13-12-2017@01:24:54 GMT
  • سایت دانلود زیرنویس فارسی فیلم و سریال های خارجی هندی | جدید دانلود
  • تماشا و دانلود فیلم زیرنویس فارسی - باکره آمریکایی 20
  • دانلود آهنگ بلالیم از ماهسون (Belalim از Mahsun) - بُبت
  • دانلود گلچین آهنگ های غمگین ابراهیم تاتلیس İbrahim Tatlıses با لینک مستقیم
  • دانلود آهنگ ابراهیم تاتلیس ماوی ماوی با لینک مستقیم و کیفیت 320 • ایران موزیک
  • دانلود آهنگ الهی به داد دل بی کسان رس حسام لرنژاد با کیفیت بالا - ایرانی دیتا
  • سانگ سرا | جهان موسیقی بی کلام
  • دوبله قسمتی از انیمیشن خانه ... با صدای خودم
  • دانلود فیلم برگردان قشنگ و بانمک در پویانمایی شگفت انگیزان - آپارات - سرزه
  • دلایل لکه بینی در ماه هشتم بارداری چیست؟
  • لکه بینی در ماه هشتم (هفته 34) مامان ها کمک | تبادل نظر نی نی سایت
  • ماه هشتم بارداری و پیامدهای آن
  • لکه بینی در ماه هفتم بارداری | تبادل نظر نی نی سایت
  • خون ریزی یا لکه بینی در دوران بارداری - دانشنامه فرزند
  • در ماه هشتم بارداری درد کشاله ران دارم
  • مادر و جنین در هفته هشتم بارداری(بخش دوم) - مامانم
  • ريشه هاي لکه بيني در زمان بار داري
  • ژریویتون - داروسرا : بانک تخصصی محصولات داروخانه
  • کسی قرص ژریویتون مصرف کرده بدونه؟ | تبادل نظر نی نی سایت
  • مولتی جینسینگ ژریویتون – Geriviton | دارو استور
  • عوارض زنانه مکمل‌ های غذایی
  • راه های سالم برای افزایش وزن - Android Apps on Google Play
  • بیماری هایی که موجب زانودرد می شوند
  • فارماتون چیست و اثرات فارماتون کدام است؟
  • نقد و بررسی بلک بری پاسپورت با ظاهری نامتعارف - blackberry
  • Medad | کیبورد فارسی مداد on the App Store
  • بلک بری پاسپورت یک گوشی خاص با امکانات ویژه
  • دانلود Smart Keyboard PRO 4.21.0 - کیبورد قدرتمند فارسی و انگلیسی اندروید
  • نگاه نزدیک زومیت به تلفن نامتعارف بلک‌بری پاسپورت - زومیت
  • نگاهی به ۵ ویژگی جالب در گوشی اندرویدی بلک بری پریو | گجت نیوز
  • رفع مشكلات گوشی های Blackberry - زومیت
  • فروش مستقیم ظروف سرامیکی و چینی آشپزخانه ارزان | تبادل نظر نی نی سایت
  • سفارش آنلاین غذا از منویتهیه غذای فارسی (قلهک) درزودفود
  • بیماری هایی از جنس رستوران های شیک! - نبض ما
  • گالری تصاویر | چینی زرین ایران-نمایندگی حسن بینا
  • انواع سوفله خوری | تخفیف های ویژه | فروشگاه اینترنتی سندباد
  • هر پرس قیمه نذری چقدر هزینه دارد؟
  • دانلود آهنگ جدید مجید خراطها امشب
  • دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی به نام پناه | به موزیک
  • شهر چمستان | معرفی جاذبه های گردشگری ایران
  • با تمام مکان های دیدنی و تفریحی شیراز آشنا شوید
  • نوحه خوانی و مداحی در مجالس ختم و نمونه اشعار مراسم ختم و آداب مراسم ختم و مراسم ترحیم
  • نمونه شعر اعلامیه ترحیم و آگهی ترحیم برای چاپ متن اعلامیه ترحیم
  • اربعین حسینی در شعر آئینی/ دلا خون گریه کُن چون اربعین است ... - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • مجموعه شعر «رقعه» از اشعار حمیدرضا برقعی منتشر شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • ریاضی چهارم دبستان - Android Apps on Google Play
  • دانلودکتاب جدید علوم تجربی (آزمایشی)چهارم ابتدایی95-94 | ابتدایی ها
  • کتاب : علوم تجربی چهارم دبستان: کتاب کار و فعالیت‌های خارج از کلاس دانش‌آموز
  • اطلاعاتی درباره ی محلولها(علوم چهارم) معلم شاپ
  • تلگرام پارسی(غیررسمی پیشرفته) – Android Apps on Google Play
  • دانلود آپدیت جدید تلگراف (تلگرام پیشرفته) رایگان آخرین ورژن (T4.2.1 - P6.3.1) - نکست روید
  • تلگرام اندروید 2.3.6 بایگانی - mtmd.ir
  • آموزش تلگرام و آنچه که برای حرفه‌ای شدن در تلگرام، نیاز دارید!
  • دانلود ایران گرام (تلگرام پیشرفته با امکانات بیشتر) اندروید - نسخه جدید 3.18.0
  • دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد بنام قاب عکس با کیفیت عالی 320 و 128
  • دانلود آهنگ جدید ایمان نولاو و امیر ای اچ ورود ممنوع
  • دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد دنیای مردگان
  • آزار جنسی دخترک 6ساله توسط راننده آژانس - ایسنا
  • دانلود آهنگ جدید فاطمه به نام همه دردامو میدونه - مای ترانه
  • دانلود آهنگ دل خون 2 با صدای مهراب و فرزاد شجاعی و ایمان نو لاو و معراج - مای ترانه
  • دانلود آهنگ مهراب دل خون با کیفیت عالی و لینک مستقیم از سایت صداموزیک
  • دانلود آهنگ جدید آژاک بند بنام دل خون ۲ (بابایی)
  • دانلود آهنگ جدید مهراب و معراج و امیرحسین حیدریان کاسه خون
  • دانلود اهنگ جدید مهراب به نام دل خون 2
  • انیمیشن مگامایند - دوبله فارسی
  • کارتون ماشین ها 1 - دوبله فارسی
  • انیمیشن بر آب رفته - دوبله فارسی
  • mp4.ir - باب اسفنجی - وقت خواب
  • دانلود انیمیشن نابغه با دوبله فارسی Megamind 2010
  • علائم بعد از آی یو آی(iui) | تبادل نظر نی نی سایت
  • علائم آی یو آی موفق، دو تا فولیکول داشتم
  • آی یو آی موفق - تجربیات - یه تاپیک جامع | تبادل نظر نی نی سایت
  • اولین علائم بارداری بعد از آی یو آی چه هستند؟ - وب سایت ناباروری
  • بارداری با آی یو آی و احتمال دوقلوزایی
  • همه چیز درباره عمل آی یو آی IUI
  • لکه بینی لانه گزینی پس از انجام آی یو آی - دانشنامه فرزند
  • دانلود سیزده آهنگ در جشن آمل - اسکو محله
  • قشنگ دلبر با صدای رضا رمضانپور
  • دانلود سه آهنگ جدید از گروه طوفان زرندین
  • آوای انتظار همراه اول آهنگ های محلی از علی براتی
  • دانلود آهنگ های جشن هانیه با ستارگان مازندران
  • دانلود آهنگ انگشت نما بیمه با صدای سعید بهروزی
  • کشنده سی اند سی c&c با شرایط ویژه فروش | پارسا تراک
  • ماشینز- خرید و فروش خودرو - Android Apps on Google Play
  • بنز اکسور | شرایط فروش نقد و اقساطی کشنده بنز اکسور | پارسا تراک
  • اروند خودرو | Arvand Car - Android Apps on Google Play
  • دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد و فرشاد آزادی بنام نکاح
  • دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد و فرشاد آزادی نکاح وسط بله گفتن هی میزنم صد تا تپق
  • دانلود آهنگ جدید میلاد راستاد و فرشاد آزادی بنام نکاح - دانلود آهنگ جدید | سیاموزیک
  • دانلود آهنگ نکاح میلاد راستاد | Movie-teacher
  • دانلود آهنگ جدید میلاد بابایی بنام عاشقت میشم
  • دانلود آهنگ بدون تو حسام مختاری | پک دانلود - packdl
  • دانلود آهنگ جدید ترکی علی پرمهر به نام ایل لردی سن سیزم
  • دانلود آهنگ شاد آذری برای مراسم عروسی
  • دانلود آهنگ جدید افشین آذری عیبی یوخ
  • آهنگ های ترکی HD ترکیه ای جدید و گلچین شده – Android Apps on Google Play
  • دانلود آهنگ Ask Esittir Biz از Irem Derici - بُبت
  • دانلود آهنگ آذری رحیم شهریاری به نام یاواش یری
  • دانلود آهنگ ترکی نه اولار اللهیم ایرما بیزی از گونل - دانلود آهنگ جدید | سیاموزیک
  • حل المسائل کتاب آنالیز عددی بوردن | پایگاه کتاب های دانشگاهی
  • 4 کتاب مشهور در زمینه محاسبات ذهنی و سریع ریاضی - مثبت بینان شریف
  • آنالیز عددی باردن و فیرز به همراه حل مسائل | لایبریکا
  • دانلود کتاب محاسبات عددی دکتر نیکوکار به صورت PDF
  • جزوه آموزشی MATLAB - محاسبات عددی - سایت تخصصی MATLAB - سایت تخصصی MATLAB
  • جزییات ثبت نام در مدارس شاهد، غیردولتی و سمپاد اعلام شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • دانلود رایگان نمونه سوالات تفسیرموضوعی نهج البلاغه با جواب
  • دانلود محتواي سي و چهارمين دوره مسابقات قرآن ، عترت و نماز دانش آموزان خراسان رضوي94-95
  • مسابقات رشته ی نهج البلاغه دوره ی متوسطه اول
  • مسابقات استانی قرآن و نهج البلاغه
  • هشتمین دوره مسابقات حفظ و مفاهیم نهج‌البلاغه برگزار می‌شود
  • شرح و تفسير حکمت 96 نهج البلاغهمبلغان سایبری چهارده خورشید | مبلغان سایبری چهارده خورشید
  • نهج البلاغه تبيان – Android Apps on Google Play
  • دانلود رایگان نمونه سوالات تفسیرموضوعی نهج البلاغه با جواب
  • مسابقه كتابخواني از نهج البلاغه
  • کلاسهای آموزش قرآن ، نهج البلاغه و مداحی در ترم بهار 96 | انزل قرآن
  • مسابقه «راه روشن» با هدف ترویج مفاهیم نهج‌البلاغه برگزار می‌شود
  • مسابقه اینترنتی شماره7، با موضوع خطبه های نهج البلاغه
  • آموزش نصب کلش رویال در بلک بری 10 با امکان سیو و لود - موبایل کمک
  • خودنمایی پاسپورت بلک‌ بری در برابر iOS و اندروید
  • آموزش وصل کردن گوشی Blackberry 10 به جیمیل - موبایل کمک
  • نحوه نصب برنامه ها در گوشی های بلک بری
  • دانلود BlackBerry Launcher 1.1.5.7748 لانچر بلک بری اندروید
  • ‫معرفی موبایل بلک بری پاسپورت BlackBerry Passport‬
  • رفع مشكلات گوشی های Blackberry - زومیت
  • همه خوش سلیقه ها! اسم مذهبی جدید و با معنی صفحه 2 | تبادل نظر نی نی سایت
  • اسم دخترانه مذهبی | تبادل نظر نی نی سایت
  • انتخاب اسم فرزند از روي قرآن كريم - مؤسسه جهانى سبطين (ع)
  • اسم های دخترانه با حروف الف ، آ ، ا ، اِ ، اَ ،اُ همراه با معنی • معني اسم دختر | پيشنهاد اسم دخترانه • همراه با علم - سایت علمی ، آموزشی ، خانواده ، پزشکی ، آرایش و زیبایی
  • وزارت ورزش صورت مسئله را پاک کرد/ فعالیت رشته MMA ممنوع اعلام شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • سه ورزش برای سفت شدن و شکل دادن به پوست صورت + عکس
  • مجازات جرم توهین افترا چیست| تعریف شکایت افترا توهین نشر کاذیب
  • جرم افترا و مجازات آن | مشاوره حقوقی رایگان |مشاوره حقوقی| حقوق |حقوق گستر | وکالت | وکیل | سایت حقوق|مشاوره حقوقی رایگان
  • بررسی جرم افترا در قوانین مختلف مهدی پور پیر علی | نشریه الکترونیک استشار
  • قانون اعاده حیثیت و ادعای شرف چیست؟ - گروه وکلای پارسای
  • چگونه اعاده حیثیت کنیم و مجازات افترا زننده طبق قانون مجازات اسلامی چیست
  • مجازات توهین و افترا چیست | رکنا
  • مجازات تهمت زدن به دیگران چیست؟
  • «افترا زدن» بدون عواقب کیفری نیست؛مراقب باشید! - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
  • دانلود فیلم Blue Is the Warmest Color 2013 کیفیت bluray - – دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم | سام سریال
  • دانلود فیلم Blue Is the Warmest Color 2013 با لینک مستقیم
  • دانلود آهنگ Ask Sana Benzer از Koray Avci + ترجمه - بُبت
  • دانلود آهنگ جدید Koray Avci بنام Ask Sana Benzer - آذترک موزیک
  • سانگ سرا | جهان موسیقی بی کلام
  • دانلود #رمانتیک #ترکی مخلوط سریال تلوزیونی ترک عطر توت فرنگی - اپارات - سرزه
  • این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:

    معنی خانه - دیکشنری آنلاین آبادیس

    برای مشاهده مطلب فوق، از لینک مقابل استفاده نمایید: معنی خانه - دیکشنری آنلاین آبادیس
    عنوان فوق به صورت خودکار و توسط نرم‌افزار جستجوگر تولید شده‌است، لطفاً در صورتی‌که درخواست حذف این عنوان را دارید، کد ٢٠٢۵۵۴٧٩٢ را به همراه موضوع به ایمیل info@porsyar.com ارسال نمایید. متن و محتوای مربوط به عنوان فوق در وبسایت dictionary.abadis.ir منتشر شده است و ‌«مجله ایرانی» در قبال آن هیچ مسئولیتی ندارد. بیشتر بدانید
    با عنایت به اینکه سایت «مجله فارسی» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است. (قانون تجارت الکترونیک)
    13-12-2017@01:24:54 GMT
    معنی خانه - دیکشنری آنلاین آبادیس

    برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید. انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

