر طبق گفته ی معصومین عمل زشت زنا محسوب می شود و از پاره کردن تمام رگ های بدن آنان بدتر دانسته شده است.پس از دخالت در زندگی فرزندان خصوصا پسران "و حسادت نسبت به زوج بپرهیزیدو قبول کنید در اسلام عزیز زن یگانه قلب شوهر است.خودخواهی و عمل ناپسند و زشت چند مردخواهی را کنار بگذارید.صلوات بر محمد و آل محمد آیدا 14:11 - 1395/08/22 0 0 سلام منم یه مادرشوهردارم که ۳ تا بچه توخونه داره ۳ تاشم ازدواج کرده دخترش که یه نخاله ای بیش نیست معتاد شوهرشم همینطور باهاش رفت وآمدی نداریم من عروس پسربزرگه ام پسر دومیش جلوترازشوهرمن ازدواج کرد خانواده شوهرم وضع خوبی ندارن هرچی درمیارن فقط میخورن برای هیچ کدوم ازپسراش یه هزاری کمک نکردن همشون روپا خودشونن بجز دوتاش که مدرسه ای یه یکیشم داره کارمیکنه شوهرمن تو کار جهیزیه عروس لوازم برقی میفروشه مادرشوهرم خیلی توقعش بالاست همه ماراشم زیرزیرکی انجام میده حالا میخواد آشپزخونه اشو براش درست کنیم با هزارتاچیز دیگه من تازه ۳ ماه ازدواج کردم خودم هزهرتا مشکلات دارم تو دوران عقدم میرفتم خونشون اما حالا فهمیدم کمترببینمش خودم آرومترم نمیبخشمش اگه پشتم غیبت میکنه واگذارش کردم به خدا الان یه هفته درمیون میرم خونش هروقتم رفتم هیچ کاری نمیکنم چون دخترنداره پسراش کمکش میکنن اونم به سختی تازه گیا پادرد گرفته دلم خنک شده شوهرم خودش جمع وجورمیکنه منم خودمو به بیخیالی زدم تا وقتی بدن باهاشون بدم ارزش ندارن باهاشون مثل آدم رفتارکنی من اصلا دلم نمیخواد ببینمشون تو زندگیم میگه دخالت نمیکنه اما وقتی شوهرم میره سرمیزنه بهش یا زنگ میزنه مطمئنن پرش میکنه من ساک نمیشینم بی احترامی هم نمیکنم اما جوابشم میدم تو دلم نمونه مریض بشم پاسخ ها مهی ۱۱:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۹/۱۴ عزیزم شما چرا اینجوری فکر میکنی که اونا آدم نیستند.شوهر شما هم پسر اوناست ملکا 17:00 - 1395/09/16 0 0 با سلام.
    بعد 2 سال زندگی مشترک با همسرم که بچه شهرستانه و من متولد تهرانم هر از گاهی میریم شهر همسرم به خانوادش سر بزنیم فامیلاش میشینن کنارم از بدگویی های مادر شوهرم که قبل ازدواج با من مخالف بوده میگن.
    شما ها از مادر و خواهر و جاری مینالید درست... من همشو دارم الان 1 سال و 7 ماهه با تنها جاریم و برادر شوهرم قهرم چون پشت سرم به خواهر شوهرم بدگویی کرده بودند و یک عالمه دخالت بیجا تو جزیی ترین مسایل زندگیم کرده بودند که همه حرفاشو خواهر شوهرم اومد بهم گفت منم رفتم خونه جاریم و گفتم مشکلت با من چیه که همه حرفارو بهش زدم که میدونم چیا پشت سرم گفتی بعد در کمال نا باوری نه تنها روبرو نکرد با خواهر شوهرمون بلکه حاشااااااااااا هم کرد منم از اون روز تحویلش نگرفتم تا اینکه پدر جاریم مرد اما باز به دیدنش رفتم برای عرض تسلیت اما پرو پرو طلبکاره منم دیگه تا الان رابطه ای باهاش ندارم و حالا خواهر شوهرم که رابطه احترام آمیز و غیر صمیمی ام را باهاش حفظ کردم .
    هر سری هم میرم شهر خانواده شوهرم برا پدر و مادرش کادو میبرم چون همش خونه مامان و بابای شوهرم هستم نهایت هم 3 روز اونجا میمونیم 2 روزم (رفت و برگشت ) تو راهیم .
    همه اینا به کنار خاله شوهرم هم با من نمیسازه اومد تو عروسیم گفت بد بخت بشی
    چرا ؟؟؟؟
    چون شوهرم منو گرفته که مال تهرانم مهندسم کم جمعیتم و .... و با دختر خالش عروسی نکرده تازه دخترش تو عروسی ما عقد یکی دیگه بود یعنی شوهر داشت اونم از خاله داماد دشمن خونی منه الان 2 تا عید خونه خالشم نرفتم (خونه همه میریم خاله و دایی و عمه و عموهای شوهرم اما خونه این یکدونه خاله نمیرم) خاله شوهرم از مادر شوهرم که خواهرش میشه دلیلشو پرسیده که چرا نمیریم خونش برام مهم نیست چی شنیده چون شوهرم به مادرش گفته خالش چی بهمون گفت.
    بگذریم فقط میدنم حسودن بدبختن حتما ما چیزهایی داریم که اونا ندارن فقط سر هر اذان جاری و خاله و دختر خاله و برادرشوهرم را نفرین میکنم خدا همون چیزی رو که برا من و شوهرم میخوان به خودشون بده.
    نمیدونم خدای ما کجاست.
    چرا اگه خودمم عوضی و دخالت کن و حسود و ذات خراب بودم میگفتم حقمه اما به والله نیستم و کاری باهاشون ندارم .
    امیدوارم سرطان بگیرن خفت و خواریشونو ببینم
    امیدوارم همچین از خدا بخورن که بفهمن بابت چی خدا چوبشون زده.
    من که برادر ندارم دست حضرت عباس پشتشون

    اقام ابوالفضل بی دسته اما بد میزنه بدون نام 22:11 - 1395/10/06 0 1 مادر شوهرم ازت نفررررررررررت داررررررررم بابت بي انصافي هات ازت نميگذرم اون عروس نميخاد روبات ميخاد ازیتا 00:37 - 1395/10/07 0 2 تو دوران عقد هر کاری برای خونواده شوهرم کردم .انگار کوزت بودم.اما اونا تو روز عروسیم جوابمو دادن و تنهام گزاشتن.به این علت که چرا به خاهرش پنج هزارشاباش دادم.خیلی دلمو شکوندن.بهترین شب زندگیم خراب شد.هرگز فراموش نمیکنم.ولی اه من خیلی قشنگ گرفتشون.بعد عروسی خونشون اتیش گرفت.زندگیشون نابود شد. من راضی نبودم اینجوری خونه خراب بشن اما خدا نزاشت کاراشون بی جواب بمونه.الانم دارن زجر میکشن .از خدا میخام بیشتر از این سرشون بلا بیاد منو که با دهن روزه میبرن کار میکشیدن.تا بعد اذان من گرسنگی میکشیدم اینا اوف نمیاوردن.چون بچش نبودم که.
