18-11-2017@12:10:47 GMT
  • دانلود دانلود کتاب حل تمرین الاستیسیته مارتین ساد رایگان - پرشین فایلز
  • برگزاری همایش ملی «ادبیات بومی ایران‌زمین» در لرستان
  • همایش ملی «ادبیات بومی ایران‌زمین» در لرستان برگزار می‌شود - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • ادبیات بومی لرستان، اسطوره ادبیات ملی - ایسنا
  • ادبیات بومی لرستان سرشار از ارادات به اهل‌بیت(ع) است - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • گنجینه ادبیات بومی از سرمایه های بی بدیل لرستان است - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • ادبیات بومی ایلام به سمت نگاه جهانی حرکت می کند - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • تلویزیون، کودکان را از ادبیات دور کرده است
  • اختتامیه دومین جشنواره قرآنی گلهای محمدی و گلهای فاطمی در خمین برگزار شد | فرمانداری خمین
  • آغاز ثبت‌نام پذیرش دانشجو در دانشگاه قرآن و حدیث - ایسنا
  • 152 ماموريت توسط تيم هاي پيش بيمارستاني و نيروهاي اورژانس اين شهرستان در تعطيلات نوروزي انجام شد. | فرمانداری خمین
  • نشست علمی «صلح، کلید امنیت جهان در پرتو پیام رسول الله» - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • قطب دامداری کشور در معرض تهدید/ طاعون بزرگ حیوانی در آذربایجان - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • کانال تلگرام شیپور آذربایجان غربی
  • املاک تبریز | خريد خانه و فروش آپارتمان تبریز ص 2 | دودوتا
  • اجاره آپارتمان به سبک شیپور | خبرگزاری ایلنا
  • صدای وحشتناک و عجیب از آسمان آستارا چیست؟ - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
  • عکس نوشته های عاشقانه رمانتیک - Android Apps on Google Play
  • معنی اسم قاسم - معنی قاسم - اسم پسر - اوما
  • اسم قلبی بساز - Android Apps on Google Play
  • عکس شما روی کیک تولد - Android Apps on Google Play
  • آزمون ورودی مراکز تخصصی فقهی حوزه علمیه - مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام
  • خود آموز مطالعات اجتماعی نهم - Android Apps on Google Play
  • حادثه چند صد میلیون دلاری عسلویه چگونه رقم خورد؟ +فیلم - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
  • آرشیو کامل نمونه سوالات مهم و پرتکرار ریاضی با جواب | جدید دانلود
  • دانلود رایگان گام به گام دهم تمامی دروس و تمامی رشته ها | جدید دانلود
  • دانلود رمان عشق زورکی من جاوا،اندروید،pdf،ایفون | نگاه دانلود
  • رمان های عاشقانه - Android Apps on Google Play
  • رمان های صوتی - Android Apps on Google Play
  • دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من - رمان سیتی
  • 10 رمان عاشقانه ای که هر کس باید بخواند
  • فیلم avengers 2 – انتقام جویان 2 با دوبله فارسی ( آپارات ) - سرزه
  • فیلم سینمای کاپیتان امریکا نخستین انتقام جو دوبله فارسی
  • فیلم انتقام جویان The Avengers 2012 با برگردان فارسی +( آپارات ) پخش - سرزه
  • انتقام قسمت ۳ ساخت گروه مدار۳۱۳ ::..
  • نقد و بررسی فیلم لوسی ( Lucy ) - مووی مگ
  • ۲۰ فیلم سینمایی برتر ابر قهرمانی تاریخ
  • دانلود فیلم آزمایش کشش فولاد و ترسیم نمودار تنش کرنش - فایل سیویل
  • دانلود ویدیو آزمایش کشش کوپلر (فیلم)
  • تحمیل نیرو به آموزش و پرورش/ جذب بدون ضابطه ۲۸۰ هزار معلم - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • آغاز به کار بطحایی از روز گذشته در وزارت آموزش و پرورش - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • شیوه نامه جدید جذب معلمان اعلام شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • معرفی بطحائی به عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش - ایسنا
  • پیام وزیر آموزش‌ و پرورش به مناسبت بیستمین دوره‌ انتخابات شوراهای دانش‌آموزی | خبرگزاری ایلنا
  • پیام وزیر آموزش و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید - ایسنا
  • وزارت آموزش و پرورش ایران بخشنامه جنجالی جذب معلمان را اصلاح کرد - ایران - RFI
  • جوابیه وزارت آموزش و پرورش به برخی اظهارنظرها درباره جذب و تأمین نیروی انسانی | خبرگزاری ایلنا
  • سرمای خفته گردوی تویسرکان را از پای درآورد/درختان می‌میرند - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • اتوماسیون اداری آموزش و پرورش شهرضا
  • مدیر جدید آموزش و پرورش شهرستان شهرضا معرفی شد - ایمنا
  • آدرس اتوماسیون اداری مناطق آموزش و پرورش اصفهان - گفتگو آزاد - انجمن تخصصی اصفهان کامپیوتر
  • دریافت حکم کارگزینی آموزش و پرورش کارمندان رسمی 95 | حکم فرهنگیان
  • دانلود مداحی جان اقا سنه قربان اقا از مجید بنی فاطمه - صاحب
  • سید مجید بنی فاطمه - شب عاشورا محرم 94 - جان آقام سنه قربان آقام (زمینه)
  • دانلود نوحه سید مجید بنی فاطمه جان آقا سنه قربان آقا - دانلود آهنگ جدید
  • کیت بری جادوگری ذهن انجام می دهد | TED Talk
  • آموزش زبان انگلیسی رایگان از الفبا آموزش فشرده زبان انگلیسی
  • کیت بری جادوگری ذهن انجام می دهد | TED Talk
  • انگلیسی - 50،000 کلمات – Android Apps on Google Play
  • آموزش HTML - بخش نهم: نوشتن فارسی در اچ تی ام ال - زومیت
  • مکالمات کوتاه به زبان انگلیسی آموزش رایگان مکالمه
  • حکم آمپول زدن توسط نامحرم | هدانا | HADANA.IR
  • با انجام این روش ها، دیگر از آمپول زدن نترسید - زنان خبر
  • چگونه می توان آمپول زدن را برای بچه هاراحت تر کرد - زنان ، مردان ، کودکان
  • mp4.ir - دانلود سریال ترکی وضعیت پیچیده رابطه Iliski durumu karisik - قسمت 11-زیرنویس چسبیده
  • دبرا گوردن به کاوش مورچه ها می پردازد | TED Talk
  • گرت لیسی: یک نظریه برای توضیح همه چیز در علم فیزیک نظری | TED Talk
  • اسحاق جهانگیری: وضعیت ایران پس از انتخابات همچنان پیچیده خواهد بود - سیاست - RFI
  • نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه پیام نور استان اصفهان
  • سامانه آموزش مجازی عتبات دانشگاهیان فعال شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • قیصر امین‌پور مجمع‌الجزایر شعر است - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
  • ارائه بسته آموزشی "دانشگاه حسینی" در مرکز آموزش مجازی دانشگاهیان - ایسنا | پارس مطلب
  • برخی ازویژگیها،فرایند عملیاتی و تشخیص مسئله - وبگاه شخصی یزدان بخش علی اصغر
  • سوالات استخدامی مسئول خدمات مالی شهرداری | کار دانشجویی
  • جزوه تحلیل 2 بعدی خرپا در نرم افزار آباکوس - مهندسی دانلود
  • نمونه سوالات استخدامی مسئول دفتر شهرداری | کار دانشجویی
  • پاورپوینت سازه های خرپایی | پایا لود
  • پاورپوینت سازه های خرپایی | مقالات VIP
  • آموزش بافتنی 9۲ (پونی)(بافت بسیار خوشگل) +( آپارات ) پخش - سرزه
  • آموزش قلاب بافی ۷۰ (پونی)(بافت گل بسیار زیبا) +ویدیو فیلم - سرزه
  • فیلم آموزش قلاب بافی ۱۸۴ (پونی)(بافت بسیار زیبا)
  • دانلود دوبله فارسی فیلم Deliver Us from Evil 2014 ما را از دست شیطان برهانید
  • mp4.ir - White House Down دوبله فارسی
  • نقد و بررسی فیلم شیطان مرده ( کلبه وحشت ) ( Evil Dead ) - مووی مگ
  • دریافت حکم کارگزینی آموزش و پرورش کارمندان رسمی 95 | حکم فرهنگیان
  • انعقاد قرارداد آموزشی اداره کل آموزش و پرورش استان و جهاددانشگاهی واحد همدان
  • خبر خوش وزیر آموزش و پرورش برای فرهنگیان
  • جعبه - دانلود فیلم لانتوری رایگان با لینک مستقیم
  • نقد و بررسی فیلم لانتوری - مووی مگ
  • جعبه - کارتون فوتبال رباتی - دوبله فارسی - قسمت 44 (قسمت دوازده فصل دوم)
  • نخستین سایت تخصصی مرد عنکبوتی (اسپایدرمن) و دیگر شخصیت های دنیای کمیک بوک در ایران
  • دانلود ریداکای جنگ با لوکار(قسمت کامل)جدیدترین قسمت
  • برنامه غذایی پس از انتقال جنین | تبادل نظر نی نی سایت
  • تغذیه قبل از انتقال جنین فریز شده - سلامت بانوان اوما
  • بعد از انتقال جنین | تبادل نظر نی نی سایت
  • مراقبت های لازم پس از انتقال جنین - دانشنامه فرزند
  • مراحل شگفت انگیز لانه گزینی جنین(بخش اول) - مامانم
  • خودآموز زبان انگلیسی هفتم آریا - Android Apps on Google Play
  • کیت بری جادوگری ذهن انجام می دهد | TED Talk
  • جامع زبان انگلیسی یازدهم خط سفید (+ CD) | چی بخونم
  • عکس کتاب زبان نهم | عکس تلگرام
  • دانلود نوحه شهروز حبیبی سوسوز بالام اصغر
  • دانلود آهنگ ترکی جدید شهروز حبیبی نام سوسوز بالام اصغر
  • دانلود آهنگ تركي شهروز حبیبی با نام سوسوز بالام اصغر
  • دانلود نوحه ترکی شهروز حبیبی به نام سوسوز بالام اصغر
  • دانلود آهنگ سوسوز بالام اصغر از شهروز حبیبی
  • خود آموز علوم نهم آریا - Android Apps on Google Play
  • خودآموز علوم هفتم آریا - Android Apps on Google Play
  • خود آموز علوم هشتم آریا – Android Apps on Google Play
  • دانلود فیلم ترسناک کلبه وحشت
  • نقد و بررسی فیلم شیطان مرده ( کلبه وحشت ) ( Evil Dead ) - مووی مگ
  • تحقیق درباره ی آلودگی هوا و تاثیر آن بر کیفیت زندگی + دانلود فایل - کافه لینک
  • دانلود رایگان مقاله در مورد محیط زیست و ضرورت حفاظت از آن
  • مایکل گرین: آنچه که شاخص پیشرفت اجتماعی می تواند درباره کشورشما بگوید | TED Talk
  • ملاحظاتی اجمالی درباره تعلیم و تربیت و مقام معلم؛ مقاله ای از دکتر رضا داوری اردکانی
  • 10 مقاله در مورد سرويس ترافيك دريايي
  • دانلود کتاب با فیدیبو - Android Apps on Google Play
  • نامه تکان‌دهنده یک دختر به ظریف - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
  • 40 توصیه بهداشتی برای نگهداری مواد غذایی - ایسنا
  • این صفحه شما را به مطلب زیر هدایت می‌کند:

    تربیت صحیح کودک ، بزرگترین رسالت پدرها و مادرها صفحه 12 | تبادل نظر نی نی سایت

    برای مشاهده مطلب فوق، از لینک مقابل استفاده نمایید: تربیت صحیح کودک ، بزرگترین رسالت پدرها و مادرها صفحه 12 | تبادل نظر نی نی سایت
    عنوان فوق به صورت خودکار و توسط نرم‌افزار جستجوگر تولید شده‌است، لطفاً در صورتی‌که درخواست حذف این عنوان را دارید، کد ٢٠٢۵٣٨٢٨١ را به همراه موضوع به ایمیل info@porsyar.com ارسال نمایید. متن و محتوای مربوط به عنوان فوق در وبسایت www.ninisite.com منتشر شده است و ‌«مجله ایرانی» در قبال آن هیچ مسئولیتی ندارد. بیشتر بدانید
    با عنایت به اینکه سایت «مجله فارسی» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است. (قانون تجارت الکترونیک)
    18-11-2017@12:10:47 GMT
    تربیت صحیح کودک ، بزرگترین رسالت پدرها و مادرها صفحه 12 | تبادل نظر نی نی سایت ورود کاربر | ورود کاربر | 28 مهر 1396 تبـادل نـظر تاپیک جدید نظرسنجی جدید تاپیک نظرسنجی مدیر سایت پیش از بارداری سال اول پس از تولد مشاورین نی نی سایت بارداری و زایمان سال دوم (1 تا 2 سالگی) سبک زندگی کودک دو ساله و بزرگتر ازدواج و شروع زندگی خانواده کانون متولدین (از سال 1381) دوران بارداری والدین و کودکان (بدو تولد تا 8 سالگی) ادبیات، فرهنگ و هنر کانون ساکنین مناطق مختلف و همسایگان فلسفه-عرفان-مذهب کانون گروههای قومی و مذهبی متفرقه فروشگاههای نی نی سایت فروشگاه های برگزیده تبادل نظر موضوع جدید موضوع متن شما دسته بندی انتخاب ... تالار انتخاب ... موضوع نیمه خصوصی در صورت انتخاب این گزینه : کاربران عضو می توانند در این موضوع پست ثبت کنند . کاربران غیر عضو فقط می توانند پست هارا مشاهده کنند

    * لطفا در مورد ایجاد موضوع و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد

    ثبت انصراف نظرسنجی جدید موضوع متن شما دسته بندی انتخاب ... تالار انتخاب ... سوال مورد نظر مدت زمان اجرای نظر سنجی گزینه ها 1 2 3 4

    * لطفا در مورد ایجاد موضوع و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد

    ثبت انصراف  تبادل نظر  والدین و کودکان (بدو تولد تا 8 سالگی)  سایر موضوعات مربوط به والدین و کودک  تربیت صحیح کودک ، بزرگترین رسالت پدرها و مادرها نیلوفر_مامان_مانلی مدیر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 موضوع بحث | مشاهده متن کامل بحث + 28732 بازدید | 273 پست سلام دوستای عزیز
    چند وقته که به این فکرم یه تاپیک درمورد تربیت بچه ها باز کنم تا یه جایی داشته باشیم که همه تجربه های تربیتی بچه هاشون رو بیان مطرح کنن. مشکلات مختلف رو بگن مثلا در مورد گرفتن بچه ها از شیر ، پسونک ، پمپمرز، آماده کردن بچه ها برای رفتن به مهد کودک ، رفتار صحیح در مورد لجبازی بچه ها، برنامه ریزی مناسب برای هر روز بچه ها، وابستگی بچه ها به مادراشون، چه کار کنیم که بچه ها یاد بگیرن ساعتهایی از روز رو به تنهایی بازی کنن نه همش با مادراشون، عادتهای رفتاری بد بچه ها، و هزار تا چیز دیگه که ممکنه به دهن خیلی از شماها هم رسیده باشه. اگه همت کنیم و نکته های مهمی رو که تجربه کردم یا دیدیم و یا در کتابها مختلف خودندیم، اینجا مطرح کنیم شاید کمک خیلی بزرگی به همدیگه کرده باشیم. گزارش موضوع نامناسب انتخاب ... غیر مرتبط غیر اخلاقی تبلیغاتی ارسال لغو 1390/05/04 | 16:42 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش موضوع نامناسب انتخاب ... غیر مرتبط غیر اخلاقی تبلیغاتی ارسال لغو گزارش موضوع نامناسب برو اظهار نظر نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589
    ناسزا گویی کودکان









    گفتگو با خانم دکتر نسرین امیری

    مشغول کارهایم بودم که شنیدم فرزند 5 ساله‌ام در حالی که با اسباب ‌بازی‌هایش بازی می‌کرد، خطاب به یکی از آنها گفت: آهای، کله‌پوک! مگه با تو نبودم؟ گفتم: حسین! حرف بد؟ نگاهم کرد و گفت: من نبودم. و بعد به سرباز پلاستیکی‌ای که در دست داشت، اشاره‌ کرد و گفت: این بود! گفتم: پس به سربازت بگو حرف بد نزنه؛ وگرنه هردومون از دستش ناراحت می‌شیم. و او هم همین را به سربازش گفت. نمی‌دانم تاثیر حرفم روی حسین تا چه حدی بود و اصلا آیا او با شنیدن این همه حرف‌های بد در فیلم‌ها و کارتون‌ها و آدم‌های اطرافش باز هم این کار را تکرار خواهد کرد یا نه؟ تنها کاری که از دست من ساخته است، همین است که دائم در گوشش بخوانم این حرف بد است و آن حرف، خوب. اما دکتر نسرین امیری، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، می‌گوید بیش از اینها از دست یک پدر و مادر ساخته است. موضوع گفتگوی من با دکتر امیری، بچه‌های بددهن است. با ما همراه شوید.

    خانم دکتر! بچه‌هایی که معنی فحش و ناسزا را درک نمی‌کنند، چرا گاهی وقت‌ها فحش می‌دهند؟

    اینکه کودکان اقدام به فحاشی می‌کنند، چند علت می‌تواند داشته باشد؛ یکی از علت‌هایش این است که ما الگوی بچه‌ها هستیم؛ یعنی کودک در محیطی قرار می‌گیرد که اطرافیانش به این شکل صحبت می‌کنند. در نتیجه، این قضیه برای کودک عادی می‌شود زیرا در این محیط رشد و پرورش می‌یابد. در چنین مواردی ما درمان‌هایمان را به سمتی پیش می‌بریم که بتوانیم محیط را تغییر دهیم. علت دیگر فحاشی کودکان می‌تواند این باشد که آنها نمی‌توانند خشم خود را کنترل کنند و فحش دادن در حقیقت، یک نوع ابراز خشم و پرخاشگری کلامی است؛ مانند مواردی که کودکان در حالت خشم کتک‌کاری می‌کنند یا چیزی از این قبیل. در واقع این حالت یک نوع برخورد ناشی از عدم کنترل خشم است. در چنین مواردی، علاوه بر اینکه باید از روش‌های کنترل خشم استفاده کنیم، باید زمینه این رفتارها را نیز بررسی و ارزیابی کنیم. گاهی اوقات ممکن است کودکان در حالت افسردگی، پرخاشگر شده و ناسزا بگویند. گاهی بعضی بیماری‌های جسمانی سبب ایجاد اضطراب در کودکان می‌شود و همین باعث پرخاشگری و در نهایت فحاشی می‌شود.

    واقعا؟!‍ مثلا کدام بیماری می‌تواند کودک را به پرخاشگری و فحاشی وادار کند؟

    مثلا می‌توانم به بیماری پرکاری تیرویید اشاره کنم که باعث می‌شود کودک زمینه بیمارگونه‌ای از اختلالات اضطرابی و افسردگی را پیدا کند که خود این عامل، زمینه‌ای برای فحاشی کودکان است. البته فحاشی می‌تواند به مشکلات رفتاری کودکان (مانند لجبازی) ‌نیز برگردد. بچه‌های لجباز می‌دانند که فحش دادن کار بدی است و اطرافیان را ناراحت می‌کند و به همین علت شروع به ناسزاگویی می‌کنند تا محیط اطرافشان را طبق نظر خودشان کنترل کنند.

    پس برای کنترل ناسزاگویی کودک، اول باید این مشکلات زمینه‌ای را کشف و درمان کنیم؟

    بله! برای رفع مشکلات بیمارگونه کودک باید حتما مداخلات درمانی صورت بگیرد. در مورد الگو گرفتن کودک نیز قطعا باید محیط را تغییر بدهیم و در مورد لجبازی‌ها هم معمولا ترکیبی از تغییر محیط و رفتاردرمانی برای کودکان در نظر می‌گیریم تا این‌گونه لجبازی‌ها را به‌طور کلی درمان کنیم.
    گاهی اوقات کودکان دچار تعارض می‌شوند از این جهت که والدین‌شان آنها را از بعضی حرف‌ها منع می‌کنند اما همان حرف‌ها را خودشان به زبان می‌آورند یا کودک، آنها را از برنامه‌های تلویزیونی می‌شنود. این امر چه تاثیری روی کودک می‌گذارد؟
    همان‌طور که اشاره کردم، یکی از علت‌های شایع فحاشی کودکان، الگو قراردادن والدین و اطرافیان است. همه رفتارهای اجتماعی ما آموزشی است. به عنوان نمونه همه ما وقتی به دنیا آمدیم بعد از مدتی فهمیدیم که وقتی انسان‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند سلام می‌کنند بنابراین یاد گرفتیم که وقتی به فردی رسیدیم به او سلام کنیم. وقتی در یک خانواده افراد به هم فحش می‌دهند و سر هم داد می‌زنند این رفتار عادی می‌شود و کودک آنها را به راحتی یاد می‌گیرد و اجرا می‌کند. بنابراین رفتارمان بیشتر از کلاممان پیام می‌دهد. پس اگر می‌خواهیم به کودکی بگوییم که فحش ندهد، اول باید روی خودمان تسلط داشته باشیم و اگر نتوانیم بر خودمان تسلط داشته باشیم، نباید امید داشته باشیم که کودکمان خوب تربیت شود و ناسزا نگوید. بنابراین محیطی که ما کودک را در آن پرورش می‌دهیم، بسیار مهم است و کودک همه رفتارهای خود مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن، حرف زدن و سایر رفتارهایش را از افراد خانواده الگو می‌گیرد. ممکن است ما به کودک بگوییم فحش دادن زشت است ولی او نگاه می‌کند تا ببیند ما چه کاری انجام می‌دهیم. اگر فحش دادیم و اقدام به ناسزاگویی کردیم او الگو می‌گیرد.