    98 315 100 1 خانه/xAne/مترادف خانه: سرا، منزل، مسکن، دار، بیت، آپارتمان، کاشانه، اتاق، وثاق، حجره، چاردیواری، سرپناه، اقامتگاه، ساختمان مسکونی، ماوا، کلبه، سراچه، آلونک، کوخ، دولت سرا، قصر، کاخ، لانه، آشیانه، غار، سوراخ، کنام، بوم، میهن
    معنی خانه در لغت نامه دهخدا خانة. [ ن َ / ن ِ ] (ع مص ) دغلی و نادرستی کردن. (آنندراج ). رجوع به «خیانت » شود.
    خانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِ) آن جایی که در آن آدمی سکنی می کند. (ناظم الاطباء). سرا. منزل. مستَقَرّ :
    برگزیدم بخانه تنهایی
    از همه کس درم ببستم چست.شهیدبلخی.کنون همانم و خانه همان و شهر همان
    مرا نگویی کز چه شده ست شادی سوگ.رودکی.سبک پیرزن سوی خانه دوید
    برهنه به اندام او درمخید.ابوشکور بلخی.همی گفت ناساخته خانه را
    چرا ساختم رزم بیگانه را.فردوسی.همه خانه از بیم بگذاشتند
    دل از بوم آباد برداشتند.فردوسی.چنان هم بمشکوی زرین من
    چو در خانه ٔ گوهرآگین من.فردوسی.خنک آن میر که در خانه ٔ آن بارخدای.فرخی.مرا رفیقی امروز گفت خانه بساز
    که باغ تیره شد و زرد روی بی دیدار.فرخی.همی نگون شود از بس نهیب هیبت تو
    بترک خانه ٔ خان و بهند رایت رای.عنصری.فرمود تا خانه ای برآوردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 116).
    و مکاریان آن بارها را بسوی خانه ٔ خود بردن اولیتر دیدند. (کلیله و دمنه ). چون آن دوراندیش بخانه رسید در دست خویش از آن گنج جز حسرت و ندامت ندید. (کلیله و دمنه ).
    یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
    دلت بگرفت در خانه برون آ تا جهان بینی.خاقانی.بسفر سفره گزین خوانچه مخواه
    مرد خوان باش و غم خانه مخور.خاقانی.از هر آنچه بخلل خانه و نقصان جاه و غضاضت ملک و شماتت اعداء بازگردد تجافی نمائید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 ص 155).
    خانه ٔ ظالمان نه دیر که زود
    بفضیحت خراب خواهد بود.اوحدی. || بیت. (برهان قاطع) :
    اطاق گفت با خرگوش خانه خان من
    خیز و خاشاکت از او بیرون فکن.رودکی.بینیت همی بینم چون خانه ٔ کردان.عماره مروزی.ای بچه ٔ حمدونه ترسم که غلیواج
    ناگه بربایدت در این خانه نهان شو.لبیبی.بخانه ٔ کهین در نیایند هرگز
    که خانه ٔ مهینستشان جا و درخور.ناصرخسروشناسی تو خانه ٔ کهین و مهین را
    بجان تو است این دو تن نیک بنگر.ناصرخسرو.بدانید که مرگ خانه ٔ زندگانی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 339).
    تن ما یکی خانه دان شوره ناک
    که ریزد همی اندک اندکش خاک
    چو دیوار فرسوده شد زیر و بر
    سرانجام روزی درآید بسر.اسدی.خواب ناید دختری را کاندران باشد که باز
    هفته ٔ دیگر مر او را خانه ٔ شوهر برند
    ای بهمت از زنی کم چند خسبی چون ترا
    هم کنون زی کردگار قادر اکبر برند.سنائی.او در خشم شده گفت : بر زبان من خطا کجا
    رود که تخته ٔ زرین در خانه ٔ من است. (کلیله و دمنه ).
    خانه ٔ معشوقم و معشوق نی
    عشق بر نقد است بر صندوق نی.مولوی.خانه ٔ خود را شناسد خود دعا
    تو بنام هر که خواهی کن ثنا.مولوی.قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت
    نوشیروان نمردکه نام نکو گذاشت.سعدی (گلستان ).ترا که خانه نئین است بازی نه این است.سعدی.ما خانه خراب کردگان را
    در دل غم خانمان نگنجد
    یا دوست گزین کمال یا جان
    یک خانه دو میهمان نگنجد.کمال خجندی.بس عمارت که بود خانه ٔ رنج
    بس خرابی که بود خانه ٔ گنج.جامی.- آبخانه ؛ مستراح. آبشتگاه. (ناظم الاطباء). رجوع به آبخانه شود.
    - آبدارخانه ؛ مخزن مشروبات و شربت آلات. (ناظم الاطباء). رجوع به آبدارخانه شود.
    - آتشخانه ؛ آتشکده. جائی که در آن آتشبازی می سازند. (ناظم الاطباء). مخزنی که حرارت مرکزی کارخانه یا ماشینهای متحرک حرارتی در آن ایجاد میشود. رجوع به آتشخانه شود.
    - آجُرخانه ؛ آجری که متعلق بخانه است. اصطلاحاً به اشیاء ضروری خانه اطلاق میشود. مثلاً: چون گوئیم فلانی حتی آجر خانه را برد، مقصود این است که هر چه متعلق بخانه بوده و نبایستی از خانه منفک شود و اگر منفک شود بی ارزش است فلانی به آن دست یازیده و آن را برده است.
    - آسایش خانه ؛ آسایشگاه. مکانی که غالباً مرضی بدانجا میروند و دوره ٔ نقاهت را می گذرانند.
    - آشپزخانه ؛ جایی که در آن طعام پزند. مطبخ. (ناظم الاطباء). رجوع به آشپزخانه شود.
    - آشخانه ؛ جایی که در آن طعام به مردم دهند. (ناظم الاطباء).
    - آفتاب خانه ؛ خانه ٔ آفتاب. تابخانه. (ناظم الاطباء). رجوع به تابخانه شود.
    - آفتابه خانه ؛ لولهنگ خانه. جایی که در آنجا آفتابه های مستراح قرار دارد. رجوع به آفتابه خانه شود.
    - آهنگرخانه ؛ جایی که در آنجا آهنگری کنند. چلنگرخانه. رجوع به چلنگرخانه شود.
    - آئینه خانه ؛ اطاقی که دیوارهای آن از آیینه پوشیده شده باشد.
    - اثاث ِ خانه ؛ اثاث و اسباب متعلق بخانه. اثاث البیت. خنفر. دامال. رجوع به «اثاث خانه » و «اثاث البیت »و «اسباب خانه » شود.
    - ادبخانه ؛ مکتب خانه. مدرسه.
    - || مبال ؛ مستراح. رجوع به ادبخانه شود.
    - از خانه بیرون کردن ؛ از خانه خارج کردن. ساکنین خانه را از منزل راندن.
    - از سرخانه افتادن ؛ سر خانه بمعنی حدمعین است و از سر خانه افتادن بمعنی از پایه ٔ خود افتادن بود و آنچه بعضی نوشته اند که کنایه از کم زور شدن است در حقیقت معنیی است ملازم معنی مذکور و این مخصوص کشتی است و گرچه در غیر آن نیز مستعمل است. (از آنندراج ) :
    میل و سنگ از سرمه دارد غمزه ٔ مردافکنش
    ترسم از سرخانه افتد نرگس جادوفنش.؟ (از آنندراج ).- اسباب ِ خانه ؛ اثاث البیت. اثاثیه. متاع متعلق بخانه. رجوع به اسباب خانه شود.
    - اسلحه خانه ؛ مکانی که اسلحه در آن می گذارند. مخزن نگاهداری اسلحه. رجوع به اسلحه خانه شود.
    - انگبین خانه ؛ خانه ٔ مگس نحل. جایی که مگس عسل در آنجا عسل میگذارد :
    در آن انگبین خانه بینی چو نحل
    بجوش آمده ذوفنونان فحل.نظامی.- ایرمان خانه ؛ ایرمان سرای. خانه ٔ کرایه ای و عاریتی. مأوای معشوق. سر کوی محبوب. حسرت خانه. دنیا. (ناظم الاطباء). رجوع به «ایرمان خانه » و «ایرمان سرای » شود.
    - بادخانه ؛ بادگیر. قله. (ناظم الاطباء). نوک و تیزی رأس کوه. بلندی. رجوع به بادخانه شود.
    - بارخانه ؛ خیمه و چادر و هر چیز مانند آن که در زیر وی اسباب و سامان سفر را از باران حفظ کنند. جوال. خورجین. عرق گیر و پالان ستور باری که در روی آن بار قرار میدهند. (ناظم الاطباء).
    - || اسباب و سامانی که برای پادشاهان و امیران در سفر حمل کنند. مال التجاره که از جایی بجای دیگر میبرند. (ناظم الاطباء).
    - || مکانی که مؤسسات حمل و نقل برای جای بار تعیین میکنند. رجوع به بارخانه شود.
    - بازخانه ؛ جایی که در آن بازهای شکاری است. جایی که بازان را تربیت میکنند و در آن جا نگاه میدارند. رجوع به بازخانه شود.
    - بازیگرخانه ؛ جایی که در آن تئاتر یا نمایشهای جالب توجه میدهند. رجوع به بازیگرخانه شود.
    - باژخانه ؛ محل پرداخت باج و خراج. جای پرداخت خراج. رجوع به باژخانه شود.
    - بالاخانه ؛ عمارت فوقانی. (ناظم الاطباء). طبقه ای از ساختمان که در روی طبقه ٔ دیگر قرار گرفته است نسبت به طبقه ٔ زیر.
    - بت خانه ؛ جایی که بت را در آنجا گذاشته و ستایش کنند. معبد بت پرستان. (ناظم الاطباء). بتکده. صنم خانه. رجوع به «بتکده » و «بتخانه » شود.
    - بخانه ٔ عقل بازگشتن ؛ بعد از خشم یا فکر باطلی حقیقت را فهم کردن و بحال عادی بازآمدن.
    - بنّاخانه ؛ خانه ای که بنّاسازی باشد. خانه ای که بنایان سازند و توجهی به استحکام آن نداشته و برای فروش آماده کرده باشند. قسمتی از ساختمان که متعلق به بنایان باشد. سابقاً اشراف و ثروتمندان که مالک تعداد زیادی منزل وساختمان بودند همیشه چند بنّا مثل سایر کارکنان دیگر در منزل میداشتند که جایگاه آن ها در منزل مالک بنّاخانه نام داشت.
    - بندخانه ؛ محبس. زندان. (ناظم الاطباء).
    - بندخانه ٔ نای ؛ فاصله ٔ مابین دوبند نیشکر. (ناظم الاطباء).
    - بنده خانه ؛ خانه ٔ بنده. خانه ٔ من. [ این لفظ را کوچک در مقابل شخص بزرگ ادا میکند ]. (ناظم الاطباء). بنده منزل. جایگاه غلامان و کنیزان. سابقاً که بردگان در خانه های اربابان بخدمت مشغول میبودند منزل و جایگاهشان در آن خانه بنده خانه نام داشت.
    - بهارخانه ؛ بتخانه. بتکده. بنای رفیع. (ناظم الاطباء). رجوع به بهارخانه شود.
    - بیمارخانه ؛ مریضخانه. بیمارستان. (ناظم الاطباء). مستشفی.
    - پس خانه ؛ چادر و بار و اسباب بزرگان و امراء که در سفر پس از آنکه حرکت کردند آنها را حرکت داده و یک منزل جلوتر برند و چادر را بر پا کنند تا در ورود آنان حاضر باشند. مقابل پیشخانه. (ناظم الاطباء). رجوع به «پس خانه » شود.
    - پست خانه ؛ اداره ٔ پست. (ناظم الاطباء).
    - پیش خانه ؛ رواق و پیشگاه خانه و ایوانی که در مرتبه ٔ دوم خانه ساخته باشند. چادر و خیمه ای که در مسافرت از پیش فرستند. مقابل پس خانه. (ناظم الاطباء). رجوع به پیش خانه شود.
    - تابخانه ؛ خانه ای که بخاری و تنور در آن باشد. کوره. تنور. خانه ای که زمینش مانند زمین حمام مجوف بود و در آن آتش افروزند تا گرم شود و در مدت زمستان در آن جا بسر برند. خانه ای که در و دیوارش از آئینه بود و هر که در درون آن باشد بیرون را تواند دید. (ناظم الاطباء). رجوع به تابخانه شود.
    - تاریک خانه ؛ مکان تاریکی که عکاسها عکسهای خود را در آن ظاهر کنند. رجوع به تاریک خانه شود.
    - تجارتخانه ؛ حجره ٔ تجار که در آن جا به امر بازرگانی می پردازند. (ناظم الاطباء). رجوع به تجارتخانه شود.
    - تشکخانه ؛ جا و اطاقی در منازل که در آن تشک و اثاث خواب نهند.
    - تصفیه خانه ؛ امکنه ای که در آن جا آلات تصفیه ٔ ماده ای وجود دارد و بوسیله ٔ آنها آن ماده تصفیه میشود. چون : تصفیه خانه ٔ نفت ، تصفیه خانه ٔ نی شکر.
    - تعمیرخانه ؛ جایی که در آنجا شیئی را مرمت میکنند. رجوع به تعمیرخانه شود.
    - تلفنخانه ؛ اداره ٔ تلفن. اداره ٔ مرکزی تلفن.
    - تلگراف خانه ؛ اداره ای که در آنجا مردم تلگرافهای خود را مخابره می کنند. رجوع به تلگراف خانه شود.
    - تماشاخانه ؛ محلی که در آنجا بعضی چیزهایی موهوم و پاره ای افسانه ها را مجسم می نمایند و جهت اشتغال و عبرت نفس کارهای خوش آیند ظاهر میسازند و تقلیدهای نیک درمی آورند. (ناظم الاطباء). تئاتر.
    - تنبل خانه ؛ جای گردآمدن تنبلها. معمولاً این کلمه بجایی اطلاق میشود که در آنجا عده ای فراهم می آیند و بدون اشتغال بکاری وقت میسوزانند.
    - توپخانه ؛ آن قسمت از اداره ٔ لشکری که سلاحشان توپ است.(ناظم الاطباء). قسمتی از لشکر که با توپ مسلح میباشند.
    - || جایی که توپ ها را در آنجا میگذارند. (ناظم الاطباء).
    - || (اِخ ) میدانی است در تهران. رجوع به توپخانه شود.
    - ته ِ خانه ؛ دورافتاده ترین نقطه ٔ خانه. نقاط بی اهمیت منزل. چون : ته خانه را هم گشت. اثاثه ٔ بی اهمیت خانه. بنجل.
    - جامه خانه ؛ رخت خانه. (ناظم الاطباء). اطاق یا انباری که برای گذاردن جامه تخصیص می یابد :
    مهندسان طبیعت ز جامه خانه ٔ غیب
    هزار سله برآرند مختلف الوان.سعدی.- || جامه دان. (ناظم الاطباء). رجوع به جامه خانه شود.
    - جباخانه ؛ جبه خانه. اسلحه خانه. قورخانه. مخزن لشکر. (ناظم الاطباء). رجوع به جباخانه و جبه خانه شود.
    - جبه خانه ؛ اسلحه خانه. قورخانه. مخزن لشکر. (ناظم الاطباء).
    - جنده خانه ؛ فاحشه خانه. خانه ای که روسپی ها در آن به فسق می پردازند. رجوع به جنده خانه شود.
    - جیبه خانه ؛ جبه خانه. جباخانه. اسلحه خانه. قورخانه. (از ناظم الاطباء). رجوع به جیبه خانه شود.
    - چاپارخانه ؛ جایی که در آن اسب های چاپاری را نگاهدارند. (ناظم الاطباء). رجوع به چاپارخانه شود.
    - چاپخانه ؛ جایی که در آن نوشته ها را چاپ میکنند. مطبعه. (ناظم الاطباء).
    - چای پزخانه ؛جایی که در آن جا سماور و وسایل درست کردن چای قراردارد و در آنجا چای درست می کنند.
    - چای خانه ؛ محل و جایی که در آنجا سماور و وسایل درست کردن چای وجود دارد و در آن محل چای درست میکنند. قهوه خانه.
    - چپرخانه ؛ مخفف چاپارخانه. محل نگاهداری اسبهای چاپاری. رجوع به «چاپارخانه » و «چپرخانه »شود.
    - چشم خانه ؛ چشمدان. حفره ای در استخوان پیشانی که چشم در آن قرار گرفته است. (ناظم الاطباء).
    - چلنگرخانه ؛ آهنگرخانه.
    - حجله خانه ؛ اطاقی که آراسته و زینت کرده اند تا عروس و داماد در آنجا بسربرند. (از ناظم الاطباء). رجوع به حجله خانه شود.
    - حرمخانه ؛ جایی که حرم در آن جا زیست میکند. اندرون. قسمتی از منزل که پردگیان راست.
    - حوضخانه ؛ اطاقی از منزل که در آن حوض قرار دارد. رجوع به حوضخانه شود.
    - حویج خانه ؛ صندوق خانه.مکانی از منزل که در آن جا مایحتاج زندگی می نهند. رجوع به حویج شود.
    - خانه خانه ؛ متخلخل. (ناظم الاطباء).
    - || حجره حجره. (ناظم الاطباء).
    - || سوراخ سوراخ. (ناظم الاطباء).
    - || پارچه ای که نقش روی آن از شکلهای چهارضلعی تشکیل یافته است. رجوع به خانه خانه شود.
    - خس خانه ؛ کلبه ای که از گیاههای سبز معطر می سازند. (ناظم الاطباء).
    - خلوت خانه ؛ اطاق زن.(ناظم الاطباء).
    - || اطاق. (ناظم الاطباء).
    - || اطاق مخصوص. (ناظم الاطباء).
    - || نمازگاه. (ناظم الاطباء). رجوع به خلوتخانه شود.
    - خم خانه ؛ میکده. میخانه. شراب خانه. (ناظم الاطباء) :
    سر به خمخانه ٔ تشنیع فرو خواهم برد.سعدی (بدایع).خم خانه ٔ خماران بشکست.سعدی (مجالس ).ساقی بده آن کوزه ٔ خمخانه بدرویش
    کآنها که بمردندگل کوزه گرانند.سعدی (طیبات ).- خورشخانه ؛ مطبخ. (ناظم الاطباء). آشپزخانه. جایی که در آنجا خوراک پزند. رجوع به خورشخانه شود.
    - خویش خانه ؛ خانه ٔ خویش. خانه ٔ خویشاوند. (اضافه ٔ مقلوب است ).
    - خیاطخانه ؛ درزیگاه. آنجا که لباس بهر مردمان دوزند. رجوع به خیاطخانه شود.
    - خیشخانه ؛ خیمه ای که از پارچه ٔ کتانی و یا از نی سازند. خانه ای که جهت دفع گرما سازند و اطراف آن را از خار شتر برآورند و از بیرون پیوسته آب بروی پاشند. (ناظم الاطباء).
    - || پیراهن کتان. (ناظم الاطباء).
    - || زر خالص. (ناظم الاطباء). رجوع به خیشخانه شود.
    - خیل خانه ؛ خاندان و دودمان. (ناظم الاطباء) :
    سالار خیلخانه ٔ دین حاجب رسول
    سردفتر خدای پرستان بی ریا.سعدی.- داروخانه ؛ دواخانه. آنجایی که داروها را میسازند و میفروشند. (ناظم الاطباء).جایی که دارو برای مرضی آماده میکنند. رجوع به «داروخانه » و «دواخانه » شود :
    چنین سقمونیای شکرآلود
    ز داروخانه ٔ سعدی ستانند.سعدی.- دباغخانه ؛ جایی که در آنجا پوست را پیرایش کرده دباغی میکنند. (ناظم الاطباء). رجوع به دباغخانه شود.
    - امثال :
    گذر پوست به دباغخانه می افتد. نظیر: آخر نخ از سوزن رد میشود.
    - دبیرخانه ؛ اداره ای که مسؤول انجام کارهای دفتری مؤسسات بزرگ است. چون : دبیرخانه ٔ دانشگاه ، دبیرخانه ٔ سازمان ملل متحد. رجوع به دبیرخانه شود.
    - در جایی یا بجایی خانه کردن ؛ مقیم شدن در آنجا. چون : من دیگر به میخانه خانه کردم.
    - در خانه ؛ دری که خانه را به بیرون مربوط می کند.
    - || دربار پادشاهی و سرای سلطنتی. (ناظم الاطباء).
    - || خانواده ؛ محیط خاندان. چون : فلانی در خانه ٔ فلان کس بزرگ شده است ». رجوع به در خانه شود.
    - درِ خانه ای بازداشتن ؛ کنایه از آمد و شد زیاد داشتن آن خانه. چون : فلانی درِ خانه اش باز است. واریز خرجی بیش از عادت در خانه داشتن.
    - درشکه خانه ؛ جایی که درشکه را در آن جا قرار میدهند و طویله ٔ اسبهای درشکه نیز در آنجاست. رجوع به درشکه خانه شود.
    - دفترخانه ؛ محضر اسناد رسمی. جایی که مردمان در آنجا معاملات یعنی عقودو ایقاعات و بعضی از اسناد خود را به ثبت میرسانند.رجوع به دفترخانه شود.
    - دلاّ ل ِ خانه ؛ آنکه شغلش آماده کردن خریدار و فروشنده ٔ خانه است برای معامله ٔ خانه. واسطه ٔ معامله ٔ خانه. گاهی دلال خانه در اجاره دادن خانه نیز واسطه میشود.
    - دندانخانه ؛ جای دندان در دهان. رجوع به دندان خانه شود.
    - دواخانه ؛ داروخانه. آنجا که دارو و دوا برای مرضی سازند و در اختیار آنها گذارند.
    - دوستاقخانه ؛ زندان. محبس. جایی که مردمان را ببند کشند. رجوع به «دوستاق » و «دستاق » شود.
    - دولت خانه ؛ بارگاه. کوشک. خانه. (ناظم الاطباء).
    - || سرای سلطنتی قزوین. (ناظم الاطباء). رجوع به «دولت خانه » شود.
    - دویتخانه ؛ جایی که در آنجا به امور دفتری می پردازند. رجوع به «دویت » و «دویت خانه » شود.
    - دیوان خانه ؛ بارگاه سلطنت. (ناظم الاطباء).
    - || محل قضاوت و حکومت و عدالتخانه. (ناظم الاطباء).
    - || دار الحکومه. (ناظم الاطباء).
    - || اطاق شورا. (ناظم الاطباء). رجوع به دیوانخانه شود.
    - راست خانه ؛ کسی که با همه کس از روی راستی و درستی و دیانت و امانت معاش کند. (ناظم الاطباء).
    - راهدارخانه ؛ جایگاه محافظین راهها در طول راه. محل قراسورانها. محل مستحفظین جاده ها.
    - رخت شوی خانه ؛ جایی که در آن جا جامه ها را میشویند. گازرگاه. (ناظم الاطباء). رجوع به رخت شوی خانه شود.
    - رصدخانه ؛ رصدگاه. جایی که در آنجا رصد بندند. (ناظم الاطباء).
    - رقاصخانه ؛ جایی که در آنجا رقاصان رقص کنند. فحش گونه ای است که به بعضی از امکنه دهند. رجوع به «رقاص خانه » شود.
    - رودخانه ؛ بستررود. مجرای رود. (ناظم الاطباء). رود. رجوع به رودخانه شود.
    - زَرّادخانه ؛ اسلحه خانه. (ناظم الاطباء). رجوع به زرادخانه شود.
    - زرگرخانه ؛ جایی که در آنجا زرگری کنند. رجوع به زرگرخانه شود.
    - زنبورکخانه ؛ نوعی از توپهای کوچک که آن را بر شتر حمل میکنند با شتر حامل آن. رجوع به زنبورک شود.
    - زورخانه ؛محلی است که در آنجا ورزشهای خاص میکنند. رجوع به زورخانه شود.
    - سربازخانه ؛ سرای سپاهیان. (ناظم الاطباء). محلی که سربازان در آنجا زیست و تمرین و مشق عملیات سربازی میکنند. جایی که سربازان را برای روز جنگ آماده میکنند. رجوع به سربازخانه شود.
    - سردخانه ؛ محلی است که آن را با وسایل خاص سرد میکنند و در آنجا اشیاء فاسدشدنی را حفظ میکنند. رجوع به سردخانه شود.
    - سفارتخانه ؛ خانه ای که در آن هیئت سفارت منزل کنند. وامور سیاسی مربوط بکشور خویش را انجام دهند. رجوع به سفارتخانه شود.
    - سفره خانه ؛ محلی است از منزلها که در آنجا غذا صرف میشود. اطاق غذاخوری. (ناظم الاطباء).
    - سقاخانه ؛ جایگاهی است که مردمان در آن آب ذخیره میکنندتا تشنگان با نوشیدن آب از آن رفع عطش کنند. این مکان چون در نزد مردم مقدس است آنها غالباً با روشن کردن شمع و دخیل بستن و انجام سایر مراسم مذهبی رفع حاجت خود را میطلبند. رجوع به سقاخانه شود.
    - سلاح خانه ؛ جبه خانه. اسلحه خانه. (ناظم الاطباء).
    - سلاخ خانه ؛ محلی که گوسفندان را میکشند و پوست آنها را از لاشه جدا میکنند.
    - سلطنت خانه ؛ سرای سلطنت. بارگاه شاهی. درگاه پادشاهی :
    تو آن در مکنون یکدانه ای
    که پیرایه ٔ سلطنت خانه ای.سعدی (بوستان ).- سیاه خانه ؛ خیمه ٔ صحرانشینان. (ناظم الاطباء).
    - || زندان. محبس. (ناظم الاطباء).
    - || خانه ٔ بی میمنت ؛ بی یمن. (ناظم الاطباء). رجوع به سیاه خانه شود.
    - سیه خانه ؛ سیاه چادر. چادر مردم صحرانشین. (ناظم الاطباء).
    - || محبس. زندان. (ناظم الاطباء).
    - || خانه ٔ بدیمن. (ناظم الاطباء). رجوع به سیاه خانه شود.
    - شبخانه ؛ شبستان. (ناظم الاطباء).
    - || حرمسرای شاهان. (ناظم الاطباء).
    - || خانه ای که شبها درویشان در آن بسر برند. (ناظم الاطباء).
    - || خلوتگاهی که شبها در آن عبادت کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به شبخانه شود.
    - شترخانه ؛ جایی که در آن شتران را نگاهداری کنند. محلی چون طویله که در آن شتران را محافظت نمایند :
    ز سیم و زر و قندز و لعل و در
    شتر با شترخانه ها گشت پر.نظامی.رجوع به شترخانه شود.
    - شرابخانه ؛ خمخانه. میخانه. میکده. (ناظم الاطباء). رجوع به شرابخانه شود.
    - شربتخانه ؛ مخزن داروها. تبنگوی داروها. (ناظم الاطباء).
    - || مخزن شربت آلات. (ناظم الاطباء). رجوع به شربتخانه شود.
    - شرفخانه ؛ نام نقطه ای است در آذربایجان. رجوع به شرفخانه شود.
    - شیرکخانه ؛ میخانه. (ناظم الاطباء). نام محلی که در آن مشروبات الکلی درست کنند. رجوع به شیرکخانه شود.
    - شیره پزخانه ؛ جایی که در آن شیره درست میکنند. رجوع به شیره و شیره پزخانه شود.
    - شیره خانه ؛ محلی است که در آنجا شیره که یکنوع مخدری است میکشند. رجوع به «شیره کشخانه » و «شیره خانه » شود.
    - شیره کشخانه ؛ محلی است که در آنجا شیره که یکنوع مخدری است میکشند. رجوع به شیره کشخانه و «شیره خانه » شود.
    - شیشه گرخانه ؛ محلی است که در آنجا شیشه میسازند. رجوع به شیشه گرخانه شود.
    - صابون پزخانه ؛ محلی است که در آنجا صابون میپزند.
    - || نام محلتی است در جنوب تهران. رجوع به صابون پزخانه شود.
    - صاحب خانه ؛ مالک خانه.
    - || موجر. رجوع به صاحبخانه شود.
    - صندوق خانه ؛ جایی که در آن کالا و متاع و اسبابهای نفیس و چیزهای قیمتی و لباسهای فاخر و جز آن نهاده و در صندوق حفظ می کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به صندوقخانه شود.
    - صنم خانه ؛ بتخانه. بتکده :
    کز صنم خانه های گنبد خاک
    دور شو کز تو دور باد هلاک.نظامی.صنم خانه هایی چو خرم بهار.نظامی.رجوع به صنم خانه شود.
    - ضرابخانه ؛ محلی که در آنجا پول سکه میزنند. درمسرا. درمکده. (ناظم الاطباء). رجوع به ضرابخانه شود.
    - طباخ خانه ؛ جایی که در آنجا طباخت و آشپزی کنند. مطبخ. آشپزخانه. رجوع به طباخ خانه شود.
    - طربخانه ؛ جای عیش و عشرت. عشرتخانه. رجوع به طربخانه شود.
    - طهارت خانه ؛ مبال. کنار آب. جای ضرور. (ناظم الاطباء). رجوع به طهارت خانه شود.
    - عبادتخانه ؛ مکان عبادت. مکان پرستش. (ناظم الاطباء). جایی که در آن عبادت کنند. معبد.
    - عدالتخانه ؛ جای عدل و داد.
    - || دادگستری ؛ عدلیه. محلی که مردمان در آنجا شکایت خود میبرند و رفع نزاع می خواهند. رجوع به عدالتخانه شود.
    - عروس خانه ؛ جایی که محل عروسی است. خانه ای که در آن عروسی برپاست. رجوع به عروسی شود.
    - عزاخانه ؛ ماتم خانه. محلی که در آنجا عزا برپا میکنند. (ناظم الاطباء).رجوع به عزاخانه شود.
    - عزب خانه ؛ محلی که در آنجا زن و مرد به فراش هم میروند.
    - || فاحشه خانه ؛ جنده خانه. رجوع به عزب خانه شود.
    - عشرتخانه ؛ جای عیش و عشرت. عشرتگاه. (ناظم الاطباء) : نوای نشاط و خرمی به عشرتخانه ٔ ناهید رسانید. (حبیب السیر ج 3 ص 155). رجوع به عشرتخانه شود.
    - عصارخانه ؛ جایی که در آنجاعصاری کنند. جایی که در آنجا شیره ٔ انگور یا روغن نباتی میگیرند. رجوع به عصارخانه شود.
    - عمل خانه ؛ جای عمل. رجوع به عمل شود:
    عمل خانه ٔ دل بفرمان تست
    زبان خود عمل دار دیوان تست.نظامی.- غریب خانه ؛ جایی که در آنجا غرباء بسر میبرند. خانه ٔ غریبان. رجوع به غریب شود.
    - غسالخانه ؛ مرده شوی خانه. جائی که در آن مردگان رابشویند. (ناظم الاطباء). رجوع به غسالخانه شود.
    - غلامخانه ؛ جای غلامان بسراها. محلی که برای غلامان در سراها سازند. رجوع به غلامخانه شود.
    - فاحشه خانه ؛ جنده خانه. جایی که محل روسپیان است و مردمان برای زنا بدانجا میروند. رجوع به فاحشه خانه شود.
    - فراشخانه ؛ جایی که در آنجا فراشان بسر میبرند. محلی در سراها یا مؤسسات که از آن فراشان است. رجوع به فراشخانه شود.
    - فیلخانه ؛ اصطبل فیل. (ناظم الاطباء). جای و طویله ٔ فیلان. رجوع به فیل خانه شود.
    - قاطرخانه ؛ محلی که در آن قاطر است.طویله ٔ قاطران. جای نگاهداری و حفاظت قاطران. رجوع به قاطرخانه شود.
    - قحبه خانه ؛ جنده خانه. فاحشه خانه. رجوع به قحبه خانه و فاحشه خانه شود.