    مامانم کجا بود که ببینه؟؟؟از خدا میخام اگه قراره منم یه روز سر عروسم اینجوری بلا بدم هیچ وقت پسر نیارم هر چی زاییدم دختر بشه.حالم خیلی بده.دعا کنیین مه این روزا بگذره.شوهرم خرجمو نمیده.دست بزن داره.دلم طلاق میخاد اما از ترس ابروم مجبورم سکوت کنم.من هنوز هیجده سالم نشده...... بدون نام 16:57 - 1395/10/10 0 0 مادر شوهرم خيلي زرنگ همه عروس هاشو اذيت كرده ولي هيچكي تا امروز نتونسته مانع بشه اكه حرفي بزنيم ميگه به پسرم يه زن ديگه ميدم حواست باشه رو حرفم حرف نزني ها پنچ پسر داره پسر بزرگش دو زن داره چند سالي شده كه دنبال اينه كه به شوهر من و شوهر جارى ام زن بده منم وقتي خبر شدن بهش گفتم ميگه دروغه جاري ام ديگه زندهگيشو جدا كرد و رفت شهرستان پدرش منم زنده گيم مستقله مگر از دخالت هاي اون به دور نميمونم بچه هاشو طوري تربيت كرده كه هرگز زن تحويل نميگيرن به بچه هاش ميگه هرگز پول را دست زن ندهين اونا هم عيني اخلاق مادرو دارن بخدا خسته شدم با وجودى كه بيست ساله ازدواج كردم بچه هام بزرگ شدن مگر طوري رفتار داره كه فقط با يه بچه طرف باشه منم ديگه تصميم گرفتم عين خودش رفتار داشته همه ديگه از پشت خنجر بزنمش هر چي بهش رو داديم پر رو تر شد فكر كرد من همچين ادمي استم كه همه مكلف به احترام به من استن اون عروس نميخاد كلفت ميخاد هر چي بارش كنن آه نكشه نازي 01:53 - 1395/10/11 0 0 براي همه ما از خدا صبر ميخوام امييييييين بی نام 09:01 - 1395/10/15 0 0 به نظر من مادر شوهر یه سیلی ناگهانیه تو زندگی
    حالا این شمایید که بعد ازدواج باید درست و سیاست مدارانه مدیریتش کنید
    مادر شوهر من خیلی بد نیست ولی با سیاستهاش اوضاع رو به نفع خودش میگردونه
    منم از خودش یاد گرفتم عین کاری که اون با شوهرش و خوانواده ی شوهرش کرده همون کارو با خودش و خوانوادش میکنم خانم نازی 18:50 - 1395/10/17 0 0 من 2 ساله با یه پسر دوستم خانواده هامونم میدونن غیر پدرم در حد رفت و امدیم اونم بیرون اما خب من پدرشوهرم بده باورتون میشه درومده به شوهرم گفته اینا در سطح ما نیستن از لحاظ مالی منظورشه مادرشهرمم کاری نداره اما باباش خیلی بده اصلا هم راضی نمیشه به نامزدی سارا 05:10 - 1395/10/30 0 0 مادر شوهر من هم .... يك دختر و داماد اشغال داره فقط اونا رو ميخواد و پسرا و عروسا رو توقع داره هر روز بهش سر بزنن. همه ي مال و اموالش رو هم داده به دخترش و حالا اون به درك . ما مال نخواستيم اينقدر با اعصاب پسراش بازي نكنه. هر وقت شوهر من تنها ميره خونش به يه بهونه اي دعوا راه ميندازه. و مدام شكايت شوهر منو به من ميكنه . ميگه تو بايد يادش بدي با مادرش چطور رفتار كنه. منم بعد از ٢٠ سال الان ١ ساله كم كم جواب تلفناشو ندادم خودش فهميد ديگه باهاش رابط ندارم خيلي راحت شدم. ولي ٢٠ سال زندگي منو خراب كرد. شبانه روز نفرينش ميكنم .الهي به يه روزي بيفته كه بگه عروسم رو لخواين ازش حلاليت بطلبم. اونوقت من ميرم تف ميندازم تو صورتش. بد ذات عوضي بدون نام 10:38 - 1395/11/04 0 0 سلام دوستان
    ما تو خانوادمون هميشه با خانوماي خونه براي دعوت به مهموني تماس ميگيرن حالا يكساله كه ازدواج كردم هميشه خودم به خانواده همسرم براي دعوت زنگ ميزنم تا احترام گذاشته باشم حتي جاريام اوايل به من زنگ نميزدن كه شوهرم بهشون گفت ديگه به خودم براي دعوت زنگ ميزنن اما مادرشوهرم همش به همسرم زنگ ميزنه و اين منو ناراحت ميكنه حتي چندبار همسرم بهش گفته به من زنگ زده اما ايندفعه باز به همسرم گفته شب شام دعوتيم.به نظرم دعوت يه احترامه نظرتون در اين باره چيه؟ pariyas 23:42 - 1395/11/09 0 1 سلام همه ی نوشته هاتون رو خوندم. بخدا همه ی مادر شوهرا بد نیستن.من ادمای رو میشناسم تو فامیل که انقد با عروساشون خوبن و بهشون خوبی میکنن و زنگ میزنن وبها میدن بهشون که آدم خوشش میاد, حسودی نمیکنم از نگاه کردن به رابطه ی خوبشون اتفاقا خوشحال میشم. قبل اینکه ازدواج کنم خیلی دلم میخواس یه همچین مادر شوهری داشته باشم.چون سن و سالمم زیاد بالا نیست و ادم شاد و گرم و خوش صحبتی هستم,فک میکردم مطمینا رابطه ی خیلی خوبی خواهم داشت, با پسری ک عاشقم بود و دوسش داشتم ازدواج کردم. همون روزی که اومدن خواستگاریم ۳تا خواهر که جای مادرم بودن و یه مادرشوهر ک جای مادربزرگمه, مادرش انگار به دلیل اینکه پسرش عاشقم بود و پافشاری میکرد با وجود مخالفت های پدرم مجبورشون کرده بود تند تند زنگ بزنن و بیان و اصرار کنن به همین قیافه گرفتن مادرش رو از همون روز اول دیدم ولی گذاشتم ب حساب خستگیش, خواهرهاشم مخصوصا کوچیکه ک هم سن مادرم بود سرخ شده بود. من خیلی خواستگار داشتم و خواهانم زیاد بود ولی ساده و خوش مشرب بودم حس و حال ادمای حسود رو نمیفهمیدم, که چرا و کی حسودی میکنن, برای همین اصلا به دل نگرفتم. اما از روز عقد تیکه و متلک های خواهر شوهر میشنیدم و چون شوهرم پشتم بود برام مهم نبود و باز باهاشون خوب بودم. اخلاق های بد خانوادع همسرم باعث شد تازه بفهمم حسادت یعنی چی, و به خودم بیام و به خودم بگیرم حرفاشون رو. تا اینک یکبار به اتفاق همسر گلم جواب خواهرشوهرو گذاشتم کف دستش دیگه رابطه ای باهاشون نداریم. یعنی البته اینا از اول همینجوری سرد بودن و رفت و امد نداشتن.و این موضوع من و ازار میداد که چرا اجتماعی نیستن, در حدی اجتماعی نیستن که در نامزدی منو پاگشا نکردن برادراش,و خواهراش و مادرش یکبار هم به من زنگ نمیزدن.چون خیلی سرد هستن.من اویل زنگ میزدم ب مادر شوهرم واس گرم کردن رابطمون خیلی اخه دوستداشتم روابط رو, اما وقتی زنگ میزدم خیلی سرد برخورد میکرد و این منو متعجب میکرد که نکنه از من بدشون میاد, که بعدا متوجه شدم با همه عروس هاش اینجوریه. من هم دیگه زنگ نزدم. هیچوقت سراغم رو نگرفت که چیکار میکنم,فقط گاهی وقتی کارش میفتاد به پسرش زنگ میزد, خواهراش هم قبل دعوا اژانس کرده بودن همسرم رو. اما بعدا حد و مرز رو فهمیدن . حالا تنها دلیلی که من دلم از مادر شوهرم جوری شکسته که دلم نمیخواد ببینمش اینکه یکبار توی جمع فامیل ها. هم فامیل های من هم فامیل های خودشون. تو خونه من. موقعی ک میرقصیدم و خواستم برای احترام برم جلوشون با خنده که همه هم توجهشون رو من بود, مادر شوهرم روشو برگردوند, و من همونجا قلبم طوری شکست که هرتوجیهی میکنم بند نمیشه, تو مهمونی منی که ب ندرت اشک درمیاد از چشمام .