    اگر والدین و اطرافیان هم رعایت کنند باز هم ممکن است کودک با دیدن بعضی برنامه‌های تلویزیونی، این قبیل حرف‌ها را یاد بگیرد.

    خب، اینکه ما می‌گوییم کودک نباید هر نوع برنامه‌ای را ببیند، دلیلش همین است. از طرفی اگر الگوی مناسبی از خودمان در بین نباشد، کودک ممکن است آن حرف بد را به کار ببرد اما وقتی برایش توضیح بدهیم که این هنرپیشه‌ای که این حرف را زده، کار بدی انجام داده و حرف زشتی زده است یا اگر توضیح بدهیم که این فرد آدم خوبی نبود که این کار را انجام داد، این رفتار در کودک مستمر نمی‌ماند و بعد از مدت کوتاهی محو می‌شود و دیگر آن را تکرار نمی‌کند. کودکی که دایم فحاشی می‌کند، در مقوله‌هایی می‌گنجد که در ابتدا گفتم و این‌طور نیست که فقط با دیدن یک فیلم فحاشی کند.
    حالا اگر اطرافیان در کنار کودک اقدام به ناسزاگویی کنند، بهترین برخوردی که می‌توانیم با آن فرد داشته باشیم تا برای کودک هم آموزش محسوب شود، چیست؟
    ببینید؛ اگر یکی از والدین کودک بیمار باشد، ممکن است گاهی ناسزاگویی کند. بهترین کار در این موارد این است که برای کودک، بیماری والد را توضیح دهیم. به عنوان نمونه بگوییم که: پدرت حالش خوب نیست یا پدرت رفتار نامناسبی انجام می‌دهد یا ... مساله اصلی این است که باید بر حسب سن کودک به تحلیل این شرایط بپردازیم. اگر کودک دبستانی است و می‌توان با او در تعامل کلامی قرار گرفت با او صحبت می‌کنیم و مسایل را برایش توضیح می‌دهیم. اگر کودک در سنین نوجوانی است، می‌توانیم از او کمک و مداخله درمانی بگیریم.
    به عنوان نمونه از او بپرسیم: به نظر تو چه کار کنیم بهتر است تا این مشکل پدرت حل شود؟ اگر کودکی خیلی کوچک است، توصیه می‌کنم والدین اجازه ندهند کودک در آن شرایط بیمارگونه برای مدتی طولانی قرار بگیرد زیرا کودکان کوچک‌تر بسته به جنسیت‌شان از والد همجنس فحاش‌شان الگو می‌گیرند بنابراین اگر هر کدام از والدین دیدند که والد دیگر از مساله‌ای ناراحت و عصبانی است و احتمال فحاشی و ناسزاگویی وجود دارد، کودک را از او دور یا حواسش را پرت کنند. اگر هم این مساله رخ داد و کودک درباره آن سوال کرد باید برای او توضیح دهند که این رفتار، رفتار مناسبی نیست. ضمن اینکه نباید وجهه والد را هم نزد کودک خراب کرد.
    حالا اگر والدین سهوا جلوی کودک حرف بدی بزنند و بعد بلافاصله از او عذرخواهی کنند، آیا این عذرخواهی مورد قبول کودک قرار می‌گیرد و مشکل رفع می‌شود یا نه؟
    به شرطی که واقعا عذرخواهی باشد، بله! گاهی اوقات ما از حرفی که زدیم، خیلی هم خوشمان آمده ولی چون می‌بینیم کودک در حال تماشا کردن ماست، از او عذرخواهی می‌کنیم. در چنین مواردی کودکان خیلی هوشیارند و متوجه می‌شوند که ما از ته دلمان خیلی هم خوشحالیم که حرف زشتی را به کسی که از او خوشمان نمی‌آید، زده‌ایم. این رفتار ما تاثیر منفی بیشتری روی کودک می‌گذارد.

    اگر کودک حرف زشتی زد، آیا می‌توانیم او را تنبیه کنیم؟

    حتما باید تنبیه‌اش کنیم ولی تنبیه از نظر ما به هیچ وجه به معنای خشونت نیست. تنبیه از نظر من یعنی محروم کردن. وقتی کودک ناسزا می‌گوید اولین مرحله تنبیه، محروم کردن او از حضور در جمع است که معمولا به اندازه سنش دقیقه تعیین می‌کنیم. به عنوان نمونه یک کودک 5 ساله باید 5 دقیقه از جمع جدا شود چون حرف زشتی زده است. اگر این محرومیت‌ها جواب ندهد به سراغ محرومیت از چیزهایی که مورد علاقه‌اش است می‌رویم. ضمن اینکه یادتان باشد وقتی تنبیه را به کار می‌بریم حتما برای رفتار عکس آن هم تشویق در نظر می‌گیریم.

    اگر کودک بلافاصله عذرخواهی کرد تا چند مرتبه عذرخواهی‌اش را قبول کنیم؟

    عذرخواهی کودک را همان بار اول قبول می‌کنیم ولی عذرخواهی مانع تنبیه نمی‌شود. باید به او گفت: تو را می‌بخشم ولی به خاطر حرفی که زده‌ای باید 5 دقیقه در اتاقت تنها بمانی.

    آیا ناسزاگویی در بزرگسالان ریشه در دوران کودکی‌شان دارد؟

    بعضی‌هایش بله! بعضی هم می‌تواند عادتی باشد. کودکانی که در محیط‌های نامناسب بزرگ می‌شوند معمولا بددهن می‌شوند و این یک رفتار عادتی است که باید از همان کودکی اصلاح شود.
    منبع:www.salamat.com 1390/02/20 | 01:32 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 کودکان شلخته

    نویسنده: سحر کمالی نفر
    شلختگی کودکان یکی از مواردی است که همواره مورد نگرانی والدین است. بسیاری از والدین می خواهند بدانند که آیا باید کودکان را به حال خود گذاشت تا با افزایش سن خودشان افرادی مرتب و منضبط شوند یا اینکه باید از کودکی به آنها آموخت که رعایت نظم و مرتب بودن یکی از ارزشهای رفتاری افراد محسوب می شود.
    در حال حاضر که اکثر خانواده ها در آپارتمانهایی با فضای محدود زندگی می کنند شاید
    جمع و جور بودن وسایل و مرتب بودن فرزندان بیشتر جلوه گر می باشد و تأکید والدین نیز بر این امر بیشتر شده است.
    ما در این بخش قصد داریم شما را با نکاتی در این زمینه آشنا کنیم:

    اتاق کودک
    برای کودکان راحتی در انجام کارها اهمیت خاصی دارد. اینکه بعد از بازی اسباب بازیهایشان را جداگانه در جاهای مختلف قرار دهند کاری سخت به حساب می آید و عموماً مایل به انجام آن نیستند.
    برای این منظور بهتر است از جعبه ها یا سبدهای بزرگ در گوشه اتاق استفاده شود تا بدانند بعد از بازی باید تمام اسباب بازیها را در آن بریزند. این اسباب بازیها شامل لگوهای خانه سازی تا عروسک و توپ و ماشین می تواند باشد و جداکردن نمی خواهد.
    کارشناسان معتقدند بهتر است در هنگام بازی چند اسباب بازی خاص به کودک داده شود تا با آنها بازی کند و پس از بازی هم آنها را جمع کند تا اینکه شمار زیادی از اسباب بازیها را دور تا دورش بریزیم که نداند با هر کدام چه نوع بازی ای باید بکند.
    در ضمن بهتر است برای روزهای تعطیل یا مسافرت چند اسباب بازی مشخص در انباری یا پارکینگ داشته باشید که در این ایام لازم نباشد. کیسه ای بزرگ از اسباب بازی را با خودتان جابجا کنید و نهایتاً هم یا خراب شوند و یا گم شوند. در بسیاری موارد هم با بسیاری از آنها بازی نخواهد شد.
    گاهی اوقات اسباب بازیهای خلاقانه ای بسازید. با چند برگ کاغذ رنگی و مداد و چسب و قیچی اشکال مختلفی با کودک خود بسازید و نقاشی یا رنگ آمیزی آنها را به او واگذار کنید تا هم لذت ببرد و هم چیزی یاد گرفته و نهایتاً هم سریعاً مرتب شود.
    ممکن است اتاق کودک زیاد بزرگ نباشد تا گنجایش یک کتابخانه را داشته باشد اما می توان چند کتاب قصه را نیز در برنامه روزانه او قرار داد تا بدون هر گونه ریخت و پاش چند صفحه از آن را برایش بخوانید. بدین ترتیب هم لذت می برد و هم به کتابخوانی علاقه مند می شود.
    خمیربازی نیز از بازیهای مورد علاقه کودکان است که می توانند با قرار دادن یک نایلون بدرد نخور زیر دست و یک مشت خمیر اشکال مختلفی را ساخته و سرگرم شوند.
    یکی دیگر از کارهایی که می توانید به او یاد دهید این است که هر بار که نقاشی می کشد تنها کاری که لازم است بکند این است که مدادرنگی هایش را در جعبه بگذارد و در جعبه را ببندد تا بیرون نریزند. اینکار مقدمه ای برای جمع کردن وسایل دیگر است.
    یک لیوان بدردنخور نیز برای جمع کردن مداد شمعی و مدادرنگی و دیگر اقلام از این دست که جعبه خاصی ندارند و یا از قبل مانده اند قرار دهید تا کودک در جمع کردن آنها راحت تر باشد.

    مکان هر وسیله را مشخص نمایید
    چنانچه کودک شما ببیند هر چیزی در منزل و نه فقط در اتاق خودش جای خاصی دارد یاد می گیرد که اسباب و وسایلش را گم نکند و آنها را از جای خود بردارد. به این ترتیب به تدریج جمع کردن و گذاشتن آنها در جای خود را نیز یاد می گیرد.
    نمی توان انتظار داشت هیچ چیز در خانه به راحتی پیدا نشود اما فرزندی بسیار مرتب و منظم داشت.
    سعی کنید برای جمع شدن وسایل از جعبه ها یا سبدهای پلاستیکی استفاده کنید. حتی لیوان مدادها نیز بهتر است پلاستیکی باشد تا هم نشکند و خطر کمتری تولید کند. هم
    سرو صدای کمتری تولید کند و کودک با حرکت دادن و انداختن آن دچار اضطراب نشود.
    برای چیزهای کوچک ظرف یا کشوی جداگانه ای قرار دهید. اگر قرار باشد تمام اسباب بازیها اعم از یک موش یا زنبور کوچک یا خرس بزرگ در یک جا جمع شوند هم پهن کردن آنها سخت تر است و هم جمع کردن. پس برای وسایل خیلی کوچک جای خاصی داشته باشید تا کودک در سنین بالاتر با شناخت حجم و سایز بتواند آنها را نیز جمع و مرتب کند.
    فراموش نکنید پس از هر بار جمع کردن وسایل و اسباب بازیها توسط کودک او را تشویق کرده و از او تشکر کنید. حتی اگر کار به نحو احسن انجام نشده باشد. زیرا اینکار انگیزه او را برای دقت بیشتر در دفعه آینده افزایش می دهد.
    1390/02/20 | 01:33 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589
    در برابر لجبازی کودکان چه کنیم؟

    اگر انتظارات والدین از کودکان منطقی باشد و وظایف ساده و آسانی برای آنان تعیین کنند، آنها نیز همکاری می‌کنند و رفتاری مطلوب نشان می‌دهند. کودکان برای کنارآمدن با دیگران به قوانین ساده و روشن نیازمند هستند. نباید از کودکان بخواهیم که هر آنچه می‌گوییم انجام دهند. کودکان در سنین پیش‌دبستانی دوست دارند خودشان تصمیم بگیرند، انتخاب کنند و درکارهای مربوط به خود مستقل باشند. بنابراین تنها در مواردی کودک، لجباز به شمار می‌آید که بیش از نصف دستورات والدین را انجام ندهد.

    چرا کودکان لجباز می‌شوند؟
    وقتی کودکان درخواستی دارند یا والدین آنها را مجبور به انجام عملی بر خلاف میلشان می‌کنند لجباز می‌شوند.
    گاهی توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب کودکان سبب می‌شود که رفتارهای نادرست آنان تقویت شود طوریکه کودکان به دلیل آوردن، جروبحث کردن، نق زدن، مجادله کردن و درخواست‌های مکرر متوسل می‌شوند.
    گاهی نیز علت لجبازی کودکانان این است که والدین در برابر لجبازی‌های آنها رفتار ثابتی ندارند. مثلا یک روی هیچ عکس‌العملی در برابر لجبازی نشان نمی‌دهند و روز دیگر از آنها می‌خواهند مطابق با خواسته آنها رفتار کنند.

    اگر همیشه با کودکان رفتار ثابتی داشته باشیم کمتر لجبازی می‌کنند.
    نحوه دستوردادن والدین نیز بسیار موثر است اگر والدین زیاد دستور بدهند، کودکان خسته می‌شوند و از انجام دستورات خودداری می‌کنند. گاه، کودکان برای آن دستور را اجرا نمی‌کنند چون کسی به آنها یاد نداده است چگونه آن کار را انجام دهند.
    مثلا کودک طرزاستفاده از قاشق و چنگال را نیاموخته است اما والدین توقع دارند آداب صحیح غذاخوردن را رعایت کند.

    در مورد دستوراتی که به کودک می‌دهید، فکر کنید.
    قوانین را مستقیم و واضح بیان کنید و به آنها در زمینه رعایت این قوانین کمک کنید. با کودک صمیمی ‌شوید و به او توجه کنید.
    در کنار او بنشینید وبه چشم‌هایش نگاه کنید، نام او را به زبان بیاورید و او را به انجام کار تشویق کنید.

    کارهایی را که از کودک انتظار دارید به اوبگویید.
    در خواست‌های خود را به طور واضح و روشن بیان کنید، مثلا" لیلا موقع خواب است، برو لباس خوابت را بپوش". اگر می‌خواهید کودکتان از انجام کار خاصی خودداری کند باید قبلا یک بار مسئله را به او گفته باشید مثلا"علی روی مبل نپر" یا " روی صندلی بشین وتلویزیون نگاه کن."

    به کودکان خود برای همکاری فرصت کافی بدهید.
    در صورت انجام دستور از او تشکر کنید. اگر می‌خواهید کار جدیدی مثل آماده شدن برای خواب را به کودکتان یاد دهید، یک بار توضیح دهید، پنج دقیقه صبر کنید سپس خواسته خود را یک بار دیگر تکرار کنید.
    اگر می‌خواهید کودک از انجام کار خاصی خودداری کند، باید از تکرار مرتب آن اجتناب کنید.

    دلایل منطقی بیاورید.
    اگر کودک ظرف پنج دقیقه کار مورد نظر را انجام نداد از دلایل متناسب با موقعیت استفاده کنید. درصورتی‌که کودک باز هم دستور شما را انجام نداد و در همان موقع مشغول فعالیت خاصی مانند تماشای تلویزیون یا بازی خود بود، فعالیت او را قطع کنید (تلویزیون را خاموش کنید یا اسباب بازی را بردارید) و به کودک در مورد دلیل انجام این کار توضیح دهید.
    برای مثال "کاری را که از تو خواستم انجام ندادی، به همین دلیل تلویزیون تا ده دقیقه خاموش خواهد بود."
    برای حذف یک فعالیت (ندیدن تلویزیون) پنج تا ده دقیقه کافی است. از شکایت، اعتراض و بحث با کودک خودداری کنید.
    کودک را به فعالیت قبلی باز گردانید. درصورتی‌که زمان مورد نظر برای اصلاح رفتار کودک به اتمام رسید اجازه فعالیت دوباره را داده یا اسباب بازی را به کودک بدهید.
    اگر بعد ازشروع دوباره فعالیت یا برگرداندن اسباب بازی، لجبازی ادامه داشت دلایل منطقی خود را تکرار کنید و به او فرصت طولانی تر بدهید (مثلا بقیه روز ) یا از" روش ساکت کردن کودک" استفاده کنید.
    در صورت لزوم از "روش ساکت کردن یا محروم کردن" استفاده کنید. گاهی اوقات می‌خواهید کودک کار جدیدی را شروع کند درحالی‌که او به راحتی آن را نمی‌پذیرد مثلا می‌خواهید کودک در ساعت معینی بخوابد درحالی‌که دیگر افراد خانواده بیدار هستند. در صورت ادامه مشکل رفتاری کودک، به او توجه نکنید.
    او را روی صندلی دور از دیگر افراد خانواده بنشانید و به او بگویید" برای دو دقیقه باید ساکت بنشینی" و دیگر به او توجه نکنید.
    اگر کودک ساکت ننشست از محروم کردن استفاده کنید و به او بگویید چون دو دقیقه ساکت نشستی به همین دلیل تو را از ... محروم می‌کنم.
    محروم کردن یعنی حذف کردن فعالیت خاصی که در آن زمان کودک انجام می‌دهد (مثلا بازی کردن با اسباب بازی یا تماشای تلویزیون). او را به یک اتاق دیگر (غیر از اتاق خودش ) بفرستید و با در نظر گرفتن سن کودک، بین سه الی هشت دقیقه اجازه ندهید از اتاق خارج شود.
    اگر در این مدت کودک ناراحت یا عصبانی شد به او توجهی نکنید و در صورتی که از اتاق خارج شد او را به اتاق برگردانید.

    کودک را به جای قبلی برگردانید.
    درصورتی‌که بعد از اتمام زمان مورد نظر کودک دستورات شما را انجام داد، او را تشویق کنید. در صورت سرپیچی او از روش "ساکت کردن یا محروم کردن" استفاده کنید و تا زمانی که کودک شما به رفتار جدید عمل نکرده است، روش‌های قبلی را تکرار کنید.

    برای آنکه کودک مستقل شود به او حق انتخاب دهید.
    لازم نیست تمام قوانین و دستورات را برای کودک توضیح دهید. زیرا منجر به بحث کردن کودک با شما خواهد بود.
    با کودک صمیمی‌ باشید، به او توجه کنید و به طور مستقیم و آشکار از او درخواست کنید.

    کودک را به دلیل رفتار خوب، تشویق کنید.
    زمانی که کودک لجبازی می‌کند، سریع عکس العمل نشان دهید.
    از راهکارهای مختلف مانند ارایه دلایل منطقی و روش " ساکت کردن و محروم کردن" استفاده کنید.
    منبع: ماهنامه ی اطلاع رسانی کودک 1390/02/20 | 01:34 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب تبلیغ

    تخفیف 30 هزار تومانی دیجی کالا برای کاربران نی نی سایت

    تاریخ اعتبار تا 20 آبان 96

    فرصت طلایی برای کاربران نی نی سایت. برای دریافت کد تخفیف از دیجی کالا اینجا را کلیک کنید

    نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589
    شیوه‌های ابراز محبت به کودکان









    • نوازش و بوسیدن:

    کودکی که چنین محبتی را به درستی و به جا دریافت می‌کند، معمولا متکی به نفس بار می‌آید. با در بغل گرفتن و لبخند زدن نوزاد، وی از لحظه تولد امنیت عاطفی را از مادر دریافت می‌کند.

    • احترام به شخصیت کودک:

    این هم یکی از بهترین روش‌های ابراز محبت است. اگر به کودک خود احترام بگذارید، او کمتر از اوامر شما سرپیچی می‌کند اما وقتی کودک را مسخره کنید، احساس حقارت می‌کند.

    • قدردانی و تحسین:

    تحسین از نیازهای روانی دوران کودکی است که باعث به دست آوردن روحیه شاد و بشاش و عاملی برای تاثیر عملکردهای او خواهد بود. البته تشویق و تحسین باید از افراط و تفریط به دور باشد و بیشتر متکی بر عمل باشد.

    شیوه‌های ابراز محبت به کودکان

    • بازی با کودکان:

    با کودکان خود زیاد حرف بزنید و برایشان آواز بخوانید و داستان بگویید. کودک را غرق در کلمات کنید تا یاد بگیرد چگونه پاسخ بدهد و خوب حرف بزند. می‌توانید او را روی دوش خودتان سوار کنید تا با گرمی بدن شما احساس امنیت کند و در عین حال همه چیز اطرافش را ببیند. با او قایم باشک یا دالی موشه بازی کنید. خودتان را پشت دست‌های خودتان و یا پشت درخت پنهان کنید و یا چیزی روی صورت او بیندازید و بعد به طور ناگهانی ظاهر شوید البته به طوری که موجب وحشت او نشوید.
    یک آویز متحرک برایش درست کنید. چیزهای قابل توجه مثل برگ و گل که از تکه چوبی آویزان است را در جایی که باد آن را به آرامی تکان بدهد، آویزان کنید. آب تنی در حمام و یا در حیاط هم مورد علاقه بیشتر بچه‌هاست. در یک تشت مقداری آب بریزید و به ملایمت و با احتیاط به یکدیگر بپاشید.
    منبع:http://www.salamat.com



    1390/02/20 | 01:35 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب yamin20#28651 عضویت: 1389/03/04 تعداد پست: 107 خیلی مفید بود مرسی 1390/02/20 | 03:49 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب مهفا#2 عضویت: 1388/12/09 تعداد پست: 821 منم تا الان 2 صفحه رو خوندم...........ممنون مطالبتون خیلی مفیده ........