    - قرائتخانه ؛ جایی که در آنجا مردمان بقرائت وقت میگذارنند. اطاق مطالعه. رجوع به قرائتخانه شود.
    - قراولخانه ؛ جایی که در آن جا قراولان منزل دارند. (ناظم الاطباء). رجوع به قراولخانه شود.
    - قصابخانه ؛جایی که در آنجا گوسفندان را ذبح میکنند. (ناظم الاطباء). جایی که در آنجا گوسفندان ذبح شده را میفروشند.رجوع به قصابخانه شود.
    - قورخانه ؛ جبه خانه. اسلحه خانه. رجوع به قورخانه شود.
    - قونسولخانه ؛ منزل قونسول. قونسولگری. رجوع به «قونسول » و «قونسولخانه » و «قونسولگری » شود.
    - قهوه خانه ؛ جایی که در آن جا مردمان فراهم می آیند و با نوشیدن چای و قهوه و غذاهای ساده وقت می گذرانند. رستوران ساده. کافه. جایی که در آن چای و قهوه می پزند. (ناظم الاطباء). رجوع به قهوه خانه شود.
    - کارخانه ؛ دکان و حانوت.
    - || پیشه گاه و جایی که در آن پیشه و صنعتی را به انجام می رسانند. (ناظم الاطباء).
    - || دستگاه کیمیاگری و دواسازی. (ناظم الاطباء).
    - || جبه خانه یا قورخانه. (ناظم الاطباء).
    - || هر جایی که انجام کارهای عمومی در آن دایر باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به کارخانه شود.
    - کاروانخانه ؛ کاروانسرا. بناهای عمومی که درآن کاروانیان منزل کنند. رجوع به کاروانسرا شود.
    - کاغذخانه ؛ کارخانه ٔ کاغذسازی. (ناظم الاطباء). رجوع به کاغذخانه شود.
    - کالسکه خانه ؛ جایی که در آن جا کالسکه گذارند. محل گذاردن کالسکه در منزلها. رجوع به کالسکه خانه شود.
    - کتابخانه ؛ ارغنگ. جایی که در آن کتابهای خطی یا چاپی را جمع کرده و با نظم و ترتیب معینی قرار میدهند. قفسه ای که در آن کتاب میگذارند.(ناظم الاطباء). رجوع به کتابخانه شود.
    - کتب خانه ؛ کتابخانه :
    بسکه خرابات شد صومعه ٔ صوف پوش
    بسکه کتب خانه گشت مصطبه ٔ دردخوار.سعدی (طیبات ).- کرایه خانه ؛ اجاره بها. رجوع به کرایه خانه شود.
    - کرسی خانه ؛ اطاقی از منزل که در آنجا کرسی مینهند. رجوع به کرسی خانه شود.
    - کُشک خانه ؛ انبار مخزن. (ناظم الاطباء). رجوع به کشک خانه شود.
    - کشیک خانه ؛ جایگاه حارسین و نگاهبانها. آنجا که نگاهبانان بوقت نگهبانی بسر برند. رجوع به کشیک خانه شود.
    - کلاش خانه ؛ خانه ٔ عنکبوت. تارعنکبوت. رجوع به کلاش خانه شود.
    - کمان خانه ؛ گوشه ٔ کمان. (ناظم الاطباء). رجوع به کمان خانه شود.
    - کوره پزخانه ؛ جایی که بدانجا آجر پزند. جایی که در آن جا خشت را پخته آجر کنند. جایی که در آنجا آهک و گچ درست کنند. رجوع به کوره پزخانه شود.
    - کولی خانه ؛ جایگاه کولیان. آنجا که کولیان در آن زیست میکنند. رجوع به کولی خانه شود.
    - گاریخانه ؛ جای گذاردن گاری. محلی که در آنجا گاری گذارند. رجوع به گاری خانه شود.
    - گداخانه ؛ جایی که در آنجا گدایان را حفاظت کنند. جایی که در آنجا گدایان بسر برند. رجوع به گداخانه شود.
    - گرمخانه ؛ آنجایی از حمام که زیر آن خالی است و در آن آتش می افروزند. حجره ای مر دواسازان را که داروها را در آن می خشکانند. (ناظم الاطباء). رجوع به گرمخانه شود.
    - گلخانه ؛ محلی که در آن گل و ریاحین می پرورانند. جایی که در زمستانها به آنجا گل و ریاحین می گذارند ومانع از بین رفتن آن میشوند. رجوع به گلخانه شود.
    - گمرک خانه ؛ جایی که در آن خراج و گمرک از مال التجاره میگیرند. (ناظم الاطباء). رجوع به گمرک خانه شود.
    - گنج خانه ؛ خزانه و مخزن. گنجینه. (ناظم الاطباء) :
    در آن گنج خانه که زر یافتند
    ره از اژدها پرخطر یافتند.نظامی.رجوع به گنج خانه شود.
    - گورخانه ؛ قبر. مقبره. مدفن. جایی که مرده را در آنجا دفن میکنند. رجوع به گورخانه شود.
    - لولهنگ خانه ؛ آفتابه خانه. رجوع به لولهین خانه شود.
    - لولهین خانه ؛ آفتابه خانه. جایی که آفتابه ها را در آنجا می گذارند. رجوع به لولهین خانه شود.
    - لولی خانه ؛ فاحشه خانه. جنده خانه. رجوع به لولی خانه شود.
    - ماشین خانه ؛ جایی که در آن ماشین و دستگاه تولید نیروی کارخانه قرار دارد. رجوع به ماشین خانه شود.
    - مبارکخانه ؛ خانه ٔ مبارک و میمون. خانه ٔ بامیمنت :
    گر بخانه در ز راه در شوید
    این مبارکخانه را، در حیدر است.ناصرخسرو.رجوع به مبارک خانه شود.
    - مردارخانه ؛ زندان.(ناظم الاطباء).
    - || در بازی نرد آن خانه که مهره در وی ششدر و یاهفت در افتد و نتواند بیرون آید. (ناظم الاطباء). رجوع به مردارخانه شود.
    - مرده شوی خانه ؛ غسالخانه. جایی که در آن مرده را میشویند.(ناظم الاطباء). رجوع به مرده شوی خانه شود.
    - مریضخانه ؛ بیمارستان. (ناظم الاطباء).
    - || مستشفی. جایی که بیماران را پذیرایی کنند و بعلاج آنان پردازند. رجوع به مریضخانه شود.
    - مسافرخانه ؛ میهمانخانه. کاروانسرای. منزلگاه مسافر. (ناظم الاطباء). رجوع به مسافرخانه شود.
    - مشورتخانه ؛ جایی که در آنجا رایزنی کنند. محل برای مشورت در امری. رجوع به مشورتخانه شود.
    - معلم خانه ؛ جای درس و تحصیل و مدرسه. (ناظم الاطباء).
    - || دار المعلمین ؛ دانشسرای. جایی که معلم تربیت میکنند. مدرسه ٔ عالی در تهران از مستحدثات ناصرالدین شاه قاجار. (ناظم الاطباء). رجوع به معلم خانه شود.
    - مکتب خانه ؛ جای تعلیم کودکان. (ناظم الاطباء). رجوع به مکتب خانه شود.
    - مهمان خانه ؛ جایی که مسافر و مردم غریب در آن منزل میکنند. کاروانسرای. جایی که از مهمان ،میزبان میزبانی کند. (ناظم الاطباء).
    - || خانقاه و جایی که به فقرا و مساکین طعام میدهند. (ناظم الاطباء).
    - || دنیا. روزگار. (ناظم الاطباء).رجوع به مهمانخانه شود.
    - میخانه ؛ میکده. جایی که در آن شراب میفروشند. خانه ٔ شراب فروشی. (ناظم الاطباء). جائی که در آن شراب میفروشند و در آنجا شراب مینوشند. رجوع به میخانه شود.
    - میوه خانه ؛ دکان میوه فروشی. جایی که میوه در آن فراوان باشد. (ناظم الاطباء).
    - میهمان خانه ؛ مهمانخانه. رجوع به مهمانخانه شود.
    - نانواخانه ؛ جایی که در آنجا نان پزند. نانوایی. رجوع به نانواخانه شود.
    - نقاره خانه ؛ جایی که نقاره می کوبند. رجوع به نقاره خانه شود.
    - نقاشخانه ؛ نگارخانه. رجوع به نگارخانه شود.
    - نگارخانه ؛ خانه ٔ بنقش و نگار آراسته شده و نقاشی کرده. (ناظم الاطباء).
    - نمازخانه ؛ جای نمازگزاری. معبد. مسجد. مصلی. اخیراً به کلیسا و کنیسه اطلاق میشود. رجوع به نمازخانه شود.
    - نواخانه ؛زندان. محبس. بندی خانه. (ناظم الاطباء) :
    ببوسی گرت عقل و تدبیر هست
    ملکزاده را در نواخانه دست.سعدی (بوستان ).- نوانخانه ؛ جای فقرا. محلی که فقرا و بی کسان را نگاهداری میکنند.
    - نوره خانه ؛ محلی است در حمامها که در آنجا مردمان نوره بکار برند. واجبی خانه. رجوع به نوره خانه شود.
    - نهارخانه ؛ جای نهار خوردن. جایی که در آنجا مردم غذای ظهر خود را صرف میکنند.
    - || مهمانخانه ای که فقط غذای ظهر دارد. رستورانی که فقط در ظهرها دایر است. رجوع به ناهارخانه شود.
    - نهانخانه ؛ خلوت خانه و جای خلوت. جایی که در زیرزمین میسازند جهت نشستن در هواهای گرم تابستان. جایی که درآن غله ذخیره میکنند. (ناظم الاطباء). مخزن.
    - || زبیل دان. جایی که در آن خاشاک و خاکروبه می ریزند. (ناظم الاطباء).
    - || مقبره ٔ گور. (ناظم الاطباء). رجوع به نهانخانه شود.
    - واجبی خانه ؛نوره خانه. محلی است در حمامها که در آنجا مردمان نوره استعمال میکنند. رجوع به واجبی خانه شود.
    - وزارت خانه ؛ محل وزارت. حوزه ای که وزیر و کارمندانش مشغول انجام وظیفه اند. رجوع به وزارتخانه شود.
    - هزارخانه ؛ هزارتو. معده ٔ دوم ستور. (ناظم الاطباء). هزارلا. رجوع به هزارخانه شود.
    - هم خانه ؛ دو یا چند نفر که در یک منزل باشند هر یک هم خانه اند مر دیگری را. هم منزل. (ناظم الاطباء) :
    کی بود جای ملک در خانه ٔ صورت پرست
    رو چو صورت محو کردی با ملک همخانه باش.سعدی (خواتیم ).- || یار. رفیق. (ناظم الاطباء).
    - || شوهر. (ناظم الاطباء).
    - || زن. زوجه. (ناظم الاطباء). رجوع به هم خانه شود.
    - یتیم خانه ؛ جای باش دزدان و عیاران. (ناظم الاطباء).
    - || دارالایتام. جایی که از یتیمان پذیرایی و نگاهداری میکنند. رجوع به یتیم خانه شود.
    در آنندراج ترکیباتی غیر از آنچه در لغت نامه آمده است وجود دارد که بنظر میرسد این ترکیبات ترکیباتی است که مستعمل در ایران نبوده و در هندوستان رایج میباشد و در لغت نامه آن ترکیبات در محل خود خواهد آمد.
    - امثال :
    از خانه ٔ سوخته هرچه آید سود است .اوحدی. خانه ات آمدم دوغم ندادی برو از عقبت ماست می فرستم . و در کرمان متداول است و شبیه است به آن نشان که خودم آمدم ندادی نوکرم را فرستادم بده. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه از پای بست ویران است
    خواجه در بند نقش ایوانست.سعدی (از امثال و حکم دهخدا). خانه از طاعت است و خیر آباد
    وین دو گر نیست نام خانه مباد.اوحدی (از امثال و حکم دهخدا). خانه ای را که چون تو همسایه ست
    ده درم سیم کم عیار ارزد.سعدی (از امثال و حکم دهخدا).نظیر: الجار ثم الدار.
    خانه ای را که دو کدبانوست خاک تا زانوست .
    خاک یابی ز پای تا زانو
    خانه ای را که دوست کدبانو.سنایی (از امثال و حکم دهخدا). این مثل خانه راست خود گفته
    بدو کدبانوست نارفته.سنایی (از امثال و حکم دهخدا). خانه بدوکدبانو نارفته بود.فرخی (از امثال و حکم دهخدا). خانه ٔ بچه داری سِرکو را هم باید گل میخ کرد ؛ یعنی خانه ای که دارای بچه است باید همه جا را مواظبت کرد. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه پر از دشمن باشد بهتر است تا خالی باشد : چون مردم خانه کم باشد دلگیر و نیز مطمع دزدان و اشرار شود. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ پرشیشه را سنگی بس است .زلالی خوانساری (از امثال و حکم دهخدا). خانه پرورد نازنین باشد.اوحدی (از امثال و حکم دهخدا). خانه تاریک و مرد بیمایه
    سایه ای باشد از بر سایه.سنایی (از امثال و حکم دهخدا). خانه ٔ تنگ و روزی فراخ . (نقل از مجموعه مختصر امثال هند). گویا مراد مثل این باشد که با رغد و رخاء عیش ، کوچکی خانه بچیزی نیست. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ جولاه و مگس .
    خانه چون تیره و سیاه شود
    نقش بر وی کنی تباه شود.اوحدی (از امثال و حکم دهخدا). خانه ٔ خالی به که پر از شیر و گرگ .ناصرخسرو (از امثال و حکم دهخدا). خانه ٔخرس و انگور آونگ . نظیر: خانه ٔ خرس و بادیه ٔمس. (از امثال و حکم دهخدا). این مثل در جایی آورده میشود که از فاقد شی ٔ، شی ٔ خواسته شود.
    خانه ٔ خرس و بادیه ٔ مس . نظیر: خانه ٔ خرس و انگور آونگ. (از امثال و حکم دهخدا). رجوع به مثل قبل شود.
    خانه ٔ خودت نشسته ای ، حرف مردم را چرا میزنی . نظیر: نان خودش را میخورد و غیبت مردم رامیکند. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ داماد عروسی است ؛ خانه عروس هیچ خبر نیست .نظیر:
    خانه ٔ داماد پرآشوب و شر
    قوم دختر را نبوده زآن خبر.مولوی (از امثال و حکم دهخدا). خانه در کوی بختیاران کن
    دوستی با لطیف کاران کن.اوحدی (از امثال و حکم دهخدا).نظیر: از نوکیسه قرض مکن.
    خانه ٔ دروغگو آتش گرفت هیچکس باورنکرد. گویند: مردی به لاغ بارها بر بام شدی وفریاد برآوردی که خانه ام بسوخت. همسایگان به اطفای حریق گرد آمدندی و او بر خوش باوری و گولی آنان خندیدی. عاقبت شبی براستی آتش بخانه ٔ او درافتاد و او نفیر برآورد ولی این نوبت همسایگان بگمان مزاح بیاری اونشتافتند تا رخت و خانه طعمه ٔ آتش گردید. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ درویش را شمعی به از مهتاب نیست .ناصرخسرو (از امثال و حکم دهخدا). خانه ٔ دوستان بروب و در دشمنان مکوب . سعدی (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه را بساز به بیگانه بتاز :
    چو آگاهی آمد بشاه اردشیر
    چو اندیشه شد بر لب آبگیر
    همی گفت ناساخته خانه را
    چرا ساختم رزم بیگانه را.فردوسی (از امثال و حکم دهخدا). خانه را یار و راه را یاران :
    با رفیقان سفر مقر باشد
    بی رفیقان سفر سقر باشد.سنایی (از امثال و حکم دهخدا).نظیر: الرفیق ثم الطریق.
    خانه روشن کردن ؛ غالباً برای بیمارانی که مرگ آنان نزدیک شده باشد پیش از حالت سکرات افاقه گونه ای دست میدهد و کسان او پندارند که رنجوربهبودی یافته یا روی در بهبودی دارد. لیکن سپس حالت نزع دررسد. حالت افاقه ٔ مذکور را خانه روشنی گویند وتعبیر مثلی را در نظایر این نیز استعمال کنند. مثال : حاکم جوشقان چند روز پیش از معزولی با مردم بسیار مهربان شده بود خانه روشن میکرده است. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ ساخته جامه ٔ دوخته ؛ مثلی است که گوید ساختن خانه و دوختن جامه تعب و رنجی فراوان دارد. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ شوهر هفت خمره ٔ زرداب دارد عروس را سزاوار است ، چندی تحمل سوء اخلاق شوی و کسان اوکند. (امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ شیر عرین را کدخدا زیبد عرین .
    نظیر:
    خانه ٔ محمود را مسعود بایدکدخدای.فرخی (از امثال و حکم دهخدا). خانه ٔ قاضی گردو بسیار است اما شماره دارد ؛ یعنی اگر او مالی بسیار دارد مرا از آن بهره ای نیست. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ٔ قرضدار هر جا هست
    ملک الموت را نظرگاه است.مکتبی.نظیر:
    اندر جهان تهی تر از آن نیست خانه ای
    کز وام کرد مرد ورا فرش و اوستام.ناصرخسرو (از امثال و حکم دهخدا). خانه ٔ کم آزاران در کوی مردمی است . (از قابوسنامه بنقل امثال و حکم دهخدا). خانه ٔ ناکرده نباید فروخت
    شمع نیاورده ندانیش سوخت.خواجو.نظیر:
    بدشت آهوی ناگرفته مبخش.فردوسی (از امثال و حکم دهخدا). خانه نپاید اگر نپایدبنیاد.ملک الشعرا (از امثال و حکم دهخدا). خانه نتوان کرد در کوی قیاس .مولوی زیرا قیاس نزد شیعیان صحیح نیست بنابر روایت : «اول من قاس...». (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه نشستن بی بی از بی چادری است . نظیر: آب نمی بیند و الا شناگر قابلی است. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه نشستن بی بی از بی کسی است . نظیر: خانه نشستن بی بی از بی چادری است. (از امثال و حکم دهخدا).
    خانه ویران میشود گر طفل گردد خانه دار. نظیر:
    بکارهای گران مرد کاردیده فرست. (از امثال و حکم دهخدا).
    در خانه آرد نماند.
    در خانه اگر کس است یک حرف بس است .
    در خانه بیعارها ساز و نقاره می زنند.
    در خانه را ببند و همسایه را دزد مخوان .
    در خانه مخواب تا بره نشتابی .
    در خانه نشاید شدن الا بره در. قطران.
    راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست .
    رفتم خانه ٔ خاله دلم واشه خاله خسبید دلم پوسید.
    سگ خانه باش کوچک خانه مباش .
    هیچ خانه بی بزرگترنباشد.
    تاریخ خانه و خانه سازی : انسان عصر حجر به آرامی شروع بزندگی در غارهای طبیعی کرد خاصه در مناطق معتدله و چون به غار پناه برد دست بتزیین اطراف درونی آن زد و تزیینات و تغییراتی به اطراف آن داد و غار معروف گارون در فرانسه و چند غار دیگر درشمال اسپانیا شاهد خوبی بر این مدعی است. درمناطق حاره قبایل جنگل نشین کم کم پی بساختن خانه بردند و محتملاً عمل آنها در خانه سازی چنین بوده است : ابتدا چوبهایی در زمین می نشاندند و سپس آن را بشکل مخروطی در می آوردند که رأس آن مخروط سقف خانه بود بعد اطراف این کلبه های مخروطی را با برگ یا اندودی از گل و خاشاک میپوشانیدند. امروز نیز چنین خانه هایی در قسمتهای مختلف جهان وجود دارد که از آن نوع است : خانه های قبایل افریقای مرکزی و کلبه های سرخ پوستان امریکایی. البته با این فرق که سرخ پوستان پوشش خانه های خود را بیشتر با چرم و پوست حیوانات میکنند تا بابرگ و بوته. غارنشینان نخستین کم کم دریافتند که میتوان غارهای خود را وسیعتر کرده بشرط آنکه توده ای سنگ در فاصله ٔ معینی از دهانه ٔ غار گذارده شود و سپس این فاصله با پوست یا تکه های چوب مسقف گردد. پیشرفت دراین عمل موجب مهارت در ساختن چنین منازل غاری شد و در بعضی از سواحل رودخانه های جنوب غربی امریکا چنین منازل و خانه هایی یافت میشود که زمان پدید آمدن این نوع خانه ها هنوز معلوم نیست. ویوله لودوک در کتاب خود بنام «تاریخ سکونت بشر» میگوید: ترکیب غار و منازل ساخته شده در جنب آن شکل نخستین خانه های قوم آریایی است. این خانه ها در نهایت سادگی و ابتدایی فقط یک اطاق داشت بدون آنکه صاحب اجزائی باشد. در تمدنهای بعدی نظایری از این خانه ها دیده میشود. در چامائیگی کرت (اقریطش ) بحدود دوهزار سال قبل از مسیح خانه هایی بنام تولوس دیده میشود که قاعده ٔ آن بیضوی بوده و تقسیماتی نیز داشته است. در تیرین نظیر آن خانه هایی دیده میشود که بسالهای قبل تر میرسد. قبرهای تمدن میسینی تا حدی شبیه بشکل خانه های تولوس و کندوهای عسل است و این خود نمایشگر آن است که در آن روزها کششی به تبعیت از تمدن های قبلی بوده است. نوع دیگر خانه سازی که مشخص دوره ٔ برنز است و در دهکده های اروپای مرکزی و شمالی رواج کامل داشته خانه هایی است بنام خانه های دریاچه ای که شکل آنها مربع مستطیل و بعضی از آنها واجد دو یا چند اطاق میباشد. آنها را در کنار دریاچه ها بر روی توده ای از سنگ میساختند. نمونه های جدید و مشابه آنها فعلاً در امتداد رودخانه های سیام و کامبودیا و کشورهای همسایه اش میباشد. در خانه های دریاچه ای واقع در اروپا نه تنها شکلهای ساختمانی اولیه که همان بسط کلبه هاست بچشم میخورد، بلکه استعمال چوبهای متقاطع و بر روی هم ، نیز در آنها دیده میشود که آن مبین نوع خانه های کنده ای است.
    مصر و آسیای غربی : در تمدنهای مجاور تمدن اژه ای دو نوع خانه ظهور کرد. نوع اول خانه هایی است که از یک رشته اطاقهای تحت یک سقف و بهم فشرده تشکیل مییافت و نوع دوم خانه هایی بود که علاوه بر اطاق ، حیاط هم داشت بطوری که اطاقها بحیاط باز میشدند بدون آنکه ستون یا کریدری در بناء موجود باشد. مدل مصریها در خانه سازی که تا به عصر امپراطوری نخستین میرسد هر دو نوع خانه بود ولی مسأله ٔ حیاط در نزدمصریها آن بسطی را که در اروپا و چین بخود گرفت پیدا نکرد. حیاط در مصر اغلب بصورت باغ یا طویله هایی بود که بوسیله ٔ دیوارهایی محصور میشد و خانه را هم اغلب بشکل L میساختند. در این خانه ها غالباً پلکان خارجی که بطرف سقف میرفته دیده میشود و آن موجب این احتمال است که خانه های دو یا چند اشکوب در مصر زیاد بوده است.
    حفاریهای متعدد در شهرهای قدیمی مصر بخصوص در فیوم ، که مثبت مطلب فوق است ، اطلاعات جالب توجهی در این زمینه به ما میدهد. از نقاشیهای موجود در قبرهای مصریان فهمیده میشود که خانه های بزرگ اشراف شهرنشین واجد یک رشته اطاقهای قابل سکونت مرکزی بوده که باغهای معمولی آن را احاطه میکرده است. این باغها بوسیله ٔ دیوارهایی از بیرون مجزا میشدند و در اطراف این دیوارها طویله ها و انبارها قرار داشتند. این خانه ها را پنجره های بزرگ و ستونها و سایبانهای بسیار بود و نیز از آلات و ادوات زیادی برای تزیین آنها استفاده میشد.مواد ساختمانی آنها خاک فخاری و خشت خام بود، و در آن چوب و نی نیز بکار میرفت. در تمدن دوره ٔ اژه ای هردو شکل خانه بچشم دیده میشود، هم خانه های صاحب حیاطو هم خانه های بدون حیاط. دو قصر کنسوس و فیسوس (بین دو هزار تا هزار و پانصد سال قبل از میلاد مسیح )، چون قصر بسیار عالی واقع در تیرین ، واجد حیاط میباشند. نقشه ٔ شهر گورنیا نشان میدهد که این شهر بسیار شلوغ و درهم فشرده و اطاقهای منازل آن بسیار نزدیک بهم بوده است. از نقاشیها و پلاکهای سفالین موجود در کرت برمی آید که خانه های کرتی مکعب شکل و اغلب دو اشکوبه و بی پنجره بوده است. ساحل نشینان دجله و فرات در خانه هایی زندگی میکرده اند که بشکل یکی از سه نوع زیر بوده است و این سه نوع در تمام دوره ٔ آشوریها و کلدانیها بچشم میخورد. شکل اول که نمایشگر طرح آشوریهاست خانه هایی است که با اشکال مخروطی از خشت خام ساخته شده و آنها را گنبدهای طویل وباریکی بوده که گاهی بر پایه های مربعشکل قرار داشته است. شکل دوم خانه هایی است که از یک طرح مربع مستطیل با تعدادی اطاقهای باسقف مسطح تبعیت میکرده که واجد دست اندازهای کنگره ای شکل و درهای قوسی مانند و پنجره های طویل و کوتاه و نزدیک به سقف بوده ، که اغلب بوسیله ٔ ردیف ستونهایی به قسمتهای کوچکتر تقسیم میشده است. شکل سوم خانه های شهری بوده است که از یک عده اطاقهای طویل و تنگ با دیوارهای عظیم تشکیل مییافته که در اطراف یک یا چند اطاق قرار داشتند. تزیینات معماری در این منازل بسیار ساده و اغلب واجد بافتنیهای گرانبها بوده است. طرح کامل خانه های سامی قدیمی در توصیفی است که از قصر سلیمان در کتاب مقدس بعمل آمده است. در این قصر چوب بسیار بکار رفته و سقفهای مسطح در آن عمومی است و در بعضی از اطاقهای بزرگ آن این سقفها با ردیفهایی از ستونهای چوبی نگاهداشته شده اند. تزیین در این اطاقها بوسیله ٔ فلز خاصی بر روی سطوح چوبین به عمل آمده است.
    دوره ٔ کلاسیک : در یونان و روم کلاسیک حیاطی که در تمدن آشوری به وجود آمده بود بنهایت درجه ٔ خود رسید. بقایای زیادی از خانه های یونانی در پرایوس و پرین و دُلس یافت میشود که واجد تعدادی اطاق در گرداگرد یک محل پرستون مرکزی است. در بعضی از این خانه ها علامت اشکوب دوم نیز بنظر می آید. خانه های بزرگتر علاوه بر خصوصیات خانه های قبلی معمولاً دارای یک گالری بزرگ در سرتاسر قسمت جلو بود. مدارکی دردست است که حکایت میکند این خانه ها به قسمتهای بیرونی و اندرونی تقسیم میشده اند. زنان خانواده یا در اشکوب دوم زیست میکردند و یا آنکه در حیاط دوم و سوم وقت میگذراندند. در انتهای حیاط مقابل در ورودی جایگاه پذیرائی یا اطاق خواب قرار داشت. بقایای یک خانه متعلق بیونان قدیم در مقدونیه نشان میدهد که این خانه از چند حیاط تشکیل شده و ضمناً واجد یک رشته اطاقهایی با ردیف ستونهایی در جلو بوده است. اندیشه ٔ ایجادحیاط در روم تحت نفوذ یک سنت قدیمی است و آن عبارت از بودن یک اطاق قابل سکونت با سوراخی در وسط سقف آن برای تخلیه ٔ دود یعنی شکل ابتدایی آتریوم. اتریومهابعداً بصورت حیاطهای ابتدایی درمی آیند که اطراف آنها را اطاقهای نشیمن فراگرفته است. حفاریهای شهر قدیمی پمپی حکایت از این خانه ها در جنوب ایتالیا میکند. خانه های معمولی رومیان شامل یک حیاط ستون دار با اطاقهای نشیمن در اطراف آن بوده است. در دوره ٔ امپراطوری روم اتریوم با اطاقهای اطرافش بکارهای اداری منزل اختصاص یافت و زندگی خانوادگی در پریستیل میگذشت. نمای خارجی عمارات بزرگ رومی در دوره ٔ امپراطوران تقریباً مورد تقلید کامل شهرنشینان شمالی و مرکزی چین کنونی قرار گرفته است. در بوسکرآل خانه ای پیدا شده که میرساند خانه ٔ دهقانی است و در این خانه طویله و اطاق روغن گیری و شراب اندازی و اطاقهای انبار و نشیمن تمام در اطراف یک حیاط اصلی قرار دارند. آپارتمان های چنداشکوبه نیز در روم قدیم وجود داشته و حکایت از این میکرده است که مالکین وساکنین آن فقرای رومی بوده اند. این منازل تنها در روم نبوده بلکه در غالب مراکز پرجمعیت نظیرش دیده میشود. علائمی که نقشه ٔ مرمرین روم موسوم به سپتیمیوس سوروس نشان میدهد حاکی از آن است که این گونه ساختمانها کم کم بوسیله ٔ یک حیاط محصور شده اند و در آن جا پله هایی است که باعث ربط بین اشکوبها میشود. جبهه های این ساختمانها از حیث ظاهر بسیار نو و جدید است. معمولاً دکانهایی از کف زمین بنا شده با ردیفی از پنجره های بزرگ که اغلب بر روی آنها بالکنهایی قرار دارد. نمایش ظاهری تمام ساختمانها آجری بوده که روی آن را با گچ سفید نکرده اند، حفاریهای اخیر در اُستیا تا حدی مبین این مطلب است. سنن رومی در زمان گالو رومن تا امپراطوری مروونژی ها ادامه داشت و در جنوب فرانسه بقایایی از این ویلاهای بزرگ یافت میشود که کاملاً شبیه بساختمانهای دوره ٔ رومیهاست. خانه های سنگی سوریه ای ها که تعداد زیادی از آنها بقرنهای سوم تا هفتم میلادی مربوط است ، حکایت دیگری از همبستگی با خانه های رومی میکند. این خانه ها داخل در شهرها و دهاتی بوده که در قرن هفتم بر اثر فتوحات اسلامی مهجور و متروک مانده اند. خانه های سوریه ای گاهگاهی با سنگهایی مسقف میشدکه اندازه و بزرگی آن سنگها تا حد زیادی قابل ملاحظه است. جلوخان این عمارات را دیوارهایی فراگرفته بود که در پس آن خانه با گالری ستونداری در جلو قرار داشت.