اشکم ریخت و بعد اون بااینک فقط سال تحویل میرم کادو میگیرم بهش سر میزنم که از ازدواجمون ۲سال گذشتعه,باز دلم اروم نمیشه و الکی میرم تا قطع رابطه نشه فقط بخاطر اینک پیره. نه خونش دعوتمون نمیکنه. منم دعوتش نمیکنم. اما دختراش هروز هستن خونش. اگه هم کسی گله کنه میگه پیرم. اما واسه دختراش پیر نیست. خدا شاهده من از اول نمیخواستم اینطور شه.میخواستم یه رابطه عالی داشته باشم باهاش. اما دیگه دلمو شکونده هیچ طوری ارووم نمیشم, حرف از مادرشوهرم که پیش میاد اون شب یادم میفته و اشک از چشام میریزه(حالا کارهای قبلش پیشکش) حالا من باوجود اینک شوهرم پشتمه. اما پیش خونواده خودم سر افکندم, همه میگن چرا دختر به این گلی دادیم مادر شوهرت تحویلت نمیگیره و فلان. خونواده خودم هیچی نمیگنا اما فامیل هام میکن و تو مراسمی چیزی میبینن نیست,یجوری ادمو نگاه میکنن مهناز 13:45 - 1395/11/11 0 0 منم از مادرشوهر فوضولم خسته شدم اصلا مراعات سن منو نمیکنه به زور میخواد لباس بلند و پرمنجوق تن من کنه به زور میخواد دستای منو پرطلاکنه میخواد منو عین زنای سی ساله درست کنه وقتیم مخالفت میکنم عروسای فامیلشونو توسرمن میکوبه فکرمیکنه منم عین اونا حرس مال دیگرانو میخورم اخه تو فامیل اینا هم چشمی مده ولی من اصلن پولشونو طلاشون برام مهم نیس دلم میخواد عین هم سنای خودم راه برم سره این موضوع همیشه تحقیر میشم وخیلی ادمه خوش پوشی هستم دخترونه لباس میپوشم ولی اون بهم میگه توعین هیچی ندارا میمونی میخواد من عین خودش قربتی باشم بدون نام 01:03 - 1395/11/17 0 0 میدانم همه دل پری دارن منم با وجود این که پانزده سال از زندگی مشترکم با شوهرم میگذرهولی توی این سالها باور کنید روزی نیست خاطرات تلخم جلوی چشمانم ظاهر نشود .همش اشک ، چه کنیم غیر از گذشت وقتی میبینیم مادر شوهرمون یکی از بستگان درجه اول باید سکوت کرد همه را توی دل خودت ریخت حتی اگر از درون دلت سرد وبی روح شده باشد فقط این را میدانم سکوت سکوت یکی هست ک جوابگوی هر رفتاری مینو 12:29 - 1395/11/27 0 1 همه ادم ها مث هم نیستن ولی من معتقدم جواب هزر کسی رو باید به سبک و سیاق خودش جواب داد الان اگه جواب بدی یکی رو با خوبی جواب بدی سوارت میشه
    مادر شوهر که حای خود داره بي نام 00:47 - 1395/11/28 0 1 خدا بهتون صبر بده فرانک 10:27 - 1395/12/07 0 0 سلام.من یه مادرشوهردارم که خیلی مهربونه ولی متأسفانه به شوهرم گیرمیده وباهاش بحث میکنه که چرافلان موردوبرازنت میخری.همش بادوتاازخواهراش درگوشش میخونن که خرج دخترتاوقتی که عقدین با مامان باباشه.همسرمو خیلی دوست دارم ولی سادست.منم لجم میگیره.نه ماهه منوعقدکردن ولی یه تیکه هدیه هم نخریدن برام.منم توخانوادم ازاین رسمانیس.پیش دخترای فامیل که ازدواج کردن خیلی سرشکستم.خجالت میکشم.اوناهمه تاآرنجشون طلاست.والا درآمده همسرم اون قدری بدنیس یعنی میتونه بخره.شمابگین من بااین دخالتاشون چکارکنم؟بعضی وقتا شبا گریه میکنم.آخه اگه مامانم بفهمه غصه میخوره laili 14:25 - 1395/12/07 0 0 سلام عزیزان من,درکتون میکنم,بعضی وقتا این ما هستیم که اجازه میدیم به این توهینا,مگه شما خونواده ندارین چرا ازشون کمک نمیگیرین,من یه مدت مثل خودشون رفتار کردم,بعد که گلایه کردن یا حاشا کردم یا گفتم خوب شما هم اینطورین من گفتم حتما این رفتارارو دوس دارین دیگه خیلی بهتر شدن,جواب دادن ودعوا ونفرین بده,سیاست داشته باشین فقط,مادر شوهر من خوبیاش بیشتره اما زبونش تلخه منم مثل خودش حرف میزنم,تیکه میندازم چند وقت یه بار اما دقیقا به جاش پیش شوهرمم همش از خوبیاش میگم,وقتی ام بد میکنه میگم من واقعا انتظار اون کارو نداشتم یا با شوخی وخنده میگم تو رو خدا میبینی شانس منو,پاشو واسم اسپند دود کن مادر شوهرم چشم نخوره,بعد میگم عیب نداره این بدیش به فلان خوبیاش در,اون وقت شوهرمم میره میگه شما که انقد عروستون فهمیده اس قدرشو بدونین چرا بد میکنید بهش,,,,در ضمن وقتی کار خوبی برام میکنن همش میرم همه جا میگم که به گوشش برسه من خوبیاشو میفهمم,اینطوری اونم علاقش به من بیشتر میشه,من که میگم باز فقط با سیاست کارامو پیش بردم,شوهرمم پشتمه خدا رو شکر فرانک 09:54 - 1395/12/08 0 0 همه ی این مواردی که میگین درست.مشکل من اینه که خانواده همسرم جوری رومخش کارمیکنن که فکرمبیکنه اگه یه شاخه گل برامن خریده بهم لطف کرده یاپولشوهدرداده.چندبارشده که وقتی شوهرم گفته میخوام یه چیزی برا زنم بخرم مادرش گفته,زنت گفته برام بخر؟انقدرپولاتوالکی حروم نکن.وقتی من اونجانیستم ش ستش ومغذیش مین.همسرمم عادت کرده سی سال یه جاباشی که همش این حرفاروتوگو شت بخونن می شه عقیدت ناشناس 14:19 - 1395/12/08 0 1 خانومی امان از بی ذاتی.مادر شوهر من بی ذات ترین موجود دنیاست.فردای روز عقدم فامیل بهم زنگ زدند گفتند مادر شوهرت زن خوبیه؟ امقد همه متوجه بد ذاتیش شدن.شوهر احمق منم پشت اوناست.خداییش کدوم مادر شوهری پسرشو بر میداره میبره شمال٬درحالی که من تازه زایمان کرده بودم و بیمارستان بودم.انقد حسوده که نگو... سارا 00:42 - 1395/12/09 0 0 من تو يه شهر بزرگ بودم...ولى با تفاوت فرهنگى خيلى زياد با يه پسر از يه شهر كوچيك ازدواج كردم..بدون جشن و اينجور چيزا..چون دوسش داشتم...و ١٠٠٠ كيلومتر از خانوادم دور شدم...از وقتى اومدم با توقعات بى جاى خانواده شوهرم مواجه شدم...ظاهرا ادماى خوبين ولى هم پدر شوهر هم مادر شوهرم خيلى بد جنسن...خيلى...انقدر اذيتم كردن و همسرم همش طرف اونا رو گرفت كه الان با كلى سياست و البته دعواى شديد خانواده همسرم داريم ميريم شهر ما واسه زندگى...