    توی نی نی سایت هر کس دنبال چیزیه ومطمئن باش خریدارن این تاپیک هم پیداشون میشه........... 1390/02/20 | 18:34 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب مامان_طاها#147 عضویت: 1388/11/15 تعداد پست: 1521 ممنون خیلی مفید بود مرسیییییییییییییییییییییییی خدایا عاشقتم.... 1390/02/21 | 00:26 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب مامان_پری#40 عضویت: 1389/12/29 تعداد پست: 209 من تشکر می کنم از مطالب خیلی خوبی که می گذارید و اتفاقا لازمه که لینک گذاشته بشه. اگر کسی تازه وارد باشه می تونه راحت تر مطالبش رو پیدا کنه. فقط یک نکته/:البته شاید قبلا مطرح شده باشه بنظرم در هر پست مطالب در حد یک پاراگراف کافیه. نیلوفرجان میتونی مطالب را به چند قسمت تقسیم کنی تا تاثیر بهتری داشته باشه 1390/02/21 | 14:58 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب فرناز#302 عضویت: 1389/08/13 تعداد پست: 3245 نیلوفر جون ممنون از مطالب خوب وآموزندت مانلی جونو ببوس 1390/02/26 | 01:13 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 آیا لجبازی کودک شما یک اختلال است؟

    آیا لجبازی کودک شما یک اختلال است؟با شروع فصل پاییز کم‌کم هوا خنک و خنک‌تر می‌شود و با غروب آفتاب سرمای ملایمی بر فضا حاکم. مریم، دختر کوچولوی پنج‌ساله‌ای است که قرار است در یکی از شامگاه‌های سرد پاییزی با مادرش برای خرید به خیابان برود. کشوی لباسش را باز می‌کند و پیراهن صورتی‌اش را بیرون می‌آورد تا بپوشد. اما مادر با او مخالفت می‌کند و می‌گوید: هوا سرد است.
    مریم جواب می‌دهد: نه من سردم نمی‌شود.
    پایان این ماجرا به اصرار پرخاش و گریه مریم و عصبانیت مادر ختم می‌شود. تقریبا در بسیاری از موارد چنین مشکلاتی بین مریم و مادرش به وجود می‌آیند و مادر مریم از لجبازی او سخت نگران و ناراحت است. اما چرا مریم لجباز است؟
    لجبازی در حدود سنین سه تا شش سالگی بروز می‌کند و از ویژگی‌های رشدی بچه‌ها محسوب شده و اختلال نیست. پریستینه آرزومانیان روانشناس بالینی می‌گوید: این ویژگی رشدی همزمان با شکل‌گیری من در کودک به وجود می‌آید و به مرور زمان در سنین بعدی کمرنگ‌تر خواهد شد. کودک در این سنین شروع به کشف خود و محیط پیرامون می‌کند.
    عاطفه فردوسی‌پور روانشناس تربیتی هم در این مورد می‌گوید: حدود سنی ۳ تا ۶ سالگی کودک را دوره پیش عملیاتی می‌نامند. توجه کودک در این مرحله فقط به خودش است و به دلیل ظرفیت‌شناختی محدود قادر نیست خودش را جای دیگران بگذارد. در واقع لجبازی برچسبی است که دیگران به کودک می‌زنند و ناشی از عدم تحول شناختی اوست. آنچه ما تحت عنوان لجبازی کودکان می‌شناسیم عبارت است از نافرمانی کودک از دستورات پدر و مادر، بی‌نظمی و...
    دکتر راشل بارلی، نویسنده کتاب کودک لجوج شما و هشت مرحله برای رفتار بهتر،‌ اظهار می‌کند: کودکان در این سنین سرسختانه نسبت به آنچه می‌خواهند اصرار می‌کنند. اما والدین باید بدانند که اگرچه کودکشان سرسختی می‌کند و موجب ناراحتی آنها می‌شود اما او آماده تغییر عقیده نیست.
    اگرچه در این سنین مهارت‌های زبانی و گفتاری کودک خوب است اما او هنوز منطق بزرگسالان را درک نمی‌کند. بنابراین بحث و مجادله با او بی‌فایده خواهد بود. والدین باید از مقابله بی‌مورد با کودک خودداری کنند و فقط در مواردی که رفتار کودک مشکلی را ایجاد می‌کند با قاطعیت و به آرامی او را از انجام آن رفتار یا انتخاب باز دارند.
    آرزومانیان معتقد است: مخالفت‌های زیاد و بی‌مورد باعث افزایش حالت مقابله و ستیزه‌جویی در کودک می‌شود و حتی ممکن است در آینده هم به صورت عادتی که تبدیل به اختلال لجبازی شده است در فرد بروز کند.
    لجبازی اگر همراه با پرخاشگری شدید باشد و در سنین بالا هم همچنان در فرد وجود داشته باشد، می‌تواند یک اختلال محسوب شود و برای درمان آن باید از یک روانشناس کمک گرفت. پزشک با ارزیابی اینکه فرد در چه موقعیت‌هایی لجبازی می‌کند، دستورات لازم برای رفع این رفتار را به والدین خواهد داد.
    یکی از راه‌های از بین بردن این رفتار بی‌توجهی نسبت به موقعیت لجبازی است به طور مثال کودکی که هنگام غذا خوردن لجبازی و از غذا خوردن امتناع می‌کند با کمی بی‌توجهی مادر و عدم اصرار او در این مورد اصلاح خواهد شد. البته هرگز نباید نقش تشویق را فراموش کرد با تشویق‌های به موقع و درست می‌توان رفتارهای صحیح را جایگزین رفتارهای نادرست کرد. تشویق باید بلافاصله بعد از انجام رفتار درست و به اندازه میزان خوبی رفتار باشد. برای یک رفتار کوچک مثلا جمع کردن اسباب‌بازی‌ها نباید تشویق خیلی بزرگی در نظر گرفت در این مورد می‌توان ساعت بازی با دوستان را افزایش داد.
    عاطفه فردوسی‌پور، روانشناس تربیتی در مورد علل تشدید لجبازی می‌گوید: امر و نهی‌های مکرر و فرمان‌های غیر‌علمی به کودک باعث تشدید لجبازی در کودکان می‌شود، به طور مثال اینکه همیشه و تحت همه شرایط از کودک بخواهیم هر روز سر ساعت معینی بخوابد و بیدار شود. تبعیض بین کودکان، دادن قول‌هایی که هرگز به آنها عمل نمی‌شود، بی‌توجهی و خشونت والدین، مخالفت‌های مکرر با رفتارهای کودک و استفاده نابجا از تنبیه و تشویق باعث افزایش لجبازی در کودکان خواهد شد. گاهی بر اثر عوامل یاد شده کودک دست به پرخاشگری می‌زند، اما والدین پرخاشگری او را با لجاجت اشتباه می‌گیرند. لجاجت پدیده‌ای طبیعی‌تر از پرخاشگری است و متعلق به کودک است.
    او در ادامه یادآور می‌شود: گاهی علت پرخاشگری و لجاجت کودک در رفتار ما نهفته است، در واقع گاهی ما مقصر اصلی هستیم. در سنین بالاتر و بعد از ورود به پیش‌دبستانی و دبستان هم اولیای مدرسه و قوانین آنها در این زمینه نقش مهمی خواهند داشت.
    1390/02/30 | 12:31 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟

    آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟خلاقیت موضوع جالب و بحث انگیزی هست که تاثیر آن در موفقیت و پیشرفت افراد ثابت شده است. اما اینکه آیا می‌توان به آموزش خلاقیت پرداخت و آنرا به افراد آموزش داد تا بوسیله آن برنامه‌های دیگر آموزشی خود را پیش ببرند اکثر صاحبنظران امکان چنین آموزشی را تائید کرده‌اند. اکثر روانشناسان آموزشی چه در مکتب شناختی و چه در مکاتب رفتاری معتقدند که خلاقیت و آفرینندگی قابل آموزش هستند. در زیر مراحل آموزش خلاقیت آمده است.
    ● طبقه بندی مسائل
    مسائلی را که به یادگیرندگان می‌دهید طبقه بندی کنید. مسائل و موضوعات را بطور کلی می‌توان به دو دسته مسائلی که شناخته شده هستند ولی راه حل آنها معلوم نیست و مسائلی که در آن هم مساله و هم روش حل مساله برای دانش آموز و کل بشریت ناشناخته است، تصمیم بندی کرد. گفته می‌شود ابتدا مسائل را به دانش آموز داده شود که از دسته اول هستند یعنی مساله شناخته شده است ولی روش حل مساله برای دانش آموز ناشناخته است. بتدریج می‌توان دانش آموز را در موقعیتهایی قرار داد که در آن هم مساله و هم روش حل مساله ناشناخته هستند. هر چه موقعیت برای یادگیرنده ناشناخته تر باشد میزان خلاقیت او بیشتر خواهد شد.
    ● آموزش مهارتهای حل مساله
    به یادگیرندگان مهارتهای حل مساله را آموزش دهید و آنها را به استفاده از این مهارتها ترغیب نمایید. پژوهشهای انجام شده اثر بخشی تعدادی از فنون و مهارتهای حل مساله را در یادگیری تفکر آفریننده نشان داده‌اند. معروفترین آنها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مساله‌ای را به دانش ‌آموزان کلاس می‌دهد و از آنها می‌خواهد تا هر چه راه حل به ذهنشان می‌رسد برای مساله بگویند. پیش از ارائه تمام راه حلها بوسیله همه دانش ‌آموزان کلاس ، هیچگونه اظهار نظری درباره آنها از سوی معلم یا سایر دانش‌آموزان ابراز نمی‌شود این روش شبیه روش تداومی آزاد مورد استفاده روانکاوان است.
    علاوه بر روش بارش مغزی ، آموزش مهارتهای پژوهشی نیز یادگیرنده را در یادگیری خلاقیت کمک می‌کند. آموزشهای روش صحیح وضع کردن فرضیه و آزمودن آن تواناییهای تفکر خلاق را در یادگیرندگان افزایش می‌دهد. همچنین مطالعه خلاقانه را می‌توان به یادگیرنده آموزش داد. به عبارتی می‌توان به دانش‌آموز یاد داد تا مطالب را به صورت خلاقانه مطالعه کنند. مثلا می‌توان به دانش‌آموزان گفت: وقتی به خواندن مطالب یک کتاب می‌پردازید به موارد استفاده مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها برمی‌خورید بیندیشید.
    خیلی اهمیت دارد که به راههایی که می‌توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود بکار ببرید فکر کند. تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می‌گوید از خود بپرسید که چگونه می‌توانم آنچه را که نویسنده نوشته است مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد استفاده اکتفا نکنید. تا آنجا که می‌توانید موارد استفاده‌های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای معارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مایوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می‌توانید این روش مطالعه را به راحتی بکار ببرید.
    ● اهمیت دادن به دستاوردهای خلاقانه یادگیرنده
    دستاوردهای خلاقانه یادگیرنده را مورد تشویق قرار دهید. تشویق و تقویت رفتارهای خلاقانه مانند تشویق هر نوع رفتار دیگر باعث نیرومندی و افزایش آن می‌شود. برای این منظور نسبت به سوالات غیر متعارف یادگیرنده با احترام برخورد کنید و به آنها توجه کنید و از سرکوب کردن چنین سوالاتی خودداری کنید. نسبت به اندیشه‌ها و راه حل‌های نامعقول او نیز توجه داشته باشید و با احترام برخورد کنید به کودکان نشان دهید که اندیشه‌های آنها با ارزش است. فرصت‌هایی به یادگیرندگان بدهید تا در آن به یادگیری‌های مورد علاقه خود بپردازند و یادگیریهای خود انگیخته آنان را مورد تشویق قرار دهید. به آنها فرصت دهید تا بدون ترس از عواقب ارزشیابی شما از کارشان به یادگیری ، تفکر و اکتشاف بپردازند.
    ● بگذارید کودکان تجربه کنند!
    تجارب کودکان را به موارد بخصوصی محدود نکنید. علاوه بر شرائط معمول و موقعیتهای متداول آموزش رسمی برای دانش آموزان فرصتهای تازه و متنوعی را نیز فراهم آورید. برای مثال در درس علوم از دانش‌آموزان بپرسید، اگر نیروی جاذبه وجود نداشت چه اتفاقی برای انسان می‌افتاد؟ بیشتر سوالهایی را مطرح کنید که با چگونه و به چه طریق شروع می‌شوند. از دانش آموزان بخواهید تا به طرح فرضیه بپردازند ، به استباط دست بزنند و اطلاعات خود را برای تبیین پدیده‌های تازه به کار برند. سوالهایی را مطرح کنید که تعداد زیادی جواب داشته باشند.
    ● کشف استعدادهای ویژه هر دانش آموز
    نسبت به اختلافات فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید و در پرورش استعدادهای ویژه آنان بکوشید. در یادگیری هرگز دانش‌آموزان را به رقابت با یکدیگر وادار نکنید و از یکسان بار آوردن آنها بپرهیزید. هر دانش‌آموز دارای استعدادهای ویژه و خاص خود است که ممکن است از این لحاظ با سایر دانش آموزان فرق داشته باشد. در پرورش استعدادهای ویژه فرد فرد دانش‌آموزان بکوشید. شواهد موجود نشان می‌دهد که برخوردهای والدین و معلمان با کودکان در سالهای پائین کودکی بر رشد استعدادهای آنها تاثیر فراوان دارد.

    پژوهشسرای دانش آموزی دکتر عظیمی
    1390/02/30 | 12:31 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 احترام گذاشتن به کودک"گامی در جهت تامین سلامت روانی ....

    احترام گذاشتن به کودک"گامی در جهت تامین سلامت روانی ....در شکل گیری شخصیت کودک به تاثیر عوامل متعددی مانند عوامل ارثی ، خانواده ، جامعه و مدرسه می توان اشاره کرد. اما در این میان به نظرمی رسد که خانواده بیشترین نقش را در شکل گیری شخصیت و تامین سلامت روانی کودک ایفا می کند. کودک اولین تجربه ها و رفتارهای خود را در درون خانواده و در ارتباط نزدیک با پدر و مادر می آموزد که همین تجربه ها و یادگیری های اولیه پایه واساس شخصیت کودک را به وجود می آورند . آگاهی بر این که چگونه تجارب اولیه زندگی ، شخصیت فرد را قالب ریزی می نماید می تواند از نظر علمی به ما کمک کند تا در تربیت کودکانمان عاقلانه تر گام بر داریم . بسیاری از مسائلی که جامعه با آن دست به گریبان است از جمله پرخاشگری ، از خود بیگانگی ، خود کشی ، بیماریهای روانی و ... شاید از این طریق قابل پیشگیری باشد که ما در باره نحوه تاثیر رفتار و نگرشها ی والدین بر کودکان و نقش خانواده بر سلامت روانی کودکان شناخت دقیق تری داشته باشیم .
    برای فراهم آوردن شرایط رشد طبیعی و سالم کودک علاوه بر توجه به نیازهای جسمی کودک از قبیل تغذیه ، پوشاک ، بهداشت و مراقبتهای پزشکی و ... اهمیت توجه به نیازهای روانی و عاطفی کودک از سوی والدین ، نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری دارد.
    به عنوان نمونه در این زمینه می توان به وظیفه و نقش مهم پدر و مادر در بوجود آوردن احساس ارزشمندی ، احترام به خود و به طور کلی عزت نفس در کودک و سوق دادن او در مسیر تبدیل شدن به یک بزرگسال متکی به خود اشاره نمود .
    احترام گذاشتن به کودک یکی از اساسی ترین مباحثی است که همواره مورد توجه روانشناسان و مربیان تربیتی و پرورشی بوده است. بعضی از والدین ممکن است کودک خود را دوست داشته باشند ولی به او احترام نگذارند . نکته مهمی که والدین باید به آن دقت کنند این است که دوست داشتن کودک کافی نیست بلکه لازم است شما برای او احترام قائل باشید . احترام به کودک به همان اندازه اهمیت دارد که دوست داشتن او . اگر به کودک احترام بگذارید او به زودی تصویر مثبتی از خود پیدا خواهد نمود .
    به عبارت دیگر او خود را دوست خواهد داشت .
    چنین طرز فکری در مورد خود اهمیت فوق العاده ای در بهداشت روانی کودک دارد. احترام مانند دوست داشتن هم از طریق بیان و هم از طریق عمل نشان داده می شود . شما می توانید با گوش دادن فعال به حرفهای کودک ، برقراری تماس چشمی ، توجه به گفته های کودک بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی صبری نشان دهید ، کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن و به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرفهای او همچنین پرسیدن سوالاتی مانند " منظورت از این که گفتی ......، چیه ؟ "
    یا " راجع به این مسئله .....، چه فکری می کنی ؟ " احترامی را که او بدان نیاز دارد برآورده سازید . شما همچنین می توانید با تحسین از کاری که او انجام می دهد حتی اگر کامل نباشد و با این امکان که او عقاید خود را بدون ترس از تمسخر و استهزا نمودن آن ها بیان کند احترام خود را نسبت به او نشان دهید . بطور خلاصه ، شما می توانید احترام خود را هر زمان با بیان کلمات یا عمل مبنی بر اینکه او فرد با ارزش و مهمی است نشان دهید .
    احترام به کودک اضطراب و تنش او را کاهش خواهد داد . این امر به ویژه هنگامی اهمیت دارد که کودک به محیط جدیدی نظیر کلاس آمادگی ، مدرسه و غیره .... وارد می شود .
    اگر کودک به خود اطمینان داشته باشد ، یادگیری برای او راحت تر و لذت بخش تر خواهد بود .
    احترام کیفیتی است که کودک باید آن را کسب کند. کودک نیاز به فرصت هایی دارد تا احترام را بر یک اساس فردی بدست آورد و اگر شما فردی حمایت کننده بوده و هرگز اجازه تصمیم گیری به کودک ندهید او هرگز احترامی که لازم است را بدست نخواهد آورد . از طرف دیگر اگر شما خیلی آسان گیر باشید و اجازه دهید کودک کلیه تصمیمات را اتخاذ نماید ، او هرگز رفتار مسئولانه نسبت به دیگران را نخواهد آموخت و در نتیجه مورد احترام نیز واقع نخواهد شد .
    کودکان به منظور نشان دادن توانایی ها و مهارت های زندگی نیاز به فرصت و گذشت زمان دارند . به هر حال به منظور فرصت دادن به کودک لازم است به خاطر داشته باشید که توانائیهای او را با فرد دیگری مانند خواهر ، برادر یا سایر کودکان مقایسه نکنید. مقایسه کردن دلیل بر عدم احترام برای فردیت کودک بوده و به او امکان مورد تحسین واقع شدن به خاطر مهارتها و توانائیهایش را نمی دهد

    سلامت نیوز
    1390/02/30 | 12:32 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 برخوردهایی که اثرمنفی بر کودکان دارد

    برخوردهایی که اثرمنفی بر کودکان دارد● گذاشتن اسم روی بچه ها ” لال ” یا ” بچه بد “
    اگر کودکان را نامهایی مانند احمق و تنبل و… بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات است. به علت آسیبی که به کاربردن این نامهای منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند اعتماد به نفس او از بین می برد. اگر کودکی به صفت زشت نامیده شود ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند اگر بگویید:‌ کمرو از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می کند. چه باید گفت: با جمله ای مثبت توجه بچه را به رفتاری معطوف کنید که باید تغییر دهد. این اتاق نامرتب و به هم ریخته است یا کاغذ و مدادهایت روی زمین پخش شده و باید جمع شود.
    ● طـــرد کـــردن بچه ها ” ای کاش به دنیا نمی آمدی ” یا ” هیچکس ترا دوست ندارد “
    طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از آنهاست. برای یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده به معنی دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارند. چه باید گفت: هر روز با او گفتگو کنید و بگویید دوستش دارید و در آغوشش بگیرید.
    ● منفــــی بافــی ” لیاقت چیزی را نداری یا جات تو زندونه ”
    بچه ها با کلمات و جمله هایی که به آنها می گوییم، بزرگ می شوند یک پژوهشگر با عده ای زندانی گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسید که به چند نفر از آنها هنگام بچگی گفته شده که زندانی خواهند شد؟ با کمال تعجب دریافت که تقریباً با پاسخ همه آنها به این سوال مثبت بود. والدین باید آینده خوبی را برای بچه ها ترسیم و پیش بینی کنند.
    ● مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات ” تو دلیل دعوای من و پدرت هستی “
    مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنی است که او به دلیل کاری که به دیگران انجام داده اند سرزنش می شود بچه ها هدف آسان و در دسترس برای به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضای خانواده هستند. اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند ما باید نمونه ای از مسسولیت پذیری در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم. چه باید گفت: اگر عصبانی شدید به محض بدست آوردن خونسردی٬ از کودک معذرت بخوهید و مثلاً بگویید: ببخشید دعوات کردم امروز خسته بودم.
    ● انتظارات نابجــا ” نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره دیگر چه شده است تو فقط باید ۲۰ بگیری.”
    پدر و مادرانی که از فرزندان خود انتظارات بی جادارند آنها را مجبور می کنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند.
    پیامی که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافی خوب نیستی. داشتن انتظار بی جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین می برد. چه باید گفت؟ با تاکید به نکات مثبت بگوئید: خیلی عالی است که نمره های ۲۰ زیادی در کارنامه ات داری اشکالی ندارد نمره ۱۷ گرفتی چون تو تمام سعی خود را کردی و هر انسانی ممکن است اشتباه کند سعی کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومی ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند.
    ● مقـــایسه کـــردن ” چرا مثل پسرخاله ات نیستی ؟ وقتی به سن تو بروم، دو کیلومتر پیاده به مدرسه می رفتم. وقتی به کودک می گویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست.
    تخم حسادت و بددلی را بین فرزندان خود می کارید. بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بی ارزشی و بد بودن را خواهند داشت. حتی تعریف مثبتی هم می تواند همین نتیجه را داشته باشد. وقتی می گوید: تو در بازی فوتبال از برادرت بهتری همان احساس مقایسه و ناسازگاری را بین آنها به وجود می آورید. بهتر است بگویید: تو در بازی فوتبال به اندازه برادرت هنگامی که به سن تو بود خوب هستی. از سال گذشته تا به حال در زبان پیشرفت کرده ای.
    ● شـــرم زدگـــی ” باید از خودت خجالت بکشی. درست مانند یک بچه رفتار می کنی. نمی توانم باور کنم از این گربه کوچک می ترسی.”
    هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس می کند نقص دارد یا بی لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او می شود. برخی پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراری او را تحقیر می کنند. خجالت زده کردن کودک موجب می شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند. بهتر است بگویید: گریه نکن٬ تو دیگر بزرگ شده ای. گربه آنقدرها هم ترسناک نیست.
    ● تهدید کـــردن ” اگر نیایی می روم و اینجا تنها می مانی. اگر دوباره این کار را انجام دهی، به پلیس می گویم ترا ببرد.”
    تهدید گفتن جمله یا کلمه اغراق آمیزی است که پدر و مادر به کار می برند تا کودک را بترسانند مانند این جملات: اگر درست رفتار نکنی تمام استخوانهایت را می شکنم تهدید موجب ترس در کودک می شود و او احساس می کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می کند. تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و برای نیازهای اساسی و اولیه زندگی با پدر و مادرش نیاز دارد. آنچه باید گفت: به بچه ها باید هشدار داد نه تهدید برخلاف تهدید٬ هشدار واقعی و معقول است. با گفتن جمله اگر …. در نتیجه … به او هشدار می دهید که نباید به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند اگر دوباره خواهرت را بزنی، دیگر نباید با او بازی کنی.