    قرون وسطی : بسط شهرها و دهکده ها در ظرف قرون یازده و دوازده میلادی در اروپا با بسط نقشه های خانه ها همراه بود. خانه های روستائیان در مقابل قصرهای فئودالها تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماند و تا آنجا که دانسته میشودسرفها در کلبه هایی زندگی میکردند که با دیوارهای کوچک از سنگ و خاک یا کپه هایی از خاک و خاشاک و پوشش از کاهگلهای بسیار خشن تشکیل یافته بود. این قبیل منازل تا قرن نوزدهم میلادی برای پاره ای از کارگران انگلیس و بعضی از ساکنین دشتهای غربی آمریکا وجود داشت. از قرن سیزدهم این خانه ها شروع بتغییر کرد بخصوص در فرانسه. کلبه ٔ تک اطاقی گلین جای خود را به منازل سنگی دهقانی داد که از دو یا چند اطاق تشکیل مییافت و آنها را دودکش و سقفهای سنگی یا اندودی بود. در اواخردوره ٔ گوتیک رعایای همه ٔ نواحی شمالی اروپا در منازلی زندگی میکردند که دارای دیوارهای قایم با در ورودی بزرگ بود و طویله و انبارهای مورد لزوم و عمارات دواشکوبه داشت. این منازل از پنجره ها و دودکشهای کافی بی بهره نبود. فرانسویان این بناها و منازل را از سنگ و اهالی سویس و آلمان و اسکاندیناوی از چوب میساختند. مسأله ٔ کمبود زمین در شهرها موجب ساختمانهای چنداشکوبه شد. خانه های موجود در کلونی و متعلق بقرن دوازدهم میلادی نمایشگر این طرح است. در این طرح هر قطعه زمین بدو قسمت تقسیم میشد بر روی یک قسمت آن دکان و در پشت آن آشپزخانه با پلکانی به طبقه ٔ بالا قرار داشت و در قسمت دیگر اطاق نشیمن در جلو و خواب در عقب و اشکوب بالای آن ، اطاق زیر سقفی بود. این دو قسمت را حیاط کوچکی از هم مجزا میساخت ولی با یک گالری بهم مربوط میشدند. معمولاً درحیاط یک چاه وجود داشت و وسایل توالت نیز در آنجا یافت میشد. از لحاظ راحتی خانه های مزبور با خانه های ساخته شده در پانصد سال بعد کاملاً همسری میکرد و در ظرف قرون سیزدهم و چهاردهم میلادی جز اضافه کردن بر اندازه های طرح قدیم دستی بر این طرح برده نشد. نمونه هایی از این خانه در شهرهای مستحکم ناحیه ٔ گاسکنی فرانسه چون باستید در مون پازیه و در آمین و چند شهر دیگر و در لینکلن انگلیس و چند نقطه ٔ دیگر آن کشور یافت میشود. در ایتالیا بمحاذات بسط شهرهای بزرگ خانه های شهری نیز در بنا و ساختمان بسط مییافتند. در این دوره بود که قصر شمالی ایتالیا به این صورت ساخته شد. این قصر واجد اشکوبهای مرتفع و عظیم الجثه و پنجره های مضاعف و کوچک با دست اندازه های کنگره ای مانند بود وبا وضع خاص خود ایجاد طرح ساختمانی معینی می کرد و طبق این طرح در خانه همواره از یک عده پنجره های بلند تحت شکل گوتیک استفاده میشد و بالکن و دیوارهای آن پوششی از مرمرهای رنگین فرانسوی داشت. در همه ٔ نمونه های ایتالیایی اطاق اصلی نشیمن در طبقه ٔ دوم مشرف بر قسمت ورودی بود، و طبقه ٔ اول زیر آن برای دکاکین و لوازم خانه بکار میرفت. در شمال اروپا بین قرن 14 و 15 م. خانه های زیادی هم در شهرها و هم در دهها از نیمه چوب ساخته شد اگر چه آجر و سنگ بطرز برجسته ای از قرن سیزدهم میلادی در ساختمانها بکار رفتند ولی از قرن پانزدهم تا امروز در قسمتهای روئن و بووه و استراسبورک و هلدسهایم و چستر بناهای نیمه چوبی هنوز ساخته میشود. در همین مدت نیز اساس خانه های خوب دهقانی گذارده شد و ضمناً خانه های اشرافی که از قصرها و قلعه های بزرگ تشکیل می یافت تغییر کرده و مانند خانه های اربابی انگلیس طرح ریزی گردید. مسأله ٔ تقسیم خانه به اجزاء متعدد و سعی برای راحتی و تناسب و ایجاد اطاقهای شخصی از رؤوس مطالب تاریخ خانه سازی در انگلیس بین 1400 تا 1700 م. است. ابتدا خانه های ساخته شده فقط یک هال بزرگ با اطاقهای مورد احتیاج خانه در یکطرف و اطاقهایی برای زندگی و نشیمن در طرف دیگر داشت. سپس خانه ها بقسمتهای مجزا که از هر جهت جدید بود تقسیم شد به اضافه ٔ اطاق خواب و غذاخوری علیحده. خانه های اربابی کیربی هال (1570 م.) و دربی شایر نمایشگر اختلاط نقشه های انگلیسی و نقشه های دوره ٔ رنسانس است. اسپک هال در نزدیکی لیورپول نمونه ٔ خانه های نیمه چوبی است. در این منازل اسراف زیادی برای تزیین قسمتهای درونی آن به وسایل چوبی یا امور دیگر شده است.
    دوره ٔ رنسانس : خانه های مربوط بعهد رنسانس اروپا ممزوجی است از تأثیر دو سبک متضاد یک بسط نقشه های مناسب برای راحت بودن خانه و دیگر میل برای حفظ تقارن و تناسب کلاسیک آن. در اروپای شمالی ساختمان های نقشه گوتیک خانه های بی تناسب و غیرکلاسیک را بوجود آورد. بهترین نمونه ٔ ساختمانی که بین دو سبک متضاد فوق قرار داشت سبکی است که در ظرف قرون 17 و18 م. در انگلیس تحت تأثیر اینیگو جون و پیروانش قرار داشت. فرانسویان بر اثر علاقه به کلاسیسم و تأثیر خانه های باحیاط تناسب و راحتی خانه های آنها تا حدی از بین رفت. میتوان گفت خانه های قرون 14 و 15 م. راحت تر از خانه های دو قرن 17و 18 بود. علاوه بر این خانه ها هتل های زیادی هم در این دو قرن بوجود آمد که شایان اهمیت میباشند، از آن جمله اند هتل دامولد و هتل لامبرت در پاریس. ضمناً در کشور اتازونی مسأله ٔ خانه سازی مطرح شد و در آنجا خانه هایی مطابق خانه های انگلیسها منتها فشرده تر بوجود آمدند. در قسمت شمال اتازونی خانه های دواطاقه تا چهاراطاقه با یک جابخاری مرکزی یا خانه های وسیعتر با جابخاریهای انتهایی مورد توجه قرار گرفت. در جنوب که توده های انگلیسی مسکن داشتند خانه ها بیشتر شبیه بخانه های انگلیسی بود مانند خانه ٔ جرج واشنگتن و امثال آن (که نمونه ای از تأثیرسبک خانه های انگلیسی است ) در دوره ٔ انقلاب امریکا چون فرانسویان در آن انقلاب دست داشتند و با امریکا تماس نزدیک برقرار کرده بودند این امر موجب شد که فرانسویان در امریکا و معماران امریکایی از فرانسه آثار زیادی از معماران فرانسه و خانه سازی آنها بوجود آورند. نظیر آنچه اکنون در فیلادلفیا دیده میشود.
    دوره ٔ جدید: انقلاب صنعتی موجب انقلاب در طرح و نقشه ٔ خانه های جهان غرب شد بخصوص منازل واقع در شهرهای کوچک و بزرگ. شهرهای اروپایی و مناطق صنعتی به ناگهان بزرگ شدند. جمعیت آنها زیاد شد و میل و کشش وافری برای وسایل راحتی در بین مردم بوجود آمد و نیز وسایل لوله کشی و روشنایی از اهم مطالب گردید. بسط خانه های اروپایی تا اواسط سالهای قرن نوزدهم میلادی بر همان طرح گروه خانه های قرن دوازدهم بود. بعد از انقلاب صنعتی اندیشه و هدف خانه سازی کاملاً با آنچه در قدیم بود تفاوت کرد یعنی مساحت زمین برای هر خانه تقلیل یافت. اطاقها وسیعتر شد و در نمای خارجی شهرها بموجب خانه های جدید تحولی شگرف ایجاد گردید و آپارتمانها و منزلهای بزرگ بجای خانه ٔ شخصی قرار گرفت. از مطالب قابل توجه بسط نواحی پرجمعیت و مرکب از خانه های کوچک در حول و حوش مراکزتجارتی و صنعتی بود. در نقشه ٔ این خانه ها اعم از آن ها که در نواحی صنعتی ایجاد شده بودند یا در دهکده ، پیشرفت عظیمی ظاهر شد. زمینهای بی مصرف در میان ساختمانها تقلیل یافت و مسأله ٔ ارتباط اجزاء خانه با حفظاستقلال آنها کاملاً حل گردید. ضمناً مسأله ٔ ترتیب ملزومات و ایجاد وسایل مورد لزوم بوجهی که آوردن و بردن غذا موجب اتلاف وقت نشود بطور کامل عملی شد. خوشبختانه نبودن سنت خاصی برای سکونت و منزل در امریکا موجب پیشرفت شایانی در سیستم ساختمانی گردید. مسأله ٔ حمامهای متعدد و حرارت مرکزی و آشپزخانه ٔ جدید در منازل بتقلید از امریکا بسرعت در خانه های اروپایی نفوذکرد. در انگلیس سنت پرستی موجب ایجاد خانه های جدید با شکلهای تودور و جورجین شد. اما هر دو شکل کم کم رنگ سیستم جدید و آزاد را پذیرفتند. در قاره ٔ اروپا میل و کشش فعلاً در روشهای نوست. در نقشه های آپارتمانها تسهیلات زیاد ایجاد شده و آپارتمانهای کامل و ساده و چنداشکوبه به وجود آمده است. در سرزمینهایی که هنوز بطور عمیق تحت تأثیر انقلاب صنعتی قرار نگرفته است چون جهان اسلامی و آسیا، نقشه ها باز بر روی سنن قدیمی است. خانه های مراکشی با حیاط ستون دارش تقریباً از بقایای شکل حیاطهای رومی و سوریه ای است. همچنین تقسیم خانه بقسمتهای عمومی و خصوصی باقیمانده ٔ تقسیمات زمان رومی ها است. در مصر و ترکیه مسأله ٔ وجود حیاط تا حد زیادی از صحنه ٔ خانه سازی خارج شده است ولی وجودیک «هال » بزرگ و اغلب صاحب فواره مسأله ٔ بکار بردن طویل آب در خانه ها را بیاد می آورد. در ژاپن یک واحدبودن خانه بنظر و شکل عمومی است ، و معمولاً خانه ها یک ساختمان و بی نقشه است ، که سقف آنها سفالین و اغلب دارای چند اشکوب میباشد. در چین مسأله ٔ وجود حیاط میرساند که هنوز سبک اروپایی نفوذ نکرده است.
    رأی فلاسفه ٔ اسلام در ساختن خانه : خواجه نصیرالدین طوسی در مبحث تدبیر منزل «اخلاق ناصری » خانه را با یک دید فلسفی مینگرد و ما از برای تتمیم این بحث رأی او را می آوریم : اگرچه اعتبار حال منزل از وضع صناعت خارج است اما افضل احوال منزل که مسکن بودچنان بود که بنیادهای آن استوار باشد و سقفهای آن به ارتفاع مایل و درها گشاده چنانکه در اختلاف بتکلفی احتیاج نیفتد و مساکن مردان از مساکن زنان مفروز و مقامگاه هر فصلی و موسمی بحسب آن وقت معد و موضع ذخایر و اموال به حصانت موصوف و احتیاطی که بدفع آفات تعلق دارد مانند خرق و غرق و نقب دزدان و تعرض هوام بتقدیم رساند و در مسکن مردم آنچه توقی از زلال اقتضاء کند یعنی ساحت فراخ و دکانهای افراشته مرعی و با وجود کثرت مواقف و محال شرایط تناسب اوضاع محفوظ و از همه مهمتر اعتبار احوال جوار است تا بمجاورت اهل شر وفساد و کسانی که موذی طبع باشند مبتلا نشود. از آفت وحشت و انفراد ایمن ماند. افلاطون حکیم منزل در کوی زرگران گرفته بود از حکمت آن استعلام کردند فرمود که تااگر خواب بر چشم من غالب شود و از تفکر و مطالعه منع کند آواز ادوات ایشان مرا بیدار گرداند. (از اخلاق ناصری چ بمبئی 1267 هَ. ق. ص 118م ).
    خانه ٔ اعراب و طرز ساختمان در اسلام :عربهای پیش از اسلام در چادرها میزیستند و با شتر و گاو و گوسفند خویش از این صحرا به آن صحرا میرفتند وعده ای از آنان در شهرهای مکه و مدینه و طایف اقامت داشتند و همین خانه بدوشی و چادرنشینی آنها موجب شد که در جنگها پیروز گردند. عربها پس از آنکه شهرها را گشودند، بعادت دیرین در خارج شهرتوی چادر ماندند. و یا در اردوگاه های خویش کوخ هایی از نی بنا کردند و سعی داشتند که میان آنان و مدینه آب نباشد اما پس از چندی کوخهای نیین آنان آتش گرفت و با اجازه ٔ عمر، خانه هایی در خارج شهرهای تازه گشوده با آجر ساختند. عمر می ترسید که مبادا مسلمانان شهرنشین و تن پرور بشوند. لذا موقع ساختن کوفه به آنان تأکید کرد که دیوارها را بلند نسازند و هیچکس بیش از سه اطاق نسازد و در هر حال ساده بسازند تا دچار اشرافیت و تن پروری نگردند. عمر تا آخر دوران خود اجازه ٔ زراعت بمسلمانان ندادکه مبادا پای بند محصولات کشاورزی بشوند. اما تمدن و تجمل بر سختگیری های عمر غلبه کرده و در مدت کوتاهی مسلمانان شهرهای تازه ای ساختند و در شهرهایی که خود فتح کرده بودند کاخهای عالی بنا کردند و مانند بزرگان ایران و روم و غیره بناهای عالی بهم زدند. (از تاریخ تمدن اسلام تألیف جرجی زیدان ترجمه ٔ جواهرکلام ج 5 صص 118-119). || اطاق. (ناظم الاطباء). وثاق :
    پر از میوه کن خانه را تا بدر
    پر از دانه کن خنبه را تا بسر.ابوشکور بلخی.چه بایدت کردن کنون بافدم
    مگرخانه روبی چو روبه بدم.ابوشکور بلخی.یکی خانه فرمودش اندر سرای
    بلند و خوش و روشن و دلگشای.فردوسی.و زال را اسیر گرفت و خانه فرمود ساختن. چون قفص از آهن و زال را در آنجا بازداشت ، و بر پیل همی گردانید با خود. (مجمل التواریخ و القصص ). خانه ای دید مجصص و منقش. (چهار مقاله ٔ نظامی عروضی ). نقل است که سرایی داشت عظیم و در آنجا خانه ای بسیار بود و تا آن ساعت در آن خانه مقیم بودی که خراب شدی پس در خانه ٔ دیگر شدی. گفتند: چرا عمارت خانه نکنی ؟ گفت : مرا با خدای عهدی است که دنیا را آبادان نکنم. (تذکرة الاولیاء عطار).
    یک غریبی خانه میجست از شتاب
    دوستی بردش سوی خانه ٔ خراب
    گفت او این را اگر سقفی بدی
    پهلوی من مرترا مسکن شدی
    هم عیال تو بیاسودی اگر
    در میانه داشتی حجره ٔ دگر.مولوی (مثنوی ). || تپه ٔ ریگ. || چادر. خیمه. خرگاه. سراپرده. شامیانه. || توده ٔ غله. || زبانه. || پرده ٔ عنکبوت. || قسمت. حصه. قطعه. || بازو که از کتف تا مرفق باشد. || میدان. || صفحه ٔ کاغذ تحریر. (ناظم الاطباء). || کنایه از زن که نقیض مرد است. (برهان قاطع). || سوراخ. لانه ٔ جانورانی چون کژدم و موش وامثال آن. (ناظم الاطباء) :
    شرانگیز هم درسر شر رود
    چو کژدم که با خانه کمتر رود.سعدی (بوستان چ یوسفی ص 36). || آشیانه. لانه ٔ پرندگان :
    پادشا سیمرغ دریا را ببرد
    خانه وبچه بدان تیتو سپرد .رودکی.همواره پر از پیچ است آن چشم فژاگن
    گویی که دو بوم آنجا بر خانه گرفته ست.عماره ٔ مروزی (از صحاح الفرس ).زاغی در حوالی آن بردرختی گشن خانه داشت. (کلیله و دمنه ). || جای مهره ها در نرد و شطرنج : نطع شطرنج 32 خانه و تخته نرد 24 خانه دارد. (از ناظم الاطباء) :
    تا جز از بیست و چهارش نبود خانه ٔ نرد
    همچو در سی و دو خانه است نهاد شترنگ.نجار (از فرهنگ اسدی ).بر یک نمط نمانده کار بساط ملکت
    مهره بدست ماند چون خانه شد مششدر .خاقانی. || کوره ٔ گچ پزی. (ناظم الاطباء). || خاندان رسول :
    آن یکی گفتش که هی دیوانه ای
    تو نه ای شیعه عدو خانه ای.مولوی (مثنوی ). || جعبه های کوچک میز. جعبه های یک کیف و جامه دان. || کشوی میز. (ناظم الاطباء). || منبع.(ولف ) :
    سوی خانه ٔ آب شد آب برد
    همی در نهان شوی را برشمرد.فردوسی. || هریک از قطعات یک مسمط که بر یک قافیه اند. بند : من در اثناء نوایب و سوز مصایب کرمان بیش از 6 قصیده ٔ ترصیع گفته ام... یک خانه از آن ترصیع لایق این سیاقت است محرر شد... (بدایع الازمان فی وقایع کرمان صص 52 - 53). || یک شعر. بیت. (ناظم الاطباء). || خانواده. خاندان : ملوک روزگار... با یکدیگر... عهد کنند... و عقود و عهود که کرده باشند بجا آرد تا خانه هایکی شود و همه ٔ اسباب بیگانگی برخیزد. (تاریخ بیهقی ). || کعبه. مکه. بیت الحرام : مثالها رفت بخراسان بتعجیل ساخته شدن مردمانی که آرزومند خانه ٔ خدای عزوجل بودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 363). مکه حصار شد و عبداﷲ مسجد مکه را حصار گرفت و جنگ سخت شد و منجنیق سوی خانه روان شد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 186). منجنیق می انداختند... و کسوت خانه سوخته شد. بروایتی گویند: سوختن پوشش خانه بوقت حصار حصین... (مجمل التواریخ و القصص ). پس ابراهیم و اسماعیل بپرداختند از خانه و خلق را بحج خواندند. (مجمل التواریخ و القصص ).
    حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
    او خانه همی جوید و من صاحب خانه.؟ || پوشش. || وطن. بَلَد :
    دل مرا همه سال آرزوی روی تو بود
    غریب را همه سال آرزوی خانه بود.منوچهری || حَضَر. مقابل سفر. || برج (فلک ). چون : خانه ٔ اسد. بمعنی برج اسد. خانه ٔ حمل ؛ برج حمل. || هیکل ؛ خانه ٔ ترسایان که در آن پیکر مریم باشد. (منتهی الارب ).
    خانه. [ ن َ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در 60 هزارگزی باختر مهاباد و مسیر شوسه ٔ خانه به نقده. این ده در جلگه قرار دارد و آب و هوایش سرد و سالم است. سکنه ٔ آن 51 تن که سنی مذهب و کردی زبانند. دهکده ٔ مزبور از رودخانه ٔ لاوین مشروب میشود و محصولاتش غلات و توتون و حبوبات است. اهالی آنجابه زراعت و گله داری اشتغال دارند و راه آن شوسه و در آنجا پادگان نظامی و 30 باب دکان و مرزبانی درجه ٔ یک گمرک است. (از فرهنگ جعرافیایی ایران ج 4 ص 187).
    خانه. [ ن ِ ] (اِخ ) قریه ای است در هفت هزارگزی غرب حکومت درجه ٔ 4 کرخ از اعمال هرات واقع در خط 62 درجه و 39دقیقه و 48 ثانیه ٔ طول شرقی و خط 34 درجه و 29 دقیقه ٔ عرض شمالی. (از قاموس جغرافیایی افعانستان ج 2).
    خانه. [ ن ِ ] (اِخ ) محلی است به فاصله ٔ 9 هزارگزی جنوب علاقه ٔ شیرزاد از اعمال حکومت درجه اول خوگیانی ولایت مشرق ، واقع در 69 درجه و 54دقیقه ٔ طول شرقی و خط 34 درجه و 11 دقیقه و 45 ثانیه ٔ عرض شمالی. (از قاموس جغرافیایی افعانستان ج 2).
    خانه. [ ن ِ ] (اِخ ) موضعی است در سر حد ایران و عراق ، بر سر راه قدیمی که عراق و سوریه را به ایران مربوط میسازد. (از جغرافیای غرب ایران ص 255). این محل در هفتاد هزارگزی حیدرآباد و 136 هزارگزی سرحد عراق واقع و دارای پستخانه و تلگرافخانه است.
    | | | | | | معنی خانه به فارسی خانهچهاردیواری، اطاق، منزل، مکان، نشیمن
    (اسم) ۱ - اطاق بیت . توضیح از متون قدیم بر میاید که (( خانه )) و (( سرای )) با هم فرق دارند : خانه بمعنی اطاق است و سرای بمعنی حالی. خانه و دار عربی بمعنی مجموع محوطه ای که شامل اطاقها و حیاط و غیره است . ۲ - سرای دار . ۳ - جایی که در آن زیست کنند منزل ماوی . ۴ - زن زوجه . ۵ - خودی خود که غیب وجود است .
    موضعی است در سرحد ایران و عراق بر سر راه قدیمی که عراق و سوریه را بایران مربوط می سازد . خانه آئینهآئینه خانه . خانه آبمنبع آب خانه آبادانمقابل خانه خراب خانه آخرتخانه ای که انسان برای آن دنیا می کند . یا سرای دیگر . خانه آرایکسی که خانه را زینت داده و آرایش کند خانه آسیااطاق متعلق به آسیاب اطاقی که در آنجا آرد و غله جهت آسیا میگذارند . خانه آفت ریزکنایه از دنیا و عالم این جهان خانه آفتاببرج اسد . خانه افروزروشن کننده خانه افروزنده خانه خانه بادبادگیر عمارت تابستانی خانه باز( صفت ) کسی که در قمار اسباب خانه و مالکیت خود را ببازد . خانه بافجامه ایکه در خانه بافته شده باشد خانه بالاقسمت منحنی کمان مابین محل دست و سربالائی کمان . خانه بدوش( صفت ) آدم بی خانه کس که خانه و جای معینی ندارد بی خانمان آواره . خانه بدوشیخانه بدوش بودن حالت خانه بدوش خانه بر باد بودنخانه بر روی آب بودن خانه از پای بست ویران بودن . خانه بر بادیحالت بر باد بودن . خانه پستدنیا عالم خانه پشتاندهی است جزئ دهستان پلرود بخش رودسر شهرستان لاهیجان . | | | | | | معنی خانه در فرهنگ معین خانه (نِ) [ په . ] (اِ.) ۱ - اتاق . ۲ - سرای ، دار. ،~ بخت رفتن کنایه از: شوهر کردن . خانه خدا ( ~ خُ) (اِمر.) صاحبخانه . خانه خراب ( ~. خَ) (ص مر.) ۱ - تهیدست ، بدبخت . ۲ - نوعی نفرین دال بر آرزوی بدبختی کسی . مق . خانه آبادان . خانه شاگرد ( ~. گِ) (ص مر.) پسری که کارهای خانه را انجام دهد، شاگردخانه . خانه نشین ( ~. نِ) (ص فا.) منزوی ، گوشه - نشین . خانه به دوش ( ~. بِ) (ص مر.) آواره . خانه دار ( ~.) (ص مر.) کسی که به کارهای خانه پردازد، زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره کند. خانه داری ( ~.) (حامص .) ۱ - هنر ادارة خانه یا مجموعة آگاهی های مربوط به آن مانند: آشپزی ، خیاطی ... ۲ - شغل و عمل خانه دار. خانه زاد ( ~.) (ص مف .) فرزند خدمتکار که در خانة ارباب به دنیا آمده باشد. آفرین خانه ( ~. نِ) (اِمر.) جایی که در آن عبادت کنند، نمازخانه . آیینه خانه ( ~. نِ) (اِمر.)اتاقی که آن را آیینه - کاری کرده باشند. باج خانه (نِ) (اِمر.) گمرک ، محل گرفتن باج . بندی خانه ( ~. نِ) (اِمر.) زندان ، بندخانه . خلوت خانه ( نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) ۱ - جای آسایش . ۲ - اطاق مخصوص . ۳ - شبستان . ۴ - نمازخانه . در خانه (دَ نِ یا نَ) (اِ.) ۱ - دربار پادشاهی ، سرای سلطنتی . ۲ - دارالحکومه ، استانداری (قاجاریه ). ۳ - جایی که آدمی در آن سکنی کند، منزل . ۴ - دولت ، درب خانه . سفره خانه ( ~ . نِ) (اِمر.) اتاق غذاخوری ، ناهارخوری . سیاه خانه (نَ یا نِ) (اِمر.) زندان . عزب خانه ( ~ . نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) ۱ - خانه - ای که چند مرد مجرد در آن زندگی می کنند. ۲ - جایی که مردها با زن ها رابطة نامشروع برقرار می کنند. فراغت خانه ( ~ . نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) ۱ - جایی که در آن به عیش و عشرت پردازند. ۲ - جایی که در آن به آسایش پردازند. فراموش خانه ( ~ . نِ) (اِمر.) این کلمه را به جای فراماسونری در فارسی به کار می برند. معنی خانه در فرهنگ فارسی عمید خانه۱. بنایی که انسان، به ویژه خانواده در آن زندگی می کند، منزل.
    ۲. جایی که جانوران در آن زندگی می کنند، لانه، کنام.
    ۳. هریک از چندضلعی های موجود در یک صفحه: خانهٴ شطرنج، پیراهن چهارخانه.
    ۴. [قدیمی] اتاق.
    ۵. مکان انجام دادن کاری، مانند آهنگری، تیمار کردن، چاپ کردن، و عبادت کردن در کلمات «آهنگرخانه»، «تیمارخانه»، «چاپخانه»، و «عبادتخانه».
    ۶. (نجوم) [قدیمی] هریک از بخش های ناهموار منطقةالبروج.
    ۷. [قدیمی] اتاق.
    * خانهٴ باد: (نجوم) [قدیمی، مجاز] برج میزان: سنبلهٴ چرخ را خرمن شادی بسوخت / آتش خورشید کرد خانهٴ باد اختیار (خاقانی: ۱۸۳).
    * خانه خانه: (قید)
    ۱. خانه به خانه.
    ۲. (صفت) دارای خانه های متعدد، دارای شکل های چهارگوش مانند صفحۀ شطرنج.
    * خانهٴ خدا: [مجاز]
    ۱. کعبه.
    ۲. مسجد.
    * خانهٴ کمان: [قدیمی] سوراخ موجود در میانۀ کمان، در کنار محل دست گرفتن، که تیر را از آن می گذرانند، کمان خانه. خانه تکانیتمیز کردن خانه و اثاث آن به ویژه در آخر سال. خانه خداصاحب خانه. خانه سوز= خانمان سوز خانه شاگردپسری که برای انجام دادن کارهای خانه استخدام می کنند. خانه نشین۱. ویژگی کسی که به سبب بیماری یا از دست دادن شغل در خانه به سر می برد.
    ۲. ساکن خانه. خانه وار۱. = خانوار
    ۲. [قدیمی] به اندازۀ یک خانه (= اتاق): خانه واری حصیر. خانه کن= خانمان سوز: خرابت کند شاهد خانه کن / برو خانه آباد گردان به زن (سعدی۱: ۱۶۵). خانه کوچ= بنه کن خانه براندازکسی که خانه و زندگانی خود یا دیگری را بر باد دهد. امری یا چیزی که باعث نابود شدن و از بین رفتن خانواده بشود. * خانمان برانداز، دودمان برانداز. خانه به دوشویژگی کسی که خانه و مکان ثابت و معینی ندارد، بی خانمان، آواره. خانه بیزار۱. متنفر و گریزان از خانه و اهل خانۀ خود.
    ۲. ویژگی کسی یا چیزی که در خانه آرام وقرار نمی گیرد: دل نگیرد یک نفس در سینهٴ تنگم قرار / عالم امکان ندارد خانه بیزاری چنین (صائب: لغت نامه: خانه بیزار). خانه پرورپرورش یافته در خانه: باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است / شمشاد خانه پرور من از که کمتر است؟ (حافظ: ۹۶). خانه پرورد= خانه پرور: گفتمش مگذر زمانی گفت: معذورم بدار / خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب (حافظ: ۴۶). خانه دار۱. [مجاز] زنی که امور خانه را اداره کرده و در بیرون از خانه کار نمی کند.
    ۲. [مجاز] ماهر در انجام کارهای خانه(زن).
    ۳. صاحب خانه. خانه داریفن یا هنر اداره کردن خانه، شامل آشپزی، خیاطی، بهداشت، تغذیه، تربیت اطفال، اقتصاد، صنایع دستی، اخلاق، مقررات خانوادگی، و مانند آن، تدبیر منزل. خانه داماددامادی که در خانۀ پدرزن یا مادرزن خود زندگانی کند، داماد سرخانه. خانه روبپاک کننده و تمیزکنندۀ خانه. خانه زاد۱. خدمتکاری که در خانۀ ارباب خود متولد شده.
    ۲. [قدیمی] بومی.
    ۳. [قدیمی، مجاز] حاصل. خانه فروش۱. فروشندۀ خانه.
    ۲. (اسم مصدر) فروختن و حراج اثاث خانه.
    ۳. [قدیمی، مجاز] = غارت
    ۴. [قدیمی، مجاز] تارک دنیا و راغب آخرت. معنی خانه در دانشنامه اسلامی خانهبه محل سکونت خانه می گویند و از احکام مرتبط با عنوان خانه در باب های طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، جهاد، تجارت، دین، صلح، اجاره، نکاح، اطعمه و اشربه و دیات سخن گفته اند.
    دفن کردن میت در خانه، مکروه است.