از اين شهر و ادماش متنفرم...پدر شوهرم نزاشت ما نامزد بمونيم و من با گريه نشستم پاى سفره عقد...الانم با گريه دارم اينجارو ترك مى كنم...١هفته پيش رفتيم خونشون كه با احترام جدا شيم ازشون ولى مادر شوهرم حرفاى بدى به من زد...منم چون سكوت كردم و نمى خواستم دم آخر حرفى از دهنم در بياد از همه معذرت خواستم و خونشونو ترك كردم..وسط كوچه از حال رفتم و همسرم بغلم كرد و منو رسوند به بيمارستان..با اينحال همسرم طلبكاره كه چرا خونشونو ترك كردم و اين بى احترامى به خانوادشه...حالم خيلى بده...غريب و تنها بودم تو اين ١ سال و نيم...يادم نميره يه روزايى ما نون نداشتيم بخوريم ولى خونه مادر شوهرم ميوه هاش انقدر ميموند كه كپك مى زد...همسرم با اينكه من هميشه سكوت كردم در مقابل خانوادش ولى همش طرف اوناس...از من بدشون مياد چون هميشه خواستم خودمون تصميم بگيريم واسه همه چى...خانواده همسرم انقدر به بچه هاشون وابسته ان كه پدر شوهرم هر دو پسراشو نه سربازى فرستاد نه دانشگاه راه دور...با پسر و مادر خيلى وابسته اصلا ازدواج نكنيد..هرگز.الان دلم واسه همسرمم مى سوزه..دوس ندارم بين منو مادرش قرار بگيره...از طرفى اينجا ديگه نمى تونم تحمل كنم و همشم نگرانم سختيهايى كه من تو غربت كشيدم همسرمم بكشه..دوس ندارم اذيت شه ولى بايد بريم از اينجا...هرگز از خانوادش نمى گذرم...هرگز..به خاطر ترس و نفرتى كه تو دلم كاشتن. بهناز 22:50 - 1395/12/10 0 0 من وقتی تا اومدم عقد بشم و در طول عقد واقعا مادر شوهرم تا میتونست اذیت کرد بیشتر از هرچیزی دلم برای شوهرم میسوزه که چی کشید البته خوبی هم داشتند لطفم کردند ولی همش با بحث و دعوا بدیش اینه که به من هیچی نمیگفتا همش غر غر سر شوهرم اونم کلافه میشد میومد به من میگفت تنها کاری که من میکردم سکوت بود اون شبش کلی پشت سر من گفته بود من فرداش زنگ میزدم حال و احوال میکردم اونم وقتی که پیش شوهرم بود باهاشم کلی خوب میحرفیدم تا پیش شوهرم شرمنده بشه انقدر این کارو کردم الان خداروشکر بعد از سه سال ازدواج مشکلی نداریم ولی همش حسم اینه که من سکوت کردم من کوتاه اومدم و دلم میخواد یبار همه چیو بریزم بیرون و بهش بگم البته فقط دلم میخواد صد در صد نمیکنم فرانک 11:19 - 1395/12/14 0 0 من اگه یه روزخودم مادرشوهربشم انقدر براش چیزی میخرم.انقدرقربون صدقش میرم یا اگه اینام نباشه حداقل کاری که میتونم انجام بدم اینه که توخونم راحت باشه وهرچی خواس برداره هرکاری خواست انجام بده خودشون باپسرم صلاح خودشونوبسنجن.والا زهره 08:22 - 1395/12/18 0 0 لعنت به خانواده شوهرای بدجنس آتنا 23:22 - 1395/12/18 0 1 من از دست پدرشوهرم خسته شدم. خودش میشینه پای بساط تریاک کشی هی به شوهر من میگه تو پسر بزرگ منی باید این کار رو بکنی و اون کار رو بکنی. فکر کنید ما فردا باید بریم مراسم چهلم پدرزن پسرخاله پدرشوهرم! مسخره است واقعاً. به شوهرم میگم آدم زنده که وکیل وصی نمی خواد هروقت ایشالا بابات مرد ما یه جاش می ریم این ور اون ور. دعا کنید زودتر گور به گور بشه. . هر کاری هم براش بکنیم یه تشکر نمی کنه هفته پیش سال باباش بود یه حلوا کاراملی درست کردم و همه کلی به به و چه چه کردند ولی پدرشوهرم فقط مثل ... می خورد. یه تشکر هم نکرد. تو دلم گفتم ایششششششالا حلوای تو رو بپزم نکبت شیره ای :@ آیدا 21:07 - 1395/12/23 0 1 من یه مادر شوهرم یه پسر هم بیشتر ندارم.در جوانی بیوه شدم وپسرم رو با هزار ویک مشکل بزرگ کردم .دامادش کردم اما از شانس بدم یه عروس حسود وعوضی گیرم اومده .بعضی وقتا سه چهار روز با پسرم میاد پیشم میمونه اما دست به سیاه وسفید نمیزنه منم روم نمیشه بهش چیزی بگم .لباسامو بدون اجازه بر میداره .از لوازم ارایشیم بدون اجازه استفاده میکنه.روبروم میشینه خودشو ارایش میکنه .جلو من کنار پسرم میخوابه نه حرمتی نه احتراامی .سوار ماشین که میشه تعارف نمیکنه هیچ حتی یه ببخشید هم نمیگه.اگه پسرم چیزی بهم بده یواشکی برش میداره.نمیزاره برای پسرم لباسی که خوشم اومد رو بخرم.با ادا وقیافه گرفتن نشون میده که راضی نیست .اما نظر منو در خرید های خودش قبول داره. من نه حسودم نه اهل دعوا وپر کردن پسرم نمیدونم با این عروس عجوزه چه رفتاری کنم خیلی پررو وبیحیاست خیلی. بدون نام 08:33 - 1396/01/03 0 1 سلام خدایا شرهرچه مادرشوهر بد.جنسوبه خودشون باز گردان الهی امین بدون نام 22:38 - 1396/01/12 0 1 سلام به همه عروس ها و مادرشوهرهای عزیز. راه حل ادم هایی که در روابطشون مشکلات عمیق دارند فقط دوریه. به قول معروف دوری و دوستی. اگر دیر به دیر هم رو ببینید دلتنگ هم میشید. ستاره 01:18 - 1396/01/13 1 0 سلام. مادرشوهر من خیلی خوبه. درسته گاهی عصبانی میشه. ولی حتما من عروس خوبی براش نبودم. در مقابل این همه خوبیش بدیهاش اصلا به نظر نمیاد. راشين 12:02 - 1396/01/21 0 0 سلام...اي بابا من حوصله خودمم ندارم....اونارو ديگه كجاي دلم بذارم آخه. مینا 15:09 - 1396/01/29 0 0 سلام
    چرا همیشه پدرشوهر و مادرشوهر مقصرن و ما بی عیب ونقص؟
    مطمئن باشید هر عملی عکس العملی داره
    شما احترام و محبت کنید اونم صادقانه نه زور زوری اون وقت نتیجه ش هم ببینید
    خدایا بخاطر این نعمت های خوبی ک بهم دادی هزار مرتبه شکرت
    پدرشوهر مادرشوهر من فرشته ان روزی صدبار قربون صدقم میرن و منم ازمحبت و احترام براشون چیزی کم نمیذارم و همیشه نماز شکر میخونم فرانک 12:15 - 1396/02/04 0 0 بعضی وقتا انگار محبتتو میریزی دور,یعنی برات وظیفه میشه که محبت کنی,خیلی خوش بحالت که مادرشوهرت قدرمحبتتومیدونه,آخه بعضیا اعتمادبه نفسشون خیلی بالاست,هرچیم که ازشون سرباشی چون فکرمیکنن پسرشون ملاکای خوبی داشته وتوروگرفته باید بهت فخربفروشن, سلنا 18:37 - 1396/02/07 0 0 سلام اينقدر از مادرشوهراتون بد ميگين ...
    تا حالا نشنيدين خيلي پدرشوهرا باعث جدايي و طلاق پسرو عروسشون شدن¿
    تا حالا نشنيدن جاري باعث طلاق جاذي اش شده¿
    و هزارتا از اين مورداوجود داره.