    پاراسات 1390/02/30 | 12:33 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 نترس کوچولو!

    نترس کوچولو! نمی‌دونم چرا پسرم شبها از تاریکی می‌ترسه؟، آره دختر منم تازگیها هر وقت از مرگ حرف می‌شه ترس برش می‌داره،بچه منو نمی‌گین؟ منو دیوونه کرده از بس می‌ترسه از مدرسه رفتن... شاید ترس‌های کودکانتان جزو نگرانی‌های شما هم باشد. اما‌ آیا ‌این ترس‌ها طبیعی هستند؟ و به بچگی بچه‌ها ربط دارند یا نابهنجارند؟ نیاز به توجه بیشتر دارند یا نه؟ روان‌شناسان پاسخ‌های جالبی برای‌این سوال‌ها دارند. ضمن‌این که‌ این متخصصان برای دغدغه همیشگی کلاس‌اولی‌ها، یعنی ترس از مدرسه، نیز نسخه بلند بالایی پیچیده‌اند. جواب آن سوال‌ها و داروهای رفتاری این نسخه را بخوانید.
    ترس طبیعی یا به طور مختصر ترس به واکنشی گفته می‌شود که در موقعیت‌هایی نشان داده می‌شود که برای بیشتر افراد، ترسناک تلقی می‌شود. مثلا ترسیدن هنگام گذشتن از پرتگاهی در ارتفاعات کوهستان یا ترس از صدای مهیب انفجار در‌ آشپزخانه. اما ترس مرضی یا فوبیا نوع خاصی از ترس است که در درجه اول افراطی، غیر منطقی و ناموجه است. اگر فوبیا از یک چیز خاص (مثلا آمپول)، از حیوانی خاص (مثل گربه) یا موقعیتی خاص (مثلا پرواز با هواپیما) باشد به آن فوبیای خاص می‌گویند و اگر ترس از موقعیت‌های اجتماعی (مثل سخنرانی) باشد به آن فوبیای اجتماعی گفته می‌شود.
    این تقسیم‌بندی‌ها را می‌شود برای بزرگسالان به راحتی به کار برد اما در کودکان به چند دلیل، جدا کردن ترس‌های طبیعی از فوبیا سخت است. در درجه اول نشانه‌های ترس در کودکان با بزرگسالان فرق می‌کند. یعنی ممکن است کودک به جای ‌این که مثل بزرگسالان از موقعیتی وحشت زده شود، حالت قهر به خود بگیرد یا خودش را به بزرگسالان بچسباند.
    حتی ممکن است کودک، ترس خودش را پشت نشانه‌های افسردگی و خشم پنهان کند. ضمن‌این که برخلاف بزرگسال‌ها که می‌دانند ترسشان افراطی و غیر منطقی است کودکان آن قدر رشد نکرده‌اند که تفاوت ترس‌های طبیعی و غیر طبیعی را بدانند.
    ● چه ترسی؟ چه سنی؟
    بعضی از ترس‌ها برای بعضی از سنین طبیعی‌تر است اما کلا هیچ ترسی – حتی اگر طبیعی باشد- نباید بیش از دو سال طول بکشد. یعنی طول کشیدن بیش از‌این حد، نشانه مشکل و نیازمند توجه یا حتی درمان بالینی است. اما ترس‌های شایع سنین مختلف را می‌توانیم این طور طبقه بندی کنیم:
    ۱) از شش ماهگی تا ۲ سالگی
    به‌این دلیل در مورد قبل از شش ماهگی حرفی نزدیم که اصولا بچه‌ها تا شش ماهگی چندان بین غریبه و خودی تفاوتی قایل نیستند که بخواهند از چیز یا آدم غریبی بترسد. اما بعد از شش ماهگی ترس از آدم‌های غریبه و موقعیت‌های ناآشنا ترسی طبیعی است. اما اگر ترس بیش از حد و خاص باشد، مثلا ترس از صدای جارو برقی یا ترس از توپ‌ها و اسباب بازی‌های پشمالو، بهتر است درمان شود. زیرا ‌این ترس‌ها مانع خلاقیت کودک می‌شوند. در ‌این سنین کودک کنجکاو است و می‌خواهد با چشم و دست و دهان، محیط اطرافش را بشناسد. این ترس‌های غیر طبیعی باعث می‌شود میزان این کنجکاوی‌ها کمتر شود و در نتیجه خلاقیت کودک کاهش یابد.
    ۲) از ۲ تا ۴ سالگی
    ‌این سنین در واقع سن شروع ترس از حیوانات است. کودک این ترس را حتی در بازی‌ها و خواب‌هایش نشان می‌دهد. از ۳ سالگی به بعد هم کودک از تاریکی می‌ترسد. برای کودک، تاریکی یعنی تنهایی؛ چه کس دیگری وجود داشته باشد چه نه، کودک در تاریکی احساس تنهایی می‌کند. همان طور که گفتیم اگر‌این ترس از حیوانات و تاریکی خیلی شدید باشد، طوری که کودک به کارهای عادی‌اش نرسد یا بیش از حد (دو سال) طول بکشد، نیازمند درمان است.
    ۳) سال‌های پیش دبستانی (۳تا۷ سالگی)
    شاید بتوان این سال‌ها را سال‌های ترس نامید. ترس‌های این سنین، بی‌نهایت متنوع‌اند. کودکان علاوه بر ترس از حیوان‌ها – که در‌این سنین بیشتر حیواناتی هستند که می‌توانند به انسان آسیب برسانند مثلا گرگ- کودک ممکن است از عناصر طبیعی مثل رعد و برق، وسایل صنعتی مثل جرثقیل، بیماری‌ها، تنهایی و حتی‌اشخاص افسانه‌ای مثل جن یا غول بترسد.
    ۴) سال‌های دبستان
    حالا دیگر کودک شما آن قدر بزرگ شده است که می‌تواند در مورد‌ آینده فکر کند و برنامه‌های بعدیش را پیش‌بینی و تخیل کند. برای همین ترس‌هایش هم پیچیده تر می‌شوند- ترس از خطرهای دور دست یا بدبختی‌هایی که ممکن است در آینده به سراغش بیایند. اما دو نوع ترس است که در‌این سنین خیلی شایع‌اند. اولی ترس از مرگ است. کودکان به‌طور معمول در هشت سالگی به خوبی مفهوم مرگ را درک می‌کنند و به عنوان اولین واکنش، از آن می‌هراسند. روان‌شناسان به‌این واکنش اضطراب هشت سالگی می‌گویند و معتقدند کودک در واقع از مرگ مادر می‌ترسد. مرگی که به گمان کودک باعث می‌شود تا آخر عمر تنها و طرد شده باقی بماند. اما ترس مشهورتر‌این دوره مدرسه هراسی است. ترسی که همه ما لااقل یک نمونه‌اش را وقتی کلاس اولی بوده‌ایم یا کلاس اولی داشته‌ایم، دیده‌ایم.
    ● ترس از مدرسه، ترس از جدایی
    وقتی کودکتان به دلایلی غیر منطقی از مدرسه رفتن خودداری می‌کند و در مقابل اجبار شما واکنش‌های شدید وحشت‌زدگی از خود نشان می‌دهد، کودکتان مبتلا به مشکل شایع ‌این سنین یعنی مدرسه هراسی است. کودک شما در‌ این حالت گریه می‌کند، التماس می‌کند که او را به مدرسه نبرید، قول می‌دهد که فردا به مدرسه می‌رود اما امروز نه، خودش را در اتاق حبس می‌کند، و حتی اگر به زور او را وادار به نشستن در کلاس کنید از مدرسه می‌گریزد و در کوچه‌ها سرگردان می‌شود. او ممکن است سختگیری معلم، مسخره کردن دوستان یا دور بودن مدرسه را بهانه کند اما در واقع مشکل در جای دیگری است. مدرسه هراسی ممکن است علت‌های گوناگونی داشته باشد:
    ۱) وابستگی بیش از حد کودک به خانواده
    خانواده‌هایی که اجازه کار مستقل به کودکانشان نمی‌دهند و بیش از حد از کودکانشان حمایت می‌کنند، او را در یک حالت وابستگی شدید نگه می‌دارند.‌ این کودکان آن قدر برای رفع نیازهایشان به خانواده احتیاج دارند که نمی‌توانند یک لحظه از مادر خود دور باشند، چه برسد به آنکه نصف روز را در جایی دور از خانه یعنی مدرسه بگذرانند.
    ۲) مادران مضطرب و ترسو
    کودک بیشترین الگوهای رفتاری خودش را از مادرش می‌گیرد. فرض کنید که مادری خودش مبتلا به هراس از خیابان یا اجتماع باشد، یا همیشه احساس دلشوره کند، ‌این حس و رفتارهای بعد از آن، خود به خود به کودک هم منتقل می‌شود و خودش را به شکل مدرسه‌هراسی نشان می‌دهد.
    ۳) القای ترس توسط افراد بزرگتر
    تصور کنید برادران و خواهران بزرگتر یا خویشاوندانی که تجربه مدرسه رفتن را داشته‌اند مرتب از خط‌کش معلم و سختی درس‌ها حرف بزنند، شما جای بچه شش ساله تان باشید، از مدرسه نمی‌ترسید؟! اگر والدین ‌این تجربه‌ها را جلوی کودک بگویند که دیگر نور علی نور است!
    ۴) یاد نگرفتن مهارت‌های اجتماعی
    بعضی از والدین کودکانشان را جوری بار می‌آورند که نمی‌توانند با دیگران درست رابطه بر قرار کنند. از آن جا که درس خواندن در مدرسه احتیاج به روابط اجتماعی فراوان دارد، ‌این کودکان در واقع از توانایی نداشتن در برقراری رابطه می‌ترسند.
    با ترس از مدرسه چه کار کنیم؟
    همه مشکلاتی که در مدرسه اتفاق می‌افتد، به دو نظام مربوط است: نظام خانواده و نظام آموزشی. انجمن اولیا و مربیان را که یادتان است؟ مدرسه هراسی هم مشکلی است که لااقل نمودش در مدرسه اتفاق می‌افتد. بچه‌های ‌هراسان از مدرسه در خانه به‌طور معمول نشانه‌های هراس را نشان نمی‌دهند. همه ‌این‌ها را ردیف کردیم که بگوییم نسخه ما برای مدرسه‌هراسی دو برگ دارد: یک برگ برای والدین و یک برگ برای گردانندگان مدرسه.
    ● ۸ توصیه به پدرها و مادرها
    ۱) صبور باشید
    ۲) سعی کنید در کودکتان حس استقلال به وجود بیاورید. خیلی سخت است، به‌خصوص برای شمایی که کودکتان به شما وابسته است و خودتان هم به کودکتان وابسته‌اید. ۳) از تجربه‌های خوب مدرسه برای کودکانتان حرف بزنید. متاسفانه جامعه، کلیشه معلم خط‌کش به دست را در ذهن کودکتان به وجود آورده است. برای شکستن‌ این کلیشه، از مهربانی و‌ایثار معلمان برای کودکتان بگویید.
    ۴) مدرسه بازی کنید! یکی از بهترین راه‌های انتقال غیر مستقیم سخنتان به کودکتان بازی کردن است. شما می‌توانید نقش یک همکلاسی، مدیر، ناظم یا معلم را بازی کنید و واکنش‌های کودکتان را در نقش دانش آموز کلاس اولی ببینید و اگر لازم بود اصلاحش کنید.
    ۵) کودکتان را با دیگران مقایسه نکنید. ‌این کار باعث می‌شود به جای درست کردن ابروی مسأله، چشمش را هم کور کنید. یعنی نه تنها ترس کودکتان را درست نمی‌کنید بلکه با مقایسه او با همسالانش، عزت نفسش را هم لگدمال می‌کنید.
    ۶) اصرار نکنید. هر چه بیشتر کودکتان را مجبور به ماندن در کلاس کنید و بیشتر از زور استفاده کنید، هراسش بیشتر می‌شود. سعی کنید با هماهنگی مسوولین مدرسه، کاری کنید که کودک کم کم به محیط مدرسه خو بگیرد. چه طور؟ با راه‌های هفتم و هشتم.
    ۷) در مدرسه بمانید. اگر کار از کار گذشته است و کودکتان واقعا ازمدرسه‌هراسان شده، می‌توانید با گردانندگان مدرسه صحبت کنید تا شما یا همسرتان روزهای اول در مدرسه بمانید. البته این کار باید به تدریج کاهش پیدا کند. کودک در‌این صورت، در سایه حمایت یکی از والدین، به محیط عادت می‌کند و به اصطلاح ترسش می‌ریزد.
    ۸) قرار بگذارید. اگر مشکل خیلی شدید بود، می‌توانید قراری با کودکتان و البته مسوولین مدرسه‌اش بگذارید که میزان حضور کودک در مدرسه، به تدریج زیاد شود.
    ● ۳ توصیه به مسوولان مدرسه
    ▪ شرایط کودک را درک کنید
    اصرار بر قوانین خشک بخشنامه‌ای دردی را دوا نمی‌کند. گاهی به‌خصوص در روزهای اول مدرسه باید کمی‌انعطاف پذیرتر باشید، یا حضور والدین در مدرسه را تحمل کنید یا حضور پاره وقت بچه‌ها را؛ البته به صورت موقت.
    ▪ محیط آموزشی را جذاب کنید
    محیط بسیاری از مدرسه‌های ما و متاسفانه رفتار برخی مسوولینش هنوز هم رعب آور است. همین حالا روش منسوخ تنبیه بدنی را کنار بگذارید و محیط مدرسه را هم به سلیقه بچه‌ها نزدیک کنید، نه سلیقه خودتان. مدرسه در درجه اول مال دانش آموز است، نه مال شما!
    ▪ روان شناس و مشاور استخدام کنید!
    صدایتان در آمد؛ نه؟ می‌دانم در مدارس دولتی لااقل‌، این اختیار دست مدیر و معلم نیست.
    اما در همه جای ایران، اداره‌های آموزش و پرورش شهرستان، لااقل یک دفتر مشاوره مر کزی دارند.
    والدین این بچه‌ها را به همان دفتر ارجاع‌‌‌‌دهید لطفا!

    هفته نامه زندگی مثبت
    1390/02/30 | 12:35 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 وقتی‌که بچه‌ها دروغ می‌گویند!

    وقتی‌که بچه‌ها دروغ می‌گویند!▪ هرگز کودک را وادار نکنید به دروغ‌گوئی اعتراف کند.
    ▪ با زور و فشار هیچ بچه‌ای راستگو نمی‌شود.
    ▪ والدین با صبر و حوصله می‌توانند علت دروغ‌گوئی کودک را بیابند.
    ▪ بسیاری از کودکان از ترس مجازات دروغ می‌گویند.
    ▪ برای دروغ‌گوئی کودک، اغلب یک الگوی مخفی وجود دارد.
    تشخیص حقیقت و دروغ‌گوئی برای بچه‌های کوچک خیلی مشکل است، آنها قادر نیستند این تفاوت‌ها را بفهمند.
    بعضی از والدین ناخودآگاه بچه‌ها را برای بهتر بودن تحت فشار می‌گذارند و همین باعث دروغ‌گوئی بچه‌ها می‌شود، در حقیقت آنها سعی می‌کنند انتظارات والدین را برآورده کنند.
    مادری می‌گوید، که خمیردندان تمام دستشوئی را پر کرده بود و بچه چهارساله با این که دست‌هایش هنوز از خمیردندان سفید بود انکار می‌کرد که خودش باعث این خرابکاری شده و مادرش به‌طور عجیبی جا خورده بود که چرا او دروغ می‌گوید و از خودش سئوال می‌کرد چرا او دروغ می‌گوید چرا حقیقت را نمی‌گوید. مادر فکر کرد، ممکن است راه مناسب، دعواکردن وی باشد. ولی باید بدانیم بهتر است آنها با هم خمیردندان‌ها را پاک کنند.
    بسیاری از والدین از دروغ‌گوئی فرزندشان متحیر می‌شوند اما باید به پدر و مادرها هشدار داد که احتیاط کنند، زیرا دروغ‌گوئی کودکان را نباید با دروغ‌گوئی بزرگسالان مقایسه کرد. کودکان مسائل را به‌طور کامل نوع دیگری می‌بینند و بسیاری از مسائلی را که می‌گویند غیرواقعی نمی‌دانند.
    آنها بیشتر امتحان می‌کنند، مثل یک بازی که می‌خواهند بدانند چگونه می‌توان واقعیت را با غیر واقعیت عوض کرد. متخصصان در این مورد معتقدند که بچه‌ها برای بزرگ‌شدن به این بازی‌ها نیاز دارند.
    والدین نباید برای دروغ‌های کوچک زود عصبانی بشوند، بلکه باید بیشتر گوش کنند و ببینند واقعیت چیست.
    بیشتر مواقع واقعیت به‌خوبی مشخص است و والدین با حوصله و صبر می‌توانند علت دروغ‌گوئی را بیابند.
    ● بسیاری از کودکان از ترس مجازات دروغ می‌گویند.
    بچه‌ای که خیلی شکلات خورده است، برای این که مجازات نشود دروغ می‌گوید، زیرا مادر موقع عصبانیت چنان فریاد می‌زند که او می‌ترسد.
    اگر والدین منصفانه قضاوت نکنند و در مورد تنبیه‌کردن مراقب شدت آن نباشند، کودکان راهی غیر از دروغ‌گوئی ندارند.
    بعضی وقت‌ها آنچه را که ما دروغ تصور می‌کنیم در واقع از نظر بچه‌ها اصلاً دروغ نیست.
    بعضی از کودکان دروغ می‌گویند تا توجه دیگران را جلب کنند.
    چون معمولاً والدین گرفتار هستند، یا طوری حواسشان به بچه‌های کوچک‌تر است که این غفلت باعث دروغ‌گوئی کودک می‌شود.
    ● بعضی از کودکان دروغ می‌گویند تا والدین از آنها ناامید نشوند.
    بچه‌ای می‌گوید که از فاصله زیادی در استخر شیرجه زده است، او دروغ می‌گوید، چون می‌داند که پدرش از بچه‌های با دل و جرأت خوشش می‌آید!
    این مورد نشان می‌دهد که بعضی از والدین ناخودآگاه بچه‌ها را برای بهتر بودن تحت فشار می‌گذارند و همین باعث دروغ‌گوئی بچه‌ها می‌شود، در حقیقت آنها سعی می‌کنند انتظارات والدین را برآورده کنند.
    کودکان معمولاً تا هشت‌سالگی بیشتر راست می‌گویند، از این به بعد است که به مرور، آگاهانه دروغ می‌گویند تا به نتیجه‌ای برسند یا کسی را آزار بدهند. در این مرحله است که بچه‌ها باید یاد بگیرند که دروغ زشت است و برای تشخیص آن احتیاج به راهنمائی و حمایت والدین دارند.
    ● والدین باید برای کودکان الگو باشند.
    برای بسیاری از والدین دروغ‌های روزانه آن‌قدر تکرار شده، که عادی به‌نظر می‌آید. آنها دروغ می‌گویند، چون؛ ملاحظه فرد دیگری را می‌کنند یا از روی ادب دروغ می‌گویند، گاهی برای دلداری و راحتی خودشان دروغ می‌گویند.
    بچه‌ها دائماً این مسائل را می‌بینند و می‌شنوند و نمی‌دانند کدام دروغ بی‌ضرر است. کدام دروغ زشت است.
    بنابراین بهتر است که والدین خودشان را موقع صحبت‌کردن کنترل کنند و اگر هم دروغ گفتند فوراً برای کودکشان توضیح بدهند که به چه دلیل بوده است.
    نکته بسیار مهم این است که والدین هرگز به فرزندشان دروغ نگویند چون اعتماد او را از دست می‌دهند، حتی اگر گاهی سئوالات کودک ناراحت‌کننده و ناخوشایند بود، سعی کنند درست جواب بدهند.
    بچه‌ها برای بزرگ‌شدن به این بازی‌ها نیاز دارند. والدین نباید برای دروغ‌های کوچک زود عصبانی بشوند، بلکه باید بیشتر گوش کنند و ببینند واقعیت چیست.
    ● والدین باید به فرزندشان اعتماد کنند حتی اگر چندبار هم دروغ گفته باشد.
    بچه‌ها می‌توانند بفهمند که دروغ‌گوئی آنها باعث ناراحتی و عصبانیت والدین می‌شود. ولی احتیاجی نیست به کودک گفته شود من از چشمت می‌فهمم دروغ می‌گوئی یا دماغت مثل پینوکیو دراز شده است. این حرف‌ها روابط والدین را با فرزندشان خراب می‌کند. بهتر است که به کودک اجازه داده شود اشتباهش را جبران کند چون با زور و فشار هیچ بچه‌ای راستگو نمی‌شود. فقط این رفتار باعث می‌شود که کودک بعداً با دقت بیشتری دروغ بگوید.