    کراهت تخلی در جلوی خانه
    تخلی جلو در خانه ها، کراهت دارد.

    نماز در خانه
    قرار دادن جایی در خانه برای نماز، گفتن اذان در خانه و برای زن، نماز گزاردن در خانه، بلکه پستوی آن مستحب است. بنابر قول مشهور، نمازهای نافله را در خانه گزاردن افضل از مسجد است.

    ← کراهت نماز خواندن در خانه مجوسی و خانه دارای سگ
    ...خانه (قرآن)در آیات قرآن کریم خانه موضوع برای احکام ودستورات الهی قرار گرفته است.
    خانه، اتاق، بیت، جایی که در آن زیست کنند. خانه مکانی برای استراحت و زندگی کردن است که معمولا بیش از یک نفر چه گروه و یا خانواده از آن استفاده می کنند.این مکان در آیات قرآن متعلق احکامی در اسلام قرار گرفته است که قرآن به برخی از آن احکام اشره دارد.
    عناوین مرتبط
    آداب ورود به خانه (قرآن)، اخراج از خانه (قرآن)، خانه سازی (قرآن)، خانه محمد (قرآن)، خانه های رفیع (قرآن)، خانه های قوم ثمود (قرآن)، خانه های قوم عاد (قرآن)، خانه های همسران محمد (قرآن)، خروج از خانه (قرآن).
    خانه ابراهیم (قرآن)آیاتی از قرآن کریم بیان گر آن است که ملائکه و ماموران الهی همراه با سلام و بشارت بر ابراهیم علیه السّلام بر خانه آن حضرت وارد شدند.
    "ولقد جاءت رسلنا ابرهیم بالبشری قالوا سلـمـا... • قالوا... رحمت الله وبرکـته علیکم اهل البیت.. فرستادگان ما(فرشتگان ) برای ابراهیم بشارت آوردند گفتند: «سلام!». .. • گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است چرا که او ستوده و والا است! "فرستاده های ما نزد ابراهیم آمدند در حالی که حامل بشارتی بودند" (و لقد جاءت رسلنا ابراهیم بالبشری).همانگونه که از آیات بعد استفاده می شود این فرستادگان الهی همان فرشتگانی بودند که مامور درهم کوبیدن شهرهای قوم لوط بودند، ولی قبلا برای دادن پیامی به ابراهیم علیه السلام نزد او آمدند.در اینکه این بشارتی که آنها حامل آن بودند چه بوده است، دو احتمال وجود دارد که جمع میان آن دو نیز بی مانع است: نخست بشارت به تولد اسماعیل و اسحاق ، زیرا یک عمر طولانی بر ابراهیم گذشته بود و هنوز فرزندی نداشت، در حالی که آرزو می کرد فرزند یا فرزندانی که حامل لوای نبوت باشند داشته باشد، بنا بر این اعلام تولد اسحاق و اسماعیل بشارت بزرگی برای او محسوب می شد.دیگر اینکه ابراهیم از فساد قوم لوط و عصیانگری آنها سخت ناراحت بود، هنگامی که با خبر شد آنها چنین ماموریتی دارند، خوشحال گشت.
    پذیرایی ابراهیم از فرشتگان
    ابراهیم علیه السّلام از مهمانان وارد بر خانه خویش با گوساله ای بریان شده پذیرایی نمود."ولقد جاءت رسلنا ابرهیم... فما لبث ان جاء بعجل حنیذ• قالوا... رحمت الله وبرکـته علیکم اهل البیت.. "بهر حال: " هنگامی که رسولان بر او وارد شدند، سلام کردند" (قالوا سلاما) " او هم در پاسخ با آنها سلام گفت" (قال سلام) " و چیزی نگذشت که گوساله بریانی برای آنها آورد" (فما لبث ان جاء بعجل حنیذ) " عجل" به معنی گوساله، و" حنیذ" به معنی بریان است، و بعضی احتمال داده اند که حنیذ هر نوع بریان را نمی گیرد بلکه تنها به گوشتی گفته می شود که روی سنگها می گذارند و در کنار آتش قرار می دهند و بی آنکه آتش به آن اصابت کند نرم نرم بریان و پخته می شود.اما در این هنگام واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن اینکه ابراهیم مشاهده کرد که میهمانان تازه وارد دست بسوی غذا دراز نمی کنند، این کار برای او تازگی داشت و به همین دلیل احساس بیگانگی نسبت به آنها کرد و باعث وحشت او شد (فلما رآ ایدیهم لا تصل الیه نکرهم و اوجس منهم خیفة).این موضوع از یک رسم و عادت دیرینه سرچشمه می گرفت که هم اکنون نیز در میان اقوامی که به سنتهای خوب گذشته پایبندند وجود دارد، که اگر کسی از غذای دیگری تناول کند و به اصطلاح نان و نمک او را بخورد، قصد سویی در باره او نخواهد کرد. و به همین دلیل اگر کسی واقعا قصد سویی نسبت به دیگری داشته باشد سعی می کند نان و نمک او را نخورد، روی این جهت ابراهیم از کار این مهمانان نسبت به آنها بد گمان شد و فکر کرد ممکن است قصد سویی داشته باشند.رسولان که به این مساله پی برده بودند، بزودی ابراهیم را از این فکر بیرون آوردند و" به او گفتند نترس ما فرستادگانی هستیم بسوی قوم لوط" یعنی فرشته ایم و مامور عذاب یک قوم ستمگر و فرشته غذا نمی خورد (قالوا لا تخف انا ارسلنا الی قوم لوط).
    ترس ابراهیم
    خوف ابراهیم علیه السّلام در خانه خویش از مهمانان وارد بر خود، در پی خودداری آنان از خوردن غذا بیمناک شد."ولقد جاءت رسلنا ابرهیم... فما لبث ان جاء بعجل حنیذ• فلما رءا ایدیهم لا تصل الیه نکرهم واوجس منهم خیفة... • قالوا... رحمت الله وبرکـته علیکم اهل البیت.. "همین که دید دستشان به گوساله بریان نمی رسد بدش آمد و در خود از آنان احساس ترس کرد، و تعبیر" دستشان به گوساله بریان نمی رسد" کنایه است از اینکه دست خود را به طرف آن دراز نکردند ، و خلاصه از آن گوساله نخوردند و این رفتار خود علامت دشمنی و نشانه شری است که شخص وارد می خواهد به صاحب خانه برساند. و کلمه" نکرهم" و همچنین" انکرهم" یک معنا دارد و آن این است که از آنچه از آنان دید، بدش آمد و آن را رفتاری غیر معهود دانست. و فعل " اوجس" ماضی از باب افعال (ایجاس) است و ایجاس به معنای خطور قلبی است، راغب در این باره گفته است: ماده" وجس" به معنای صدای آهسته است، و کلمه" توجس" که مصدر باب تفعل است به معنای آن است که کوشش کنی تا صوت آهسته ای را بشنوی، و کلمه" ایجاس" که مصدر باب افعال است به معنای پدید آمدن چنین چیزی در نفس آدمی است و به این لفظ در قرآن کریم آمده که فرموده است: " فاوجس منهم خیفة"، پس بنا بر این" وجس" بطوری که گفته اند، حالتی است که بعد از هاجس (صوتی آهسته) در دل پیدا می شود و نفس آدمی آن را در خود ایجاد می کند، - چون ابتدا این حالت درونی و تفکر قلبی از آن صوت آغاز شد- پس" وجس" حالتی است که نفس بعد از هاجس آن را در خود پدید آورد" و هاجس" صدایی آهسته است و واجس آن خاطره ای است که در دل پیدا می شود، این بود گفتار راغب با مختصر اضافاتی از ما .پس بنا بر این، جمله مورد بحث از باب کنایه است گویا خیفه که خود نوعی از ترس است بی خبر از صاحب دل در دل او رخنه کرده و گوش دل، صدای آهسته آن را شنیده، و حاصل مقصود این است که ابراهیم علیه السّلام در دل خود احساس ترس کرد و به همین جهت فرشتگان برای اینکه آن جناب را ایمنی و دلگرمی داده باشند گفتند: " لا تخف انا ارسلنا الی قوم لوط".و معنای آیه این است که ابراهیم علیه السّلام بعد از آنکه آن گوساله بریان را جلو فرشتگان گذاشت، دست میهمانان را دید که به غذا نمی رسد مثل اینکه نمی خواهند نان و نمک او را بخورند (و این خود نشانه دشمنی و شر رسانی است) لذا در دل خود احساس ترس از آنها کرد، فرشتگان برای اینکه او را ایمنی و دلگرمی داده باشند گفتند: مترس که ما به سوی قوم لوط فرستاده شده ایم. آن هنگام ابراهیم علیه السّلام فهمید که میهمانانش از جنس فرشتگانند که منزه از خوردن و نوشیدن و امثال این اموری که لازمه داشتن بدن مادی است می باشند و برای امری عظیم ارسال شده اند.
    ترس ابراهیم و عصمت
    ...خانه ابوایوب انصاریهنگام ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه تمام طوایف و قبایل از آن حضرت خواستند بر آن ها وارد شود. اما رسول اکرم صلی الله علیه و آله مهار شتر را بر گردنش افکند و فرمود: این شتر خود مامور است و می داند مرا کجا پیاده کند. شتر در میان انبوه استقبال کنندگان حرکت کرد و در کنار خانه ابوایوب انصاری، که فقیرترین افراد مدینه بود، نشست. پیامبر صلی الله علیه و آله پیاده شد. جمعیت بسیار اطراف حضرت را گرفتند. هر کس با اصرار وی را به خانه خود فرامی خواند. در این میان، مادر ابوایوب انصاری وسایل سفر پیامبر صلی الله علیه و آله را به خانه اش برد. پیامبر صلی الله علیه و آله، که همچنان در محاصره جمعیت بود، فرمود: وسایل من چه شد؟ عرض کردند: مادر ابوایوب آن را به خانه اش برد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: المرء مع رحله؛ انسان همراه وسائل سفرش خواهد بود. به این ترتیب حضرت وارد منزل ابوایوب شد. و تا زمانی که مسجد و حجره مبارک را نساخته بود، در خانه وی سکونت داشت.
    ابوایوب انصاری با داشتن خصلت هایی همچون ایمان قوی، تقوا و بردباری در برابر مشکلات، حضور مستمر در جبهه های نبرد، عشق و ارادت کامل به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و پیروی از رهبری امام علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله در بین یاران پیامبر صلی الله علیه و آله از جایگاهی والا برخوردار است. این چهره فداکار و مخلص، که از اولین روزهای ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه، خانه و زندگی ساده اش را به آن حضرت تقدیم کرد، به شدت مورد احترام و عنایت شخص پیامبر صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام و اصحاب و تابعین بود؛ به گونه ای که پیامبر برای مادرش دعا کرد و چشمان نابینایش شفا یافت. هنگامی که امیرمومنان علیه السلام زمام امور مسلمانان را بدست گرفت، عطای او را پنج برابر افزایش داد. وقتی ابن عباس تمام دارایی اش را، که در منزل داشت، به احترام کاری که ابوایوب درباره پیامبر صلی الله علیه و آله انجام داده بود، به وی واگذار کرد. میزان این انفاق را حدود چهل هزار نگاشته اند.
    ابوایوب از اصحاب امیرمؤمنان علیه السلام بوده است. چنانچه پس از بازگشت از صفین می گفت: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ما را به جنگ با گروه ناکثین (اصحاب جمل) قاسطین (سپاه معاویه) و مارقین (خوارج) دستور داد، با دو گروه نخست جنگیدم و با گروه سوم انشاء اللّه باید جنگ کنم.
    این خانه در طول تاریخ تحولاتی را پشت سر گذاشت که از آن جمله می توان بنای مدرسه شهابیه برای مذاهب چهارگانه اهل سنت را نام برد و سرانجام در اواخر قرن سیزدهم هجری در آنجا مسجدی ساختند و بر قسمت خارجی دیوار جنوبی آن سنگ نوشته ای نصب کردند که بر آن با خط زرین نوشته شده بود: «هذا بیت موفد النبی صلی الله علیه و آله - فی سنة 1291 ه.» این خانه منزلگاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می باشد.
    در آغاز دهه دوم قرن پانزدهم هجری، در جریان توسعه دوم سعودی تخریب شد و آن در جنوب شرقی مسجدالنبی قرار داشته و خانه حارثة بن نعمان که بعدها به خانه امام صادق علیه السلام معروف شده در جنوب آن بوده و پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله هنگام ورود به مدینه به خانه او وارد شده است.خانه ارقم بن ابی ارقمخانه ارقم بی ابی ارقم، منسوب به ارقم بن ابی ارقم و در کنار کوه صفا است.
    ارقم، هفتمین شخصی بود که اسلام را پذیرفت. خانه او در کنار کوه صفا قرار داشت و محل امنی برای مسلمانان محسوب می شد. در نقلی آمده است که زمانی چهل مرد و بیش از ده زن در آنجا مخفی شده بودند .به هر روی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سال چهارم بعثت همراه یارانش در آنجا بسر می برد و کسانی که قصد مسلمان شدن داشتند، به آنجا، نزد آن حضرت هدایت می شدند.
    خانه ارقم به عنوان مقطعی تاریخی
    این خانه در تاریخ اسلام به گونه ای اهمیت داشته که به صورت یک مقطع تاریخی درآمده است و حوادث دوران مکه در کتاب های سیره با ذکر اینکه قبل از خانه ارقم رخ داده یا بعد از آن، مشخص می شود.
    نام دیگر خانه ارقم
    این خانه توسط خیزران، همسر هارون، که در سال ۱۷۱ به حج آمده بود، خریداری شد و در تاریخ به نام او؛ یعنی دار خیزران شهرت یافت.
    تبدیل خانه ارقم به مسجد
    ...خانه اسماعیل (قرآن)قرآن کریم خانه اسماعیل علیه السلام ، را که در مسجد الحرام است. از آیات بین الهی دانسته است.
    "فیه ءایـت بینـت مقام ابرهیم... در آنجاست آیات روشن و مقام ابراهیم . و هر که بدان داخل شود ایمن است. برای خدا، حج آن خانه بر کسانی که قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است. و هر که راه کفر پیش گیرد، بداند که خدا از جهانیان بی نیاز است "
    موقعیت حجر
    حِجْرِ اسماعیل، فضای بین کعبه و دیواری نیم دایره که از یال شمالیِ کعبه (رکن عراقی) تا یال غربی آن (رکن شامی) امتداد دارد.حجر اسماعیل فضایی وصل به کعبه، بین رکن عراقی و شامی که دیواری قوسی شکل بر آن احاطه دارد.
    وجه تسمیه
    حِجر، مصدر ریشه حجر، در لغت به معنای منع و بازداشتن، نگاهداری و حمایت کردن، حرام و جز این ها به کار رفته است.از این ریشه، حَجْر و حُجْر نیز در بیش تر این معانی به کار می روند. محدوده بین دیوار نیم دایره و خانه کعبه در فاصله میان رکن عراقی و شامی را بدان سبب حِجر نامیده اند که این دیوار حائل بین طواف کنندگان و کعبه است.
    بیت اسماعیل
    ...خانه امام سجادخانه امام سجاد(علیه السلام) در امتداد شارع العوالی واقع است که اکنون به شارع علی بن ابی طالب(علیه السلام) شناخته می شود.
    ما در این زمان وقتی به سمت قبا می رویم، در محله قربان، ساختمانی را می بینیم با نام معهد دارالهجره و در کنار آن (سمت راست ساختمان)، زمین فراخ و وسیعی وجود دارد و میان این زمین و معهد، ساختمانی است کوچک، بدون درِ ورودی که اطراف آن را با دیوار کاملا مسدود کرده اند. بنا به نقل برخی، در گذشته چنین شهرت داشته که این جا خانه امام سجاد(علیه السلام) بوده است. جلوی آن زمین باز و زمین فوتبال و مقابل آن زمین و معهد، خیابان است. پشت خانه یاد شده نیز نخلستان می باشد. در منابع مکتوب، در این باره چیزی گفته نشده است.