    تنها مادرشوهرا بد نيستن ... الهام 17:10 - 1396/02/20 0 0 مادر شوهر من خیلی نقش بازی میکنه، تا کارش گیره من میشم جای دخترش کلی تعریف و چاپلوسی میکنه و همه کارهارو میده به من همینکه خرش از پل گذشت میشم عروس! نه تنها تشکر نمیکنه که چهار تا ایراد میگیره و غر میزنه! با تا دفعه بعد! دیوانه شدم واقعا بعضی وقتا آرزوی مرگشو میکنم، آخه تا کی رعایت ادب و احترام بکنی ولی بی احترامی ببینی، معلومه که بیزار میشی. فقط دنبال یه راه میگردم که بهش بفهمونم خر نیستم دارم رعایت بزرگترو میکنم. خسته 20:19 - 1396/03/02 0 0 خداروشکر من از دست مادر شوهر خلاص شدم چون بلایی سرمون اورد که پسرش قهر کرده باهاشون میگه من همچین پدر مادری ندارم تو یه خونه مینشستیم طبقه اول ما طبقه دوم اونا الان اسباب کشی هم کردیم جای دیگه خلاص شدم از دستش رفت وامد هم قطع کردیم تازه میفهمم طمع زندگی چیه ناشناس 13:51 - 1396/03/03 0 0 سلام ب همه.من ی خواهر شوهرم و 18 سالمه داداشم ی ازدواج ناموفق داشته چون طرفش بخاطره پول باهاشبوده و تمامه خانوادش خواهراش و برادرای دختره طلاق گرفتن و الان برادرم 7 ساله داره با این طلاق دست و پنجه نرم میکنه و مهریه نفقه میده البته رابطه ای قبله عقد نداشتن و با کلک وارده زندگی برادرم شدن ،پدرم برای اینکه فکره دختره از سره برادرم بیوفته اونو مجبور میکنه ک با دختر دایی بابام صیغه کنن و الان نزدیکه 6 ساله این توخونه ماست مادرمم فرشته است بهش ن توهین میکنه و ن تیکه میندازه ولی اون مارمولکیه ک دومی نداره بقولی اره ش از زیر کار میکنه و با کاراش هم منو هم مادرمو عذاب میده و پررو شده خوده من کلی بخاطرش اذیت شدم و الان حامله ه است ومامانش از جهاز دادن فرار کرده و از خداش بوده ی بهونه گیرش بیاد ،ما ی عروسه دیگه هم داریم ولی اصلا باهاش مشکلی نداریم و خیلی دوسش داریم و رابطه امون خوبه ،اگ واقعا مشکل از مادر شوهر و خواهر شوهر باشه باید با هردو عروس بد باشیم ولی من بازم بخاطره برادرم تو خیلی از مسائل کوتاه اومدم ،هر ادمی ی سرگذشتی داره و همه بد نیستن مادر شوهرا و خواهر شوهرا هم خوبن ب شرطی ک طرف ظرفیته خوبی داشته باشه بجای لعن و نفرین بیاین ببینین مشکل کار از کجاست کجا کوتاهی کردین و با سیاست پیش برین سعی کنین بهشون اهمیت بدین اگ نفرین کنین نفرین دامنه بی گناه و میگیره برای همه خوبی بخواین تا خداهم براتون خوبی بخواد من درکتون میکنم ولی شما هم همه رو جمع نبندید الان منم عروسمو نفرین کنم دامنه برادر زاده امو میگیره و برادرم پس بجای نفرین دعا میکنم زود تر بره سره خونه زندگیش و خدا بهش ی عقل و فهم وشعوری بده ک کاراش همه حساب شده باشه تا ادمو حرص نده با کاراش و واسه شما هم آرزوی موفقیت و شادی میکنم و ارزوی رابطه ای شاد با خانواده شوهرتون و صبر و از خودگذشتگی aras 12:42 - 1396/03/10 0 0 من ده سال با شوهرم دوست بودم بعد ده سال تازه دوماه پیش باهم عقد کردیم ولی زیر یک سقف نرفتیم ..شوهرم خیلی دوستم داره ..و همیشه هوامو داره و آتشنشانه دیروز روز شیفتش بود و پریشب از من خواست که ماشینش دستم باشه و هر جا میخام برم و وقتی هم میخام بهش سر بزنم با ماشین بیام و مزاحم خانوادم نشم که اونا هر جا میخان با ماشین خودشون برن منم گرفتم. دیروز تو خیابان که بزن برقص بود من یک فیلم گرفتم از شادی مردم گذاشتم تو اینستگرامم بعد چند ساعت مثل اینکه مادر شوهرم دیده بود و به شوهرم پیام داده بود و حالا نمیدونم اشتباهی یا از روی عمد برای منم فرستاد که چرا ماشینت دست زنته و اون هی خراب کنه وتو خرجش کن چرا پول وامشو نداد ماشین بخرین.....آخه من و شوهری با وام ازدواج و جانبازی پدر شوهرم ماشین گرفتیم اونم از طریق پارتی من جور شد واممون رو دوروزه دادن..حالا اینا به کنار من وقتی پیام رو دیدم شک شدم آخه مادر شوهرم خیلی ادعا داشت دوسم داره اما حس میکردم تظاهره منم بهش پیام زدم من فلانی هستم و پیامو اشتباه زدین و من نه ساله رانندم و پشت هرماشینی نشستم و ماشینو هیچ وقت خراب نکردم و شوهرمم خرجی نکرده وگفتم من و شوهرم توافق کردیم من جهاز بگیرم اون ماشین و گفتم ما زن و شوهریم و لین زن و شوهر این چیزا وجود نداره خانم اونوقت بدون اینکه عذر خواهی کنه‌پیام زد منظورت دختر منه که تازه راننده شده گفتم نه منظورم اینه من راننده نوپا نیستم و بعد گفت من مادر فلانی ام صد سالشم هم بشه مادرشم بین من و پسرم یک حرفی بوده تو به خودت نگیر.....باور کنید دلم خیلی شکست کارم به بیمارستان کشیده آخه داره بی انصاف راجع من میحرفه پیام رو بهم میده بعد میگه به خودت نگیر میگه پسرمو عوض کردی دیگه اون پسر سابق نیست یعنی تمام اختیار گوش به فرمان خانم البته قبلا توجمع نشستم بی مقدمه یکهو سمتم حمله کرد همینارو گفت که خاله شوهرم آرومش کرد باز من خودمو زدم به نشنیدن البته از این مدل پیام هاشم تو گوشی شوهرم قبلا دیده بود خیلی ناراحتم کرد یکیش درمورد جشن عقد بود که هرچی از دهنش در اومده بود گفته بود به شوهرم میگم ج بده میگه جواب بی احترامیاشون و رفتاراشونو گذاشتم رفتیم سر خونمون بدم تو تحمل کن...بردار شوهر بزرگم که انگار گاوه هر وقت میبینمش ازش میترسم انقدر بد نگاهم میکنه و سلامش میدم ج نمیده میره پشت سرم میگه بیشعوره سلام نداد..خواهرشوهرمم همش تو قیافس با اینکه از لحاظ تحصیلات همه چی از من پایین تره من فوق لیسانسم اون دیپلم 