    ماهنامه کودک
    1390/02/30 | 12:36 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 علل پرخاشگری، بددهنی و عصبانیت در کودکان و راه های کنترل آن

    علل پرخاشگری، بددهنی و عصبانیت در کودکان و راه های کنترل آن● تعاریف پرخاشگری
    روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.
    گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود. پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع وسیله ای است. این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند. پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.
    ● تغییرات رشدی
    کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر وسیله ای است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.
    پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.
    ● ثبات پرخاشگری
    هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود. بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.
    ● ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه
    کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک تلافی کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.
    ● تفاوت های جنسیتی
    پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.
    ● الگوی خانواده و پرخاشگری
    والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق جرالد پاترسون و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی شهر اورگون بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند. وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست. در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل بت من و سوپرمن یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت. کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.
    ● نحوه کنترل عصبانیت در کودکان
    خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.
    ▪ خصیصــــه های ذاتـــــــــی
    مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید
    ▪ مــــراحل رشـــد
    زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است
    ▪ جنسیــــت
    به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند
    ▪ زندگــــــی خانوادگــــــی
    به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.”
    ● با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم
    امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آنها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می ‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می ‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می ‌گیرد
    ● انواع پرخاشگری‌
    پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشأت‌ می ‌گیرد.این‌ رفتار را می ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ بندی‌ کرد:
    ۱) پرخاشگری‌ خصمانه:
    رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً کودکی‌ کودک‌ دیگر را می ‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌ شود که‌ زنگ‌های‌ تفریح، کودکان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک ‌کاری‌ می ‌پردازند
    ۲) پرخاشگری‌ وسیله‌ ای:
    رفتاری‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ کردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ ای‌ نیز به‌ کسی‌ وارد شود. مثلاً کودکی‌ بزهکار کیف‌ خانمی‌ را می ‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تأیید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد ممکن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌ گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ کودکی‌ که‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود می ‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ ای‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می ‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد.
    جهت‌ پرخاشگری‌ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد:
    الف) پرخاشگری‌ درونی‌
    ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌
    چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می ‌افکند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ می‌ شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌ تواند افسردگی‌ نیز باشد. کودکان افسرده در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند.
    خشم‌ درونی‌ عصبانیت ‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می ‌آورد.
    خشم‌ بیرونی؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریاد کشیدن، پا به‌ زمین‌ کوبیدن‌ یا پرتاب ‌کردن‌ اشیا بروز دهد.
    ● علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌
    ۱) الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌
    یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.
    نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد.
    ۲) کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند
    ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.
    ۳) اضطراب‌ و پرخاشگری‌
    کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.
    ۴) پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌
    گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.
    ۵) پرخاشگری‌ و افسردگی‌
    پرخاشگری‌ و کج خلقی در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد.
    ۶) پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو
    بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.
    ۷) خشونت‌ و مدرسه‌
    گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.
    عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از:
    ▪ وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد
    ▪ وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.
    ▪ وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود.
    ▪ وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند.
    ▪ وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد.
    ▪ خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس.
    ▪ افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن.
    این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.
    ● درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم )
    برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.
    ▪ در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.
    ▪ اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.
    ▪ در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.
    ▪ ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.
    ▪ در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.
    ▪ در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.
    ▪ در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.
    ▪ هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.
    ▪ چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.
    ● نتیجه‌ گیری‌
    به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.
    ● روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان
    ۱) محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.
    ۲) مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:
    ـ ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.
    ـ فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.
    ـ الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.
    ـ همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.
    ۳) همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.
    ۴) رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.
    ۵) به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.
    ۶) نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.
    ۷) اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.
    ۸) فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.
    ۹) مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.
    ۱۰) همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.
    ۱۱) برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.
    ۱۲) فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.
    ۱۳) از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.
    ۱۴) علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.
    ۱۵) ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.
    ۱۶) به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.
    ۱۷) از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.
    ۱۸) با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.
    ● الگوهای پرخاشگری در کودکان
    همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.برای مثال، در میان قبایل سرخپوست آمریکایی، کومانچی ها و آپانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آنکه هوپیها وزونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. اصولاً در فرهنگ آمریکای برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند.
    ● چرا فرزندم با خشونت رفتار می کند ؟
    نوجوانان خشونت گرا معمولاٌ قدرت کنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقیات جامعه ای را که در آن زندگی می کنند ، زیر پا می گذارند . تحقیقات نشان می دهد که پسران بیش از دختران در رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه خود از نیروی بدنی استفاده می کنند . اما دختران بیشتر متوسل به جدال های لفظی می شوند . این گونه افراد معمولاً در میان گروه به عنوان افرادی گستاخ ، بی تربیت و بی رحم نسبت به اطرافیان و همسالان ، شناخته می شوند .
    ● علل
    ۱) خشونت در قالب پرخاشگری فیزیکی یا لفظی ممکن است ناشی از ناکامی های اساسی باشد یا به دلیل وجود مدل های پرخاشگرانه در محیط زندگی ( خانه یا مدرسه ) نوجوان ایجاد شود .
    ۲) نوجوانان خشن معمولاٌ والدینی پرخاشگر دارند که روش های تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سخت گیری ، خشونت و تنبیه بدنی است .
    ۳) عامل وراثت هم می تواند در رفتار خشن یک نوجوان نقش داشته باشد که بیشتر رفتاری اکتسابی و آموخته شده است . تحقیقات نشان می دهد که در اغلب مواقع ، تربیت های کارآمد و قوی می تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد .
    ۴) نوجوانی که پرتوقع و نازپرورده بار آمده است و انتظار دارد که همگان به خواست های او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصبانی می شود و ، به خشونت و پرخاشگری متوسل می گردد .
    ۵) نابسامانی های خانواده می تواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد. مانند غیبت های طولانی پدر یا مادر ، درگیری و اختلاف ، جدایی و متارکه و محیط های زندگی دور از تفاهم و مسالمت .
    ● پیشگیری و درمان
    ۱) در دوران بلوغ که بحران روحی و عاطفی نوجوان را در بر می گیرد ، بهترین راه برای پیشگیری از خشونت ، مسامحه و سازگاری است. اغماض ، گذشت و نادیده گرفتن رفتارهای او همراه با آرامش ، در اغلب مواقع از استمرار و پیشروی خشونت در قالب پرخاشگری های فیزیکی و لفظی جلوگیری می کند .
    ۲) راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعی آن و همچنین مشاوره با خانواده دانش آموز درباره کاهش رفتارهایی که منجر به خشونت نوجوان می شود ، بسیار مؤثر خواهد بود.
    ۳) ایجاد زمینه ی فعالیت های مؤثر در خانه و مدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان و تخلیه انرژی های جسمی و روانی او در کاهش خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار تأثیرگذار است .
    ۴) خودداری مدرسه از به کاربردن روش های انضباطی غلط و ایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ، به کاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد .
    ● کودکان و خشونت در تلویزیون
    تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی ، و شکل دهنده رفتار باشد ؛ ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروّج خشونت هستند. با تحقیق در مورد تأثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان ، معلوم شده است که آنها :
    ۱) ترس از خشونت ندارند؛
    ۲) به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است ؛
    ۳) به تقلید خشونت می پردازند؛
    ۴) ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. لازم به ذکر است که همانند سازی ، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است .
    مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند. اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.
    والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند.
    ۱)به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.
    ۲) زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.
    ۳) به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است ، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.
    ۴) هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد.
    ۵) در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.
    ۶) تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.
    والد ین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه های زندگی از قبیل شکل گیری ها و قالب پذیری های جنسیتی یا نژادی پیشگیری کنند. مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.
    اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، می بایست با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.
    ● بازی‌های خشن موجب پرخاشگری کودکان می‌شود
    تحقیقات انجام شده بر روی کودکان و نوجوانان حاکی از آن است که بازی‌های ویدیویی خشن، پرخاشگری در کودکان را افزایش می‌دهد.
    تحقیقات انجام شده حاکی از آن است انجام بازی‌های کامپیوتری و ویدویی خشونت آمیز، پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را افزایش می‌دهد.
    این تحقیقات به مدت ۲۰ سال بر روی کودکان و نوجوانان انجام شده است. آزمایشاتی که بعد از انجام بازی های خشونت آمیز بر روی کودکان انجام شده است نشان می‌دهد که این افراد بعد از بازی حرکات پرخاشگری از خود نشان می‌دهند. معلمان ۶۰۰ دانش‌اموز ۱۳ تا ۱۵ سال می‌گویند: دانش‌آموزانی که وقت بیشتری را برای بازی‌های خشونت آمیز صرف می‌کنند بیشتر از دانش‌آموزان دیگر حالت‌های خصمانه در بحث‌ها به خود می‌گیرند.این نتایج در گردهمایی سالانه انجمن روانشناسی آمریکا مطرح شده است و در این نشست کارشناسان خواستار کاهش برنامه‌ها و بازی‌های خشونت آمیز برای کودکان و نوجوانان شده‌اند.
    همچنین از والدین خواسته‌اند که برای مراقبت از سلامت کودکان خود باید بر بازی‌های کودکان نظارت بیشتری داشته باشند.
    بازی‌های کامپیوتری و ویدیویی تاثیرات بسیار زیادی بر روی کودکان دارند زیرا در این بازی‌ها کودک خود را قهرمان داستان می‌بیند و با انجام جنایت و خشونت به پیروزی می‌رسد.
    ● کودکان ناسزاگو
    امروزه‌ بسیاری‌ از والدین‌ نگران‌ بددهانی‌ یا بدزبانی‌ فرزندانشان هستند و از خود می ‌پرسند که‌ آنها این‌ صحبت ها را چگونه‌ یاد گرفته ‌اند؟ چرا این‌ اتفاق‌ برای‌ فرزند ما افتاده؟ آیا خودمان‌ مقصر بوده‌ایم؟ جمعی‌ از والدین‌ می‌ گویند، ما که‌ این‌ حرف های‌ زشت‌ را بر زبان‌ نمی‌ آوریم، پس‌ چگونه‌ فرزندمان‌ چنین‌ حرف هایی‌ می‌ زند؟! در نهایت‌ نیز این‌ سؤال‌ برایشان‌ مطرح‌ است‌ که‌ چه‌ باید کرد تا کودک‌ این‌ عادت‌ ناپسند را ترک‌ کند. در این‌ نوشتار به‌ علل‌ اصلی‌ بدزبانی‌ و راه‌ حل هایی‌ برای‌ رفع‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است.
    ● علت ها
    همان‌ طور که‌ در بحث های‌ گذشته‌ درباره‌ رفتار کودکان‌ متذکر شدیم، بسیاری‌ از اعمال‌ بچه‌ها از عملکرد والدین‌ نشأت‌ می‌ گیرد. کودکان‌ رفتارهای‌ پدر و مادر را به‌ طور ناخودآگاه‌ درونی‌ می‌ کنند. رفتارهای‌ درون ‌فکنی‌ شده‌ جزو معیارهای‌ نهادینه ‌شده‌ کودک‌ قرار می‌ گیرند و سپس‌ او مطابق‌ این‌ معیارها عمل‌ می‌ کند؛ به‌ این‌ فرآیند همانند سازی‌ می‌ گویند. کودک‌ والدین‌ خود را به‌ عنوان‌ اولین‌ الگوهای‌ زندگی‌ می ‌پذیرد و چون‌ به‌ آنها عشق‌ می‌ ورزد و آنان‌ را سمبل هایی‌ قوی‌ می ‌داند، رفتار والدین‌ برای‌ او شاخص‌ و الگو قرار می‌ گیرد.
    گاهی‌ بین‌ درون‌ فکنی‌ یک‌ رفتار و بروز آن‌ فاصله‌ زمانی‌ وجود دارد؛ برای‌ مثال، کودک‌ گفتاری‌ ناپسند را ماهها قبل‌ از زبان‌ پدر یا مادر شنیده، اما برون‌ ریزی‌ آن‌ امروز صورت‌ می ‌گیرد. این‌ مدت‌ به‌ تشخیص‌ کودک‌ و شرایط‌ او بستگی‌ دارد که‌ چه‌ زمان، چگونه‌ و در برابر چه‌ کسی‌ کلام‌ زشت‌ را به‌ کار برد.
    در بعضی‌ خانواده‌ها، والدین‌ با فرزندان‌ خود بسیار خصمانه‌ رفتار می‌ کنند و در عین‌ حال‌ آنان‌ را آزاد می ‌گذارند. به‌ این‌ گروه‌ از پدر و مادرها، والدین‌ خصمانه‌ آزاد گذارنده‌ می ‌گویند؛ آنها خود از حرف های‌ زشت‌ استفاده‌ می ‌کنند و فرزندان‌ نیز آزادند که‌ این‌ گونه‌ عبارات‌ را به‌ کار برند. یعنی‌ هیچ‌ اقدامی‌ در جهت‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتار به‌ عمل‌ نمی‌ آید؛ و یا از نظرتربیتی هیچ‌ گونه‌ تدبیری‌ از طرف‌ والدین‌ برای‌ ترک‌ این‌ عادت‌ در بچه‌ ها صورت‌ نمی‌ گیرد. ذکر این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ چه‌ والدین‌ حرف های‌ زشت‌ را به‌ فرزند خود بگویند و چه‌ در حضور او در برابر فرد دیگری‌ این‌ گونه‌ گفتار را به‌ کار ببرند، کودک ، آنها را می‌آموزد و به‌ وقت‌ نیاز بر زبان‌ می‌آورد. از دیگر علت های‌ یادگیری‌ کلام‌ زشت ، ارتباط‌ کودکان‌ با دوستان‌ و با بچه ‌های‌ دیگر است. بسیاری‌ اوقات‌ کودکان‌ عامل‌ بدزبانی‌ یکدیگرند. در مهد کودک ، مدرسه ، کوچه‌ و هر جای‌ دیگری‌ که‌ بچه‌ ها فرصت‌ بازی و به ‌خصوص‌ درگیری‌ با هم‌ را پیدا کنند، ممکن‌ است‌ این‌ بدآموزی‌ صورت‌ بگیرد.از دیگر عوامل‌ بروز بدزبانی‌ در بچه‌ها ، به کارگیری‌ کلام‌ زشت‌ به‌ عنوان‌ اعتراض‌ است. کودک‌ با بر زبان ‌آوردن‌ این‌ گونه‌ حرف ها اعتراض‌ خود را نشان‌ می‌دهد؛ این‌ نوعی‌ رفتار تلافی‌ جویانه‌ است‌ که‌ بعضی‌ کودکان‌ در پیش‌ می‌ گیرند. آنها احساس‌ می‌ کنند، فقط‌ با ادای‌ این‌ گونه‌ کلمات‌ است‌ که‌ تخلیه‌ می‌ شوند و می ‌توانند نارضایتی‌ خود را نشان‌ دهند.
    گاهی‌ که‌ کودک‌ خردسال‌ برای‌ اولین ‌بار از کلمات‌ زشت‌ استفاده‌ می‌ کند، موجب‌ خنده‌ و مزاح‌ اطرافیان‌ می‌ شود. این‌ گونه‌ برخورد از همان‌ ابتدا برای‌ او حکم‌ تشویق‌ به‌ انجام‌ این‌ رفتار را خواهد داشت‌ و به ‌تدریج‌ به‌ آن‌ عادت‌ می‌ کند. در پاره‌ای‌ از موارد نیز کودکان‌ با بر زبان ‌آوردن‌ حرف های‌ زشت‌ می توانند به‌ خواسته‌ های‌ خود برسند. بنابراین‌ بدزبانی‌ را راهی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود تلقی‌ می ‌کنند و در درازمدت‌ جزو رفتار آنان‌ خواهد شد.
    ● راه‌ حل ها
    به‌ هفت‌ علت‌ اصلی‌ برای‌ ناسزاگویی ‌ در کودکان‌ اشاره‌ کردیم؛
    ▪ یادگیری‌ از طریق‌ والدین‌
    ▪ یادگیری‌ از طریق ‌دوستان و بچه‌های‌ دیگر
    ▪ بد آموزی بوسیله فیلم
    ▪ بیان‌ نوعی‌ اعتراض‌
    ▪ رسیدن‌ به‌ خواسته‌ ها و اهداف‌
    ▪ تشویق ‌شدن‌
    ▪ ناکامی‌ و افسردگی
    مسلماً با شناسایی‌ علت‌ رفتار نادرست، می‌توانیم‌ در رفع‌ آن‌ موفق‌ تر عمل‌ کنیم:
    ۱) چنانچه‌ این‌ گونه‌ رفتار از والدین‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد، بایستی‌ والدین‌ به‌ طور جدی‌ آموزش‌ داده‌ شوند تا خود را کنترل‌ کنند و چنین‌ رفتاری‌ را حداقل‌ در حضور فرزند انجام‌ ندهند. در ضمن‌ لازم‌ است‌ به‌ کودک‌ گفته‌ شود که‌ این‌ رفتارها درست‌ نیست‌ و اگر هم‌ از والدین‌ سر زده، آنها اشتباه‌ کرده‌اند و دیگر تکرار نخواهد شد. به‌علاوه توصیه‌ می‌ شود اگر پدر و مادر چنین‌ رفتاری‌ را مرتکب‌ شدند، به‌ اشتباه‌ خود اعتراف‌ کنند و حتی‌ از فرزند عذرخواهی‌ نمایند.
    ۲) اگر دوستان‌ یا بچه ‌های‌ دیگر عامل‌ بدزبانی‌ کودک‌ باشند، بایستی‌ او را از این‌ افراد دور کنیم‌ و به‌ جای‌ آنها دوستان‌ خوب‌ و مؤدب‌ را جایگزین‌ نماییم.
    ۳) در انتخاب‌ فیلم ها دقت‌ کنیم‌ و چنانچه‌ فیلمی‌ مناسب‌ سن‌ کودک‌ نیست، شرایطی‌ فراهم‌ آوریم‌ که‌ او فیلم‌ را نبیند.
    ۴) به‌ اعتراضات‌ کودک‌ گوش‌ دهیم‌ و دقیقاً توجه‌ کنیم‌ که‌ او چه‌ می ‌گوید و نسبت‌ به‌ چه‌ چیز اعتراض‌ دارد. دادن‌ یک‌ کمک‌ فوری‌ به‌ کودک‌ در چنین‌ شرایطی‌ بسیار مهم‌ است. روشهای سختگیرانه والدین، اعتراض‌ شدید فرزند را به‌ همراه‌ دارد.
    ۵) هرگز کودک‌ نباید به‌ این‌ وسیله‌ به‌ خواسته ‌اش‌ برسد؛ بلکه‌ بایستی‌ به‌ او فهماند، چنانچه‌ دست‌ از این‌ نوع‌ رفتار بردارد و حتی‌ از این بابت عذرخواهی‌ کند، به‌ خواسته‌ اش‌ خواهد رسید.
    ۶) هرگز با شنیدن‌ حرف های‌ زشت‌ کودک‌ به‌ او نخندیم، بلکه‌ اخم‌ کنیم‌ و خود را از وی‌ دور سازیم. با این‌ روش‌ به‌ او نشان‌ می‌ دهیم‌ که‌ رفتار پسندیده‌ای‌ نداشته‌ است.
    ۷) چنانچه‌ فرزند ناکامی‌ و افسردگی‌ دارد، بهتر است‌ فرصتی‌ فراهم‌ کنیم‌ تا او موفقیت ، شادی و نشاط را تجربه‌ کند. در چنین‌ مواردی‌ بایستی‌ به‌ درمان‌ حالات‌ افسرده ‌وار او بپردازیم.
    علاوه‌ بر توجه‌ به‌ نکات‌ گفته‌ شده، والدین‌ می ‌توانند با استفاده‌ از روش‌ یادگیری‌ وسیله ‌ای ، در جهت‌ رفع‌ عادت‌ بدزبانی‌ در کودکان‌ برآیند. به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ هر وقت‌ کودک‌ رفتار ناپسند از خود نشان‌ نداد، به‌ او جایزه‌ای‌ بدهند و به‌ طور مشخص‌ بگویند این‌ پاداش‌ به‌ این‌ علت‌ بود که‌ امروز حرف های‌ زشت‌ بر زبان‌ نیاوردی‌ و بچه‌ مؤدبی‌ بودی… با این‌ روش، او می‌فهمد که‌ رفتار ناپسند پاداش‌ نمی ‌گیرد، بلکه‌ موجب‌ اخم‌ و قهر والدین‌ است؛ برعکس‌ رفتار مؤدبانه‌ او تشویق‌ و تأیید می ‌شود.
    ● بد دهنی کودکان
    این مسئله در بسیاری مواقع یکی از شکایات و معضلات والدین را در مقابل اطفال تشکیل داده و متأسفانه دربسیاری از مواقع خود پدر و مادرها در به وجود آوردن آن نقش داشته اند.
    ● علائم اختلال:
    برای شروع بحث ابتدا باید دانست که آیا طفل از لحاظ موقعیت درکی در موضعی قرار دارد که قادر به شناخت خوب و بد و زشت و زیبا بوده باشد و یا صرفاً از روی تقلید در سیر رشد کلامی این الفاظ را به کار می برد. کلاً شروع شکل گیری انضباط در اطفال از حوالی ۵/۱ سالگی آغاز می گردد و از آن زمان است که والدین نقش فعال خویش را در این زمینه ایفا خواهند نمود. رفتار و حرکات و سخن گفتن ناشیانه طفل در این زمان از هر لحاظ جالب نظر والدین و اطرافیان بوده و موجب مسرت و شادمانی آنان می گردد. در حوالی سنین ۵/۲ ۳ سالگی که طفل قادر به ادای ۲-۳ کلمه پشت سر هم می باشد بدترین زمان از لحاظ تقلید برخی کلمات ناهنجار می باشد که احیاناً در محیط اطراف طفل ادا می گردد در این زمان مشکل به دو صورت تکوین خواهد یافت:
    ۱) آن که ادای الفاظ رکیک و زشت در فرهنگ خانواده خاصی مرسوم بوده و از قبل مورد تقبیح واقع نگردیده باشد که در این صورت طفل با تقلید مستقیم بدین رفتار ناپسند گرایش یافته و آن را در خویش پرورش خواهد داد.
    ۲) آن که برخی وابستگان خانواده مثلاً عمو، دایی و یا حتی خود پدر و مادر لحن کودکانه طفل را مستمسکی جهت تفریح قرار داده و تقلید الفاظ رکیک توسط وی آنان را به خنده و شادی وامی دارد و پرواضح است که بعدها رفع یک عادت کاملاً مستقر شده و ذهنی شده در طفل تا چه اندازه با صعوبت همراه خواهد بود. سپس در زمانی که حدوداً مصادف با ۵-۶ سالگی طفل می باشد پدر و مادر از اینکه کودک خردسال بدون هیچ گونه ابایی به فحاشی ناسزاگویی می پردازد ظاهراً دچار تعجب می گردند در حالی که توجه به زیربنای موضوع جای هیچ گونه شگفتی بجا نخواهد گذاشت.
    ● بددهنی به صورت علامتی از یک اختلال سلوک:
    اختلالات سلوک در اطفال گروهی از اختلال های رفتاری آنان را تشکیل می دهند. نمونه هایی از این اختلالات شامل دروغ گویی افراطی و آتش افروزی عمدی و فرار از مدرسه می گردد. چنین کودکانی ممکن است متخاصم، بددهن، گستاخ و بی اعتنا بوده و نسبت به بزرگترها رفتار منفی گرایانه نشان دهند.
    ● سایر موارد شامل:
    ▪ بددهنی در اختلالات شخصیت
    بالاخص در اختلال شخصیت ضد اجتماعی
    ▪ بددهنی در پسیکوزهای اطفال
    که به طور خلاصه دسته ای از بیماری های جدی روانی را تشکیل داده و بیمار در طی حملات تهاجمی بیماری ممکن است به بددهنی و توهین به سایر افراد بپردازد.
    ▪ بد دهنی در عقب افتادگی عقلانی
    وجود رفتار نامتناسب اجتماعی و از جمله پرخاشگری در کودکان دچار عقب ماندگی ذهنی موجود و گاه موجب برانگیختن توجه منفی در مراقبین آنان می گردد. روش های پیش گیری از بیماری در بسیاری موارد آنچنان که ذکر گردید عدم رعایت برخی موازین اخلاقی در خانواده باعث الگوبرداری توسط طفل گردیده و مسلماً با ارشاد اعضای خانواده می توان از ایجاد این عادت زشت جلوگیری نمود. در همین جا باید به بزرگترها تذکر داد که هیچگاه ولو به شوخی به ذکر الفاظ رکیک و زشت نزد اطفال اقدام ننموده و اگر هم طفل این لغات و اصطلاحات را به کار برد به ابراز شادی و خنده نپردازند.
    همچنین یکی از نکات شاخص آموزش و پرورش در محیط اجتماعی اطفال و من جمله مدارس تعلیم اصول عالیه اخلاقی است که مانع از تکوین بسیاری عادات زشت و من جمله هرزه گویی خواهد گردید. گنجاندن این گونه مفاهیم عالی در برنامه رسمی تعلیمات مدارس مسلماً مثمر ثمر خواهد بود. درمان های اولیه و در دسترس به هر حال هرگاه پدر و مادر مواجه با هرزه گویی در طفل خویش گردند بهترین توصیه آن است که با نشان دادن رفتاری حاکی از نارضایتی به طفل بفهمانند که رفتار وی مقبول نظر آنان نمی باشد. این طرز رفتار بسیار مؤثرتر از تنبیه جسمانی طفل بوده و در بسیاری موارد موجب ترک عادت مزبور می گردد.
    ● در چه صورت باید به پزشک مراجعه نمود؟
    با مرور موارد فوق که تعدادی از علل بددهنی در اطفال را شامل می گردد ملاحظه می نماییم که برخی موارد نظیر بیماری های جدی روانی اطفال نیاز به پیگیری و بررسی تحت نظر روانپزشک اطفال خواهند داشت ولی اکثریت موارد آن با رعایت برخی موازین ساده رفتاری و اخلاقی قابل کنترل و پیشگیری خواهند بود