    منبع
    آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۲۶۰، رسول جعفریان.    
    ...خانه امام سجاد علیه السلامخانه امام سجاد علیه السلام در مدینه، در سمت شمال آرامگاه اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام و در فاصله بیست متری آن قرار داشته است و در آنجا مسجدی بوده که به مسجد امام زین العابدین علیه السلام شهرت داشته است. این خانه در سال های اخیر تخریب شد و اکنون اثری از آن نیست.
    محمد محمدحسن شرّاب؛ "فرهنگ اعلام جغرافیایی، تاریخی در حدیث و سیره نبوی"؛ ترجمه حمیدرضا شیخی؛ (مطلب نقل شده از جمله اضافات محمدرضا نعمتی بر این کتاب است)خانه امام صادق علیه السلاماین خانه یکی از خانه های حارثة بن نعمان انصاری بوده که در جنوب شرقی مسجدالنبی و از سمت جنوب (قبله) در مجاورت خانه ابی ایوب انصاری قرار داشته است و در حوالی سال های 100 تا 147 قمری به ملکیت امام جعفرصادق علیه السلام درآمد و خانه مسکونی آن حضرت شد و از آن پس قرن ها مورد توجه زائران بوده است.
    این خانه در توسعه سال 1365 شمسی تخریب شد.
    محمد محمدحسن شرّاب؛ فرهنگ اعلام جغرافیایی، تاریخی در حدیث و سیره نبوی؛ ترجمه حمیدرضا شیخی؛ (مطلب نقل شده از جمله اضافات محمدرضا نعمتی بر این کتاب است)خانه امیر مؤمنان علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلامپیامبر خدا صلی الله علیه و آله پس از بنای مسجد، محل خانه های همسرانش را و نیز محل خانه امیرمؤمنان علیه السلام و خانه های اصحاب را در کنار مسجد، با کشیدن خطوطی مشخص ساخت و سپس خانه های یاد شده، هر کدام در محل تعیین شده ساخته بنا گردید و هر یک از آن ها دری به سوی مسجد داشت، آنگاه جبرئیل علیه السلام بر آن حضرت نازل شد و گفت: خداوند امر فرموده که تو به هر کس که در خانه اش به مسجد گشوده می شود، دستور دهی تا آن را ببندند، جز در خانه تو و علی.
    پیش از ساخته شدن این خانه، امیرمؤمنان با حضرت فاطمه علیهماالسلام در خانه حارثة بن نعمان به طور موقت سکونت داشتند. مطری درباره موقعیت این خانه می نویسد: در سمت شمال خانه عایشه، کنار باب جبرئیل قرار داشته است.
    محمد محمدحسن شرّاب؛ فرهنگ اعلام جغرافیایی، تاریخی در حدیث و سیره نبوی؛ ترجمه حمیدرضا شیخی؛ (مطلب نقل شده از جمله اضافات محمدرضا نعمتی بر این کتاب است)خانه امیر مؤمنان علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام در مدینهپیامبر خدا صلی الله علیه و آله پس از بنای مسجد، محل خانه های همسرانش را و نیز محل خانه امیرمؤمنان علیه السلام و خانه های اصحاب را در کنار مسجد، با کشیدن خطوطی مشخص ساخت و سپس خانه های یاد شده، هر کدام در محل تعیین شده ساخته بنا گردید و هر یک از آن ها دری به سوی مسجد داشت، آنگاه جبرئیل علیه السلام بر آن حضرت نازل شد و گفت: خداوند امر فرموده که تو به هر کس که در خانه اش به مسجد گشوده می شود، دستور دهی تا آن را ببندند، جز در خانه تو و علی.
    پیش از ساخته شدن این خانه، امیرمؤمنان با حضرت فاطمه علیهماالسلام در خانه حارثة بن نعمان به طور موقت سکونت داشتند. مطری درباره موقعیت این خانه می نویسد: در سمت شمال خانه عایشه، کنار باب جبرئیل قرار داشته است.
    محمد محمدحسن شرّاب؛ فرهنگ اعلام جغرافیایی، تاریخی در حدیث و سیره نبوی؛ ترجمه حمیدرضا شیخی؛ (مطلب نقل شده از جمله اضافات محمدرضا نعمتی بر این کتاب است)آداب خانهآداب خانه مربوط بخانه و آداب ورود به آن و خروج از آن است.
    آداب خانه در آیات و روایات بسیار آمده و ذیل واژه های مربوطه در این کتاب ذکر شده است، از جمله این امور:
    از جاروب کردن و زدودن تار عنکبوت از آن و بیرون بردن خاکروبه هر روزه و نگه نداشتن آن در شب، شب هنگام درب خانه را بستن و ظروف خانه سرگشاده ننهادن و فرو نشاندن چراغ هنگام خفتن و سقف خانه را بیش از هفت ذراع و بروایت دیگر هشت ذراع بالا نبردن و با عمامه از خانه بیرون شدن.
    «لیس البر بان تأتوا البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و اتوا البیوت من ابوابها و اتقوا الله لعلکم تفلحون» . «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکّرون» «فاذا دخلتم بیوتا فسلّموا علی انفسکم تحیة من عند الله مبارکة طیبة .»
    و در آداب ورود بخانه و بیرون شدن از آن از امیرالمؤمنین (ع) رسیده که : «چون به خانه خودواردمی شویدبه اهل خانه سلام کنید» و اگر کسی در خانه نبود بگوئید : «السلام علینا من عند ربنا» و قل هو الله احد بخوانید تا گاهی که به خانه درآئید،هنگام بیرون شدن از خانه آیات آخر سوره آل عمران از انّ فی خلق السماوات و الارض تا آخر سوره و آیة الکرسی و انا انزلناه و فاتحة الکتاب خوانده شود.
    در حدیث دیگر آمده که هنگام بیرون شدن از خانه بخواند: «آمنت بالله توکلت علی الله لا حول و لا قوّه الاّ بالله».
    ابوحمزه ثمالی روایت کند که امام سجاد(ع) هنگام بیرون رفتن از خانه می خواند: «بسم الله حسبی الله توکلت علی الله اللهم انّی اسئلک خیر اموری کلها و اعوذ بک من خزی الدنیا و عذاب الآخرة».احترام به اهل خانهاجازه گرفتن از اهل خانه قبل از دخول به خانه دلیل بر احترام به اهل خانه است.
    لزوم احترام به اهل خانه هنگام ورود بر آنان: یـایها الذین ءامنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا وتسلموا علی اهلها... .
    قرائت قرآن در خانهیکی از مستحبات قرائت قرآن، قرائت قرآن در خانه است.
    از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم نقل شده که فرمود: خانه های خود را با قرائت قرآن منور کنید و آنها را مانند یهود و نصاری تبدیل به قبر نکنید که فقط در کنیسه و کلیسا نماز می خوانند. همانا کثرت تلاوت قرآن در خانه خیر خانه را بیشتر می کند و موجب گشایش امور اهل خانه می گردد و سبب نورانیت آن خانه نسبت به اهل آسمان می شود همان طور که ستارگان آسمان سبب نورانیت برای اهل دنیا هستند.
    حدیث امیر مومنان
    امیر مومنان علی علیه السّلام نیز قرائت قرآن در خانه را موجب برکت خانه، حضور ملائکه، دوری شیاطین و تلالؤ آن خانه برای اهل آسمان دانسته، و خانه ای را که از قرائت قرآن و ذکر خدا در آن خبری نیست کم برکت، دور از ملائکه و محل حضور شیاطین توصیف کرده است.
    مسجد تاری خانهتاری خانه، مسجدی متعلق به نیمه قرن دوم واقع در جنوب شرقی دامغان است.
    درباره نام آن معمولاً گفته می شود که «تاری» واژه ای ترکی به معنای « خدا » و تاری خانه به معنای خانه خدا یا مسجد است، لیکن کاربرد تاری به معنای «تاریک» در متون کهن فارسی و در محاوره مردم سمنان و دامغان، و نیز ضبط «تاریکخانه» در نوشته های بسیاری از محققان، داوری قطعی در باره اصل واژه را دشوار کرده است. این مسجد را به سبب ستونهای متعدد آن ــ چنان که در ایران معمول بوده ــ «چهل ستون» هم گفته اند.
    تاریخچه
    نخستین بار مقدسی در سده چهارم، ضمن وصف دامغان، از «جامع پاکیزه و نیکوی» آن یاد کرده است. با توجه به تاریخ بنای مسجد جامع کنونی دامغان ــ که با مشخصاتِ سلجوقی، به احتمال بسیار متعلق به نیمه دوم قرن پنجم هجری است ــ و نیز زمان دیدار مقدسی از دامغان در ۳۷۵، می توان گفت که منظور مقدسی از جامع پاکیزه شهر، همان تاری خانه بوده است. احتمالاً این مسجد تا زمان دیدار مقدسی و قبل از بنای جامع جدید، به تاری خانه مشهور نبوده و مانند بسیاری از مساجد دیگر تنها عنوان «جامع» بر آن اطلاق می شده است. ظاهراً پس از مسجد فَهْرَج، تاری خانه قدیمترین مسجد برجای مانده در ایران است. هرچند کتیبه ای که تاریخ بنای آن را نشان دهد، وجود ندارد، از روی سبک بنا می توان تاریخ تقریبی آن را حدس زد؛ بیشتر باستان شناسان و محققان، این بنا را از بناهای قرن دوم می دانند، برخی نیز احتمال داده اند که تاری خانه بر بقایای آتشکده یا معبدی متعلق به دوره قبل از اسلام ساخته شده باشد، اما از آن جا که منبر تاری خانه از ابتدا در طرح مسجد وجود داشته، قدیمترین زمان ممکن، اواخر دوره اموی (۴۰ـ۱۳۲) است، زیرا در این دوره منبر جزو ملزومات مسجد شد و در معماری مساجد رواج یافت. از طرف دیگر، طاقهای تاری خانه در عین شباهت بسیار به طاقهای تخم مرغی دوره ساسانی، اندک تمایلی به طاقهای جناغی و منکسر پیدا کرده است و آغاز تبدیل طاقهای ساسانی به طاقهای منکسر در قرن دوم در بین النهرین بوده است. بنابراین، اگر تحول معماری را در ایران و بین النهرین هم زمان بدانیم، می توان تصور کرد که تاری خانه میان قدیمترین زمان ممکن یعنی اواخر دوره اموی و خلافت هارون (۱۷۰ـ۱۹۳) ساخته شده است. شباهت بسیار طاقهای تاری خانه به طاقهای قصر اُخَیضِر (ساخته شده در اواسط قرن دوم) به تأیید این تاریخ کمک می کند.
    مشخصات ساختمان
    تاری خانه مطابق با طرح عربی، دارای حیاط تقریباً مربع (۷۲ر۲۶۷۲ر۲۵ متر) و بدون حوض است. در سمت جنوب ( قبله ) آن، تالاری ستوندار (شبستان) با سه ردیف ستون به موازات دیوار قبله و در سه سمت دیگر آن یک ردیف رواق ساخته شده است. تالار ستوندار، دارای هفت ناو طولی در جهت قبله و سه ناو عرضی است. ناو میانی که محراب و منبر در آن قرار دارد، عریضتر از ناوهای طرفین است و به همین نسبت دهانه طاقی که در مرکز رواق سمت قبله قرار دارد، از دهانه های دیگر عریضتر و بلندتر است. این نحوه ساختمان را می توان مقدمه احداث ایوان بزرگ در وسط هر یک از جبهه های صحنهای مساجد در سبک معروف به عباسی (ایرانی) دانست.
    ستون
    ...همکاری در خانهکمک مرد به همسر در امور خانه، بیانگر علاقه و محبت مرد، نسبت به خانواده است؛ در اسلام کمک به همسر در امور خانه، از فضائل یک انسان وارسته و خودساخته، برشمرده شده و بر انجام آن تاکید و سفارش فراوان شده است؛ پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) خود، اول کسی بود که بیش از همه، به این امر اهتمام ورزیده و آن را در سیره عملی شان، جاری و ساری ساخته اند.
    ازدواج و تشکیل خانواده و برقراری روابط سالم میان زن و شوهر و نیز والدین و اولاد، همواره از جمله اموری بوده است که مورد توجه خاص و تاکید فراوان انبیاء الهی و علی الخصوص نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) بوده است تا با ایجاد محفلی گرم و باصفا و سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی فرزندان صالح و شایسته ای پرورش یابند. از این رو در اسلام، بر روابط خوب زن و مرد، تاکید فراوان شده و هر آنچه که بر بهتر و مستحکم تر شدن آن، کمک کند، خاصه، آن عملی که از سوی خود زن و شوهر، صورت گیرد، مورد ستایش قرار گرفته و مستوجب ثوابی عظیم، قلمداد گردیده است. حتی در برخی از روایات، علاقمندی به خانواده را، به نوعی نشات گرفته از ایمان مرد قلمداد گردیده و آمده: «رجلاً یزداد فی الامر خیراً الا ازداد حباً للنساء؛ هر اندازه افراد جامعه، زنان (خانواده) خود را، بیشتر دوست بدارند، ایمانی برترخواهند داشت».
    اسلام و سیره کمک در خانه
    کمک مرد به همسر در امور خانه، بیانگر علاقه و محبت مرد، نسبت به خانواده است؛ در اسلام کمک به همسر در امور خانه، از فضائل یک انسان وارسته و خودساخته، برشمرده شده و بر انجام آن تاکید و سفارش فراوان شده است؛ پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) خود، اول کسی بود که بیش از همه، به این امر اهتمام ورزیده و آن را در سیره عملی شان، جاری و ساری ساخته اند؛ اما متاسفانه در کتب سیره نویسان، جز چند جمله مجمل و کلی که بیشتر، از قول عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نقل گردیده، چندان بدان پرداخته نشده است.
    همکاری پیامبر در امور خانه
    در سیره آن بزرگوار است که با اهل خانه خود، در کار خانه، شرکت می فرمود. ایشان به دست مبارک خویش، گوسفندان را می دوشید و جامه و کفش خود را می دوخت؛ در خانه را، بر روی مراجعین می گشود و در این کار از دیگران سبقت می گرفت؛ شترانش را عقال می بست و شیرشان را می دوشید؛ خانه را جارو می کرد و چون خادمش از کار آسیاب خسته می شد، به او کمک می کرد و گندم و جو آسیاب می کرد. به حیوانات خود آب و غذا می داد و گاه، بارهای خدمتکار خسته اش را به دوش می کشید، ایشان آب وضوی شبش را، خود، آماده می کرد و کنار بستر خوابش، می برد و به دست خود گوشت برای همسرانش خرد می کرد؛ حیا مانع از آن نمی شد که حضرت، شخصاً نیازمندی های خانه خود را، از بازار تهیه نکند و بضاعت خود را با دست مبارک به منزل نبرد. در انجام امور منزل خود، شخصاً دست به کار می شد و حتی از خدمتکارانش نیز توقع و انتظاری نداشت. انس می گوید: «نه سال خدمتگزاری حضرت را کردم و هرگز یاد ندارم که در این مدت به من فرموده باشد؛ چرا فلان کار را نکردی و هرگز در کاری از من ایراد نگرفت.»
    نقل چند روایت
    ...
    | | | | | | معنی خانه در دانشنامه ویکی پدیا خانهیک خانه مکانی است برای استراحت کردن، زندگی کردن و آسودن. در این مکان معمولاً یک فرد و یا یک خانواده زندگی می کنند و وسایل خود را در آن نگهداری می کنند در فرهنگ سنتی و عامه ایرانی گاه از اصطلاح «چهار دیواری» به جای خانه استفاده می شود.
    خانه لولهه ای
    خانه های جدید شامل سرویس های بهداشتی و امکانات تهیه غذا نیز هستند اما در برخی مناطق همچنان برخی اقوام دارای خانه هایی هستند که پیشرفت نکرده، از امکانات رفاهی و یا حتی مکان ثابتی برخوردار نیست. چادرنشینی یکی از انواع این نوع زندگی است.
    خانه گلی
    خانه معمولاً خصوصی ترین ملک یک فرد یا یک خانواده در اجتماع است که از امنیت و حریمی مشخص و ویژه برخوردار است.
    خانه خشتیاستحکام
    امروزه به دلیل کمبود زمین در شهرها خانه ها بیشتر به صورت آپارتمان ساخته می شوند.
    خانه سیمانی
    خانه ها انواع گوناگونی دارند که می توان از جهات گوناگونی آنها را گروه بندی کرد.
    خانه فلزی
    چند نمونه از این طبقه بندی ها در زیر می آید:
    خانه چادری
    خانه برفی
    خانه ویلایی
    خانه آپارتمانیخانه (آلبوم دیکسی چیکس)«خانه» (به انگلیسی: Home) آلبومی از دیکسی چیکس است که در ۲۷ اوت ۲۰۰۲ (۲۰۰۲-08-۲۷) منتشر شد.
    «Long Time Gone#Dixie Chicks version»
    پخش: ۱۷ مه ۲۰۰۲
    «Landslide»
    پخش: ۲۰ اوت ۲۰۰۲
    «سرباز مسافر»
    پخش: ۱ ژانویه ۲۰۰۳
    «Godspeed»
    پخش: ۱ مارس ۲۰۰۳
    «Top of the World»
    پخش: ۱ مه ۲۰۰۳خانه (آهنگ وان دایرکشن)خانه (انگلیسی: Home) آهنگی انگلیسی-ایرلندی که توسط وان دایرکشن اجرا شده است.خانه (ابهام زدایی)خانه ساختمانی مسکونی است.
    خانه (فیلم ۱۹۱۵)، به کارگردانی موریس الوی
    خانه همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
    خانه (فیلم ۱۹۷۷)
    خانه (فیلم ۱۹۸۶)، به کارگردانی استیو مینر
    خانه (فیلم ۲۰۰۶)
    خانه (فیلم ۲۰۰۸)
    خانه (فیلم ۲۰۱۱)
    خانه (فیلم ۲۰۱۲)
    خانه (فیلم ۲۰۱۵)
    خانه (مستند)، دربارهٔ تنوع حیات در کره خاکی و خطری است که از سوی بشر متوجه آن می گردد
    خانه (آلبوم دیکسی چیکس)خانه (ترانه فیلیپ فیلیپس)«خانه» تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا فیلیپ فیلیپس است که در سال ۲۰۱۲ میلادی منتشر شد.خانه (ترانه مایکل بوبلی)«خانه» (به انگلیسی: Home) تک آهنگی از هنرمند اهل کانادا مایکل بوبلی است که در سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شد. این ترانه توسط وست لایف و بلیک شلتون بازخوانی شد. داستان «خانه» درباره فردی است که مسافرت زیاد می رود اما دوست دارد به خانه و پیش عشقش بازگردد.خانه (ترانه وان دایرکشن)خانه (انگلیسی: Home) آهنگی انگلیسی-ایرلندی که توسط وان دایرکشن اجرا شده است.خانه (فیلم ۱۹۱۵)خانه (انگلیسی: Home) فیلمی بریتانیایی در سبک درام به کارگردانی موریس الوی است که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد.خانه (فیلم ۱۹۷۵)«خانه» (صرب و کرواتی: Kuća) یک فیلم است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد.خانه (فیلم ۱۹۷۷)«خانه» (انگلیسی: House (1977 film)) یک فیلم در سبک کمدی ترسناک است که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد.خانه (فیلم ۱۹۸۳)«خانه» (ایسلندی: Húsið) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد.خانه (فیلم ۱۹۸۶)خانه (انگلیسی: House) فیلمی در سبک کمدی ترسناک به کارگردانی استیو مینر است که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد.خانه (فیلم ۱۹۹۷)«خانه» (لیتوانیایی: Namai) یک فیلم به کارگردانی Šarūnas Bartas است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ولری برونی تدسکی، الکس دسکاس، و لئوس کاراکس اشاره کرد.خانه (فیلم ۱۹۹۹)«خانه» (انگلیسی: The House (1999 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.خانه (فیلم ۲۰۰۶)«خانه» (انگلیسی: Home (2006 film)) یک فیلم در سبک مستند است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد.خانه (فیلم ۲۰۰۸)خانه (انگلیسی: House) فیلمی در سبک ترسناک است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد.خانه (فیلم ۲۰۱۱)«خانه» (روسی: Дом) یک فیلم در سبک درام است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد.خانه (فیلم ۲۰۱۲)«خانه» (ความรัก ความสุข ความทรงจำ) یک فیلم است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد.خانه (فیلم ۲۰۱۳)«خانه» (انگلیسی: The House (2013 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.خانه (فیلم ۲۰۱۵)«خانه» (انگلیسی: Home) یک پویانمایی در سبک کمدی به کارگردانی تیم جانسون است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. از صداپیشگان آن می توان به جیمز پارسونز، ریحانا و جنیفر لوپز اشاره کرد.خانه (فیلم ۲۰۱۷)خانه (به انگلیسی: The house) یک فیلم کمدی آمریکایی به کارگردانی اندرو جی. کوهن است که قرار است در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۷ توسط کمپانی وارنر برادرز منتشر شود. از جمله بازیگران این فیلم می توان به ویل فرل، رایان سیمکینز، جیسون مانزوکاس، نیک کرول و امی پولر اشاره کرد.آب زالو سفلی نقاره خانهآب زالو سفلی نقاره خانه، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.آب زالو علیا نقاره خانهآب زالو علیا نقاره خانه، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.آب زالو وسطی نقاره خانهآب زالو وسطی نقاره خانه، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.آبگرمک سفلی نقاره خانهآبگرمک سفلی نقاره خانه، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.آبگرمک علیا نقاره خانهآبگرمک علیا نقاره خانه، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.آبگرمک وسطی نقاره خانهآبگرمک وسطی نقاره خانه، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.آتشکده دولت خانهآتشکده دولت خانه مربوط به دوره صفوی است و در کرمان، خیابان صمصام، کوچه مهدیه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۷۵۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.اخته خانهاخته خانه، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی ایران.ارباب خانهارباب خانه (دانمارکی: Du skal ære din hustru) فیلمی صامت در سبک درام به کارگردانی کارل تئودور درایر است که در سال ۱۹۲۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به یوهانس مایر اشاره کرد. فیلم ارباب خانه از دید بسیاری کاری کلاسیک در سینمای دانمارک محسوب می شود. این فیلم روی دی وی دی و همینطور بلو-ری توزیع شده است.ارمغان خانهشهر اَرمَغان خانه مرکز بخش قره پشتلو شهرستان زنجان ایران است و در شمال غرب شهرستان زنجان واقع است.
    ارمغان خانه در سال ۱۳۸۷ خورشیدی به شهر ارتقاء یافت.اس اس خانهاس اس خانه (به انگلیسی: SS Home) یک کشتی بود که طول آن ۲۲۰ فوت (۶۷ متر) بود. این کشتی در سال ۱۸۳۶ ساخته شد.اسباب بازی خانهاسباب بازی خانه یا کتابخانه اسباب بازی در زبان انگلیسی به آن (Toy library) و در زبان فرانسه به آن (Ludothèque) گفته می شود. اسباب بازی خانه یا کتابخانه اسباب بازی به طور معمول اسباب بازی ها، پازل ها و بازی های رایانه ای را برای مدت دو هفته به کاربران و اعضای خود، امانت یا اجاره می دهند و همچنین امکان استفاده در محل را فراهم می نمایند. اسباب بازی خانه ها یا کتابخانه های اسباب بازی امکان دسترسی کودکان به اسباب بازی ها و بازی های رایانه ای جدید را فراهم می کنند و بدین ترتیب در هزینه خرید اسباب بازی و بازی های رایانه ای توسط خانواده ها نیز صرفه جویی می نمایند. اسباب بازی خانه ها جایگاه ویژه ای در سرگرمی و تفریح کودکان دارند. اسباب بازی خانه ها همچنین با نگه داشتن کودکان برای مدت حداقل دو ساعت این امکان را برای والدین فراهم می نمایند تا بتوانند به امور اداری و روزمره خود بپردازند. تاریخچه اسباب بازی خانه ها در ایالات متحده آمریکا، فرانسه و کانادا به دهه شصت و هفتاد میلادی باز می گردد.استان گوموش خانهمختصات: ۴۰°۲۳′۱۷″ شمالی ۳۹°۲۵′۰۷″ شرقی / ۴۰.۳۸۸۰۶° شمالی ۳۹.۴۱۸۶۱° شرقی / 40.38806; 39.41861
    گوموش خانه نام یکی از استان های ترکیه است که مرکز آن هم شهر گوموش خانه است.اسلحه خانهاسلحه خانه یا سلاح خانه، به محل انبار، نگهداری و گردآوری سلاح ها، ابزار، تجهیزات و مهمات جنگی گفته می شود. اسلحه و مهمات از اسلحه خانه به آوردگاه ها گسیل می شوند. اسلحه خانه می تواند ساختمانی ویژه برای خودش باشد یا پاره ای از یک ساختمان دیگر. در گذشته گاه به جای اسلحه خانه از واژهٔ جُبّه خانه بدین منظور استفاده می شده است. جُبّه، وام واژه ای عربی است - در اینجا - به معنی زره و سرنیزه (یا بخشی از سرنیزه)؛ عامه آن را «جُباخانه» یا «جیبه خانه» هم می گفتند.
    در اسلحه خانه ها علاوه بر مسئلهٔ امنیت و دست برد، یکی از مسائلی که بسیار بدان توجه می شود جلوگیری از هرگونه فعال، مسلح یا انگیخته شدن تجهیزات و مهمات است تا از هرگونه واقعهٔ ناگوار مانند انفجار و ... پرهیز گردد؛ از این رو امروزه سلاحها به ط ور کاملاً جداگانه و در قفل و بستی مجزا از مهمّات اندوخته می شوند و از سامانهٔ هشداردهی و اعلام خطر توانمندی هم برخوردار می باشند.بازارچه کره نی خانهمختصات: ۳۸°۰۴′۳۸″ شمالی ۴۶°۱۷′۴۶″ شرقی / ۳۸.۰۷۷۲۰۳° شمالی ۴۶.۲۹۵۹۹۵° شرقی / 38.077203; 46.295995 بازارچه کره نی خانا آلتی یا بازار نقارخانه یا بازارچه قائم مقام، بازارچه ای قدیمی در تبریز است که در ابتدای خیابان ارتش شمالی و مقابل بانک ملی واقع شده است. این بازارچه امروزه مرکز فروش اقسام میوه و تره بار است.بازگشت به خانهبازگشت به خانه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
    بازگشت به خانه (فیلم)
    بازگشت به خانه (فیلم ۱۳۶۹)
    بازگشت به خانه (مجموعه تلویزیونی)
    بازگشت به وطنبلوچ خانهمختصات: ۳۵°۴۹′۳۹″ شمالی ۵۷°۳۹′۴۶″ شرقی / ۳۵.۸۲۷۵۰° شمالی ۵۷.۶۶۲۷۸° شرقی / 35.82750; 57.66278
    بلوچ خانه، روستایی است از توابع بخش روداب و در شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.بنای تجارت خانهبنای تجارت خانه مربوط به دوره صفوی است و در دهدشت، بافت قدیم شهر، مجاور مسجد جامع واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۳۰۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.بنای رخت شوی خانهمختصات: ۳۶°۴۰′۱۵.۴۲″ شمالی ۴۸°۲۹′۵.۸۲″ شرقی / ۳۶.۶۷۰۹۵۰۰° شمالی ۴۸.۴۸۴۹۵۰۰° شرقی / 36.6709500; 48.4849500
    بنای رخت شوی خانه یا مجموعهٔ تاریخی رخت شوی خانه در قلب بافت تاریخی شهر زنجان که منطبق بر حصار قدیمی شهر می باشد، در یک منطقهٔ پرتراکم مسکونی احداث شده است. مردم شهر لباس و رخت خود را در آن محل می شسته اند. چنین کاربری برای یک بنای عمومی در جهان مشابه ندارد یا کم نظیر است. این بنا در حال حاضر تعمیر و مرمت شده و به عنوان موزهٔ مردم شناسی مورد استفاده قرار می گیرد و مردم می توانند از آن بازدید کنند. این بنا در سال های گذشته به جهت وجود هوای سرد در زمستان ها برای بانوان زنجانی ساخته شده است.بهزادی نقاره خانهبهزادی نقاره خانه، روستایی از توابع بخش کبگیان شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است. | | | | | | چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => خانه در جدول کلمات خانهکد خانه انسان های نخستینغار خانه با اثاث زندگیمبله خانه بادگیر داربادخن خانه بزرگسرا خانه بی پنجرهکوخ خانه پرندگاناشیانه خانه پشت بر آفتابنسار خانه پشت به آفتابنسر خانه تازیدار