    خیلی ازشون بی احترامی دیدم اما سکوت کردم به خاطر شوهرم که عاشقشم خیلی دلم شکسته دوروزه چشام کاسه خون شده انقدر گریه کردم حالا یک هفته بعد اوده به شوهرم تو پیده و فحش به من داده پشت سرم تو تلگرام سوهرم که چرا زنت رفته پیش یکی دیگه ناخنشو درست کرذه پیش دختر من نیومده حالا دخترش تو خونس و مشتری نداره و تو خونه هم که انجام میداد طلبکار بود و تو قیافه بود برام منم نخواستم برم خونشون که کثافت کاری داشته باشه و قبلا به شوهرم گفته بود زنت پروا میاد خونمون مجانی ناخن هاشو درست میکنه یک پولم به خواهرت نمیدی من ناراحت شدم ازاده 14:18 - 1396/03/23 0 0 خدا ازشون نگذره سر دخترشون هم بیاد نونا 02:47 - 1396/03/25 0 1 همه این چیزهای که شما میگید درسته هم مادرشوهر بد وجود داره هم عروس بد.به نظر من آدما نباید هیچ وقت به خودشون اجازه بدن تو کارای دیگران دخالت کنند باید اینو بدونند که زندگی خصوصی هر شخصی به خودش مربوطه ونباید تو کارای همدیگه تجسس کنند.درضمن هرچقد خوبی چه به عروس چه به مادرشوهر هیچوقت نمیتونی جای مادر یادختر اونارو بکیری چون بالاخره یه ایرادی ازتوش میگیرند پس باید بی تفادت باشی نونا 02:49 - 1396/03/25 0 0 همه این چیزهای که شما میگید درسته هم مادرشوهر بد وجود داره هم عروس بد.به نظر من آدما نباید هیچ وقت به خودشون اجازه بدن تو کارای دیگران دخالت کنند باید اینو بدونند که زندگی خصوصی هر شخصی به خودش مربوطه ونباید تو کارای همدیگه تجسس کنند.درضمن هرچقد خوبی چه به عروس چه به مادرشوهر هیچوقت نمیتونی جای مادر یادختر اونارو بکیری چون بالاخره یه ایرادی ازتوش میگیرند پس باید بی تفادت باشی ندا 01:23 - 1396/03/26 0 0 مادرشوهرفقط مادرشوهرخودم قربونش برم یه تیکه جواهره خیییلی دوسش دارم مریم 17:58 - 1396/03/28 0 0 مادر شوهر من هووی منه همیشه چیزای خوبو برا خودش مخواد از خوب بودن من وشوهرم ناراحته دوست داره با هم بد باشیم ک شوهرم بره پیش اون هر وقت شوهرمو تنهاگیر میاره گله میکنه همیشه بدمو میگه ساناز 14:04 - 1396/04/02 0 0 من ازمادرشوهرم متنفرم(همیشه براجاری بزرگم احترام خاصی قائل است الان نه ساله عروسشم دوسه باربیشترخونمون نیومده پسرم وخودم مریض شدیم احوالمون ونمیپرسه هروقت میرم خونشون خودش وپشت اوپن قایم میکنه مگه من وشوهرم چکارش کردیم کوچکترین کمک مالی بهمون نکردن وگرنه این همه سختی توزندگی نداشتیم ازخدامیخوام اگه بین عروس وپسراش فرق میذاره کوروعلیل شه تامن هم این همه مشاجره که باشوهرم سرخانوادش بخصوص مادرش دارم تموم شه. سعید 16:07 - 1396/04/03 0 0 من فقط میخوام مادرم را بکشم و همچنین برادر سحر 13:27 - 1396/04/05 0 0 سلام من بیست روزه عقد کردم(نامزدکردم) تو شهری که نامزدم هست دانشگاهمم همینجاست از اونجایی که من و نامزدم خیلی همو دوسداريم دلش نميخاد برم خونمون ميخاد همیشه کنارش باشم ولی مادرش به گفته خودشون پنج ساله مريضي اعصاب داره و هیچ کاری انجام نمیده عین بت می شینه یه گوشه فقط دستور میده خودش رو به بی حالی میزنه ولی موقع خوردن یک انرژی داره که منم ميخاد بخوره خوردنش که تموم میشه باز بی حال میشه چندروزه محبتهام تبدیل به وظيفه شده مادرش سفارش میده چی درست کن تازه فقط خودش نیست پدرشوهر و برادرشوهرمم هستن دیگه نمیدونم چکارکنم فکر میکنن نوکر گرفتن به جای عروس تو همه کارامون هم دخالت میکنن از بیرون رفتن بگیر تا همه چيز مهتاب 18:05 - 1396/04/05 0 0 سلام.من دوسال و نیمه که عقدم.شوهرم خوبه و خداروشکر همیشه طرف منو میگیره چون میدونه مامانشو خاله ش بهم تیکه میندازن و حرف بارم میکنن.مادرشوهرم خوبه هروقت رفتم خونشون بجز چهار ؛پنج بار همیشه با عزت و احترام برخورد کرده.اما تنها مشکل من خواهرشه.مادرشوهر من خواهرشو مثل بت میپرسته.و همیشه با اینکه همه میگن من از خواهرش خوشکل ترم ولی اونو تو سر من میزنه پوست و مو و چشم و ابرو و دندون و لباس پوشیدن و بچه داری و شوهر داری و اشپزی و خلاصه هرچیز نداشته ی خواهرشو تو سر من میزنه و فکر میکنه که خواهرش تو دنیا از همه سره و هیچکس به پای اون نمیرسه.همیشه برا خرید کردن و خونه تکونی و کارهاش یاد من میفته و مدام با قربون صدقه باهام حرف میزنه ولی وقتی موقع تفریح کردن و بیرون رفتن میشه فقط یاد خواهرشه و میگه اگه اون نباشه من با شماها نمیام چون بدون خواهرم خوش نمیگذره بهم..خیلی ناراحت میشم از اینکاراش.خواهرش هیچی نیست ولی خیلی اونو تو سر من میکوبه..در ضمن مادرشوهر من آرایشگره و کار خودش و خواهرش افتضاحه ولی توقع داره که من همیشه واسه هرکاری برم پیشش وقتی میرفتم با گریه برمیگشتم از بس عیب رو پوست و صورت و مو و همه چیزم میذاشت با خواهرش منم دیگه نمیرم پیشش.واسه عقدمم اصرار کرد که حتما خودش باید منو درست کنه و خیلی زشت درستم کرد بعدم گفت خودت زمینه شو نداشتی .و خواهرم خوشکله...
    کاری کرده که من رو قیافه ام در حد لالیگا حساس شدم و دارم دیوانه میشم بدون نام 01:27 - 1396/04/09 0 0 من مادر شوهرمو خیلی دوست دارم امشبم پاهاشو و دستاشو بویسدم لیلا 01:35 - 1396/04/23 0 1 سلام،خانواده شوهرمن خوبن اما ی اخلاق بدی ک دارن اینک فک میکنن خودشون خیلی با سلیقه ن اما من بی سلیقه درحالیکه به خوشتیپی معروفم ،بعد اینک خیلی درمورد جهزیه م نظر میدن حالمو بد میکنن وپرتوقع ن ،میخام بعد مث خودشون بشم ی کاری میکنم ک از سلیقه خودشون متفر شن به شمام پیشنهاد میدم مقابله به مثل کنید و شوهراتانو قاطی این خاله زنک بازیهها نکنید چون صددرصد اونا رو به ما ترجیح میدن فافا 15:43 - 1396/04/25 0 0 منم در حق مادر شوهرم خیلی خوبی کردم حتی کمک مالی هدیه همه کار میکردم اما ظلم میدیدم ازش و سبه روش نمیوردم و خودم میشکستم اما خودشو خواهر شوهرام سپردم ب خدا نگین 16:04 - 1396/04/27 0 0 من و همسرم مشک مالی شدیدی پیدا کردیم. مجبور شدیم بیایم طبقه دوم خونه پدرش. سه سال زندگی آروم و خوبی داشتیم. خودم راضی بودم که بیام. چون فکر میکردم مادر همسرم خیلی خوبه. خیلی دوستش داشتم، براش هدیه میگرفتم، بهش محبت میکردم، احترام. اما اون اینطوری نیست، از لحظه ورود مرتب نیش و کنایه و تحقیر. زنت اینطوریه، اونطوریه، هیچی بلد نیست، تو ساده ای، زنت دوستت نداره، پشت سرت مسخره ات میکنه، یعنی مدااااام اینطوری. در صورتی که من عاشق شوهرمم. کاری کرده که شوهرم که انقدر دستپختمو دوست داشت میگه حالم از غذاهات بهم میخوره، ازت متنفرم، حتما مامانم یه چیزی دیده که اینطوری میگه. و لذت این نفاق رو تو چشم و صورت مادرش میبینم. هر کاری میکنم، به شوهرم محبت میکنم، توجه میکنم بیفایده است، از وقتی اومدیم به هیچ حرفم اهمیت نمیده. حالا هم بعد 5 سال، میگه مامانم راست میگه تو در حد من نیستی. از وقتی اومدیم رفته رفته سرد شد، خودمو به آب و آتیش زدم ولی بیفایده. مادرشوهرم حتی نشستن من کنارشو نقشه براش جلوه میده. الانم خونه پدرمم میخواد طلاقم بده، چون به گفته مادرش خوشگل نیستی، و شوهری که سه سال اول عاشقم بود حالا میگه تو خوشگل نیستی در شان من نیستی. درصورتی که حتی معمولی هم نیستم، و به گفته همه خیلی خوشگلم. هیچ دلیلی برای این کاراشون نمیبینم جز قصاوت قلب.