    پزشکان بدون مرز
    1390/02/30 | 12:39 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 ارتباط کلامی متناسب با سن کودک

    ارتباط کلامی متناسب با سن کودکشیوهٔ گفتگو با کودکان برحسب سن آنان متفاوت است. آگاهی از توان درک کلامی در کودکان که براساس مراحل رشدی ایشان صورت می‌پذیرد، باعث می‌شود انتظارات والدین از کودک منطقی‌تر باشد. از سوئی شناخت پیام‌های نهفته در پرسش‌های کودکان و ریشه‌یابی بحث‌ها و مجادلات آنها، زمینهٔ ارتباط کلامی مؤثرتری را در خانواده فراهم می‌نماید.
    به این گفتگو توجه کنید:
    - پدر: کدوم شلوارتو دوست داری، آبیه یا قرمزه؟
    - کودک: هیچ کدوم، اصلاً امروز نمی‌خوام برم مدرسه!!
    روشن است که هر شیوه ارتباطی، در زمان و مرحلهٔ خاصی کارکرد مثبت دارد. مشکل اینجاست که وقتی تازه درمی‌یابید چه‌طور باید با فرزندتان صحبت کنید او بزرگتر شده است و متأسفانه شیوهٔ پیشین صحبت شما دیگر نتیجه نمی‌دهد. از این‌رو، شایسته است الگوهای گفتگوی والدین با کودکان، متناسب با مراحل رشد و ویژگی‌های شخصیتی آنان تغییر یابد.
    آنچه در پی می‌آید، شیوه‌های ارتباط کودکان با محیط از بدو تولد تا ۱۱ سالگی و الگوهای مناسب توجیه شده برای ارتباط والدین با کودک براساس سنین موردنظر می‌باشد.
    ● بینش از سنی تا سن دیگر
    شیرخواران و نوپایان (تولد - ۲ سالگی)
    کودکان چگونه ارتباط برقرار می‌کنند:
    ۱) گریه اولین شیوهٔ برقراری ارتباط با پیرامون از طریق اصوات است.
    از ۴ هفتگی گریه‌های نوزاد بنابر نوع نیاز او (مانند گرسنگی، درد، خیس بودن جا و دوری از مراقب) حالت‌های خاصی پیدا می‌کند. در عرض چند ماه کودک شروع به آغوم کردن همراه با شادی و تعجب می‌کند. ظرف سه چهار ماه کودک هنگام صدا درآوردن از خود متوجه واکنش اطرافیان می‌شود، زمانی که مراقب شیرخوار به گریهٔ او پاسخ نشان می‌دهد، کودک کم کم به ابزار ارتباطی خود اعتماد پیدا می‌کند چرا که نیازش برآورده شده است. در شش ماه دوم شیرخواران شروع به غان و غون کردن مطابق با زبان خانواده می‌کنند.
    ۲) کودکان کلمات را خارج از بافت و زمینهٔ آن متوجه نمی‌شوند. اطفال زیر ۲ سال کلمات را در همراهی با وضعیت بدنی، لحن صدا و حالت صورت شما متوجه می‌شوند.
    ۳) در ۲۴-۱۸ ماهگی، کودکان شروع به استفاده از کلمتی می‌کنند که اعمال را نشان می‌دهند. این کلمات آنچه را آنها می‌بینند یا می‌خواهند بیان می‌کنند، و از صفات و سایر قوانین دستور زبان استفاده نمی‌کنند. آنها ممکن است عباراتی کوتاه را مانند: ”مامان میره“، ”کفش بپوشم“ به کار ببرند. آنها در ضمن از طریق ژست‌ها و لحن صدا صحبت می‌کنند. آنچه آنها به‌صورت بدنی نشان می‌دهند به اندازهٔ همان که بر زبان می‌آورند اهمیت دارد.
    ۴) کودکان کلمات و جملات کوتاه را به‌کار می‌برند تا قاطعیت پیدا کنند. کودک از ”نه“ و ”مال خودمه“ استفاده می‌کند تا معی محدودهٔ خود باشد و دنیای جدید خود را در اختیار بگیرد. کاربرد این کلمات از نظر تکاملی برای یک شیرخوار اهمیت دارد. به‌دست آوردن عدم وابستگی، یک قدم نیمه‌ابتدائی به سمت ”آدم خود شدن“ می‌باشد. فردی مستقل از شما.
    ● شما چگونه ارتباط برقرار کنید
    ۱) به‌عنوان اولین گام ارتباطی، آنها را لمس کنید، در آغوش بگیرید، نوازش کنید، برایشان زمزمه کنید. زمانی‌که بچه‌ها گریه می‌کنند شما می‌توانید آنها را با حضور خود و لحنی ملایم و آرامش‌بخش دلگرم سازید. نوزادان قادر هستند نسبت به عواطفی که شما نشان می‌دهید با نگریستن، گوش دادن یا حس کردن واکنش نشان دهند. آنان نسبت به غمگینی، عصبانیت، شادی یا رضایت شما والدین پاسخ نشان می‌دهند.
    ۲) بدانید که لحن و پیام‌های بدنی شما روی شیرخواران تأثیر می‌گذارد. گاهی کودک وقتی می‌شنود که به او می‌گوئید: ”بسه!“ گریه می‌کند، چرا که او به آمرانه و بلند بودن دستور شما واکنش نشان می‌دهد. به همین ترتیب یک ”شب‌بخیر“ نرم و عاشقانه وقتی که او را در بسترش می‌گذارید، کودک را به‌دلیل لحن آرام‌بخش آن خشنود خواهد کرد.
    ۳) به‌عنوان راهی برای برقراری رابطه با کودک، با او تماس جسمانی داشته باشید. کودکان دوست دارند به والدین خود نزدیک باشند. کنار خود نگاه داشتن، آرامش و اطمینان را به آنان منتقل می‌کند، استفاده از یک آغوش گرم به شما کمک می‌کند تا ضمن نزدیک بودن با او به کارهای زندگی خود نیز برسید.
    ۴) زیاد متعجب نشوید اگر وقتی با تلفن صحبت می‌کنید، کودک شما گریه سر می‌دهد. بچه‌ها به‌خوبی می‌دانند چه موقع به آنها توجه نمی‌کنید و اینکه چه‌طور توجه شما را به خود معطوف سازند. در شرایط غیرمعمول مثل مجالس و مهمانی‌ها معمولاً گریه و ناراحتی شیرخوار تشدید می‌شود. در این موقعیت‌ها با آگاه بودن از علتی که باعث واکنش کودک شده است، می‌توانید آرامش خود را حفظ کنید و به موقع با وضعیت فوق مدارا کنید.
    ۵) کلام کودک را به سمت مکالمهٔ دوطرفه سوق دهید. خواندن و زمزمه کردن ترانه‌های کودکانه او را تشویق می‌کند تا پاسخ هد. او ترغیب می‌شود تا جریان خوشایندی از اصوات را تولید کند که نهایتاً به تکلم منتهی می‌گردد.
    ۶) گسترش و بسط صداها و کلمات مهارت‌های کلامی را تقویت می‌کند. اگر کودک می‌گوید: ”بریم خونه!“ بگوئید، ”می‌خوای بری خونه؟ چند دقیقه دیگه با هم می‌ریم“.
    ۷) حتی اگر مطمئن نیستید کودک شما چقدر از حرف‌های شما را متوجه می‌شود با او صحبت کنید. حرف زدن به اندازهٔ در آغوش گرفتن و بوسیدن برای حفظ ارتباط با کودک مهم است. صحبت با کودک کمک می‌کند تا او بتواند احساسات و افکارش را با اصوات پیوند بزند.
    ● سنین پیش از مدرسه (۵-۲ سالگی)
    ▪ کودکان چگونه ارتباط برقرار می‌کنند:
    ۱) در ۳-۲ سالگی بسیاری از کودکان شروع به استفاده از جملات پیچیده‌تر می‌کنند. البته این بدان معنی نیست که همهٔ کلمات بزرگسالان با مفاهیم انتزاعی را متوجه می‌شوند. درک و فهمشان از افکار بسیار عینی می‌باشد. بسیاری تازه شروع می‌کنند تا به شیوهٔ منطقی فکر کنند و ترتیب وقایع را متوجه شوند.
    ۲) کودکان به مرور کلام والدین و نفوذ آن را بر زندگی خویش دریافته‌اند و به‌تدریج این درک را پیدا می‌کنند که کلام خودشان نیز قابلیت تغییر دادن شرایط را دارد. آنان با استفاده از گنجینهٔ کلامی رو به رشدی که دارند معانی غنی‌تری را خلق می‌کنند.
    ۳) ”نه“ و ”چرا“ در گفتار کودکان پیش از دبستان کلمات شایعی هستند. ”نه“ گفتن روشی است که کودک پیش‌دبستانی به‌وسیلهٔ آن استقلال خود را طلب می‌کند. ”چرا“ گفتن نشان‌دهندهٔ اشتیاق او برای فهم بهتر جهان پیرامون است. همچنین ”چرا“ کلمه‌ای است که اقتدار دیگران را زیر سؤال می‌برد. در پس این ”چرا“ آنان می‌پرسند: ”چرا وقتی می‌خواهم خودمداری‌ام را به‌دست آورم جلوی مرا سد می‌کنی؟“
    ۴) کودکان علاقه‌مند به مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها هستند. تصمیم‌گیری به کودکان احساس تسلط و استقلال می‌دهد. آنان ممکن است این‌طور فکر کنند: ”اگر بگویم چه چیزی می‌خواهم دیگر بچهٔ بزرگی می‌شوم“ یا ”من می‌توانم تکالیفم را از مادرم جدا کنم و دوست دارم که این‌طور باشد“.
    ۵) کودکان پیش‌دبستانی عاشق تقلید کلمات دیگران هستند. آنان اغلب توصیه‌ها، عبارات و جملات را تقلید می‌کنند. گاهی خصوصاً هنگام نقش بازی کردن عبارات را به‌صورت نادرست به‌کار می‌برند. مثلاً ممکن است کودک به عروسک خود بگوید: ”این قدر بدی که باید ۱۰۰ سال تو زندون بمونی“.
    ۶) کودکان دوست دارند یک قضیه را بارها و بارها بشنوند و توصیف کنند. با گفتن و شنیدن قصه‌ها، آنان باورهای خود را نسبت به جهان شکل می‌دهند و اینکه چگونه با آن انطباق حاصل کنند. آنها می‌گویند: ”بازم تعریف کن“، چرا که شنیدن پیاپی یک داستان آنان را امن و آرام می‌سازد. و تصور یک داستان جدید را برای کودک ممکن می‌کند.
    ۷) کودکان دوست دارند بتوانند خودشان توضیح بدهند، این مسئله به معنی‌دار شدن آنچه تازه سعی در فهمیدنش کرده‌اند کمک می‌کند. برای مثال ممکن است یک کودک پیش‌دبستانی اندوهش را از پایان یافتن زمستان این‌طور عنوان کند: ”وقتی برف آب می‌شه، یعنی داره گریه می‌کنه“.
    ۸) در محدودهٔ ۳ تا ۵ سالگی درک کودکان از رابطهٔ علت و معلولی تصحیح می‌شود.
    پیش‌دبستانی‌های بزرگتر، توضیحات سادهٔ روابط علی را می‌فهمند، مانند: ”دارو کمک می‌کنه تا بهتر بشی“ یا ”اگر غذای سالم بخوری، زودتر بزرگ و قوی می‌شوی“.
    ۹) کودکان با استفاده از بدن، بازی و هنر خود صحبت می‌کنند. در واقع در این سن ارتباط کلامی هنوز شیوهٔ غالب ادراک دنیا و ابراز خود نیست.
    ● شما چگونه ارتباط برقرار کنید
    ۱) به کودک خود توجه کامل داشته باشید. حتی یک رابطهٔ سریع اما با توجه می‌تواند نیاز کودک شما را به ارتباط برآورده سازد. اگر او می‌گوید: ”با من بازی کن“ اما این کار در آن لحظه ممکن نیست. چراییش را برای او توضیح دهید یا بگوئید: ”امروز کارم خیلی سخت بود، دو سه دقیقه صبر کن تا خستگی‌ام در بره. بعدش باهات بازی می‌کنم“. آنها می‌توانند - به درجاتی - احساس شما را درک کنند پس صراحت شما را تحسین خواهند نمود.
    ۲) از لحن کلام خود خبر باشید. به‌دلیل تازه‌کار بودن کودکان در جمله‌سازی، آنها حساسیت زیادی به لحن صدا و پیام‌های بدنی شما دارند.
    ۳) عواطف ناگفتنی کودکان را منعکس کنید. بدین ترتیب به کودک کمک می‌کنید احساساتش را به کلام درآورد. اگر در پارک، نوبت تاب به کودک شما نرسیده می‌توانید بگوئید: ”می‌خواستی سوار تاب بشی، مگه نه“ یا ”خیلی عصبانی به‌نظر می‌آی!“
    ۴) از کودک برای تبیین مشکلات کمک بخواهید برای مثال ممکن است بگوئید: ”تو اون فیلم چیزی تو رو ترسوند؟“ ”اگر کودک جواب نداد، می‌توانید این طور ادامه دهید: ”شاید قیافهٔ آقاهه ترسناک بوده!“.
    ۵) به کودک کمک کنید تا هشیاری عاطفی در او رشد پیدا کند. حتی اگر کودک بدرفتاری کرده است شما می‌توانید درباره کارش با او صحبت کنید. اکثر بچه‌های پیش‌دبستانی توانائی درک چنین جملاتی ار دارند، ”من بعضی اوقات خیلی عصبانی می‌شم، اگه برم یه اتاق دیگه و چند تا نفس عمیق بکشم خیلی آروم‌تر می‌شوم“.
    ۶) انتخاب‌هائی را که توصیه می‌کنید محدود سازید. کودکان پیش از دبستان وقتی خودشان تصمیم می‌گرند احساس تسلط بر اوضاع پیدا می‌کنند. می‌توانید بگوئید: ”می‌خوای اول لباس بپوشی یا اول صبحانه بخوری؟“
    ۷) جملهٔ خود را با کلمهٔ ”باشه؟“ تمام نکنید مگر اینکه آماده باشید نه گفتن کودک خود را بپذیرید اگر از کودک درخواستی بکنید که منوط به موافقت او باشد در دام بحث‌های طولانی و حتی جنگ قدرت گرفتار می‌شوید. مثلاً به‌جای ”الان وقت خوابه، برو تو جات بخواب!“ اگر بگوئید ”برو بخواب عزیزم. باشه؟“ کودک فرصتی برای چون و چرا کردن خواهد یافت.۸) با استفاده از خیال‌پردازی کودک به آرزوهای او بهاء بدهید. اگر کودک شما از این غمگین است که باید عروسکش را با دیگری شریک شود، می‌توانید به او بگوئید: ”دوست ‌داشتی این عروسک فقط مال خودت بود؟ فکر کن باهاش چه‌کار می‌کردی؟“ با توصیف آرزوی کودک و صحبت در مورد آن. حتی در صورت عدم تحقق آرزو، کودک به‌تدریج آرام می‌گیرد.
    ۹) فرصت‌های امنی برای بیان احساسات شدید بچه‌ها فراهم کنید. به‌عنوان مثال، اگر کوک شما بی‌نهایت عصبانی است به‌جای گفتن ”داد نزن دیگه!“ بهتر است بگوئید: ”برو تو حمام و یه دقیقه هر چه قدر می‌تونی بلند داد بزن!“
    ۱۰) زیادی توضیح ندهید. اثربخشی توضیحات ساده معمولاً بیش از بحث‌های طولانی است. وقتی کودک قشقرق راه انداخته است. او را نزدیک خود نگه داشت... یا حتی کنار او ماندن... می‌تواند بیش از هر کلام دیگری که می‌توانستید بگوئید مؤثر باشد.
    ● سنین مدرسه (۱۱-۶ سالگی)
    کودکان چگونه ارتباط برقرار می‌کنند
    ۱) کودکان مدرسه رو شروع می‌کنند تا جهان را به شیوه‌های پیچیده‌تری نگاه کنند. در این مرحله. کودکان اغلب از تفکر عینی به‌سوی تفکر انعکاسی پیش می‌روند. نسبت به حوادث جهان منطقی‌تر می‌ا‌ندیشند، گرچه هنوز چشم‌اندازشان از محیط جنبهٔ شخصی دارد. شروع می‌کنند تا دنبال دلایل بگردند و سؤالات چالش‌برانگیزی می‌پرسند.
    ۲) در سنین ۱۱-۶ سالگی کودکان هدفمند می‌شوند. آنها از پیش دربارهٔ چیزی که می‌خواهند فکر می‌کنند و یا اغلب برای رسیدن به آن نقشه می‌ریزند.
    از آنجائی که شیوه ارتباطی آنان تکانشی و منطبق با نیازهایشان است درون دوست‌داشتنی عمیق و خردمند آنان را پوشیده نگاه می‌دارد.
    ۳) بچه‌های مدرسه رو به تناوب نسبت به والدین خود احساس استقلال، وابستگی، مقاومت یا حتی سرکشی دارند. این رفتار گیج‌کننده می‌تواند برای والدین کاملاً آزاردهنده باشد. کودکان گاهی روزها وابستگی خود را نشان می‌دهند و بعد ناگهان قشقرق راه می‌اندازند. اگر احساس کنند بچه‌گانه با آنان رفتار شده آزرده‌خاطر می‌شوند. با این حال آنها ترجیح می‌دهند همان دختر یا پسر کوچولوی مامان باشند.
    ۴) سؤالات بچه‌مدرسه‌ای‌ها والدین را به شک می‌اندازد و از آنها انتقاد می‌کند. آنها دیگر فکر نمی‌کنند والدین یگانه‌مظاهر قدرت هستند. این نوع پرسش کردن طبیعی و نشانهٔ رشد تفکر نقادانه در آنها است. به‌نظر می‌رسد کسانی را که بیش از همه دوست می‌دارند طرد می‌کنند یا از آنان دور می‌شوند.
    ۵) کودکان الگوهای ارتباطی خود را در تعامل با محیط شکل می‌دهند. کودکان خردسالتر معمولاً به یک شیوه بحث می‌کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کجا یا با که هستند. با بزرگتر شدن و دور شدن از خانه، الگوهای گفتاری آنها با تبعیت از دوستان، رسانه‌ها و مجامع عمومی تنوع می‌یابد.
    ۶) بچه‌های مدرسه رو افکارشان را خصوصی می‌دانند. در این دوره حتی وقتی روابط مثبتی میان کودک و والدین وجود داشته باشد، کودک تلاش می‌کند افکارش را برای خود نگاه دارد. اینک زمانی است که زندگی خارج از خانه با زندگی خانوادگی او رقابت می‌کند.
    ۷) حس شوخ‌طبعی در کودکان ۶۰۱۱ ساله بیشتر شکل می‌گیرد. آنها از گفتن مطالب خنده‌دار و سر به سر گذاشتن و بازی‌های پیچیده‌تر لذت می‌برند آنها می‌توانند مطالب پیچیده‌تر رسانه‌‌ها را درک کنند و قواعد و اصول بازی‌ها را تجلیل نمایند.
    ● شما چگونه ارتباط برقرار کنید
    ۱) وقتی را پیدا کنید تا با او حرف بزنید، در مقایسه با یک کودک پیش‌دبستانی شما فرصت زیادی برای صحبت کردن با کودک دبستانی خود ندارید. یا بزرگتر شدن کودک، او کمتر به سراغ شما می‌آید، بنابراین شما باید تلاش مخصوصی به‌عمل آورید تا بتوانید اوقاتی را با او بگذرانید.
    ۲) با کودکان سنین مدرسه بالغانه صحبت کنید. آنها دوست دارند بزرگ شدنشان را تأیید کنیم. به آنها برمی‌خورد اگر احساس کنند مانند بچه‌ها با آنها صحبت می‌شود (حتی اگر مانند کوکان رفتار کنند) به‌جای ”چند بار باید بهت بگم مشقت را بنویس؟!“ بگوئید: ”فکر کنم مشق داشته باشی، کی می‌خوای اونها را شروع کنی؟“
    ۳) با کودک خود محترمانه برخورد کنید. یک راه برای درک کودک و نیازهایش کمک گرفتن از خود اوست. اگر شما تصدیق کنید که فرزندتان اطلاعاتی دارد که شما ندارید، او خواهد فهمید که به او احترام می‌گذارید. یا اینکه تصمیم‌گیرندهٔ نهائی شما هستید.
    ۴) از کودکان مدرسه رو به‌جای سؤالات کلی، پرسش‌های مشخصی بپرسید. به‌جای پرسیدن سؤالاتی مثل: ”مدرسه چه‌طور بود؟“ می‌توانید بپرسید: ”معلمتون راجع به تحقیقت چیزی گفت؟“ همچنین از پرسیدن سؤالات جهت‌دار بپرهیزید، به‌جای: ”فکر می‌کنی این‌جوری صحبت کردن با یک بزرگتر درسته؟“ بگوئید: ”خیلی عصبانی می‌شم وقتی با این لحن با من حرف می‌زنی“
    ۵) به حرف‌های کودک گوش فرا دهید بدون آنکه آنها را تکذیب کنید. به‌جای اینکه بگوئید: ”چه مسخره!“ به سادگی می‌توانید بگوئید: ”هوم!“ یا ”واقعاً“ سپس سؤالات مشخصی را بر مبنای موقعیتی که کودک توصیف کرده است بپرسید.
    ۶) آنچه کودک می‌گوید تکرار کنید، اما بالغانه‌تر، شما می‌توانید جملات او را به شکل یک سؤال منعکس کنید. به این‌صورت که: ”آیا من درست فهمیدم؟“ با این روش شما به هوش و فهم کودکتان احترام گذاشته و باعث شده‌اید احساس کند او را می‌فهمید و تشویقش می‌کنید تا بیشتر صحبت کند.
    ۷) کمی بخندید و اشتباهات خود را بپذیرید. گاهی، شوخ‌طبعی بهترین راه برای رفع یک درگیری، یا واکنش نشان دادن به خواسته یا ناراحی کودک است همچنین می‌توانید از فرزند خود کمک بخواهید تا مشکل رفع شود. بچه‌ها عاشق این هستند که از والدین بشنوند که اشتباه کرده‌اند وقتی خطائی مرتکب می‌شوید اقرار کنید و بگوئید: ”خرابکاری کردم، نه؟ می‌شه با هم کمک کنیم تا یه جوری اوضاع را درست کنیم؟“
    ۸) برای قانونگذاری و تعیین محدودیت‌ها برای کودک از خود او کمک بگیرید. وقتی لازم است به او ”نه“ بگوئید از گفتن نهراسید اما با ذکر دلیل، او نیز می‌تواند قوانینی را وضع کند. برای مثال از کودک بخواهید تا ساعت موجهی را برای انجام تکالیف مدرسه مشخص کند. دکتر گیلیان مک نامی توصیه می‌کند از کودک بخواهید رئیس تصمیم‌گیری در این مورد باشد که (با توجه به دستورات آموزگار) چه کمکی باید به او شود، چه‌قدر و کی. به این ترتیب، کودک احساس می‌کند بر دنیای خود تسلط دارد.
    ۹) ارتباط کلامی خود را با فرزندتان حفظ کنید. حتی وقتی او تمایلی ندارد. دکتر مایکل تامپسون می‌گوید: ”ممکن است گاهی شما احساس کنید نزد فرزندتان بی‌اعتبار هستید“. در چنین شرایطی اگر سکوت کنید، یا شخصاً واکنش‌های تکانشی بروز بدهید اوضاع خیلی بدتر پیش می‌رود. اما به یاد داشته باشید آنها اغلب دارند سعی می‌کنند استقلال خود را تثبیت کنند.
    مهسا یهنود کارشناس ارشد جامعه‌شناسی منبع: www.pbs.org
    ماهنامه کودک
    1390/02/30 | 12:57 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 قدرت عروسک