    معنی خانه به انگلیسی - اسم -houseخانقاه ، منزل ، مسکن ، جا ، برج ، نشیمن ، خانه ، سرای ، اهل خانه ، جایگاه ، اهل بیت ، محل سکنی ، منزلگاهdomicileمسکن ، مقر ، خانه ، مقام ، محل اقامت ، اقامت گاهhomeموطن ، خانه ، شهر ، اقامت گاه ، میهن ، وطنlodgeمنزل ، جا ، انبار ، خانه ، کلبه ، شعبه فراماسون هاroomجا ، فضا ، خانه ، اتاق ، محلbuildingساختمان ، بناء ، عمارت ، خانهcellباطری ، پیل ، خانه ، حفره ، سلول ، یاخته ، حجره ، زندان تکی ، سلول یکنفریshackخانه ، کلبه ، کاشانه ، خانه کوچک وسردستی ساخته شدهsocketجا ، کاسه ، خانه ، حفره ، حدقه ، پریز ، بوشن ، گوده ، جای شمع ، کاسه چشمquarterageجا ، خانه ، قسط سه ماهه ، مزد سه ماهه معنی کلمه خانه به عربی خانهبيت , غرفة , کوخ , مسکن , مقبس , منتجع , منزل خانه بافتمحلي الصنع خانه بدوشبدوي , صعلوک , متشرد خانه تابستانیکشک خانه خانهخلوي خانه سازبناء خانه سازیاسکان خانه شاگردولد خانه نشین شدنمنزل خانه ها (بطور کلی)اسکان خانه کشیش بخشمنزل کاهن الابرشية خانه کوچکقفص خانه کوچک وسردستی ساخته شدهکوخ خانه بزرگضيعة اقطاعية خانه دادن(به)بيت خانه داربسيط , محلي , مدبرة المنزل , مقتصد خانه داریتدبير منزلي خانه رعیتیبيت ريفي , کوخ , هيکل خانه روستاییکوخ خانه ییلا قیفيللا , قلم پیشنهاد کاربران درباره معنی خانه خانه ١٩:٠١ - ١٣٩٥/٠٨/٢٥ بیت پیشنهاد شما درباره معنی خانه واژه نام شما رایانامه پیشنهاد
      |   تازه ترین پیشنهادها ... > ... > ... > ... > ... > ... > ... > ... > کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته







    پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته







    کوشاترین کاربران







    پرگفتگوترین واژگان








    کلمه : خانه
    اشتباه تایپی : ohki
    آوا : xAne
    نقش : اسم
    عکس خانه : جستجوی معنی عبارات مرتبط با خانه در گوگل• داخل خانه• انشا خانه• معنی خانه• کارتون خانه• انشا درباره خانه• تعریف خانه• خانه چیست• انشای خانه
    آیا معنی خانه مناسب بود ؟     -     ( امتیاز : 98% ) بستن آگهی ها












    دیکشنری آنلاین آبادیس آبادیس از سال 1385 فعالیت خود را در زمینه فن آوری اطلاعات آغاز کرد. نخستین پروژه آبادیس، سایت دیکشنری آبادیس بود. دیکشنری آنلاین آبادیس از ابتدا تاکنون تغییرات بسیاری کرده و ویژگی های مختلفی به آن اضافه شده است. آبادیس افزونه ای کاربردی برای مرورگرهای فایرفاکس و کروم، اپلیکیشن موبایل و همچنین ربات تلگرام دیکشنری و مترجم طراحی کرده است که میتوانید از لینک های روبرو دانلود کنید. دیکشنری آبادیس شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، فارسی، عربی و همچنین بیست دیکشنری تخصصی با تلفظ انگلیسی و آمریکایی، ترجمه مخفف و کلمات اختصاری، مترجم آنلاین متن، لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ مترادف ها و متضاد ها، معادل فارسی کلمه یا به شیوه درست تر برابر پارسی واژه، فرهنگ سره، عبارات مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دانشنامه عمومی، دانشنامه اسلامی، دیکشنری نام ها، هم خانواده یاب، تصویر مرتبط با کلمه، معنی در حل جدول کلمات متقاطع و ... می باشد.
    | | | | | | | |

    آداب و رسوم شب یلدا | شب یلدا در کرمانشاه آداب و رسوم شب یلدا | هر شهر و قومی در ایران آداب و رسوم مخصوص به خودش را برای جشن شب یلدا دارد. این بار به بهانه ی همدردی و در یاد داشتن زلزله زدگان کرمانشاه ، به آداب و رسوم شب چله در این استان می پردازیم. شب یلدا در کرمانشاه در استان کرمانشاه...
    راهکاری برای افزایش خوشحالی در زندگی راهکاری برای افزایش خوشحالی در زندگی | در متن کوتاه زیر به تنوع بخشی به عنوان راهکاری برای اینکه زمان خوشی زود به پایان نرسد ،پرداخته شده است. یکی از پدیده هایی که اکثر ماها وقوع آن را در ذهن خود تجربه کرده ایم این است که احساس می کنیم لحظات خوش بودن سریع تر طی می...
    انشا درباره مادر انشا درباره مادر | دلنوشته زیر درباره مادر و به احترام تمام مادران ایران زمین نوشته شده است. نوشتن از مادر دیگر فکر کردن نمی خواهد ، همین که قلم را روی کاغذ بگذاری ، خودش شروع می کند به نوشتن و تا خودت دستت را از روی کاغذ بر نداری ، نوشتنت تمام نمی شود. مادر...
    ضرب المثل : شب یلدا ضرب المثل : شب یلدا | ضرب المثل ها سخنان نغزی هستند که حاوی معنای غنی ای می باشند.شب یلدا نیز که یکی از جشن های باستانی ایرانیان می باشد ، ضرب المثل های زیادی را در مورد خود پرورانده است. 1.هر شبی در غم هجرت شب یلداست مرا که به سالی به جهان یک شب یلدایی...
    ضرب المثل در مورد شب یلدا ضرب المثل در مورد شب یلدا | در متن کوتاه زیر به شرح یکی از ابیاتی که به عنوان ضرب المثل شب یلدا به کار می رود اشاره کنیم. شب یلدا شبی است که همه ی خانواده های ایرانی آنرا جشن می گیرند و حافظ می خوانند ، آنرا با شعر و ادبیات سرزمینشان گره می زنند.در...
    راز شادترین مردم جهان! راز شادترین مردم جهان! | مردم دانمارک چند سال پیاپی به عنوان شادترین مردم جهان انتخاب می شوند ، در این متن کوتاه سعی شده است از این راز پرده برداری شود. بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکی ها به عنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند؛ همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی...
    سانسور گزارش ارزیابی کیفیت خودروهای داخلی سانسور گزارش ارزیابی کیفیت خودروهای داخلی | خودروهای بی کیفیت ایرانی دیگر حتی همان گزارش نصف و نیمه گذشته را هم ندارند ... وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) باز هم اقدام به سانسور گزارش ارزیابی کیفی خودروهای داخلی کرده و این بار جداول مقایسه کیفی خودروهای داخلی را از گزارش منتشره حذف کرده است تا رسانه...
    چگونه باید درمحیط مدرسه تحمل واحترام به افکار دیگران و اخلاق و ادب را تمرین کرد چگونه باید درمحیط مدرسه تحمل واحترام به افکار دیگران و اخلاق و ادب را تمرین کرد | این پرسش رییس جمهور از دانش آموزان در روز اول مهر از دانش آموزان عزیز ایران بود ، در متن کوتاه زیر به دو راه حل بنیادی برای این سوال مهم اشاره شده است. در محیط مدرسه و به طور...
    داستان در مورد شب یلدا داستان در مورد شب یلدا | در متن زیر داستان کوتاهی درباره شب یلدا شرح داده شده است. شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن … شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد...
    نمایشنامه شب یلدا برای کودکان نمایشنامه شب یلدا برای کودکان | به مناسبت شب یلدا یک نمایشنامه برای کودکان با موضوع شب یلدا گردآوری کرده ایم که نقش های آن خوراکی های شب یلدا هستند. سلام سلام آی بچه ها منم فرشته سرما, حالتون خوبه چطوره, احوالتون چطوره, حالا که ساکت نشستین معلومه که خوب هستین،منم خوبو خوشحالم میپرم بادوبالم حالا...
    از سراسر وب