    نمیدونم چکار کنم؟ الانم به گفته مامانش انقدر بمون خونه پدرت تا مجبور شی مهریه ات رو ببخشی و طلاق بگیری. پدرمم طلاق رو زشت میدونه. پاسخ ها ليلا ۱۶:۲۲ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۷ اگه قصد طلاق داری یعنی با این شرایط فک کنم بهتر باشه
    خودت اقدام کن قبل از اونکه برات تصمیم بگیرن

    حقشه مهریه ات رو هم اجرا بزاری تا حال این مادر و پسر جا بیاد تا بفهمه با احساس خانوم نباید بازی کرد...
    به جا اینکه بشینی و زانوی غم بغل بگیری خودت کارها رو تو دستت بگیر
    نزار به خواسته هاشون برسن
    حق خودت رو خودت فقط میتونی بگیری نگین 16:23 - 1396/04/27 0 0 شوهرم یه ذره هم حتی فکر نمیکنه رو حرفای مادرش، و سریع باهاش موافقت میکنه. متاسفانه مادرش از مشکل مالیه ما سواستفاده کرد. خیلی صبور بودم، اصلا جوابم نمیدادم. اما الان به اینجا رسیدم که 9 ماهه خونه پدرمم. نگین 21:58 - 1396/04/27 0 0 شوهرم یه ذره هم حتی فکر نمیکنه رو حرفای مادرش، و سریع باهاش موافقت میکنه. متاسفانه مادرش از مشکل مالیه ما سواستفاده کرد. خیلی صبور بودم، اصلا جوابم نمیدادم. اما الان به اینجا رسیدم که 9 ماهه خونه پدرمم. بدون نام 09:47 - 1396/04/28 0 1 من حدودا سه ساله ازدواج کردم.مادر شوهرم بینهایت فخر فروش و پزکیه...دوست داره من مدام برم طبقه بالا خونشون واسم از زندگی و گذشته و فک و فامیلش پز بده و دلم خون کنه.البته خودش که میگه دارم باهات درد دل میکنم...منم با اینکه طبقه پایین تو همون خونه ام نمیرم اصلا.مگر یه وقتایی با شوهرم برم.اوایل مثل گاو پا میشدم میرفتم بالا اونم با حرفاش نیش میزد به قلبم.ولی حالا عاقل شدم اصلا نمیرم.برا خودتون ارزش قایل باشین خانوما.کسی به هر نحوی میخواد ادم تحقیر و اذیت کنه هر کی میخواد باشه باید جلوش وایستاد....الان مادرشوهرم فهمیده که تا بخواد نیش بزنه منم قهر میکنم و خونش نمیرم وبی محلی میکنم واسه همین بیشتر مواظب حرف زدنشه چون میدونه کوتاه نمیام دیگه...بو حرفای شیلا خانم هم بینهایت موافقم..این دنیا مثل آیینه است از هر دست بدی از همون دست پس میگیری.هر چی مادرشوهرم بهم گفت به چشم دیدم که حالا داره سر بچه های خودش میاد..مادرشوهرم و زندگی مشترک بهم یاد داد خیلی مراقب اعمال و حرفام باشم چون روزی برمیگرده به خودم. مهتاب 14:25 - 1396/04/30 0 0 نگین جون از خدا بخواه که شرایطو برات درست کنه
    درحق مادرشوهرت دعا کن که خدا به راه راست هدایتش کنه..اگه واقعا مقصر باشه مطمعن باش خدا خودش جوابشو میده...صبر خدا خیلیه..نگران نباش
    فقط به خدا توکل کن
    و واگذارش کن به همون خدا
    من خیلی برات ناراحت شدم...امیدوارم هرچه زودتر اتفاقی که صلاحته برات بیفته الهام 00:43 - 1396/05/02 0 1 من از اول خودمو باخانواده شوهر صمیمی نشون دادم ،ولی،تا جاری اومد باادعا و کلاسی ،تحویل نگرفت خونواده شوهرمو !!!یه مدت همه ازش ناراضی بودن ،ولی الان ازش حساب میبرن هیچی بهش نمیگن،چون از اول با سیاست اومد جلو !!!حتی ارزش اون براشون بیشترازمنه،براهمین میگم نباید صمیمیتی بین عروس وخانواده شوهرباشه. اینو از سیاست رفتاری جاری فهمیدم ،بااینکه من بیشتربهشون محبت کردن ،به اون بیشترازمن ارزش قایل هستن محبوبه 00:48 - 1396/05/03 0 0 مادرشوهر وخواهرشوهرمنم دست کمی از مادرشوهرهای شماندارن ولی چیزی که بعد ازشش سال زندگی فهمیدم اینکه دوستان احترااااااام زیادی نزارید هروقت بهتون توهین یابی حرمتی کردن جواب بدین باور کنید اینجوری اعصاب خودتون وآقاتون راحتتره پسر خوب 11:56 - 1396/05/07 0 0 چرا پسرا با پدر خانومشون یا مادر خانومشون اینقدر سر جنگ ندارن؟
    جز اینه که مشکل از سمت خود آدمه؟

    بترسید از روزی که خودتون مادر شوهر بشید .... عروساتون مسلماً به روش بدتری حالتونو میگیرن .... مهتاب 01:15 - 1396/05/08 0 0 در جواب پسر خوب باید بگم که اقای محترم دلیل اینکه اکثرا بین مادرشوهرها و عروسها ناراحتی وجود داره حسادت مادرشوهر به عروسشه؛یا بخاطر اینه که حس میکنه عروسش عاملی است واسه جدایی بین پسر و مادر؛و اینکه روحیه ی خانمها انعطاف پذیرتر و فوق العاده حساس تر از آقایونه و با کوچکترین نیش و کنایه ای یا حرف نامربوطی دلخوری بوجود میاد و موجب کدورت میشه؛این خصلت خانمها بصورت فطری و خدادادیه و در وجود همه ی خانمها هست
    اما همیشه قدیمی ها گفتند که داماد عزیزه و اکثر مواقع هم بین داماد و مادر زن مشکلی بوجود نمیاد
    چون اصولا مادرها از دیدن تکیه گاه دختراشون احساس شعف و غرور میکنند فرناز 08:16 - 1396/05/11 0 0 مادرشوهرمن خیلی حسوده مدام پشت سرمن ورودررو شوهرم. حرف میزنه من 12 ساله ازدواج کردم10 سال توی یک تاق9 متری بدوقفل دسته و با4 بچه معلولش زندگی کردم
    پسراش بالای20سال بودن. دستشویی میبردمشون درنبودش..
    حقم وخیلی صایع کردمیگه نخورنپوش جایی نباید بری
    دخترش دخالت های مادرش دوبارطلاق گرفت با5 بچه نمیدونم چکارکنم خدا کجایی.... دل شکسته 00:08 - 1396/05/21 0 0 یه نکته ای که خیلی ذهنم را مشغول می کند اینکه من به عینه اینو دیدم که آدم های خوب و ساده و مظلوم چه از نوع عروسش چه از نوع مادرشوهرش، برعکس گیرشون می یاد.
    فقط اینو بگم که من در خانواده ی بسیار خوش قلب و بدون شیشه خورده ای بزرگ شدم و از طرفی مادر خودم به عنوان خواهر شوهر و مامان بزرگم بهترین خانواده همسر بودن و انقدر عروس اولشون حرصشون داد که مادربزرگم فرشته ام در جوانی جگرش خون شد و مرد و من خودم خیلی ساده بودم البته ساده ی نادان نه فوق العاده هم عاقل، حتی از سن خودم فهیم تر بودم، بعد خانواده همسری نصیبم شد که ظاهر اولیه شون خیلی خوبه و مثل بعضی از خاطرات وحشتناک دوستان نیستن، یعنی واقعیتشو بگم همه ی صفاتی که می خواستن را من دارم وگرنه شاید طلاقم هم بدن، ولی الان که دقیقا باب میلشون هستم و هیچ کرمی نمی ریزم خیلی کرم می ریزند و خیلی بدجنس هستند واقعا نمی دونم حکمت خدا چه بود، خوش به حال هرکس که ...