    قدرت عروسکاگر بپذیریم که انسان از معدود موجودات ابزارساز و توانمندترین آنها در تخیل و تجسم است، ساخت عروسک، به او جان بخشیدن و با او سخن گفتن، رخدادی است منحصر به فرد وقتی می شنویم تاریخچه بازی به انسان های غارنشین برمی گردد این فرضیه که بازی نیازی است بنیادی برای بشر در حد غذا و پناهگاه قوت می گیرد. مولوی می گوید: غذای بشر نان است و اندکی شوربا و الباقی بازی. عروسکی که می شود با آن حرف زد، راز دل گفت، به او خشم گرفت، او را به مبارزه طلبید، او را به زمین کوبید و دوباره در آغوشش کشید، او را زخمی کرد و برایش مرهم گذارد و برایش لالایی خواند، به او غذا داد، لباس پوشانید و به جای پدر، مادر، خواهر، برادر، معلم، دکتر، پلیس، دوست، همسایه و... قرارش داد و در تمامی این احوالات، خاموشی و انفعالش فرصتی است تا حس کنترل و خلق جهانی مطابق با آرزوها ارضا شود، ابزاری بی نظیر برای برآورده کردن نیازهای روانی بشر است.
    عروسک ها عموما وسیله هایی هستند ارزان، دردسترس، جهانشمول و بی نیاز به تکنولوژی یا دانش پیچیده برای به کارگیری که می توانند استفاده های متنوعی چون سرگرمی، تبلیغات، تجارت، آموزش، مفهوم سازی، فرهنگ سازی و درمان اختلالات رفتاری یا بیماری ها داشته باشند. می دانیم که کودکان، تلقین پذیری بالایی دارند و مرز میان خیال و واقعیت برایشان مبهم و نسبی است و در برابر موجوداتی که با زبانی غیرمستقیم اما مانوس و خودمانی با آنها ارتباط برقرار کنند، تاثیرپذیری شگرفی دارند; به خصوص که این ارتباط به رابطه کلامی محدود نشده و آنها از حرکت، ایما، اشاره و موزیک که ساده ترند هم بهره می گیرند.
    بنابراین در انتخاب و کاربرد صحیح چنین وسیله ای دقت فراوانی لازم است تا خلاقیت کودک رشد کرده و ذهن و دست های او را به ساختن و ازنوساختن وادارد، نه آنکه صرفا کالایی باشد تجاری و مبلغ فلان شخصیت کارتونی یا مروج مصرف گرایی; و همان گونه که حس کنجکاوی و رویاپردازی را توسعه می بخشد تعامل دوجانبه میان کودک و دنیا را گسترش دهد چرا که گاه فاصله میان خودمحوری کودک با جهان واقعی را بازی پرمی کند.
    گاه کودکان برای انتقال از وابستگی به مادر به سوی استقلال و خودکفایی، متوسل به وسایلی مانند پتو، عروسک یا اسباب بازی محبوب شان می شوند و در شرایط ترس و برای آرامش یا به خواب رفتن آن را در آغوش می گیرند که اصطلاحا آن را(odject tramsitional) یا شی انتقالی می نامند. در انتخاب عروسک باید اندازه، رنگ، جنس، قوام، اجزا و فرم کلی آن متناسب با سن، جنس و شرایط کودک باشد. تنوع در مدل های انسانی یا عروسک های حیوانی به گسترش قوه تخیل و داشتن احتمالات بیشتر در بازی کمک می کند.
    با توجه به تاثیرپذیری پایدار در سن کودکی از الگوهای رفتاری یا هویت های کلیشه ای(مانند گرگ در نقش درنده، روباه در نقش فریبکار، کلاغ در نقش خبرچین و...) که در دنیای واقعی هم وجود ندارند ارائه الگوهای کلامی و رفتاری تکراری می تواند ایجاد ذهنیت و مفهوم سازی ناصحیح کند که اصلاح آن مشکل خواهد بود.
    مفهوم گرگ و برگشت ناپذیری از مفاهیم انتزاعی است که از حدود۱۰-۱۲سالگی در ذهن کودک وضوح می یابد; نکته هایی که در روابط شخصیت های عروسکی یا کارتونی بایستی به آن دقت کرد و قبل از آن اشاره مستقیم به آن معمول نیست. گاه در دنیای بازی یا انیمیشن یا عروسک ها قدرت هایی معجزه آسا به شخصیت ها داده می شود که کودک، آنها را واقعی قلمداد می کند. یک موش یا... از ارتفاع بلندی می افتد بدون آنکه صدمه جبران ناپذیری ببیند و کودک نمی تواند تفاوت آن را با واقعیت درک کند; پس در استفاده یا ارائه این محصولات باید نهایت دقت به عمل آید تا نتایج خطرناکی به دنبال نداشته باشد.
    در بازی درمانی، استفاده از عروسک ها یا(puppet) به کودک امکان بیان افکار و احساسات او را بدون ترس و مقاومت مهیا می سازد تا بتواند ترس ها، علایق و تمایلات خود را وارد صحنه درمان کند و اطلاعات ارزنده ای از فرصت روحی خود به درمانگر بدهد یا به کمک out Acting کودک در فضایی امن و قابل قبول احساسات و افکارش را به فعل درآورد و گاه با تکرار آن به خود و جهان مسلط شده ترس ها کمرنگ می شود، تنش ها کاسته می شود، خشم ها بیرون ریزی می شود.
    از این ویژگی می توان در درمان مشکلاتی چون افسردگی، گنگی انتخابی یا اختلاس پس از سانحه بهره گرفت و همچنین برای آموزش مهارت ها، درک روابط خانوادگی، بررسی سواستفاده های فیزیکی یا جنسی، حل مسائل خواهر و برادرها، رفع عادات غلط، گوشه گیری و انزوا، ارزیابی قدرت کلامی، شناخت مهارت های یدی، هماهنگی عضلانی، تئوری ذهن، مقابله با درمانگر، وابستگی ها، حرکات تکراری و بسیاری موارد دیگر استفاده کرد. عروسک ها بایستی در عین داشتن جنبه بازی و ظاهری جذاب و مطلوب، مهارت های یدی و هماهنگی چشم و دست و ذهن را پرورش دهند; مهارت های فردی مانند بیان احساسات حل مسئله مدیریت خشم را آموزش دهند; ارزش های اخلاقی مانند صداقت، همکاری، نوعدوستی، امانتداری، مهربانی و... را تقویت کنند و مهارت های اجتماعی مانند برقراری ارتباط موثر، احقاق حق، آشنایی با نقش های اجتماعی را معرفی کنند.
    یکی از ضروریات زندگی بشری خوب انتخاب کردن به کمک تفکر نقادانه و مهارت تصمیم گیری با استفاده از فرآیند جمع آوری اطلاعات، داشتن گزینه های متعدد و انتخاب بهترین گزینه با درنظر گرفتن معایب و مزایای هر کدام است که در فرصت هایی چون خرید لباس، کتاب، اسباب بازی، لوازم التحریر، خوراکی و... نمود می یابد و می تواند به انتخاب های مناسب در دوست یابی، رشته تحصیلی، شغل یابی یا همسریابی منجر می شود.
    حتی آموزش چگونگی نگهداری از اسباب بازی ها و وسایل شخصی یا نحوه مشارکت با سایر کوکان در میهمانی ها و مدارس و... و همچنین روش برخورد با شکستن، خراب شدن، گم شدن، غیرقابل استفاده شدن آنها و حتی بخشیدن یا بازیافت شان، بخش مهمی از آموزش مهارت های فردی و اجتماعی را در خود نهفته دارد.

    روزنامه ابتکار
    1390/02/30 | 12:59 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 قدرت تصمیم گیری را در فرزندان خود افزایش دهیم

    قدرت تصمیم گیری را در فرزندان خود افزایش دهیمیـکـی از گـفــته های معروف دونالد ترامپ از این قـرار است:
    "من فقط تحت تاثیر فردی قرار می گیرم که توانـایی تصمیمگرفتن داشته باشد." حتی اگر تصمیم عاقلانه ای هم اتخاذنـشـود حـداقـل ایـن جــرات را به خرج داده که تصمیم بگیرد.بـیـشتر افـراد دانـش درستـی نسـبـت به توانایی های خودبرای تصمیم گرفتن ندارند.
    تصمیم گرفتن دارای معانی ضمنی متفاوتی می باشد. ما تصور می کنیم که تصمیم گرفتن تنها در لحظات حساس و مهم زندگی انسان معنا پیدا می کند و در لحظات کوچک و کم ارزش تر از هیچ شانی برخوردار نمی باشد. توانایی تصمیم گیری و دارا بودن اطمینان خاطر در تصمیمات از وظایف هر پدر و مادر، کارمند و هر عضو مسولیت پذیر جامعه به شمار می رود. در طول یک روز عادی ما چندین بار با شرایطی مواجه می شویم که تصمیم گیری در آنها لازم است و این امر مکررا ادامه دارد. ما انتخاب می کنیم که چه لباسی بر تن کنیم، چه چیزی بخوریم، برنامه روزانه خود را طرح ریزی می کنیم و ... بسیاری از افراد این امور را ناآگاهانه انجام می دهند و اصلا متوجه نیستند که در حال تصمیم گرفتن می باشند.
    برای عده ای از افراد طریقه تصمیم گیری و اعتماد به تصمیم هایی که اتخاذ نموده اند، امری غریزی به شمار می رود. این دسته از افراد به طور خدادادی از توانایی های بالایی در تصمیم گیری برخوردار هستند. در مقابل بعضی از افراد نیز هستند که به هیچ وجه از توانایی تصمیم گیری برخوردار نمی باشند. برای این دسته از افراد حتی کوچکترین تصمیم گیری ها کاری بس دشوار و آزار دهنده به شمار می رود.
    ● علائم عدم توانایی در تصمیم گیری
    معمولا به کودکانی که خود را درگیر تصمیم گیری می نمایند، مارک ایرادگیر می چسبانیم و تصور می کنیم که نگهداری از این کودکان به این دلیل که فقط به دنبال جلب توجه بزرگترها هستند، اندکی مشکل به نظر می رسد. مادر و پدرها باید کمی نگران فرزندانی باشند که حتی توانایی ندارند نهار مورد علاقه شان را انتخاب کنند و یا نمی دانند در کدام قسمت از ماشین بنشینند. نا مطمئن بودن کودکان در تصمیم گیری و دمدمی بودن آنها خون معلم ها را به جوش می آورد. بعضی از کودکان هستند که حتی نمی دانند باید با کدام مداد بنویسند و چه کتابی را بخوانند.
    بسیاری از جوانان و حتی بزرگسالان در نحوه چیدمان مبلمان اتاق نشیمن با مشکل مواجه هستند، برای خرید یک دست کت شلوار ساعت ها و چه بسا روزها وقت صرف می کنند و در آخر هم به هیچ نتیجه ای نمی رسند. این در حالیست که سایرین تصمیمات مهمی را در مورد زندگی جوامع بشری اتخاذ می کنند. معمولا افرادی که به عدم توانایی در تصمیم گیری دچار هستند تا سنین بزرگسالی متوجه این معضل نمی شوند و تصور می کنند که فقط توانایی رسیدن به آرزوهایشان را ندارند.
    ● محیط اطراف عامل مهمی در تصمیم گیری به شمار می رود
    به این دلیل که توانایی تصمیم گیری معمولا جزء خصوصیات ذاتی انسان ها به شمار نمی رود، ما باید به فرزندان خود آموزش دهیم که چگونه می توانند خود را با شرایط مختلف وفق داده و ارزیابی درستی از آنها داشته باشند. آنها باید بتوانند نیازهای خود و تصمیم مورد نظرشان را تشخیص دهند و قادر باشند تا از میان چند گزینه معقول ترین را انتخاب کنند.
    نباید تصمیم های کودکان در خانه به غذا، لباس و اسباب بازی محدود شود. اگر بتوانیم این گزینه ها را افزایش دهیم، خوب بالطبع حس کنجکاوی و در نتیجه اعتماد به نفس در تصمیم گیری را در آنها افزایش داده ایم.
    کودکی که نمی تواند در مورد صبحانه اش تصمیم بگیرد، به طور قطع در آینده با مشکل مواجه خواهد شد. او نمی تواند از بین کره، پنیر و مربا یکی را انتخاب کند پس در آینده چگونه می خواهد در مواجهه با مشکلات زندگی جان سالم به در برد.
    با فراهم آوردن راهنمایی های آموزنده، حق انتخاب های سازنده، و شرایط منطقی شما می توانید قدرت تصمیم گیری در فرزندان خود را افزایش دهید. با شروع کردن انتخاب هایی نظیر غذای مورد علاقه برای صبحانه و یا لباس مورد علاقه برای رفتن به مدرسه، کودک شما کم کم با مقوله تصمیم گیری آشنا می گردد و رفته رفته با آن اخت میگردد. پیشنهاد کردن چند غذا، لباس و یا کتاب مختلف کودک را هدفمند می سازد و از رویارویی با چند گزینه مختلف احساس سردرگمی نمی کند.
    شاید هل دادن کودکان به سمت تصمیم گیری اندکی دشوار به نظر رسد، اما باید سعی کنید که آنها را وادار به این کار کنید. چند لباس مختلف را پیش روی او قرار دهید و سپس سعی کنید که او را ناخودگاه به تصمیم گیری وادارید. او می تواند هر کدام از لباس ها را که نمی پسندد به ترتیب از دور خارج کند تا به هدف موردنظر دست پیدا کند، و یا می تواند ویژگی های لباس مورد علاقه اش را مطرح کند تا از این طریق سریعتر به نتیجه پایانی نزدیک شود.
    اگر کودک شما تصمیم خطرناک و مخربی را گرفت او را محدود نکنید. اجازه دهید با عواقب احتمالی آن روبرو شود. اگر تصمیم گرفت که به دلیل سیر شدن بقیه غذایش را نخورد پس بنابراین جایی برای دسر هم نخواهد داشت. اگر لباس مورد علاقه برادرش را بر تن می کند، باید خودش آنرا بشوید و از این بابت از برادرش عذر خواهی هم بکند.
    ● افزایش اعتماد به نفس
    یکی از مهمترین نکات در هنگام تصمیم گیری دارا بودن اعتماد به نفس بالا است. اگر فرزند شما به توانایی هایش در مورد کاری که انجام می دهد، اطمینان نداشته باشد، هیچ گاه قادر نخواهد بود که به منظور تصمیم گیری مسائل مختلف را مو شکافی کند.
    باید از توانایی های کودک خود پشتیبانی کنید و او را به خاطر تصمیم گیری هایش تشویق نمایید؛ چنین کارهایی به عنوان ابزاری برای بالا بردن اعتماد و اطمینان در کودک شناخته می شوند. عباراتی نظیر: " انتخاب بلوز آبی کار بی نظیری بود" یا " انتخابت برای خوردن نان و پنیر برای صبحانه واقعا عالیه،" اطمینان خاطر دوباره ای را در ذهنشان بیدار می سازد که: آری، آنها هم قادر به تصمیم گیری هستند.
    ● تمرین و تکرار
    اگر می خواهید فرزندانتان کاملا مطمئن باشند، باید به آنها اجازه داده شود که تصمیمات مختلفی در مورد موضوعات متفاوت بگیرند. یک فرد کم سن و سال باید متوجه شود که در هر لحظه از زندگی باید تصمیم های مهمی بگیرد. انتخاب هایی نظیر اینکه با چه کسی در داخل حیاط بازی کنم، برای صبحانه چه بخورم؛ همه و همه از مواردی هستند که پایه تصمیم های مهم تری را که او قرار است در آینده برای زندگیش بگیرد را طرح ریزی می کنند.
    برای او خاطر نشان سازید که سوال کردن و کمک خواستن در مواقع حساس بلامانع است. اما در عین حال باید تنها بر اساس عقاید و اعتقادات خود عمل کند. برایش روشن کنید که هر روز تصمیم های زیادی می گیرد و تمام آنها به عنوان تمریناتی برای آمادگی که برای سال های آتی لازم دارد، به شمار می روند.
    ● انتقاد مکرر
    زمانی که کودک بالاخره تصمیم خود را می گیرد و برای بیان آن از سمت اتاقش به سوی شما می آید، اگر مکررا از او ایراد بگیرید و کارهایش را به چشم یک منتقد نگاه کنید، مسلما اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و شما نیز از هدف اصلی خود که همان ایجاد اطمینان در تصمیم گیری است، دور خواهید شد.
    به نقاط مثبت تصمیم او نگاه کنید، و انگشت خود را فقط بر روی اشکالات و کاستی های قضیه نگذارید. از عباراتی از این دست استفاده کنید: "بذار یک انتخاب دیگه داشته باشیم" یا " نظرت در مورد یک انتخاب دیگه چیه؟" او را به خاطر تصمیمش تشویق کنید، اما در عین حال زیرکانه او را به سمت انتخاب مجدد رهنمون سازید.

    سازمان آموزش و پرورش استان خراسان
    1390/02/30 | 13:00 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب نیلوفر_مامان_مانلی استارتر عضویت: 1388/01/23 تعداد پست: 589 قدرت تصمیم گیری را در فرزندان خود افزایش دهیم

    قدرت تصمیم گیری را در فرزندان خود افزایش دهیمیـکـی از گـفــته های معروف دونالد ترامپ از این قـرار است:
    "من فقط تحت تاثیر فردی قرار می گیرم که توانـایی تصمیمگرفتن داشته باشد." حتی اگر تصمیم عاقلانه ای هم اتخاذنـشـود حـداقـل ایـن جــرات را به خرج داده که تصمیم بگیرد.بـیـشتر افـراد دانـش درستـی نسـبـت به توانایی های خودبرای تصمیم گرفتن ندارند.
    تصمیم گرفتن دارای معانی ضمنی متفاوتی می باشد. ما تصور می کنیم که تصمیم گرفتن تنها در لحظات حساس و مهم زندگی انسان معنا پیدا می کند و در لحظات کوچک و کم ارزش تر از هیچ شانی برخوردار نمی باشد. توانایی تصمیم گیری و دارا بودن اطمینان خاطر در تصمیمات از وظایف هر پدر و مادر، کارمند و هر عضو مسولیت پذیر جامعه به شمار می رود. در طول یک روز عادی ما چندین بار با شرایطی مواجه می شویم که تصمیم گیری در آنها لازم است و این امر مکررا ادامه دارد. ما انتخاب می کنیم که چه لباسی بر تن کنیم، چه چیزی بخوریم، برنامه روزانه خود را طرح ریزی می کنیم و ... بسیاری از افراد این امور را ناآگاهانه انجام می دهند و اصلا متوجه نیستند که در حال تصمیم گرفتن می باشند.
    برای عده ای از افراد طریقه تصمیم گیری و اعتماد به تصمیم هایی که اتخاذ نموده اند، امری غریزی به شمار می رود. این دسته از افراد به طور خدادادی از توانایی های بالایی در تصمیم گیری برخوردار هستند. در مقابل بعضی از افراد نیز هستند که به هیچ وجه از توانایی تصمیم گیری برخوردار نمی باشند. برای این دسته از افراد حتی کوچکترین تصمیم گیری ها کاری بس دشوار و آزار دهنده به شمار می رود.
    ● علائم عدم توانایی در تصمیم گیری
    معمولا به کودکانی که خود را درگیر تصمیم گیری می نمایند، مارک ایرادگیر می چسبانیم و تصور می کنیم که نگهداری از این کودکان به این دلیل که فقط به دنبال جلب توجه بزرگترها هستند، اندکی مشکل به نظر می رسد. مادر و پدرها باید کمی نگران فرزندانی باشند که حتی توانایی ندارند نهار مورد علاقه شان را انتخاب کنند و یا نمی دانند در کدام قسمت از ماشین بنشینند. نا مطمئن بودن کودکان در تصمیم گیری و دمدمی بودن آنها خون معلم ها را به جوش می آورد. بعضی از کودکان هستند که حتی نمی دانند باید با کدام مداد بنویسند و چه کتابی را بخوانند.
    بسیاری از جوانان و حتی بزرگسالان در نحوه چیدمان مبلمان اتاق نشیمن با مشکل مواجه هستند، برای خرید یک دست کت شلوار ساعت ها و چه بسا روزها وقت صرف می کنند و در آخر هم به هیچ نتیجه ای نمی رسند. این در حالیست که سایرین تصمیمات مهمی را در مورد زندگی جوامع بشری اتخاذ می کنند. معمولا افرادی که به عدم توانایی در تصمیم گیری دچار هستند تا سنین بزرگسالی متوجه این معضل نمی شوند و تصور می کنند که فقط توانایی رسیدن به آرزوهایشان را ندارند.
    ● محیط اطراف عامل مهمی در تصمیم گیری به شمار می رود
    به این دلیل که توانایی تصمیم گیری معمولا جزء خصوصیات ذاتی انسان ها به شمار نمی رود، ما باید به فرزندان خود آموزش دهیم که چگونه می توانند خود را با شرایط مختلف وفق داده و ارزیابی درستی از آنها داشته باشند. آنها باید بتوانند نیازهای خود و تصمیم مورد نظرشان را تشخیص دهند و قادر باشند تا از میان چند گزینه معقول ترین را انتخاب کنند.
    نباید تصمیم های کودکان در خانه به غذا، لباس و اسباب بازی محدود شود. اگر بتوانیم این گزینه ها را افزایش دهیم، خوب بالطبع حس کنجکاوی و در نتیجه اعتماد به نفس در تصمیم گیری را در آنها افزایش داده ایم.
    کودکی که نمی تواند در مورد صبحانه اش تصمیم بگیرد، به طور قطع در آینده با مشکل مواجه خواهد شد. او نمی تواند از بین کره، پنیر و مربا یکی را انتخاب کند پس در آینده چگونه می خواهد در مواجهه با مشکلات زندگی جان سالم به در برد.
    با فراهم آوردن راهنمایی های آموزنده، حق انتخاب های سازنده، و شرایط منطقی شما می توانید قدرت تصمیم گیری در فرزندان خود را افزایش دهید. با شروع کردن انتخاب هایی نظیر غذای مورد علاقه برای صبحانه و یا لباس مورد علاقه برای رفتن به مدرسه، کودک شما کم کم با مقوله تصمیم گیری آشنا می گردد و رفته رفته با آن اخت میگردد. پیشنهاد کردن چند غذا، لباس و یا کتاب مختلف کودک را هدفمند می سازد و از رویارویی با چند گزینه مختلف احساس سردرگمی نمی کند.
    شاید هل دادن کودکان به سمت تصمیم گیری اندکی دشوار به نظر رسد، اما باید سعی کنید که آنها را وادار به این کار کنید. چند لباس مختلف را پیش روی او قرار دهید و سپس سعی کنید که او را ناخودگاه به تصمیم گیری وادارید. او می تواند هر کدام از لباس ها را که نمی پسندد به ترتیب از دور خارج کند تا به هدف موردنظر دست پیدا کند، و یا می تواند ویژگی های لباس مورد علاقه اش را مطرح کند تا از این طریق سریعتر به نتیجه پایانی نزدیک شود.
    اگر کودک شما تصمیم خطرناک و مخربی را گرفت او را محدود نکنید. اجازه دهید با عواقب احتمالی آن روبرو شود. اگر تصمیم گرفت که به دلیل سیر شدن بقیه غذایش را نخورد پس بنابراین جایی برای دسر هم نخواهد داشت. اگر لباس مورد علاقه برادرش را بر تن می کند، باید خودش آنرا بشوید و از این بابت از برادرش عذر خواهی هم بکند.
    ● افزایش اعتماد به نفس
    یکی از مهمترین نکات در هنگام تصمیم گیری دارا بودن اعتماد به نفس بالا است. اگر فرزند شما به توانایی هایش در مورد کاری که انجام می دهد، اطمینان نداشته باشد، هیچ گاه قادر نخواهد بود که به منظور تصمیم گیری مسائل مختلف را مو شکافی کند.
    باید از توانایی های کودک خود پشتیبانی کنید و او را به خاطر تصمیم گیری هایش تشویق نمایید؛ چنین کارهایی به عنوان ابزاری برای بالا بردن اعتماد و اطمینان در کودک شناخته می شوند. عباراتی نظیر: " انتخاب بلوز آبی کار بی نظیری بود" یا " انتخابت برای خوردن نان و پنیر برای صبحانه واقعا عالیه،" اطمینان خاطر دوباره ای را در ذهنشان بیدار می سازد که: آری، آنها هم قادر به تصمیم گیری هستند.
    ● تمرین و تکرار
    اگر می خواهید فرزندانتان کاملا مطمئن باشند، باید به آنها اجازه داده شود که تصمیمات مختلفی در مورد موضوعات متفاوت بگیرند. یک فرد کم سن و سال باید متوجه شود که در هر لحظه از زندگی باید تصمیم های مهمی بگیرد. انتخاب هایی نظیر اینکه با چه کسی در داخل حیاط بازی کنم، برای صبحانه چه بخورم؛ همه و همه از مواردی هستند که پایه تصمیم های مهم تری را که او قرار است در آینده برای زندگیش بگیرد را طرح ریزی می کنند.
    برای او خاطر نشان سازید که سوال کردن و کمک خواستن در مواقع حساس بلامانع است. اما در عین حال باید تنها بر اساس عقاید و اعتقادات خود عمل کند. برایش روشن کنید که هر روز تصمیم های زیادی می گیرد و تمام آنها به عنوان تمریناتی برای آمادگی که برای سال های آتی لازم دارد، به شمار می روند.
    ● انتقاد مکرر
    زمانی که کودک بالاخره تصمیم خود را می گیرد و برای بیان آن از سمت اتاقش به سوی شما می آید، اگر مکررا از او ایراد بگیرید و کارهایش را به چشم یک منتقد نگاه کنید، مسلما اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و شما نیز از هدف اصلی خود که همان ایجاد اطمینان در تصمیم گیری است، دور خواهید شد.
    به نقاط مثبت تصمیم او نگاه کنید، و انگشت خود را فقط بر روی اشکالات و کاستی های قضیه نگذارید. از عباراتی از این دست استفاده کنید: "بذار یک انتخاب دیگه داشته باشیم" یا " نظرت در مورد یک انتخاب دیگه چیه؟" او را به خاطر تصمیمش تشویق کنید، اما در عین حال زیرکانه او را به سمت انتخاب مجدد رهنمون سازید.

    سازمان آموزش و پرورش استان خراسان
    1390/02/30 | 13:00 0 نفر لایک کرده اند ... لینک پست گزارش پست نامناسب برو ارسال نظر شما ارسال نظر ویرایش ارسال نظر لغو انتخاب ... غیر مرتبط غیر اخلاقی تبلیغاتی ارسال لغو جدیدترین موضوعات 2 روز گذشته مداد چشم و پنکک عالی معرفی کنید | 3 دقیقه پیش دوستان بی اجازه عکس بقیه رو برندارین | 4 دقیقه پیش صحبت در مورد مسایل اقتصادی | 5 دقیقه پیش بیشتر ببینید موضوعات به روز شده دوستان بی اجازه عکس بقیه رو برندارین استارتر توضیح بده ؟ چی شده ؟ 1 ثانیه پیش دوستانی که به زودی میخواید iui کنید بیاید باهم باشیم و تبادل اطلاعات ک... در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست????????نتیج... 1 ثانیه پیش ميداني جانم انتظار كشيدن دلهره دارد، دلهره از اينكه نيايي...شما هم از ... میترسم فقط ازهمینمیدانی جانم انتظار کش... 6 ثانیه پیش بیشتر ببینید پربازدیدترین موضوعات امروز توسط    |  6 روز پیش توسط    |  21 ساعت پیش توسط    |  22 ساعت پیش گزارش پست نامناسب Loading... در حال شمارش افراد آنلاین مجله تبادل نظر عکس ویدیو کلینیک قوانین و مقررات تماس با ما

    مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت بدان معناست که شما قبلاً صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه کرده و به مفاد آن واقفید. نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است

    ورود به نی نی سایت
    به یکی از روش های زیر وارد سایت شوید. ورود با شماره همراه ورود با پست الکترونیک ایمیل / نام کاربری کلمه عبور ورود مرا به خاطر بسپار کلمه عبور خود را فراموش کرده ام کاربر نی نی سایت نیستید ؟ در نی نی سایت عضو شوید شماره تلفن همراه کلمه عبور ورود مرا به خاطر بسپار کلمه عبور خود را فراموش کرده ام کاربر نی نی سایت نیستید ؟ در نی نی سایت عضو شوید تکمیل اطلاعات کاربری
    لطفا اطلاعات زیر را تکمیل نمایید نام مستعار شما نامی است که به کاربران در بخش های مختلف سایت نمایش داده میشود نام مستعار * جنسیت * انتخاب جنسیت مرد زن تلفن همراه * نام نام خانوادگی ثبت کد ارسال شده به تلفن همراه خود را وارد نمایید ثبت
    تأثیرات مخفی آزار و اذیت جنسی بر سلامت زنان آزار و اذیت جنسی در محل کار موضوع جدیدی نیست، اما با بلند شدن صدای زنان مشهور هالیوود و اتهامات سنگین علیه افرادی مانند هاروی واینستین، کوین اسپیسی و لوئیس سی. کی، شاهد موج جدیدی از توجه به این مسئله هستیم. از تجارب آن ها آموختیم که آزار جنسی می تواند قربانیان خود را ویران کند و علاوه...
    خطرات کاشتن ناخن کاشت ناخن در سال های اخیر، به یکی از کارهای پر طرفدار تبدیل شده، تا جایی که حتی برخی از دخترهای نوجوان هم متاسفانه به این مساله روی آورده اند. بسیاری از افراد تصور می کنند کاشت ناخن، مشکلی را برای آنها به وجود نمی آورد در حالی که این باور، نادرست است. دکتر داریوش دائر، متخصص پوست،...
    طرز تهیه لازانیای اسفناج لازانیا از محبوب ترین غذاها در سراسر دنیاست. لازانیای اسفناج تنوعی در طبخ این غذای محبوب و خوشمزه ایجاد میکند. در ضمن این غذا برای گیاهخوارانی که پنیر میخورند هم مناسب است. چون در آن فقط از مایه ماکارونی با سویا و اسفناج استفاده میشود. برای تهیه لازانیای اسفناج نیازی به سس سفید (سس بشامل نیست). این لازانیا...
    طرز تهیه پای ماکارونی یکی از سختی های درست کردن پای و تارت تهیه خمیر آنهاست که نیاز به کمی مهارت دارد اما پای ماکارونی این دشواری را برای شما برطرف میکند چون در آن به جای خمیر از ماکارونی استفاده میشود. البته شاید دیدن دو واژه ماکارونی و پای کنار هم برای شما عجیب باشد ولی جای نگرانی نیست. شکی نیست...
    ویتامین هایی که کمبودش سبب بروز سرطان در زنان می شود کمبود ویتامین A ،C و اسید فولیک زنان را در معرض خطر ابتلا به انواعی از سرطان قرار می دهد، گفت: تشخیص به موقع سرطان، موفقیت ۱۰۰ درصدی در درمان را می تواند به همراه داشته باشد. سرطان دهانه رحم یکی از شایع ترین سرطان ها در زنان است، این سرطان به راحتی در مراحل اولیه قابل تشخیص...
    نور آبی برای رهایی از استرس معجزه می کند محققان دانشگاه گرانادا واقع در اسپانیا دریافتند قرار گرفتند در معرض نور آبی پس از تجربه فشارهای روانی، موجب تسریع رهایی از استرس و بازیابی آرامش می شود. در این تحقیقات، منظور از فشار روانی، فشارهای کوتاه مدت و حاد ناشی از روابط اجتماعی است. برای مثال می توان به فشار حاصل از جروبحث با یک دوست یا...
    ادویه هایی با خواص آنتی اکسیدانی ادویه ها نه تنها گزینه های غذایی حاوی ویتامین، املاح و فیبر هستند، منابع غنی از آنتی اکسیدان ها برای خنثی کردن اثرات منفی رادیکال های آزاد در بدن نیز به شمار می روند. مفیدترین ادویه ها با خواص آنتی اکسیدانی که همه ما باید آنها را در رژیم غذایی خود مصرف کنیم، از این قرارند: دارچین:...
    فصل سرد را بدون آنفلوآنزا سپری کنید در سرماخوردگی تب بالاست؛ یعنی به 39/5 الی 40 درجه می رسد. همچنین استخوان درد و دردهای عضلانی شدید و لرز زیاد از علائم رایج آنفلوآنزاست. یکی از راه های مقابله با سرما خوردگی،استفاده از واکسن سرما خوردگی است. در ادامه در مورد این واکسن بیشتر بخوانید: آیا سرماخوردگی واکسن دارد؟ خیر به علت تنوع ویروس های...
    آسیب های جدی هدفون به طور کلی هدفون ها داخل یا روی گوش قرار می گیرند، معمولا افراد از این وسایل برای گوش دادن موسیقی و جدا کردن خود از محیط اطراف استفاده می کنند تا یک فضای شخصی را در هنگام راه رفتن در خیابان، مترو و اماکن شلوغ برای خود به وجود بیاورند. هدفون یک تکنولوژی رایج است و نمی...
    طرز تهیه مربا گل محمدی مربا گل محمدی علاوه بر زیبایی دارای عطر و بوی بسیار مطبوعی است. در اینجا به ذکر طرز تهیه مربا گل محمدی پرداخته ایم. در ادامه بخوانید: مواد لازم گلبرگ درشت گل محمدی 1 کیلو . آبلیمو تازه 4 قاشق شکر سفید 3 کیلو . آب 8 پیمانه طرز تهیه: یک طبقه از گل محمدی و یک...
    از سراسر وب