    تنهاا حسنش این بود که یکم از سادگی دربیام و انقدر همه چیز را مثبت و خوب نبینم، ولی خب همین هم دوست ندارم ترجیح می دادم ساده می ماندم، مادرمینا با وجود همه ی بدی های یه عروسشون و مرگ مادرشون انقدر برای عروسشان خوبند ، دوست داشتم یه مادرشوهر سبک مامانم داشتم و یه مادر سبک مادرشوهرم. البته مامانم برای دخترش هم خوب است ولی یه حسه . دل شکسته 00:28 - 1396/05/21 0 0 حتی بعد دوسال ما اجازه نداریم که تا دلشون نخواسته و نخواستن بریم خونشون، واقعا این روحیه درسته و اینکه هی آدمو بسوزونن. واقعا نمی فهمم که چرا انقدر موجودات بدجنسی هستن وحشتناکن.
    آدم با همچین آدمایی باید چه کنه؟ آیا
    البته محض بدی نیستن صفات خوب هم دارن ولی این بدجنسیه نقطه ضعف من بوده و همه را میشوره می بره. سحر 16:43 - 1396/05/28 0 0 سلام من مدت کمی هست نامزد کردم البته راه دور هستیم با نامزدم و نميزاره یه لحظه هم از هم دور باشیم اکثرا هم دلش میخاد خونه خودشون باشیم چون خجالت می کشه بیشتر از چند روز خونه ما باشیم و از اونجایی که مادر شوهرم خودش رو مریض جلوه میده که فقط مشکل اعصاب داره هیچ کدوم از کارهای خونه رو انجام نمیده و این وسط خواهرشوهرمم بخاطر مشکلاتش خونشو میده سوئیت و بیشتر وقتها نهار شام میان خونه مادر شوهرم از اون طرف یک برادرشوهر مجردم دارم برادرشوهرهاي دیگم هم رفت و آمداشون خیلی زیاده هر کدومم ميخان بیان خونه مادر شوهرم زنگ میزنن درخواست نهار شام میکنن مادر شوهرم میگه من نمیتونم کاری انجام بدم ميفته به گردن من خواهرشوهرم که با بچه هاش پایه ثابت خونه مادرشوهرم هستن دیگه نمیدونم چکارکنم هر وعده مجبورم حداقل واسه ده نفر غذا درست کنم و بقیه کارهای خونه هم بماند که مادر شوهرم انجام نمیده افتاده به گردن من مثل لباس شستن و جارو زدن خونه و ... لطفا راهنمایی کنید چطور با احترام به خوارشوهرم و جاری هام رفتار کنم فرانک 00:36 - 1396/06/21 0 0 دخالت.یه عامل مهمه.بعضی وقتا مامان پسر فکر میکنه اگه طرف پسرشو بگیره و دخالت کنه حتی اگه حق با دختره باشه,کار خوبی کرده,اما اشتباه میکنه
    حالا اینا به کنار بدتر از دخالت میدونین چیه؟خساست.والا سارا 08:29 - 1396/06/24 0 0 مادر شوهر من همیشه اویزونمه دارم خفه میشم.توقعش هم خیلی زیاده در ضمن زنیه که به نظافت اهمیت نمیده فقط خوشگذرونه چکار کنم که خلاص بشم ثنا 16:22 - 1396/07/03 0 1 من مادر شوهر من همه فامیل از دستش آه میکشند حتی مادر و پدر خودش و خواهرها چه برسه به ما فقط دو تا دخترها و دامادش رو دوس داره بقیه اصلا آدم نیستند میخواهد همه دنیا را به دخترها بده ولی پسر کوچکترین محبتی نبینه
    اوایل ناراحت بودم ولی الان دارم دست خدا را میبینم که جوابشان را میده خدا بزرگ است نام: ایمیل: * نظر: * : لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید. از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید. لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد. در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد. بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج عضویت در خبرنامه هر روز صبح گزیده ای از جدیدترین اخبار و مطالب به ایمیل شما ارسال می شود. اپلیکیشن برترین ها | | | | | | | | | | | بازدید روز گذشته: 12,322,720 | بازدید هفته گذشته: 88,387,300 | بازدید ماه گذشته: 366,733,803 علامت تجاری برترین ها ثبت شده است و هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد. طراحی و تولید :
    انشا در مورد نماز انشا در مورد نماز | متن زیر قسمتی از کتاب «پدر ، مادر ، ما متهمیم» نوشته ی دکتر علی شریعتی است. پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما...
    متن شب یلدا | متن مجری برای شب یلدا متن شب یلدا | نوشته زیر دلنوشته ای ادبی درمورد شب یلدا است که می تواند مورد استفاده مجری ها و معلمان و ... قرار گیرد. شب یلداست؛ شبی که در آن انار محبت دانه می شود و سرخی عشق و عاطفه، نثار کاسه های لبریز از شوق ما؛ شبی که طراوت هندوانه های تازه تابستان به...
    متن مجری : شب یلدا متن مجری : شب یلدا | متن زیر نوشته ای است در مورد شب یلدا که می توانیم در مراسم مختلف از آن بهره ببریم. امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد پاییز را فوت می کنیم. شب آغاز زمستان است، چراغ خانه ها هنوز بیدارند و خانه نشینان گرد آتش...
    زلزله در تهران | جنوب تهران تنها با 4 از بین خواهد رفت! زلزله در تهران | بررسی ها نشان می دهد که اگر زلزله ای 4 ریشتری در تهران بیاید مناطق جنوبی تهران را به تمامی از دست خواهیم داد. گسل های خطرناک تهران و ناامن ترین مناطق تهران مناطق ۱، ۲ و ۳ بیشترین آسیب را از فعال شدن احتمالی گسل های شمال شهر می بینند و مناطقی...
    درمان سرفه خشک | پیشگیری از سرفه خشک درمان سرفه خشک | سرماخوردگی و سرفه های خشک پس از آن در زمستان بسیار شایع است.در متن زیر به 11 روش برای پیشگیری از آن می پردازیم. 1.سر خود را هنگام خواب بالا بگذارید. این حالت به کاهش سرفه کمک می کند. 2.مایعات زیادی بنوشید، به ویژه آب و آب میوه ها و سبزیجات ارگانیک. 3.از...
    انشا درباره دیدن مورچه ای که باری را میکشد انشا درباره دیدن مورچه ای که باری را میکشد | متن زیر یک دلنوشته درباره مورچه است و از اشعاری هم برای تاثیرگذاری بیشتر مفهوم استفاده شده است. نمیدانم شاید غرورش از منی که یک انسانم بیشتر است و شاید هم اعتماد به نفسش بالاتر است.به هر حال انقدری به خود و خدای خودش اعتماد دارد که...
    شب یلدا کی هست ؟ | شب یلدا 1396 شب یلدا کی هست ؟ | در زیر به تاریخ دقیق شب یلدای سال 1396 اشاره کرده ایم. یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل...
    انشا درمورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر پایه هفتم انشا درمورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر پایه هفتم | انشا زیر به داستانی اشاره دارد که نتیجه اخلاقی آن همین ضرب المثل معروف است که هر که بامش بیش برفش بیشتر... نوزده سالم شده بود و تازه رفته بودم سر کار ، یکی از آشناهایمان برایم شغلی پیدا کرده بود.در یک کارخانه قالی بافی شده بودم...
    انشا در مورد عینک انشا در مورد عینک | متن زیر یک نوشته ی زیبا درمورد عینک است و ماجرای عینکی شدن یکی از دانش آموزان کلاس و اتفاقاتی که برایش می افتد. همه ما عاشق عینک خانم معلم علوممان شدیم، درست از همان روز که او برای اولین بار وارد کلاس شد. به خصوص من، از همان اول محو فرم...
    «زلزله تهران» چرا وحشتناک است؟ | احتمال میلیونها کشته در زلزله 7 ریشتری تهران «زلزله تهران» چرا وحشتناک است؟ | گسل های تهران می توانند زلزله ای به بزرگای 7.5 ریشتر ایجاد کنند، و خواب 200 ساله را از سر پایتخت بپراند! بعد، این زلزله 7.5 ریشتری، برای کشتن یک میلیون نفر از ما کافی است! این فقط شروع ماجراست؛ علمک های گاز منفجر خواهند شد، و خیل کشتگان افزایش خواهند یافت......
    از سراسر وب